جستجوی پیشرفته
بازدید
27673
تاریخ بروزرسانی 1393/06/10
خلاصه پرسش
موضع اسلام در رابطه با دموکراسی چیست؟
پرسش
موضع دین اسلام را در رابطه با دموکراسی بیان کنید؟
پاسخ اجمالی

دموکراسی شیوه ای است برای اداره ی جامعه. احترام به رای اکثریت و آزادی های فردی و مدنی و... از ویژگی های بارز آن است.

 

گرچه تلازمی بین اکثریت و حقانیت[i] نیست، اما اکثریت می تواند، فعلیت بخش[ii] باشد یا با مقبولیت خود زمینه ساز تحقق حکومتی گردد. از دیدگاه اسلام ، تا مردم و اکثریت، حکومتی را نپذیرند عملا زمینه های تحقق حکومت فراهم نیست.

 

از دیدگاه اسلام مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند و در پرتو حکومت اسلامی از آزادی های فردی و اجتماعی بهره می برند.[iii]

 

البته اسلام بعضی از مولفه های دموکراسی به مفهوم غربی آن را نمی پذیرد. در اسلام رأی اکثریت اگر با کرامت انسانی[iv] در تضاد باشد، از اعتبار برخوردار نیست و مشروعیت ندارد، اما مولفه های دیگر دموکراسی به مراتب بهتر و زیباتر در اسلام مندرج است. به عبارت دیگر دین و دموکراسی نه تباین تام دارند نه توافق تام ، در واقع آنچه اسلام می پذیرد دموکراسی دینی[v] است.

 

نظام جمهوری اسلامی ایران یکی از مصادیق روشن تعامل اسلام و دموکراسی است. امام خمینی (ره) در مقام یک مرجع دینی و فقیه جامع الشرایط با پایه گذاری جمهوری اسلامی در ایران ثابت کرد که اسلام و دموکراسی نه تنها هیچ تباین و تضادی با هم ندارند، بلکه این دو قابل جمع و تعامل اند و اسلام دموکراتیک ترین  شیوه را برای اداره ی جامعه با تکیه بر آرای مردم دارد.

 

و مؤید این معنا آیاتی است که درباره ی مشورت پیامبر (ص) با مردم و مشارکت دادن آنان در مسائل سیاسی – اجتماعی و بهره گیری از نظریات آنان،[vi] و آزادی عقیده و بیان،[vii] نازل شده است.

 

و بر این معنا روایات و تاریخ و سیره ی معصومان (ع) هم گویاست.[viii]

 

 

[i] به عبارت دیگر، گرچه مشروعیت از ناحیه ی اکثریت اعطاء نمی گردد، اما مقبولیت در دست اوست.

[ii] برای توضیح این نکته توجه به مثالی که در پی می آید، سودمند است. فرض کنید چند فقیهی به نحو اقتضا صلاحیت برای تصدی حکومت اسلامی را داشته باشند، اما با رای اکثریت و گرایش عموم مردم به یک فقیه، ولایت در او فعلیت می یابد و او باید متصدی حکومت گردد.

[iii] در این زمینه رجوع کنید به:

الف- هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، ص117-138.

ب- نمایه: رابطه ی مردم و حکومت در اسلام.

[iv] در این زمینه رجوع کنید به نمایه: انسان و کرامت.

[v] یعنی دموکراسی در جامعه ای که اکثریت آن مسلمان اند، در چهارچوب مبانی دینی و شرعی مطرح است. آنان با اختیار و اراده ی خود اسلام را پذیرفته اند و این معنا را قبول کرده اند که احکام و شریعت اسلامی پیاده شود و ارزش های اخلاقی – دینی در جامعه رواج پیدا کند.

[vi] آل عمران، 159، «پس به لطف خداست که با آنان نرم خو شدی، و اگر درشت خود و سخت دل بودی، از پیرامونت پراکنده می شدند، پس بر آنها ببخشای و... و در کارها با آنان مشورت نما...».

[vii] غاشیه، 21 و 22؛ زمر، 17 و 18.

[viii] نهج البلاغه، خ 207.

