جستجوی پیشرفته
بازدید
623
تاریخ بروزرسانی 1396/12/19
 
کد سایت fa86304 کد بایگانی 103766 نمایه فلسفه نهی از ناسزا و بدگویی به بت‌ها و آلهه کفار
طبقه بندی موضوعی تفسیر
خلاصه پرسش
چرا خداوند به مسلمانان توصیه می‌کند که به خدایان دروغین کفار و مشرکان ناسزا نگویند؟
پرسش
آیه «و لاتسبو الذین یدعون بغیر علم...» را به طور کامل با مبحث مربوط به آن و شأن نزول آن بیان کنید.
پاسخ اجمالی
خداوند در قرآن کریم به مسلمانان توصیه می‌کند تا به بت‌ها و خدایان دروغین کفار و مشرکان ناسزا نگویند، به این دلیل که بعد از این ناسزاگویی، کافران نیز واکنش نشان داده و به خدا ناسزا می‌گفتند؛ از این‌رو پروردگار در آن موقعیت زمانی و مکانی، مسلمانان را از تحریک کردن آن مردم نادان نهى کرده است؛ زیرا با دشنام و ناسزا نه تنها نمی‌‏توان کسى را از مسیر غلط باز داشت، بلکه بر عکس، موجب تحریک تعصب شدید آمیخته با جهالت طرف مقابل خواهد شد و نتیجه‌اش آن خواهد بود که کافران به لجاجت افتاده، در آیین باطل خود راسخ‌تر شوند.
پاسخ تفصیلی
پروردگار در آیه 108 سوره انعام به مسلمانان توصیه می‌کند تا از ناسزاگویی به بت‌ها و خدایان دروغین کفار پرهیز کنند: «وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ...»؛ به چیزهایى که آنان به جاى خدا می‌پرستند، دشنام ندهید که آنان نیز بی‌هیچ دانشى، از روى کینه‌‏توزى به خدا دشنام دهند.
در ارتباط با شأن نزول این آیه، چندین گزارش وجود دارد؛ مانند:
1. ابن عباس: مشرکان گفتند ای محمد(ص) از بدگویى خدایان ما بس کن، و گرنه خدایت را هجو می‌‏کنیم.
2. قتاده: مسلمانان بت‌هاى کفار را دشنام می‌‏دادند و کافران نیز عیناً پاسخ می‌گفتند. خداوند مسلمانان را از تحریک کردن آن مردم نادان نهى کرد.
3. سدّى: هنگام احتضار ابوطالب، بزرگان قریش تصمیم گرفتند که نزد او رفته و از او بخواهند تا برادرزاده‌اش را نصیحت کند؛ زیرا آنان هراس داشتند که اگر پیامبر(ص) را بعد از مرگ ابوطالب بکشند، مردم عرب به سرزنش آنان پرداخته و بگویند تا عمویش زنده بود، جرأت این کار را نداشتند! از این‌رو، ابوسفیان، ابوجهل، و... به ملاقات ابوطالب رفتند و گفتند تو بزرگ و سرور مایى و محمد، ما و خدایان ما را می‌‏آزارد؛ دوست داریم که از او بخواهى ‌که نام خدایان ما را نبرد و ما نیز او را با خدایش رها می‌کنیم!
ابوطالب پیامبر(ص) را خواست و به حضرتشان گفت: اینان از طایفه تو و پسر عموهایت هستند. پیامبر(ص) پرسید: چه می‌خواهند؟! آنان سخنی که به ابوطالب گفته بودند را تکرار کردند. ابوطالب نیز گفت: این پیشنهاد منصفانه را بپذیر! پیامبر(ص) فرمود: اگر من درخواست شما را بپذیرم، آیا کلمه‌اى از من می‌پذیرید که با بر زبان آوردن آن صاحب اختیار عرب و پیشواى عجم شوید؟ ابوجهل گفت: به جان پدرت، یک کلمه که خوب است! ده کلمه می‌گوییم! حال بگو آن کلمه چیست؟ فرمود: بگویید «لا اله الا اللّه»! اما آنان از گفتن کلمه توحید خودداری کردند.
ابوطالب گفت: برادر زاده! چیز دیگرى بخواه زیرا آنان از این کلمه وحشت دارند! فرمود: ای عمو، من غیر از این نمی‌توانم بگویم. اگر آفتاب را در کف من بگذارند غیر از این نگویم. ابوجهل گفت: از دشنام خدایان ما دست بردار و گرنه به تو و آن‌که ترا بر انگیخته دشنام خواهیم داد؛ لذا آیه بالا بدین مناسبت نازل گردید.[1]
این آیه به یکى از ادب‌‏هاى دینى اشاره می‌کند که با رعایت آن، احترام مقدسات جامعه دینى محفوظ مانده و دست‌خوش اهانت و ناسزا و یا تمسخر نمی‌گردد؛ چرا که به طور معمول، هر انسانى از باورهای خود دفاع نموده، و با کسانى که این باورها را مورد تمسخر و اهانت قرار می‌دهند به مقابله برمی‌خیزد و چه بسا رفتاری متقابل خواهد داشت. از آن‌جا که ممکن بود مسلمانان به منظور دفاع از کلمه توحید، بت‌هاى مشرکان را هدف دشنام خود قرار داده، در نتیجه عصبیت جاهلیت، مشرکان را نیز وادار سازد که حریم مقدس خداى متعال را مورد هتک قرار دهند؛ لذا خدا به مسلمانان دستور می‌دهد که به خدایان مشرکان ناسزا نگویند؛ زیرا اگر ناسزا بگویند و آنان هم در مقام مقابله به مثل به ساحت قدس ربوبى توهین کنند، در حقیقت خود مؤمنان باعث هتک حرمت و جسارت به مقام کبریایى خداوند شده‌‏اند.[2]
در حقیقت این آیه در صدد بیان آن است که افراد حق‌مدار باید از فحش و ناسزا در حق جاهلان خودداری کنند، جاهلانی که برای مقابله به مثل سرعت می‌گیرند؛ زیرا فحش به مقدسات آنان در حقیقت تحریک آنان بر معصیت است،[3] و سبب می‌شود که آنان به لجاجت افتاده، در آیین باطل خود راسخ‌تر شوند، و زبان به بدگویى و توهین نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشایند؛ چرا که هر گروه و ملتى نسبت به عقاید و اعمال خود، تعصب دارد.[4]
