وبلاگ

وبلاگ (141)

کتاب و مطالعه[i] آن به خودی خود شاید ارزشی نداشته، بلکه تنها به عنوان یک وسیله از وسائل اطلاع‌رسانی عمل می‌کند؛ زیرا اگر بتوان از راه شنیدن و دیدن به دانشی دست یافت، نیازی نیست که حتماً کتابی را نیز مطالعه کرد. با این وجود، در قرآن آیاتی وجود دارد که مردم را تشویق به بررسی خلقت خدا و نیز آثار گذشتگان کرده است که مطالعه کتاب، یکی از راه‌های عمل به این توصیه‌ها است. به برخی از این آیات[ii] اشاره می‌شود:
1. پيامبر اسلام(ص) از خداى خويش می‌خواهد: «ربّ زِدْنِي عِلْماً»؛[iii] پروردگارا! بر علم من بيفزا. در همین راستا، کتاب می‌تواند از راه‌های افزودن به دانش باشد.
2. «قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ»؛[iv] در زمين گردش كنيد. مطالعه ماجراهای دوران گذشته می‌تواند تا حدودی همان تأثیر را داشته باشد.
3. «وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصيلاً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها...‏»؛[v] انواع اندرزها را در الواح نوشتيم و همه چيز را بيان كرديم، آن‌را به جدّ بگير و به قومت بگو كه نيكوترش را عمل كنند.
4. وَ قُلِ الْحَمْدُ للهِ سَيُريكُمْ‏ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها ...»؛[vi] بگو: سپاس خدا را؛ به زودى آياتش را به شما نشان خواهد داد تا آن‌را بشناسيد.
۵. «واتلُ عَلَيهِم نَبَأ الَّذى آتَيناهُ آياتِنا فَانسَلَخَ مِنها فَاتبَعَهُ الشَّيطانُ فَكانَ مِنَ الغاوين‏»؛[vii] و بر آنها بخوان سرگذشت آن‌كس را كه آيات خود را به او داديم؛ ولى [سرانجام] خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد!
 
[ii]. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه، ر. ک: هاشمى رفسنجانى، اكبر، فرهنگ قرآن‏، ج ۸، ص ۲۷۷، قم، بوستان كتاب، چاپ دوم، 1383ش‏.
[iii]. طه، 114.
[iv]. انعام، 11؛ نمل، 69؛ عنکبوت، 20؛ روم، 42.
[v]. اعراف، ۱۴۵.
[vi]. نمل، ۹۳.
[vii]. اعراف، ۱۷۵.

فقه شیعه و امام صادق(ع)

سه شنبه, 19 تیر 1397
بی‌گمان تشیع همان حقیقت راستین اسلام است که مؤسس آن پیامبر اسلام(ص) است و امت را به متابعت از علی(ع) و اهل‌بیت(ع) رهنمون شده است تا بتوانند از این در بر شهر علم محمدی راه یابند.
در زمان امام صادق(ع) شرایطی فراهم شد که امکان بیشتری برای ترویج علوم فراهم بود و معارف دینی فرصت بیشتری برای اظهار داشت.

سالروز ولادت امام سجاد (ع)

یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397

پـيـشـواى چـهـارم، انـسانى كامل و برگزيدۀ حق و در همۀ جهات اخلاقى، عبادى و علمى به اوج كـمـال رسـيـده و نمونۀ مجسم و عينى قرآن و رسول خدا(ص) بود. در دوران سياه حكومت اموى كه ارزش‌هاى انسانى و فضایل اخلاقى به فراموشى سپرده شده و مردم به جاى مشاهده زهد، ساده زيستى، تواضع، نوع دوستى، نرم خويى و رعيّت پرورى از زمامداران خود به عنوان خليفه پـيـامبر(ص)، شاهد دنيا طلبى، اشرافيّت، تجمّل‌گرايى، خودمحورى و بزرگ‌بينى آنان بـودنـد، آن امـام هـُمـام، چـون خـورشـيـدى فـروزنـده درخـشـيـد و وجـودش مـجـمـع هـمـۀ فـضایل و ارزش‌هاى فراموش‍ شده گشت؛ چندان‌كه دوست و دشمن را به تحسين واداشت.[1]

مشهورترين لقب‏ امام محمد بن علی(ع)، باقر العلوم است[1] كه پیامبر اسلام(ص) به آن حضرت داده است؛[2] چون امام باقر(ع) شکافنده و آشكار و ظاهر کنندۀ علوم است، به «باقرالعلوم» نام گذاری شده است.[3] همچنین گفته‌اند چون پیشانی آن حضرت در اثر سجدۀ زیاد باز بود به لقب «باقر» نام‌گذاری شد.[4]