پاسخ تفصیلی

برای دست یابی به جواب توجه به نکاتی ضرورت دارد:

 

1. "دموکراسی"، اصطلاحی است مشتق از واژه ی یونانی (Demokratia) که در آن پیشوند "دموس" به معنا و مفهوم اداره ی امور خارجی کشور – در برابر پولیس (Polis)، اداره ی امور داخلی کشور– به کار می رود.[1]

 

دموکراسی امروزه در اصطلاح سیاسی به مفهوم برتری قدرت آرمان خواهانه ملی و اداره ی حکومت به وسیله ی ملت است.[2] البته، دموکراسی به ویژه به عنوان یک سیستم عملی و اجرایی، مورد توافق دانشمندان علوم سیاسی نیست.[3]

 

2. حکومت مردم بر مردم که در فارسی از آن به مردم سالاری تعبیر می شود،[4] از ویژگی زیر برخوردار است:[5]

 

الف- احترام به آزادی های اساسی به ویژه احترام به آزادی عقاید، آزادی مطبوعات، آزادی اجتماعات.

 

ب- تکیه گاه مردمی داشتن و برای ایجاد اصلاحات به خشونت متوسل نشدن.

 

دموکراسی شیوه ای از سازماندهی جامعه است به نحوی که بتواند همه ی تحولات ضروری را بدون توسط به انقلاب های خشونت آمیز پذیرا باشد. به بیانی دیگر دموکراسی نظریه ای است برای اداره ی جامعه و روش مؤثری است برای تبدیل انقلاب ها به اصلاحات.

 

ج- روش و ابزاری است برای حل مشکل قدرت و پیش گیری از استبداد.

 

ویژگی هایی که تا این جا برای دموکراسی برشمرده شد، ویژگی های معقول و پسندیده ای است که ظاهراً تعارضی با دیدگاه های اسلام در زمینه ی مسائل سیاسی – اجتماعی ندارد.

 

د- از ویژگی های دیگر دموکراسی که امروزه در کشورهای غربی پذیرفته شده است و تحت عنوان "حقوق بشر" روی آن مانور داده می شود، پذیرش بدون قید و شرط خواست های مردم است. حتی اگر این خواسته ها مخالف شأن و کرامت انسانی باشد. مانند به رسمیت شناختن ازدواج هم جنس و ... که یقیناً این ویژگی از دموکراسی مورد پذیرش اسلام نیست. اساساً فلسفه ی بعثت و ارسال رسل برای مبارزه با این گونه خواسته های بشری و سوق دادن آنان به سوی شأن و کرامت انسانی بوده است.

 

اتفاقاً اکثریتی که در قرآن مورد سرزنش و مذمت قرار گرفته،[6] همین اکثریت است. اکثریتی که دعوت پیامبران را که دعوت به سعادت، هدایت و کمال بود، مخالف خواسته های خویش می دیدند و بدون تعقل و اندیشه به مخالفت بر می خاستند.

 

حال با عنایت به مقدمات مطروحه، نگاهی می اندازیم به دیدگاه های موجود نسبت به موضع اسلام در قبال دموکراسی (مردم سالاری) :

 

1. یک نظر این است که اساساً دین و دموکراسی دو مفهوم متباین هستند و هیچ ارتباطی با هم ندارند؛ زیرا که دموکراسی یا مردم سالاری شیوه ای است که در حوزه ی مسائل سیاسی و حکومتی کاربرد دارد و دین هیچ ربطی به مسائل سیاسی ندارد.

 

این دیدگاه کسانی است که معتقدند دین از سیاست جداست؛ زیرا گستره و قلمرو دین در نظر اینان امور شخصی و رابطه ی انسان با خدا و اعتقاد به آخرت را شامل می شود و ربطی به مسائل اجتماعی و سیاسی ندارد.

 

2. نظریه دیگر آن است که میان این دو مفهوم، تناقض وجود دارد و با هم سازگار نیستند؛ زیرا دموکراسی برای آرا و افکار مردم ارزش مطلق قائل است و این از مفهوم دموکراسی جدایی ناپذیر است، در حالی که اسلام چنین ارزش مطلقی را برای رأی مردم قائل نیست. به عنوان نمونه اگر اکثریت مردم یک جامعه رأیشان بر این باشد که دین در آن جامعه حاکم نباشد، این از نظر دموکراسی پذیرفته است، اما مورد پذیرش اسلام نیست.

 

دو گروه در این قسمت جای دارند، در یک طرف آن متشرعینی قرار دارند که برای آرا و نظریات مردم هیچ ارزشی قایل نیستند، و در طرف دیگر آن دین ستیزانی که از سر عناد نمی خواهند دین را در رأس حکومت ببینند. گروه اوّل از موضع حمایت از دین و حکومت دینی و با رویکردی ضد دموکراتیک آن دو را قابل جمع نمی دانند و گروه دوم به حکومت دموکراتیک باور دارند و دین را ضد دموکراسی می دانند.

