جستجوی پیشرفته
بازدید
6783
تاریخ بروزرسانی 1393/06/06
خلاصه پرسش
آیا بین عدم مسئولیت پیامبر(ص) در قبال ایمان مردم و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر منافات نیست؟!
پرسش
در مواردى از قرآن خداوند به پیامبرش خطاب فرموده که تو مسئول ایمان مردم نیستى، و... آیا این موارد با امر به معروف و نهى از منکر جهاد ابتدایى منافات ندارند؟
پاسخ اجمالی

آیاتى از قرآن، پیامبر (ص) را مسئول ایمان مردم نمى‏داند و این بدان معناست که ایمان آوردن مردم بر عهده‏ى پیامبر اکرم (ص) نیست؛ زیرا ایمان امرى است قلبى و امور قلبى اجبار بردار نمى‏باشد، بلکه تحقق آن مقدماتى را نیاز دارد و انسان پس از آن مقدمات است که ایمان یا کفر را انتخاب مى‏کند.

 

پیامبر (ص) موظف به فراهم سازى آن مقدمات بود. او موظف بود مردم را به تعالیم اسلام دعوت کند و فضاى لازم را براى ایمان آوردن مردم فراهم سازد به گونه‏اى که در برابر کسانى که ایمان نمى‏آورند هیچ کوتاهى‏اى از ناحیه‏ى خدا و رسولش صورت نگرفته باشد.

 

امر به معروف و نهى از منکر و جهاد ابتدایى در اسلام، در راستاى وظیفه‏ى تبلیغ و هدایت و اجراى تعالیم اسلام تشریع شده است نه براى اینکه مردم به اجبار ایمان بیاورند.

 

در اسلام جهاد از ماهیت دفاعى برخوردار است و تجاوز به تمام انحاى آن محکوم شده است. لکن دفاع، گاهى از حقوق شخصى است و گاهى از حقوق ملى و گاهى از حقوق انسانى. و ما بر این باوریم که ایمان و توحید و حرکت مردم در صراط مستقیم از نوع سوم است. از این رو مى‏توان با دیگران که مانع بسط توحید هستند، جنگید، و این در واقع دفاع است نه تجاوز. اما چون ایمان اجبار بردار نیست، چنین جنگى براى این است که موانع تبلیغ و دعوت برداشته شود، نه این که توحید تحمیل گردد. و امر به معروف و نهى از منکر نیز در همین راستا ارزیابى مى‏گردد.

پاسخ تفصیلی

پاسخ گویى به چنین سؤالى در پرتو شناخت و تصور صحیح از مسأله‏ى ایمان و امر به معروف و نهى از منکر و جهاد ابتدایى میسر مى‏باشد. ایمان از دو رکن ترکیب یافته است. از طرفى باید فکر و عقل آن را بپذیرد و از طرف دیگر، دل بدان گرایش پیدا کند و هیچ یک از این دو در قلمرو زور و اجبار نمى‏باشند. نه مى‏شود با اجبار به چیزى دل بست و بدان محبت ورزید و نه مى‏شود با اجبار فکر و عقیده‏اى را پذیرفت.[1] از این رو است که قرآن مى‏فرماید: "لااکراه فى الدین...".[2] و یا خداوند به پیامبرش اینگونه خطاب مى‏کند: "قل الحق من ربکم فمن شاء فلیومن و من شاء فلیکفر".[3] و یا این که آن وجود مبارک باید مردم را در انتخاب ایمان آزاد بگذارد[4] و از ایمان نیاوردن مردم، بیش از حد غصه نخورد و بر خود سخت نگیرد. قرآن در این باره مى‏فرماید: "اى پیغمبر گویى مى‏خواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى به خاطر اینکه آنها ایمان نمى‏آورند".[5]

 

