قرآن کریم در آیات 45 و 46 سوره صافات، در توصیفی از جامهای بهشتى و نوشیدنیهای پاکیزه درون آن میفرماید: خدمتکاران بهشتی جام پر از نوشیدنی پاک را در اطراف بهشتیان میگردانند که رنگش سفید و براى نوشندگانش لذّتبخش است: «یُطٰافُ عَلَیْهِمْ بِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ، بَیْضٰاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰارِبِینَ».[1]
اما در مورد اینکه آیا خود آن نوشیدنی سفید است و یا جامش به این رنگ است، بعضى از مفسران، «بیضاء» را صفتی برای «ظرف شراب» میدانند،[2] و برخى نیز آنرا صفتی براى خود «شراب طهور» در نظر گرفتهاند،[3] یعنى این شراب مانند شرابهاى دنیا نیست؛ بلکه شرابى پاک، و در نهایت سفیدی و زلالی است:
شراب بهشتی، شرابى سفید است، به جهت نهایت رقت و روانى، و صفا و لطافت و نورانیتی که در آن است. و گفتهاند: شراب بهشت سفیدتر از شیر است.[4]
گفتنی است کلمه «کأس» همان کاسه فارسى است که نام ظرف آب و شراب است. بر اساس نظر لغتشناسان ظرف آب و شراب را «کأس» نمیگویند، مگر هنگامی که پر از آب و شراب باشد؛ اما اگر خالى شد نامش «قدح» است.[5]
همچنین مراد از واژه «معین» در مشروبات، نوشیدنیای است که از پشت ظرف دیده شود. مانند آب و شرابى که در ظرف بلورین باشد. پس مراد از «کأس من معین» دیدن زلالی شراب از بیرون جام است، و به همین جهت دنبالش فرمود: «بَیْضٰاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰارِبِینَ»، یعنى شرابى صاف و زلال که صافی و زلالیاش براى نوشندگان لذتبخش است.[6]
به هر حال، از لحاظ ادبیات عرب، واژه «بیضاء» هم میتواند صفتی برای خود شراب باشد و هم صفتی برای جامهای آن!
و این دو حالت، تناقضی با هم ندارند، چون میشود هم شراب سفید باشد و هم جام آن بلورین!
[1]. صافات، 45- 46.
[2]. مانند: قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 15، ص 78، تهران، ناصر خسرو، چاپ اول، 1364ش؛ زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 4، ص 42، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ سوم، 1407ق؛ بیضاوی، عبدالله بن عمر، انوار التنزیل و اسرار التأویل، تحقیق، المرعشلی، محمد عبد الرحمن، ج 5، ص 10، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1418ق.
[3]. مانند: شیخ طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، تهرانی، شیخ آقابزرگ، محقق، قصیرعاملی، احمد، ج 8، ص 495، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بیتا؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 26، 332، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420ق.
[4]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی، محمد جواد، ج 8، ص 692، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[5]. الجوهری، أبو نصر، الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیة، محقق، گردآورنده، عطار، احمد عبدالغفور، ج 3 ص 969، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ چهارم، 1407ق؛ آلوسی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، عطیة، علی عبدالباری، ج 12، ص 84، بیروت، دارالکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.
[6]. طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 137، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[7]. صافات، 45- 46.