اسلام ایرانیان

چهارشنبه, 02 اسفند 1396
گاهی مشاهده می‌شود، از سوی افرادی القا می‌شود که با هجوم لشکر خلیفه دوم به ایران و شکست پادشاه ساسانی، دین اسلام به زور بر مردم ایران تحمیل شده است؛ لذا چنین دینی در این سرزمین، مشروعیت ندارد.
در پاسخ به چنین ادعایی باید گفت:
1. نه تنها ایرانیان به زور مسلمان نشدند، بلکه هیچ قوم، ملت و کشوری را نمی­توان با زور سر نیزه و با حمله‌ی مسلحانه مسلمان، مسیحی و... کرد.
در روایات دستور العمل‌هایی برای ایمنی از آثار ناشی از زلزله - و نیز خراب شدن منزل به هر دلیل -  بیان شده است که برخی از آنها را یادآور می‌شویم:
1. امام صادق(ع) در روایتی می‌فرمایند:
«فَإِذَا خِفْتَ الْهَدْمَ عِنْدَ الزَّلْزَلَةِ فَاقْرَأْ عِنْدَ مَنَامِكَ- إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً»؛[1]
پیامبر گرامی اسلام(ص) در عام الفیل، (سال 570 میلادی) در مکه مکرمه، در شعب ابی‌طالب منطقه‌ای در نزدیکی مسجدالحرام، دیده به جهان گشود.  اکثر محدّثان و مورّخان معتقدند که تولد پیامبر(ص)، در ماه ‏ربیع الاول بود، اما در روز تولد آن‌حضرت اختلاف دارند. معروف میان عالمان شیعه این است که آن‌حضرت، در روز جمعه، هفدهم ماه ربیع الاول، پس از طلوع فجر چشم به دنیا گشود، و مشهور میان اهل سنت این است که ولادت آن‌حضرت، در روز دوشنبه دوازدهم همان ماه اتفاق افتاده است.

موانع استجابت دعا

دوشنبه, 12 تیر 1396
در منابع حدیثی برای مستجاب نشدن دعا علت‌های گوناگونی بیان شده است که در این نوشته به نمونه‌هایی اشاره می‌شود.
1. گناه
اساساً گناه به‌طور کلی سبب می‌شود که پرده‌های عصمت انسان دریده شود؛ گناه می‌تواند موجب نزول بلا، عدم استجابت دعا، گرفتن رزق و روزى و از بین رفتن خیر و برکت در زندگی انسان و... شود. اصولاً این خاصیت و اثر طبیعی گناه است. این چیزی است که در منابع دینی ما به آن اشاره شده است.
در حدیثی آمده است خداوند می‌فرماید: «گاهى بنده از من حاجتى می‌طلبد و من آن‌را اجابت می‌کنم، ولى او گناه می‌كند، من هم به فرشتگان می‌گویم: این بنده به وسیله گناه، خود را در معرض خشم من قرار داد، و خود را مستحقّ محرومیت از نعمت من كرد، پس از این به خواسته خود نزد من نایل نخواهد شد، مگر به بندگیم گردن نهد».[1]

شخصیت و فضایل امام علی(ع)

