جستجوی پیشرفته
بازدید
7439
آخرین بروزرسانی: 1391/08/21
خلاصه پرسش
1. لطفا مستدل (عقلا و نقلا) پاسخ گویید که حد ورود روحانیت به دنیا چیست؟
پرسش
1. لطفا مستدل (عقلا و نقلا) پاسخ گویید که حد ورود روحانیت به دنیا چیست؟
پاسخ اجمالی

دنیا دارای دو جهت است:

 

یک: به عنوان امر حقیقی و واقعی، مانند وجود زمین، کرات آسمانی، وجود انسان، قدرت، علم، اراده و حیات او و دیگر حقایق نظام عالم مادی. به این لحاظ دنیا نه تنها مذموم و نکوهیده نیست بلکه نیکو و پسندیده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «دنیا مزرعه و کشتزار آخرت است».

 

دو: به عنوان غیر واقعی و امر اعتباری یعنی دنیا را هدف و نهایت آرزو و آمال قرار دادن و همه چیز را برای رسیدن به آن زیر پا گذاشتن. دنیا به این جهت مذموم و مورد نکوهش است و باعث فراموشی خداوند و آخرت می شود. پس مـال و ثروت، اگر وسیله ی تقرب به خداوند و آبادی آخرت شود نیکو و پسندیده است اما اگر باعث فراموشی خداوند و خرابی آخرت گردد نکوهیده و مذموم است.

 

آنـچـه در نـظـر اسلام، منفى است، روحیه استکبارى ناشى از ثروت است، نه خود ثروت ولى چـون غـالبا ثـروت، نـاخـواسـته چنین روحیه اى را پدید مى آورد، گاهى جمع ثروت نیز مورد نکوهش قرار گرفته است.

 

روحانیت به دلیل حساسیت جایگاه و نقش ارشاد و تربیت جامعه، در مسیر نگاه تیزبین و کنجکاوانه ی مردم قرار دارند لذا می بایست، از آلوده شدن به روحیه ی دنیاطلبی و خطرات و آسیب های ناشی از آن پرهیز نمایند.

 

پاسخ تفصیلی

از آیات قرآن و روایات استفاده مى شود که دنیا دارای دو جهت است:

 

1. به عنوان امر حقیقی و واقعی، مانند وجود زمین، کرات آسمانی، وجود انسان، قدرت، علم و حیات او و دیگر موجودات و حقایق نظام عالم مادی. به این لحاظ دنیا نه تنها مذموم و نکوهیده نیست بلکه نیکو و پسندیده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «دنیا مزرعه و کشتزار آخرت است»[1].

 

2. به عنوان امر اعتباری و غیر واقعی یعنی دنیا را هدف و نهایت آرزو و آمال قرار دادن و همه چیز را برای رسیدن به آن زیر پا قرار دادن. دنیا به این جهت مذموم و مورد نکوهش است و باعث فراموشی خداوند و آخرت می شود.

 

آنـچـه در نـظـر اسلام، منفى است، روحیه استکبارى ناشى از ثروت است، نه خود ثروت ولى چـون غالبا، به صورت نـاخـواسـته ثـروت چنین روحیه اى را پدید مى آورد، گاهى جمع ثروت نیز مورد نکوهش قرار گرفته است.

 

توجه به مسائل اقتصاد می تواند وسیله ای برای رسیدن انسانها به کمالات معنوی و دستیابی به مکارم اخلاقی باشد.

 

مال و ثروت داراى آثار مثبت و منفی است، که برخی از آنها را بررسی می کنیم: مـال و ثروت ، مـانـند مارى است که هم داراى زهر کشنده و هم داراى پادزهر است، یعنى ممکن است انسان به وسیله آن مسموم شود و هم ممکن است دفع مسمومیّت نماید.[2]

 

بـنـابـرایـن، هـمـان طور که مال، ناهنجاریهایى را در ظاهر و باطن آدمى، ایجاد مى کند، فایده هـایـى نـیـز دارد کـه زیـانـهـاى نـاشـى از آن را بـر طـرف مـى سـازد. فواید مال به دو دسته تقسیم مى شود: دنیوى و اخروى.