همه‏ى این آیات به صراحت بیان مى‏دارند که اعتقاد و دین و ایمان از امور قلبیه مى‏باشند و در این وادى اکراه و اجبار کارایى ندارد. و اگر خداوند به پیامبرش این گونه خطاب مى‏فرماید که: "فذکر انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر"[6]، دقیقاً در همین راستا مى‏باشد و آن جناب تنها مأمور بود مردم را به سوى خداوند بخواند، آن هم با حکمت و منطق و برهان و با موعظه‏ى نیک.[7]

 

به عبارت دیگر، براى تحقق ایمان مقدماتى لازم است و انسان پس از آن مقدمات است که ایمان یا کفر را انتخاب مى‏کند و پیامبر عظیم الشأن اسلام، موظف به فراهم سازى آن مقدمات بود. او موظف بود مردم را به تعالیم اسلام دعوت کند و فضاى لازم را براى ایمان آوردن مردم فراهم سازد، به گونه‏اى که در برابر کسانى که ایمان نمى‏آورند هیچ کوتاهى از ناحیه‏ى خدا و رسول صورت نگرفته باشد.

 

امر به معروف و نهى از منکر و جهاد ابتدایى هم در راستاى وظیفه‏ى تبلیغ و هدایت و اجراى تعالیم اسلام تشریع شده است نه براى این که مردم به اجبار ایمان بیاورند. همه تجاوز را بد مى‏دانند اما هر جنگى تجاوز نیست و آن جنگى که به منظور دفاع از خود یا ملت و حقوق آنان صورت مى‏گیرد نه تنها بد نیست، بلکه مقدس شمرده مى‏شود.

 

در قرآن هم به این نوع از جهاد اشاره شده است[8]. اما باید توجه نمود که حقوق، گاه شخصى و یا محدود به یک ملت است، گاه از محدوده‏ى یک شخص و یک ملت فراتر است و مربوط به همه‏ى انسان‏ها مى‏باشد، مثلاً حق آزادى که اختصاص به یک ملت و یا شخص ندارد، بلکه حقّ همه‏ى انسانهاست که باید از این نعمت بهره‏مند باشند و دفاع از چنین حقى حتى نیاز ندارد که از طرف مقابل تقاضاى کمکى بشود.

 

به عبارت دیگر، ممکن است کسى که در اسارت به سر مى‏برد و در غل و زنجیر است، خودش متوجه نباشد و تقاضاى کمک هم نکند، اما اگر فردى از این امر آگاه باشد و توان نجات او را هم داشته باشد، در چنین صورتى اگر به نجات و رهایى او اقدام کند، همه از چنین عملى به عنوان "دفاع مشروع" ستایش مى‏کنند و چون جنبه‏ى شخصى و ملى ندارد و به جنبه‏ى انسانى مربوط است با تقدس بیشترى از آن یاد مى‏کنند.[9]

 

امر به معروف و نهى از منکر هم مصداق دفاع از حقوق انسانى مى‏باشد. در امر به معروف و نهى از منکر از ارزش‏هاى معنوى دفاع مى‏شود که به قوم و ملتى اختصاص ندارد. و در واقع، چنین دستورى براى این است که انسان‏ها به سوى خدا دعوت شوند؛ اگر چه بعضى از مراتب، امر به معروف و نهى از منکر به اجبارهاى عملى منجر مى‏شود اما این اعمال براى آن نیست که مردم به اجبار ایمان بیاورند، بلکه بدین جهت است که زمینه براى هدایت مردم در جامعه فراهم شود، صحنه‏ى جامعه پاکسازى گشته و خار راه از مسیر برداشته شود تا ره پویان به مقصد واصل گردند.

