بازدید
8815
1
(2 رای‌ها)
تاریخ ارسال: پنج شنبه, 05 بهمن 1391

حقوق مسلمانان نسبت به یک‌دیگر

در منابع روایی ما سر فصل‌هایی با عنوان «حق مؤمن بر برادر مؤمن» وجود دارد که در آن حقوق برادران دینی نسبت به یک‌دیگر بیان شده است:
 برطرف کردن مشکلات، برآوردن حوائج زندگی، پوشاندن عیوب، پرداخت بدهکاری، عیادت هنگام بیماری، پرهیز از خشم نسبت به مسلمان، و حضور درتشییع جنازه، برخی از مهم‌ترین حقوق برادران مسلمان نسبت به یک‌دیگر می­باشد.
 در این فرصت چند مورد از روایاتی را که این حقوق در آنها تصریح شده است، به عنوان نمونه بیان می‌شود، و مشروح آن‌را در متون حدیثی می‌توان مطالعه نمود.
1. «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ أَنْ يُشْبِعَ جَوْعَتَهُ وَ يُوَارِيَ عَوْرَتَهُ وَ يُفَرِّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ وَ يَقْضِيَ دَيْنَهُ فَإِذَا مَاتَ خَلَفَهُ فِي أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ»؛[1] امام باقر(ع) می‌فرماید از حقوق مؤمن بر برادر مؤمنش این است که گرسنگی‌اش را بر طرف کند؛ عورتش را بپوشاند،[2] مشکلاتش را برطرف کند، بدهکاریش را بپردازد، و اگر برادر مسلمانش از دنیا رفت جانشین او در خانواده و فرزندانش باشد؛ یعنی از حوائج زندگی‌شان سؤال کند و خواسته‌هایشان را برطرف کند، اعم از لباس، خوراک و... .
2. «عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ الْهَجَرِيِّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا حَقُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ قَالَ لَهُ سَبْعُ حُقُوقٍ وَاجِبَاتٍ مَا مِنْهُنَّ حَقٌّ إِلَّا وَ هُوَ عَلَيْهِ وَاجِبٌ إِنْ ضَيَّعَ مِنْهَا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ وِلَايَةِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ فِيهِ مِنْ نَصِيبٍ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا هِيَ قَالَ يَا مُعَلَّى إِنِّي عَلَيْكَ شَفِيقٌ أَخَافُ أَنْ تُضَيِّعَ وَ لَا تَحْفَظَ وَ تَعْلَمَ وَ لَا تَعْمَلَ قَالَ قُلْتُ لَهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ قَالَ أَيْسَرُ حَقٍّ مِنْهَا أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ وَ الْحَقُّ الثَّانِي أَنْ تَجْتَنِبَ سَخَطَهُ وَ تَتَّبِعَ مَرْضَاتَهُ وَ تُطِيعَ أَمْرَهُ وَ الْحَقُّ الثَّالِثُ أَنْ تُعِينَهُ بِنَفْسِكَ وَ مَالِكَ وَ لِسَانِكَ وَ يَدِكَ وَ رِجْلِكَ وَ الْحَقُّ الرَّابِعُ أَنْ تَكُونَ عَيْنَهُ وَ دَلِيلَهُ وَ مِرْآتَهُ وَ الْحَقُّ الْخَامِسُ أَنْ لَا تَشْبَعَ وَ يَجُوعُ وَ لَا تَرْوَى وَ يَظْمَأُ وَ لَا تَلْبَسَ وَ يَعْرَى وَ الْحَقُّ السَّادِسُ أَنْ يَكُونَ لَكَ خَادِمٌ وَ لَيْسَ لِأَخِيكَ خَادِمٌ فَوَاجِبٌ أَنْ تَبْعَثَ خَادِمَكَ فَيَغْسِلَ ثِيَابَهُ وَ يَصْنَعَ طَعَامَهُ وَ يُمَهِّدَ فِرَاشَهُ وَ الْحَقُّ السَّابِعُ أَنْ تُبِرَّ قَسَمَهُ وَ تُجِيبَ دَعْوَتَهُ وَ تَعُودَ مَرِيضَهُ وَ تَشْهَدَ جَنَازَتَهُ وَ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّ لَهُ حَاجَةً تُبَادِرُهُ إِلَى قَضَائِهَا وَ لَا تُلْجِئُهُ أَنْ يَسْأَلَكَهَا وَ لَكِنْ تُبَادِرُهُ مُبَادَرَةً فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ وَصَلْتَ وَلَايَتَكَ بِوَلَايَتِهِ وَ وَلَايَتَهُ بِوَلَايَتِكَ»؛[3]
