مشتقات برگرفته از ریشه «غبر»، هم به معنای ماندن و هم به معنای رفتن بوده و از لغات اضداد است.[1]
هشت مشتق از ریشه «غ ب ر» در قرآن کریم وجود دارد که هفت مورد آن به صورت «الغابرین» و تنها یک مورد آن به صورت «غبرة» است.
«غابر» به کسی گفته میشود که همراهان و اطرافیانش رفته باشند؛ اما او از ملحقشدن به آنها باز مانده باشد.[2]
«غابرین» نیز جمع واژه «غابر» است. و همانگونه که گفته شد، هفتبار در قرآن تکرار شد و تمام آنها در مورد نجات حضرت لوط(ع) و خانوادهاش از عذاب همگانی است که دامنگیر قومشان شده بود. و تنها همسر لوط(ع) از افرادی بود که او نیز مانند دیگر جاماندگان دچار عذاب شد.
- «فَأَنْجَینَاهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ کانَتْ مِنَ الْغَابِرِینَ»؛[3] ما لوط و خانوادهاش را نجات دادیم، مگر زنش را که از بازماندگان بود.
- «إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِینَ»؛[4] مگر زنش را که مقدر کردیم از بازماندگان باشد.
- «... إِلَّا عَجُوزًا فِی الْغَابِرِین»؛[5] ...، مگر پیرزنى را که در میان بازماندگان بود.
- «فَأَنْجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرین»[6] ما لوط و خانوادهاش را نجات دادیم، مگر زنش را که مقدر کردیم از بازماندگان باشد.
- «... لَنُنَجِّیَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ کانَتْ مِنَ الْغابِرین»[7] ما او و خانوادهاش را حتما نجات خواهیم داد، جز همسرش که از جاماندگان خواهد بود.
- «... لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کانَتْ مِنَ الْغابِرین»[8] نترس و نگران نباش! ما تو و خانوادهات را نجات خواهیم داد! مگر همسرت که از جمله جاماندگان خواهد بود.
- «... إِلاَّ عَجُوزاً فِی الْغابِرین»[9]...، مگر پیرزنى را که در میان جاماندگان بود.
اینکه همسر حضرت لوط(ع)، از «غابِرِین» اعلام شده، بیانگر آن است که وی به آنحضرت ایمان نیاورده بود، و در عقیده و پرستش بتها در زمره قوم لوط بود، و به همین دلیل مانند کافران دیگر دچار عذاب الهی شد. بر این اساس، طبق نظر مشهور مفسران و مترجمان قرآن، منظور از غابرین، بازماندگان در شهرند که پس از خارج شدن حضرت لوط(ع) و خانوادهاش، دچار عذاب الهی شدند.[10]
در ادامه باید گفت؛ واژه «غبرة» به معناى غبارى که بر روى چیزى مینشیند، و نیز هرآنچه به رنگ غبار باشد، تنها یکبار در قرآن استفاده شده است،:[11]
«وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْها غَبَرَةٌ»؛ و چهرههایى که آنروز، گرد و غباری بر آنها نشسته است.
به نظر میرسد منظور آیه، گرفتگى و غمگینى چهرهها است، نه اینکه حتما بر آنها گرد و غباری نشسته باشد.
به عبارت دیگر، غبارآلود بودن کنایه از تغییر چهره به سبب غم و اندوه است.[12]
[1]. ر. ک: راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 601، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 5، ص 87، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ ششم، 1371ش.
[2]. ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص 601.
[3]. اعراف، 83.
[4]. حجر، 60.
[5]. شعراء، 171.
[6]. نمل، 57 .
[7]. عنکبوت، 32.
[8]. عنکبوت، 33.
[9]. صافات، 135.
[10]. قاموس قرآن، ج 5، ص 87.
[11]. المفردات فی غریب القرآن، ص 601.
[12]. همان.