در همین راستا،‌ پیشوایان دین به مسلمانان دستور داده‌‏اند تا بر منطق و استدلال تکیه کنند و به حربه بی‌حاصل دشنام متوسل نشوند، همان‌گونه که امام علی(ع) زمانی که در نبرد صفین می‌بیند که اصحابش به شامیان ناسزا می‌گویند، فرمود: «من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید».[5]
البته ممکن است این پرسش مطرح شود که چگونه ممکن است بت‌پرستان مکه نسبت به خدا بدگویى کنند، در حالی‌که آنها به خدا نیز اعتقاد داشتند و خدایان و بتها را شفیع و واسطه می‌دانستند؟
در پاسخ باید گفت؛ اگر ما در وضع عوام لجوج و متعصب دقت کنیم، خواهیم دید که این موضوع چندان جای تعجب ندارد. این‌گونه افراد هنگامى که ناراحت شوند، سعى دارند طرف را به هر قیمتى که شده است، ناراحت کنند، حتى اگر از طریق بدگویى به معتقدات مشترک طرفین باشد.[6]
چنان‌که برخی از مفسران می‌گویند؛ بعضى از عوام جاهل هنگامى مشاهده کردند، برخی از شیعیان، شیخین را سب می‌کنند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام على(ع) کرد. هنگامى که از او سؤال کردند؛ چرا به على(ع) که مورد احترام تو است اهانت می‌کنى؟
گفت: می‌خواستم شیعه‌‏ها را ناراحت کنم؛ زیرا هیچ چیز را ناراحت کننده‌‏تر از این موضوع براى آنها ندیدم![7]
همچنین ممکن است این پرسش نیز مطرح شود که لعن و ناسزا به بت‌ها و خدایان، مصداق «تبری» بوده و طاعت محسوب می‌شود، پس چگونه می‌توان از انجام یک طاعت نهی کرد؟!
در پاسخ باید گفت؛ گاهی یقین داریم که انجام یک طاعت منجر به مفسده‌ای بزرگ می‌شود، در این‌جا آن عمل، از طاعت‌بودن خارج شده و در مواردی تبدیل به معصیت می‌شود و این نهی، در حقیقت، نهی از معصیت است، نه نهی از طاعت.[8]
البته برخی توصیه موجود در این آیه ‌را حمل بر مصلحت می‌کنند، نه انقلاب در ماهیت. چنان‌که گفته شده است: این آیه در روزهای نخست اسلام نازل شد که هنوز فرمان جنگ و نبرد با کفار و مشرکان نیامده بود، و مسلمانان در اقلیت بودند، اما زمانی که اسلام قوت گرفت، و مسلمانان انبوه شدند، و آیه قتال آمد، این فرمان منسوخ شد.[9]                    
 
 

[1]. واحدی نیشابوری، اسباب النزول، ترجمه، ذکاوتی قراگزلو، علیرضا، ص 116- 117، تهران، نشر نی، چاپ اول، 1383ش.
[2]. طباطبائی، سید محمد حسین‏، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏7، ص 314، قم، دفتر انتشارات اسلامی‏، چاپ پنجم‏، 1417ق.
[3]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، تحقیق، قصیر عاملی، احمد، ج ‏4، ص 232، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا. 
[4]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏5، ص 394، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[5]. سید رضی، نهج البلاغه، ص 323، قم، هجرت‏، چاپ اول، 1414ق‏.
[6]. تفسیر نمونه، ج ‏5، ص 396.
[7]. آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، عطیه، علی عبدالباری، ج ‏4، ص 236، بیروت،  دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[8]. زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ‏2، ص 56، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، 1407ق.            
[9]. رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق، حکمت‏، علی اصغر، ج 3، ص 451، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، 1371ش.
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    832998 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    507945 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    377366 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    376792 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود.نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ثنای الاهی شروع ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    351567 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    301090 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    294448 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد. در هر حال، ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    289646 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    287365 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    266755 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

3786  نفر