راوی می‌گوید از امام صادق(ع) پرسيدم، حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ فرمود: هفت چیز است كه همه بر وى واجب است و اگر چيزى از آنها را به جا نیاورد از دوستى و طاعت خداوند بيرون رفته و حق خدا را ادا نکرده است. از امام سؤال کردم آنها چيستند؟ فرمود: اى «معلى» من با تو مهربانم مى‌‏ترسم حق آنها را ادا نكنى، بدانى و بكار نبندى. به او گفتم توانائى جز به خدا نيست.
حق اوّل؛ فرمود آسان‌‏ترين آن حقوق این است كه در باره مسلمان آنچه را كه براى خود دوست مي‌دارى بخواهى و آنچه را كه براى خود نمى‌‏پسندى بر او هم نپسندى.
حق دوم؛ اين‌كه از خشم نسبت به وى بپرهيزى و خوشنودى او را بخواهى و از وى فرمانبرى.
حق سوم: اين‌كه با جان و مال و زبان و دست و پاى خود به وى يارى كنى.
حق چهارم؛ اين‌كه ديده بان و راهنما و آئينه و جامه او باشى.
حق پنجم؛ اين‌كه با گرسنه بودن او سير نشوى، و با تشنگى او سيراب نگردى و با برهنه بودن او لباس نپوشى.
حق ششم؛ اين‌كه تا او زن نگيرد تو زن نگيرى، و اگر او را نوكرى نباشد تو نوكرى اختيار نكنى. بايد نوكر خود را بفرستى تا جامه او را بشويد و خوردنى او را بپزد و جامه خواب او را بگسترد.
حق هفتم؛ اين‌كه به سوگند او وفا كنى و درخواست او را بپذيرى، بيمار او را عیادت كنى و در جنازه او حضور يابى، و اگر بدانى كه او را نيازى است براى انجام آن بشتابى و او را ناگزير نسازى كه آن‌را از تو بخواهد- بلكه تو او را پيشى گيرى هر گاه اين را بكار بستى، دوستى خود را به دوستى او و دوستى او را به دوستى خود پيوند داده‏‌اى.
3. «أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ لِلْمُسْلِمِ عَلَى أَخِيهِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْحَقِّ أَنْ يُسَلِّمَ عَلَيْهِ إِذَا لَقِيَهُ وَ يَعُودَهُ إِذَا مَرِضَ وَ يَنْصَحَ لَهُ إِذَا غَابَ وَ يُسَمِّتَهُ إِذَا عَطَسَ وَ يُجِيبَهُ إِذَا دَعَاهُ وَ يَتْبَعَهُ إِذَا مَاتَ»؛[4] امام صادق(ع) فرمود: از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش این است که هنگام روبرو شدن با او سلام کند؛ هنگام بیماری از او عیادت کند؛ در غيبت او خيرخواه او باشد؛ چون عطسه زند به او عافيت باش گويد؛ هنگامی که از او دعوت كند، دعوتش رابپذیرد؛ اگر از دنیا رفت، در تشییع جنازه‌‏اش حاضر شود.
برای آگاهی بیشتر، ر. ک: کافی، ج ۲، ص ۱۶۹-۱۷۵ «بَابُ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَى أَخِيهِ وَ أَدَاءِ حَقِّهِ».
 
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، آخوندی، ج ۲، ص ۱۶۹ محمد، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. البته این‌جا می‌تواند منظور عام باشد؛ یعنی اعم از لباس و پوشاک ظاهری و پوشاندن عیوب برادران مؤمن مراد باشد.
[3]. کافی، ج ۲، ص ۱۶۹.
[4]. همان، ص ۱۷۱.

مطالب مرتبط

نظر دادن

  • شنبه, 07 بهمن 1391

    یاد آوری خیلی خوبی بود
    ممنون

جستجو

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

ورود

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

7413  نفر