 

3. تلقی دیگر این است که رابطه اسلام با دموکراسی نه تباین تام است و نه تطابق تام؛ یعنی رابطه ی دین و دموکراسی رابطه ی عام و خاص است. طبق این نظر دموکراسی انواعی دارد که بعضی از آنها غیر دینی، بعضی ضد دینی و بعضی دینی است و دموکراسی دینی مورد پذیرش اسلام است. ماهیت این نوع از دموکراسی، تفاوتی با سایر دموکراسی ها ندارد. تنها ویژگی این نوع از دموکراسی دینی بودن آن است.

 

دموکراسی از نگاه امام خمینی(ره)

 

امام خمینی (ره) در مقام یک مرجع دینی که خود بنیان گذار یکی از دموکراتیک ترین نظام های دنیا در قالب "جمهوری اسلامی" است، با پایه گذاری نظام اسلامی در ایران ثابت کرد که اسلام و دموکراسی نه تنها هیچ تباین و تضادی با هم ندارند، بلکه این دو با هم قابل جمع و تعامل اند و اسلام دموکراتیک ترین شیوه را برای اداره ی جامعه با تکیه بر مردم دارد.

 

اگر دموکراسی را روشی تعریف کنیم که بر اساس آن اراده ی آزاد انسان ها در انتخاب حاکمان خود و یا بر کناری آنها و تعیین سرنوشت خود، دخیل باشد و در واقع شیوه ی حکومت بر مبنای رأی اکثریت باشد، این مطلب با مبانی امام (ره) در تضاد نیست. امام در این باره می گوید:

 

«این جا آرای ملت حکومت می کند. این ملت است که حکومت را در دست دارد... و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد».[7]

 

تأکید امام (ره) بر نقش محوری مردم در تعیین سرنوشت خود، در تذکرات به دولت، نمایندگان و ... کاملاً مشهود است.

 

حضرت امام (ره) در جایی در مقام توصیه به نمایندگان مجلس که بر خلاف مسیر ملت حرکت نکنند، می فرماید: « اگر می خواهید مطابق با میل خودتان (به) دموکراسی عمل بکنید، دموکراسی این است که آرای اکثریت و آن هم این طور اکثریت، معتبر است. اکثریت هر چه گفتند آرایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد، شما ولی آنها نیستید که بگوئید این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم، شما وکیل آنها هستید[8]».

 

این سخنان به روشنی بیانگر این است که امام (ره) معتقد به تعیین سرنوشت افراد هر جامعه و هر ملتی به دست و با رأی خود آنها بودند. امام خمینی (ره) بر این باور بود که «در اسلام دموکراسی مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال، مادامی که توطئه در کار نباشد»[9] این عقیده ی رهبری نظام اسلامی در قانون اساسی متبلور است.

 

در قانون اساسی جمهوری اسلامی تعامل اسلام و دموکراسی به وضوح نمایان است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، حکومت دینی و حکومت دموکراتیک دو حوزه ی جدا از یکدیگر نیستند، بلکه این دو رابطه ای مشروط کننده و تعیین بخش با یکدیگر دارند، به نحوی که می توان گفت بر پایه ی روح و منطق قانون اساسی، حکومت اسلامی لزوماً حکومتی دموکراتیک است و شاید به همین جهت باشد که بنیان گذار جمهوری اسلامی با برگزیدن عنوان "حکومت اسلامی" برای چنین نظامی موافقت نکرد و بر نام گذاری آن به "جمهوری اسلامی" اصرار ورزیده اند.

 

در قانون اساسی جمهوری اسلامی، فصل سوم، اصل نوزدهم و بیست و سوم، تحت عنوان حقوق ملت که شامل آزادی بیان، عقاید، فعالیت های احزاب، آزادی مطبوعات، تساوی تمام مردم در برابر قانون و ... است. نیز فصل پنجم که با عنوان حق حاکمیت ملت آمده، بیانگر موضع اسلام در برابر دموکراسی و مردم سالاری است.[10]

 

این برداشت از اسلام و رابطه ی آن با دموکراسی مورد تأیید منابع و متون دینی اعم از آیات، روایات و سیره ی حکومتی پیامبر (ص) و امام علی (ع) است.

 

خدا در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «... و شاورهم فی الامر...»،[11] (و در کارها با آنان مشورت نما).