 

فواید دنیوی آن بر کسی پوشیده نیست و جزو بدیهیات است، و از این جهت بـیـشـتـر مـردم، بـخـش مـهـمّ عـمـر خـویـش را صرف جـمـع آورى مـال و استفاده آن مـى کـنـنـد. بر این اساس؛ تنها به ذکر برخی فـوایـد اُخـروى (دیـنـى ) مال و ثروت بسنده می کنیم:

 

الف ـ وسیله کسبِ آخرت: مـال مـى تـوانـد انـسـان را در انـجـام بـنـدگـى خـدا کمک کند. به عبارت دیگر، انسان به وسیله مـال، مـقـدّمـاتـى را فـراهـم مى سازد تا راه بندگى خدا بر او آسان شود. حضرت صادق (ع) مى فرماید: آن ثروتى که ترا از ستم باز دارد، بهتر از فقرى است که ترا به گناه وا دارد. [3]

 

عـلاوه بـر ایـن، عـبادتهاى بزرگى در اسلام تشریع شده که جز از عهده ثروتمندان بر نمى آید مانند: جهاد با مال در راه خدا، حجّ و زیارت، خمس و زکات، اطعام مؤمن و برآوردن نیازهاى او، قرض الحسنه و غیره . بطور مثال، قرآن درباره قرض الحسنه مى فرماید: کیست که به خدا قرض الحسنه دهد، تا خدا بر آن چند برابر بیفزاید؟[4]

 

ب ـ کمک به دیگران: ثـروتـمـنـدان مـى تـوانـنـد بـه هـمـنـوعـان خـود کـمـک کـنـنـد، و بـا دادن صـدقـه و بـخـشـش مال، رضایت الهى را کسب نمایند. قرآن کریم مى فرماید: اى کسانى که ایمان آورده اید! از آنچه به شما روزى داده ایم، انفاق کنید. [5] این گونه انفاقها، عـلاوه بـرایـنـ کـه بـه رفـاه حـال مـحـرومـان کـمـک مـى کـنـد، خـصـلت نـیـکـو و بـذل و بـخـشـش را در دل مـؤمـن ایـجـاد مـى کـنـد و صـفـت نـاپـسـنـد بخل و حرص را از آن مى زداید.

 

ج ـ انجام امور خیریّه: اگر ثـروتـمـنـد، امـوال خـود را بـراى رضـاى خـدا در کـارهـاى عـامّ المـنـفـعـه ، مـثل ساختن مسجد، پل، بیمارستان و... مصرف کند، سالها از دعاى خیر مردم، بهره مند مى شود و پـرونـده ی  عـمـل وى حـتـى پـس از مـرگـش بـسـتـه نـشـده و بـراى او حـسـنـه نـوشـتـه مـى شـود.

 

د- تـزکـیـه نـفس: انسان مى تواند به کمک مال و انفاق آن، در راه خدا خود را از آتش شعله ور جهنّم حـفـظ کـنـد، و بـا صـرف مـال در راه خـیـر، باعث تزکیه نفس خویش گردد، خدا به پیامبرش مى فرماید: از مالهاى ایشان صدقه بگیر تا به وسیله آن ، ایشان را پاک گردانى و بر ایشان درود فرست که دعا و درود تو مایه ی آرامش آنهاست. [6]

 

ه- عزّت نفس: انسانى که از نظر اقتصادى در وضعِ خوبى به سر مى برد، و بر اثر تلاش و زحمت، خود را از دیگران بى نیاز مى کند، عزّت و شرافت خود را حفظ کرده است.

 

امام صادق (ع) فرمود: اى بنده ی خدا عزّت خویش را حفظ کن . راوى سؤال کرد عزّتم چیست قربانت گردم ؟ فرمود: صبح زود رفتن به بازار (و کار وتلاش ) و در نتیجه گرامى داشتن خود. [7]

 

اما اگر انـسـان تـوجـّه نداشته باشد، و آن گونه که دین اسلام دستور داده است ، حرکت نکند، و ثروت در اختیارش را در مسیر کمال و به درستی بکار نگیرد، بـا هـمـه خـوبـیـهـا و فوایدى که دارد، گاهى مشکل آفرین و فساد آور است . اگر انسان به بـیـمـارى (مـال دوسـتـى ) و (دنیا طلبى ) گرفتار شود، و ثروت اندوزى را هدف خود قرار دهد، از کمالات روحى و اخلاقى باز مانده و باعث ایجاد رذایل اخلاقى فراوانى در نفس او مى شود که به چند نمونه اشاره مى کنیم :