پنج شنبه, 25 خرداد 1396
شناخت و معرفی همۀ ابعاد وجودی شخصیت عظیم و انسان والایی؛ مانند حضرت علی (ع) برای انسان­های معمولی بسی دشوارتر از آن است که بشود بیان کرد. حداقل این‌که بیان ویژگی­ها و نشان دادن چهرۀ والای علی (ع) در این چند سطر مقدور نیست. بنابراین، در این مقال، به بیان اعترافات و نظریات برخی از دانشمندان و نویسندگان دنیا و برخی از ویژگی­ها و صفات برجستۀ امام علی (ع) بسنده می­کنیم.
امام علی (ع) علاوه بر این‌که دوست و خویشاوند، یاور و همراه پیامبر اسلام (ص)، چه در زمان قبل از رسالت آن‌حضرت و چه در طول 23 سال پیامبری آن بزرگوار بود، و در تمام صحنه‌های مختلف دفاع از اسلام حضوری فعال داشت، خود نیز اصالتاً دارای شخصیت و ویژگی­های برجسته و ممتازی بود که به جز پیامبر اسلام (ص) هیچ انسانی به آن مرتبه و درجه از کمالات روحی و معنوی دست نیافته است.[1]
در نتیجۀ تحقیقات و بررسی‌های همه جانبه‌­ای که از آغاز ظهور اسلام تاکنون دربارۀ شخصیت علی بن ابی طالب (ع)، چه از طرف معاصران آن‌حضرت و چه از طرف صاحب‌نظران مسلمان و غیر مسلمان صورت گرفته، این حقیقت پذیرفته شده است که شخصیت علی (ع) (منهای نبوت) در ردیف پیامبرانی اولوالعزمی؛ مانند حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی (ع) و حضرت محمد (ص) قرار دارد.
علی (ع) انسانی است که تمام متفکران و شخصیت‌های دنیا، چه مسلمان و چه غیر مسلمان، در برابر عظمتش سر تعظیم فرود آورده و وی را ستوده‌اند. شبلی شمیّل، از متفکران لائیک عرب دربارۀ امام علی (ع) می‌گوید: پیشوا، علی ابن ابی طالب، بزرگ بزرگان، یگانه نسخه‌ای است که نه شرق و نه غرب، نه در گذشته و نه امروز صورتی مطابق این نسخه ندیده است.[2]
جبران خلیل جبران، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان و متفکران مسیحی عرب، می‌گوید: من معتقدم که فرزند ابی طالب، نخستین عرب بود که با روح کلی رابطه برقرار نمود. او نخستین شخصیت از عرب بود که لبانش نغمۀ روح کلی را در گوش مردمی طنین انداز نمود که پیش از او نشنیده بودند...، او از این دنیا رخت بربست، در حالی‌که رسالت خود را به جهانیان نرسانیده بود، او چشم از این دنیا پوشید؛ مانند پیامبرانی که در جوامعی مبعوث می‌شدند که گنجایش پیامبران را نداشتند و بر مردمی وارد می‌شدند که شایستۀ آن پیامبران نبودند و در زمانی ظهور می‌کردند که زمان آنان نبود.[3]
پطروشفسکی، محقق مارکسیست و مشهور روس نیز دربارۀ ابعاد وجودی و شخصیتی امام علی (ع) می‌نویسد: علی (ع) تا سر حد شور و عشق پایبند دین بود، صادق و راست‌گو و در امور اخلاقی بسیار خرده‌گیر و از مال‌جویی و مال‌پرستی به دور بود. بی‌گمان او، هم مردی سلحشور و هم شاعر به شمار می‌آمد و تمام صفات لازمۀ اولیاء الله در وجودش جمع بود.[4]
استاد شهید مطهری دربارۀ شخصیت امام علی (ع) می‌گوید:
علی (ع) پیش از آن‌که امام عادل برای دیگران باشد و دربارۀ دیگران به عدل رفتار کند، خود شخصاً ]انسانی[ متعادل و متوازن بود. کمالات انسانیت را با هم جمع کرده بود. هم اندیشه‌ای عمیق و دوررس داشت و هم عواطفی دقیق و سرشار، کمال جسم و کمال روح را توأم داشت، شب، هنگام عبادت از ما سوی الله می‌برید و روز در متن اجتماع فعالیت می‌کرد...، هم عارف و حکیم بود و هم رهبر اجتماعی، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضی بود و هم کارگر، هم خطیب بود و هم نویسنده. بالاخره به تمام معنا یک انسان کامل بود با همه زیبایی‌هایش.[5]
علی (ع) به واسطۀ استعداد ذاتی و توفیقات الاهی و با مراقبت و سعی و تلاش رسول خدا (ص) تمام علوم را فرا گرفته و به تعبیر ابن ابی الحدید، سرچشمۀ تمام علوم و معارف بود و علم علمای رشته‌های مختلف سرانجام به حضرت امیر (ع) منتهی می‌شود. ابن عباس می‌گوید: رسول خدا فرمود: "وقتی برای مناجات پروردگار حاضر شدم، با من سخن گفت و مناجات نمود، هر چه از خدا یاد گرفتم به علی (ع) یاد دادم، پس علی (ع) بابِ علم من است".[6] بنابراین، امام علی (ع) حتی علوم نبوت را نیز از پیامبر (ص) فرا گرفت و گنجینۀ علوم بود.
یکی از بزرگ‌ترین امتیازات و صفات آن‌حضرت، "عصمت" بود. معصوم بودن از هر گونه گناه و خطا و اشتباه از ویژگی‌های آن‌حضرت بود که در سایۀ آن همه تلاش و کوشش و مجاهدت و مبارزه با نفس و هواهای نفسانی و با عنایت پروردگار به دست آورد. سر آمد این اوصاف و ویژگی‌ها، مقام امامت آن‌حضرت است که به یمن داشتن آن شخصیت استثنایی و آن همه امتیازات و کمالات، سرانجام به مقام امامت و جانشینی پیامبر اکرم (ص) رسید. اینها شمه ای از فضایل و ویژگی های شخصیتی امام علی (ع) است که توسط دانشمندان و متفکران، آن هم به اندازۀ شناخت خویش، نسبت به آن‌حضرت بیان شده است.
علی (ع) دارای تمام کمالات و صفات انسانی و اخلاقی در حدی اعلای آن بود؛ شجاعت، زهد، ایثار، حلم و گذشت، سخاوت و بخشندگی و آنچه که در مکتب حیات بخش اسلام جزو ارزش‌های انسانی و اسلامی است، در وجود آن‌حضرت جمع بود. امتیازات و کمالات حضرت علی (ع) بیشتر معلول تربیت پیغمبر اکرم (ص) است، چنان‌که خود در خطبۀ قاصعه موقعیت خود با پیغمبر را ذکر می‌کند.[7] البته این ویژگی‌ها و کمالات، معلول امتیازاتی است که خود حضرت داشته و در وجود آن‌حضرت بود، در عین حال، از ابتدا با پیامبر اکرم (ص) بوده، در خانۀ وحی و رسالت بزرگ شده و پرروش یافتۀ دامان پیامبر (ص) است.
 