 

ایمان و توحید هم جزو حقوق انسانى محسوب مى‏گردد؛ زیرا دین و توحید، صراط مستقیم است[10] و سعادت عموم انسان‏ها به آن بستگى دارد از این رو نمى‏تواند یک امر شخصى تلقى گردد. و از این جهت جنگیدن با دیگرى به خاطر تحمیل نمودن توحید نمى‏باشد؛ زیرا توحید تحمیل بردار نیست، بلکه براى آن است که موانع تبلیغ و دعوت برداشته شود و لذا مى‏توان گفت ما طرفدار آزادى فکر هستیم نه آزادى عقیده؛ زیرا فکر به معناى استدلال و منطق مى‏باشد و عقیده به معناى گره خوردگى و چه بسا عقایدى که از هیچ مبناى فکرى برخوردار نمى‏باشند؛ یعنى بر مبناى تقلید صرف یا عادت مى‏باشند و چنین عقایدى انسان را به اسارت مى‏کشاند و...، در این صورت جنگ با چنین عقایدى که توجیه منطقى ندارد، در راستاى آزادى بشر از قید و اسارت تقلید کورکورانه تلقى مى‏گردد و در واقع دفاع از آزادى بشر است نه جنگ بر علیه آزادى بشر.[11]

 

سرّ این که ایمان و توحید، حق مسلّم فطرت بشرى است و جزو حقوق انسانى محسوب مى‏گردد، این است که ایمان و توحید، مایه‏ى حیات فرد و جامعه است. همان طور که امیرمؤمنان على (ع) فرمود: "التوحید حیاة النفس"[12] و قرآن کریم نیز کافر را به خاطر محرومیت وى از توحید، مرده مى‏داند و او را در مقابل "زنده" ذکر مى‏کند: "لینذرمن کان حیاً و یحق القول و على الکافرین"[13]

پس مجموع آیات و روایات نشان مى‏دهد که:

اوّلاً توحید مایه‏ى حیات معنوى فرد و جامعه انسانى است، ثانیاً این مایه‏ى حیات حق مسلّم همه‏ى بشریت است و تمام انسان‏ها حق استفاده‏ى از آن را دارند. افزون بر این، حیات چون حقّى است که خالق بشریت آن را هبه کرده، نه تنها نمى‏توان دیگران را از آن بازداشت، بلکه خود را نیز نمى‏توان از آن محروم ساخت.

 

بنابراین، دفاع از حق فطرى انسان‏ها لازم و مبارزه با عامل کفر و شرک ضرورى است؛ یعنى همان طور که اگر فرد یا گروهى خواستند به حیات ظاهرى فرد یا جامعه‏اى آسیب برسانند و آنها را از بین ببرند، دفاع لازم است، به همان صورت اگر فرد یا گروهى درصدد بودند تا حیات معنوى فرد یا جامعه‏اى را مصدوم نموده و آنها را کافر کنند یا جلوى اسلام (و ایمان) آنان را بگیرند، دفاع لازم خواهد بود.

 

از این رو جنگ و جهاد نیز که از مهمترین برنامه‏هاى دینى اسلامى به شمار مى‏رود، حتماً باید همراه با شاخصه‏هاى اصلى آن که رحمت و احیاى حقوق انسانى و دفع خارهاى راه سعادت و حیات معنوى مى‏باشد، در نظر گرفته شود. "لولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض و لکن اللَّه ذوفضل على العالمین"[14] "لولا دفع اللَّه الناس بعضهم ببعض، لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجدُ یذکر فیها اسم اللَّه کثیراً".[15] و حفظ زمین از تباهى و صیانت مراکز مذهبى از ویرانى، رحمتى است که بدون دفع مهاجم و طرد مزاحم ممکن نخواهد بود، لذا دفع اینگونه از موانع و برداشتن این خارهاى راه و رجم و رمى رهزنها جزو کارهاى خیر و از مصادیق بارز رحمت الاهى به شمار خواهد آمد.[16]

 

خلاصه این که پیامبر عظیم الشأن اسلام، مسئول ایمان مردم نیست، او وظیفه داشت که محیط و فضا را براى پذیرش اختیارى ایمان را از طرف مردم، فراهم سازد و امر به معروف و نهى از منکر جهاد ابتدایى هم در همین راستا، در اسلام تشریع شده است.[17]

 

 

[1] ر ک نمایه ی: اکراه در دین.

[2] بقره، 256، "در دین اکراهى نیست".