 

الف ـ غفلت از یاد خدا: فلسـفـه وجـودى انـسـان ، بـنـدگـى خـدا و بـا یـاد او زیـسـتـن اسـت ، ولى مـال دوسـتـى، انـسـان را از یـاد خـدا غـافـل مـى کـنـد، و چـون طـبـیـعـت انـسـان، بـه مـال گـرایـش دارد، در جـمـع و حـفـظ آن مـى کـوشـد. مـشـغـول شـدن ذهـن و دل به جمع آورى و افزودن مال با عبادت و یاد خدا منافات دارد. قرآن کریم مى فرماید: اى کـسـانـى کـه ایمان آورده اید! ثروت و فرزندانتان شما را از یاد خدا باز ندارند وکسانی که چنین کنند، زیانکارند. [8]

 

شخص ثروتمند، قدرت انجام گناهان بیشترى را دارد، چرا که توانایى مالى و امکانات او بیشتر است، در حـالى کـه انـسـان فـقـیـر از چـنین امکاناتى برخوردار نیست . حضرت على (ع) مى فرماید: فراوانى مال، پست مى کند و سرکش مى نماید و نابود مى گرداند. [9]

 

ب ـ تکبّر: تکـبر، یـکـى از صفات ناپسند اخلاقى است، که در روایات به پست ترین و پایین ترین درجه برگشت از حقّ، تعبیر شده است. [10] یـکـى از مـوجـبـات کـبـر، ثروتمندى است از این رو، این صفت زشت، بیشتر در میان ثروتمندان، رواج دارد. اغـنـیـا نسبت به فقرا تکبّر مى ورزند و دل آنان را با گفتار و رفتار متکبّرانه خود مى آزارند.

 

قـرآن کـریـم، مـال زیاد را باعث طغیانگرى، عیّاشى و گردنکشى در برابر رسولان الهى مى داند و مى فرماید: مـا هـیـچ بـیـم دهـنـده اى را به قریه اى نفرستادیم، جز آنکه توانگران عیّاش آن قریه گفتند: مابه رسالت شما ایمان نمى آوریم.[11]

 

در هر صورت اگر چه در طول تاریخ انسان های زیادی نظیر قارون ها و فراعنه مصر به دلیل گرفتار آمدن در حب مال دنیا و اسارت در هواهای نفسانی و تکبر و غرور ناشی از آن جامعه را آلوده و نیز به هلاکت ابدی رسیده اند، اما انسان هایی نیز بوده اند که به دلیل دارا بودن کمالات نفسانی با استفاده صحیح از ثروت و دارایی هاشان خدمات بزرگی به جامعه بشری نموده اند از جمله ی این انسان های کامل می توان به حضرت خدیجه (س) اشاره نمود که با استفاده از ثروتش، خدمات بی شماری به پیشرفت اسلام و تحقق اهداف مبارک پیامبر مکرم اسلام نمود.

 

بهر حال وظایف و مسئولیتهای  روحانیت، بدلیل حساسیت جایگاه ایشان، که نقش ارشاد و تربیت جامعه را بر عهده دارند به مراتب سنگین تر است و این قشر عظیم و تأثیرگذار که در مسیر نگاه تیزبین و کنجکاوانه ی مردم قرار دارند می بایست، از آلوده شدن به روحیه ی دنیاطلبی و ثروت اندوزی (که از مصادیق ثروت مذمومند) و خطرات و آسیب های ناشی از آن پرهیز نمایند.

 

اگر بخواهیم منشوری پر محتوا و کامل در ارتباط با این وظایف و مسؤلیتها جستجو کنیم، و انتظارات مردم از ایشان را بشناسیم، سیره و روش اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بهترین آنهاست: اهـل بیت عصمت و طهارت (ع) نسبت به محرومان و فقراى جامعه، احساس مسئوولیت و ابراز همدردى مى کـردنـد و خـودشـان نـیـز چـون پایین ترین آنان زندگى مى کردند، تا احساس حقارت و کمبود در آنها ایجاد نشود. از دیگر خصوصیات بارز معصومین علیهم السلام همدردى و شرکت عملى در غم مستمندان و محرومان، بوده است.