 

و در آیه ی دیگر مشورت کردن را در کنار اقامه ی نماز قرار می دهد.[12]

 

درباره ی آزادی عقیده می فرماید: «فذکر انما انت مذکر، لست علیهم بمصیطر»،[13] (پس پند ده که همانا تویی پند دهنده و نیستی بر آنان چیره).

 

این آیات به عنوان نمونه: بیانگر مشارکت جدی مردم در تعیین سرنوشت خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند، هم چنین آزادی عقیده و آزادی های مدنی از قبیل آزادی بیان و ... است.

 

سیره و روش معصومان (ع) نیز بیانگر همین مدعاست. پیامبر (ص) با وجودی که در مکه از ابتدای بعثت تا هنگام هجرت به مدینه، اصل مشروعیت را برای تشکیل حکومت دارا بودند، اما در مدینه اقدام به چنین کاری کردند چون خواست عمومی مردم مدینه که در بیعت های این مردم با آن حضرت محقق شد، چنین چیزی بود.[14]

 

همین طور امام علی (ع) با وجود این که ولایت و حق الاهی رهبری را طبق روایات غدیر و... پس از پیامبر (ص) دارا بودند، وقتی که زمینه ی رضایت اکثریت مردم را دیدند، ولایت عملی و حکومت بر آنان را پذیرفتند.

 

آن حضرت در نهج البلاغه خطاب به مردم می فرماید: «و بدان سان که رسم سخن گفتن با جباران تاریخ است، با من سخن مگویید – و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی گفته شود مرا گران می آید...، پس؛ از سخن حق و پیشنهاد عدل دریغ مورزید[15]».

 

مشارکت در تصمیم گیری در قالب مشورت، یکی از رئوس برنامه ها و سیاست های امام علی (ع) در اداره ی کشور بود. این یعنی دخالت مردم در سرنوشت خویش؛ یعنی مشارکت در تصمیم گیری ها.

 

بنابراین، گرچه در مواردی ممکن است رای اکثریت از مشروعیت برخوردار نباشد، اما اکثریت می توانند، فعلیت بخش یا با مقبولیت خود زمینه ساز تحقق حکومتی، گردند .

 

از دیدگاه اسلام مردم حق تعیین سرنوشت خود را دارند و در پرتو حکومت اسلامی از آزادی های فردی و اجتماعی بهره می برند.

 

اسلام اگرچه بعضی از مولفه های دموکراسی به مفهوم غربی آن را نمی پذیرد، و آن در جایی است که رای اکثریت با کرامت انسانی در تضاد باشد، اما مولفه های دیگر دموکراسی به مراتب بهتر و زیباتر در اسلام مندرج است و در نتیجه نه تنها بین دین و دموکراسی هیچ گونه تضادی نیست، بلکه مترقی ترین نوع دموکراسی و مردم سالاری در متن اسلام وجود دارد.

 

 

[1] علی بابایی، غلامرضا، فرهنگ علوم سیاسی، ج 1، واژه ی دموکراسی؛ کوهن، کارل، دموکراسی (ترجمه فریبرز مجیدی)، ص 21.

[2] همان.

[3] عنایت، حمید، تفکر نوین سیاسی اسلام، ص 179.

[4]و این سخن امروز رواج فراوان دارد که حکومتی بیشتر به حقوق مردم می رسد که دموکراتیک تر باشد.

[5] البته بررسی موضوع دموکراسی در تعریف، تاریخچه، و ویژگی ها و ارتباط حقوق مردم با دموکراسی و دیدگاه منابع اسلامی در خصوص این موضوع، خود تحقیقی گسترده و وسیع می طلبد که در این مقال جای آن نیست.

[6] مائده، 103.

[7] امام خمینی، صحیفه ی نور، ج 14، ص 109؛ ج9، ص304.

[8] صحیفه ی نور، ج8، ص 247.

[9] همان، ج4، ص 234.

[10] قانون اساسی جمهوری اسلامی، مصوب 1358، با آخرین اصلاحات 1368.

[11] آل عمران، 159.

[12] «و آنان که نماز می گذارند و کارشان به مشورت انجام می گیرد» شوری، 38.

[13] غاشیه، 21 و 22.

[14] آیتی، محمد ابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، ص 181.

[15] نهج البلاغه (خورشید بی غروب، ترجمه، عبدالمجید معادیخواه)، خ 207.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    853630 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    518824 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    399529 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    391372 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    358464 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    314461 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    299069 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد. در هر حال، ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    298446 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    293370 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    283421 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

9623  نفر