[3] کهف، 29، بگو: "دین حق است از سوى پروردگارتان! هر کس مى‏خواهد ایمان بیاورد و هر کس مى‏خواهد کافر گردد".

[4] یونس، 99، "و اگر پروردگار تو مى‏خواست، تمام کسانى که روى زمین هستند همگى (به اجبار) ایمان مى‏آوردند؛ آیا تو مى‏خواهى مردم را مجبور سازى که ایمان بیاورند؟!"

[5] "فلعلّک باخع نفسک الاّ یکونوا مؤمنین"، (شعراء، 3)؛ "فلعلک باخع نفسک على آثارهم ان لم یومنوا بهذا الحدیث اسفا"، (کهف، 6).

[6] غاشیه، 22، "سپس تذکر ده که تو فقط ذکر دهنده‏اى، تو سلطه بر آنها ندارى که آنها را بر ایمان مجبور سازى"؛ ر.ک: المیزان، ج 6، ص 162 - 165.

[7] "ادع الى سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة و جادلهم بالتى احسن"، (نحل، 125).

[8] "قاتلوا فى سبیل اللَّه الذین یقاتلونکم"، (بقره، 190)؛ "اذن للذین یقاتلون بانهم ظلموا..." (حج، 41 - 38)؛ "وقاتلوا المشرکین کافة کما یقاتلونکم کافة" (توبه، 36).

[9] در قرآن هم آمده است: "ومالکم لاتقاتلون فى سبیل اللَّه والمستضعفین..."، (نساء، 75)، چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانى که به دست ستمگران، تضعیف شده‏اند پیکار نمى‏کنید. پس براى نجات مظلومین از چنگال‏اسارت مستکبرین باید جنگید و چنین جنگى دفاع از حق انسانى تلقى مى‏شود و در اسلام فقط جنگ دفاعى تجویز شده است، اما مفهوم جنگ دفاعى از شمول و گستردگى خاصى برخوردار است. (جنگ و جهاد ابتدایى مصطلح نیز ماهیت دفاعى دارد).

[10] به هر حال در یک اصل و کبرى کلى همه اتفاق دارند که جنگ باید به عنوان دفاع باشد و نزاع در این است که چه جنگ‏هایى دفاعى مى‏باشند؛ یعنى نزاع در صغرى است.

[11] ر.ک: جهاد و موارد مشروعیت آن در قرآن، شهید مطهرى، ص 5 - 70.

[12] شرح غرر الحکم، ج 1، ص 145.

[13] یس، 70؛ (هدف این است که افرادى را که زنده‏اند، انذار کند و بر کافران اتمام حجت شود و فرمان عذاب بر آنها مسلم گردد). (تفسیر نمونه، ج 1، ص 438).

[14] بقره، 251، "اگر خدا بعضى از مردم را به وسیله‏ى بعضى دیگر دفع نمى‏کرد، زمین تباه مى‏شد، ولى خدا بر جهانیان فضل و کرم خویش را ارزانى مى‏دارد".

[15] حج، 40، "اگر خدا بعضى را به وسیله‏ى بعضى دیگر دفع نکرده بود، دیرها و صومعه‏ها و معابد یهود و نصارا و مسجدهایى که نام خدا به فراوانى در آن برده مى‏شود، ویران مى‏گردید.

[16] ر.ک: جوادى آملى، عبداللَّه، حماسه و عرفان، ص 23 - 27.

[17] براى آگاهى بیشتر رجوع شود به: تفسیر المیزان، ج 2، ص 61 - 71 ؛ ج 2، ص 342 - 343 ؛ ج 6، ص 162 - 165.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    736048 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    468460 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    327551 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    319500 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    308018 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود.نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ثنای الاهی شروع ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    273774 حقوق و احکام 1387/12/04
    پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است: [1] حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر ناخن کاشته شده قابل برداشتن نبوده یا ازاله آن مستلزم ضرر و مشقّت باشد ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    260225 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    259182 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    256314 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را هفده تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    200098 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

7282  نفر