ریشه «أ ز ف» به معنای نزدیک شدن،[1] سهبار در قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. یکبار به صورت فعل(أزفت) و دو بار دیگر به صورت اسم فاعل (الآزفة) که یکى از نام های قیامت است.
«وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ...»؛[2] و آنها را نسبت به روزی که نزدیک است هشدار ده.
«أَزِفَتِ الْآزِفَةُ»؛[3] نزدیک شونده، نزدیک شد.
«آزفة» به معناى نزدیک بودن است، و منظور خداوند از بیان واژه «یَوْمَ الْآزِفَةِ» هشداری نسبت به نزدیک بودن روز قیامت است؛ زیرا هر چیزى که آمدنش قطعی و یقینی باشد گویا نزدیک است: «وَ کُلُّ مَا هُوَ آتٍ قَرِیب».[4]
«وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ»، یعنی ای رسول خدا(ص) مردم را نسبت به روزی که نزدیک است هشدار بده. این معنا(نزدیک بودن قیامت) در آیه دیگر هم با زبانی دیگر آمده است. آنجا که میفرماید مردم قیامت را دور میبینند، در حالی که ما آنرا نزدیک میبینیم: «إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَراهُ قَرِیباً».[5]
برخی از مفسران نزدیک بودن قیامت را از آن جهت دانستهاند که قیامت در عرض زمان نیست تا نزدیک بودن آن نزدیک زمانى باشد؛ بلکه قیامت در طول زمان و مانند روح براى زمانها است. و همانگونه که روح هر چیزى نزدیکتر از خود آن چیز به آن است، روح زمان نیز نزدیکتر از تمام زمانیّات به زمان است.[6]
[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 75، دمشق، بیروت، دارالقلم، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[2]. غافر، 18.
[3]. نجم، 57.
[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد ج 8، ص 82، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[5]. معارج، 6- 7.
[6]. گنابادی، سلطان محمد، تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة، ج 4، ص 126، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، 1408ق.