[1] . نک: اردبیلی، سید عبدالغنی، تقریرات فلسفۀ امام خمینی، ج 3، ص 352.
[2] . جرج جرداق، صوت العدالة الانسانیة، ص 19، (به نقل از ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، جعفری، محمد تقی، ج 1، ص 171).
[3] . عبد المقصود، عبدالفتاح، الامام علی (ع)، ج 1، مقدمه، (نقل از همان، ص 217).
[4] . پطروشفسکی، اسلام در ایران، ص 49 – 50 ، (همان، ص 168).
[5] . مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 16، ص17 – 18.
[6] . قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة، ص 79.
[7] . نهج البلاغه، خ 192، "قد علمتم موضعی من رسول الله (ص) بالقرابة القریبة و المنزلة الخصیصة ..."؛  شما موقعیت مرا با پیامبر (ص) می‌دانید که من چقدر به پیامبر نزدیک بودم و ... .پیامبر مرا در دامان خود گذاشت، در حالی‌که بچه بودم، مرا به سینه خود می‌چسباند، مثل فرزند خود با من رفتار می‌کرد و ... .
اسم، القاب و نسب امام کاظم(ع)
اسم شریف آن‌حضرت، موسی پسر جعفر، پسر محمد باقر، پسر علی(زین العابدین)، پسر حسین، پسر علی، پسر ابوطالب (ع) است.[1] امام(ع) در تاریخ یک‌شنبه هفتم صفر سال 128 هجری در روستای «ابواء»[2] بین مکه و مدینه به دنیا آمد و بنابر نظر مشهور[3] در سال 183[4] هجری در زندان هارون الرشید، مسموم و به شهادت رسید و در ضلع غربی بغداد در مقبرهٔ معروف به مقابر قریش به خاک سپرده شد. [5] البته هم اکنون نام آن مکان کاظمین است.
شیخ مفید می‌‌گوید: این مقبره در گذشته محل دفن بنی‌هاشم و سران قبایل و اشراف بود.[6]
مادر امام کاظم(ع) حمیدهٔ بربریه نام دارد.[7] همچنین به او حمیدهٔ مصفّاه گفته شده است،[8] ولی ابن شهر آشوب، حمیدهٔ مصفّاه را دختر صاعد بربری با کنیهٔ «لؤلؤ» مادر موسی بن جعفر(ع) می‌داند.[9]
عبد صالح، کاظم،[10] صابر[11] و امین[12] از القاب آن‌حضرت است که کاظم از مشهورترین آن می‌باشد.[13]
شیخ مفید می‌گوید: ابا ابراهیم، اباالحسن و ابا علی از کنیه‌های حضرت است.[14] برخی نیز، ابوالحسن اوّل، ابوابراهیم،[15] و ابواسماعیل[16] را به عنوان کنیه‌های حضرتش ذکر می‌کنند.
سیاست(شیوه اداره کشور) چنان‌که در فرهنگ‌نامه و واژه‌نامه‌های سیاسی تعریف شده؛ عبارت از شیوه‌هایی است که حکومتی به منظور اداره جامعه در پیش می‌گیرد و ضمن برقراری قدرت، کارها را در راه تأمین منافع کلیه طبقات اجتماعی ادامه می‌دهد و هر یک از افراد کشور نیز موظف‌اند در پیش‌برد امور جامعه به حکومت خدمت نمایند.
پیش از پرداختن به موضوع دید و بازدیدهای نوروز، ابتدا به صورت خلاصه به چند آموزه اسلامی مرتبط اشاره می‌کنیم:
1. روابط صمیمانه با اعضای دور و نزدیک خانواده که با روش‌های گوناگون امکان‌پذیر بوده و در اسلام به «صله رحم» شهرت دارد، از مهم‌ترین توصیه‌هایی است که بارها و بارها در این دین مقدس بر آن تأکید شده و نسبت به قطع چنین ارتباط‌هایی هشدار داده شده است.