 

امیرمؤ منان علی (ع ) که در دوره خلافتش بیش از هر زمان دیگر زاهدانه زندگى کرد، بارها به فلسفه عمیق چنین کارى تصریح کرده ، مى فرمود: خداوند بر پیشوایان حق واجب کرده که زندگى خود را با طبقه ضعیف تطبیق دهند، تا رنج فقر، مستمندان و محرومان را ناراحت نکند.[12] همچنین، پیروان خویش را از کم لطفى نسبت به محرومان، سخت بر حذر داشته و چنین هشدار مى دهد: بـرادران نـاتـوانـتـان را تـحـقیر نکنید، زیرا هر کس مؤمنى را کوچک شمارد خداوند، آن دو را در بهشت جمع نمى کند مگر این که توبه کند. [13]

 

پس بر رهبران دینی و حاکمان و قشر روحانیت است که با تأسی به اهل بیت (ع)، از هیچ گونه کمکى نسبت به محرومان دریغ نورزند و حتی الامکان با در نظر گرفتن شرایط زمان و مکان، بمنظور همدردی با ایشان از روی آوردن به تجملات و ثروت اندوزی پرهیز نمایند.

 



[1] (الدُّنیا مَزْرَعَةُ الآخِرَة)، بحار الانوار : 70 / 148 ، باب 124 .

[2] حقایق، فیض کاشانى، ص 109، دارالکتاب العربى .

[3] (غِنىً یَحْجُزُکَ عَنِ الظُّلْمِ، خَیْرٌ مِنْ فَقْرٍ یَحْمِلُکَ عَلَى الاِْثْمِ)، فروع کافى، ج 5، ص 72.

[4] (مَنْ ذَالَّذى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ اَضْعافاً کَثیرَةً)، بقره، 244.

[5](یااَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اَنْفِقُوا مِمّا رَزَقْناکُمْ)، بقره، 254.

[6] (خُذْ مِنْ اَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکّیهِمْ بِها وَصَلِّ عَلَیْهِمْ اِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ)، توبه ، آیه 103.

[7] (یـا عـَبـْدَاللّهِ احـْفـَظْ عـِزَّکَ. قـالَ: وَمـا عـِزّى جـُعـِلْتُ فـِداکَ؟ قـالَ: غـُدُوُّکَ اِلى سـُوقِکَ وَاِکْرامُکَ نَفْسَکَ... )، بحارالانوار، ج 78، ص 352.

[8] (یـا اَیُّهـَاالَّذیـنَ امـَنـُوا لا تـُلْهـِکـُمْ اَمْوالُکُمْ وَلا اَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِاللّهِ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَاُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ)، منافقون ، 90.

[9] (ثَرْوَةُ الْمالِ تُرْدى وَتُطْفى وَ تُفْنى )، غررالحکم ، ج 3، ص 351.

[10] بحارالانوار، ج 73، ص 231.

[11](وَما اَرْسَلْنا فِى قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ اِلاّ قالَ مُتْرَفُوها اِنّا بِما اُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ)، سباء، 34.

[12] (اِنَّ اللّهَ فـَرَضَ عـَلى اَئِمَّةِ الْحـَقِّ اَنْ یـَقـَدِّروُا اَنـْفـُسـَهـُمْ بـِضـَعـَفـَةِ النـّاسِ کـَیـْلا یَتَبَیَّغَ بِالْفَقیرِ فَقْرُهُ)، نهج البلاغه ، فیض ، خطبه 200، ص 663.

[13] (لا تُحَقِّرُوا ضُعَفاءَ إِخْوانِکُمْ فَإِنَّهُ مَنِ احْتَقَرَ مُؤْمِناً لَمْ یَجْمَعِ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُما فىِ الْجَنَّةِ إِلاّ اءَنْ یَتُوبَ)، بحارالانوار، ج 72، ص 42.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    634189 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    466217 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    462126 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    414259 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    393103 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    390675 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    349750 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    335757 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    320569 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    309288 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...