2. غیر از وظیفه‌ای که یک مسلمان نسبت به اعضای خانواده‌اش دارد، نسبت به هر آشنای دیگری نیز که حقی به گردن او دارد، نباید از ابراز محبت زبانی و عملی خودداری کند.
پیرامون شخصیت وجودی و مقام معنوی فاطمۀ زهرا (س) بسی کتاب ها نگاشته شده و سخن های فراوانی بیان شده است، اما اگر هزاران برابر آن نیز از قلمرو ذهن و اندیشۀ بشر به درآید و صورت گفتار یا نوشتار پذیرد، باز قطره ای باشد از اقیانوس بی کرانۀ فضیلت های حضرتش. در آسمان معرفت حضرت زهرا (س)، برترین اندیشه های بشری، حیران و تیز پروازترین عقل ها، سرگردان اند. برای دست یابی به ساحل دریای معرفت او باید به سراغ قرآن کریم و احادیث معصومان (ع) رفت.
در این نوشته، با توجّه به قرآن کریم و روایات، تنها به ذکر قطره ای از آن دریای بی کران می پردازیم.
گريه از دو بخش تشكيل شده است، ظاهر و باطن، ظاهر آن امر فيزيولوژيك است و باطن آن تأثرات درونى و عاطفى، كه از طريق محرك‏هاى بيرونى يا درونى مثل تفكر، حاصل (مادى و طبيعى) مى‏شود. با تأثرات عاطفى، بخشى از مغز فعال مى‏شود و غدد اشكى چشم را فرمان مى‏دهد كه فعاليت كند و اين جاست كه قطرات اشك از چشم سرازير مى‏گردد.
و اما باطن گريه (تأثرات عاطفى) عوامل مختلفى مى‏تواند داشته باشد، از اين رو، گريه نيز اقسام گوناگونى خواهد داشت:1. گريه‏ى ناشى از علاقه‏ى طبيعى انسان به خود و متعلقات خود: اين نوع گريه به هنگام داغ ديدگى[1] و بى‏اختيار حاصل مى‏شود و به گذشته نظر دارد. شخص در اثر فقدان چيزى كه بدان علاقه‏مند بوده، متأثر مى‏گردد و به اصطلاح عوام، عقده‏هايش گشوده مى‏شود و اشك مى‏ريزد.2. گريه‏اى كه ريشه در اعتقادات دارد، مثل آنچه كه در مناجات حاصل مى‏شود. انسان خود را در محضر خدا مى‏يابد و خود را گناهكار و رفتار و كردار خود را ضبط شده، مى‏بيند، از اين روى متأثر مى‏گردد[2] و... اين نوع گريه ناظر به حال و آينده است و البته بى‏ارتباط با گذشته هم نيست و از اين قبيل است گريه‏ى پشيمانى و توبه.3. گريه‏اى كه از فضيلت‏طلبى وكمال خواهى ناشى مى‏شود، مثل گريه‏اى كه در فقدان معلم و مربى اخلاق و امام (ع) و پيامبر (ص) رخ مى‏دهد و اين بدان جهت است كه ما در عمق وجودمان كمال را تحسين مى‏كنيم و از بودن آن كمالات به وجد می آییم و از فقدان آن ناراحت.[3]
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ»؛[1] به يقين، رسولى از خود شما بسوی‌تان آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است!
در اين آيه چندين ويژگى مهم براى پيامبر بزرگوار اسلام(ص) بیان شده است که بار عاطفى فراوانى دارد. این آيه خطاب به همه مسلمانان است، و از چهار صفتِ احساس برانگيز پيامبر اسلام ياد مى‌‏كند:

جستجو

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

ورود