خدای متعال عالم و حکیم است. سنت الهی این است که هر کاری از کانال اسباب آن انجام پذیرد. از جمله سنتهای الهی تولید مثل انسانها است که علتهای خود را دارد. در طول تاریخ انسانهای زیادی بودند که بعد ازدواج یا بهطور کلی و یا برای مدت طولانی صاحب فرزند نشدند. در بین این افراد به بعضی از پیامبران اولی العزم الهی مانند حضرت ابراهیم(ع) برمیخوریم که در عمر خود مرتکب گناهی نشدند. برای اینکه یک زوج (انسان یا غیر انسان) بتوانند تولید مثل کرده و صاحب فرزند شوند، مواد و مقدمات و شرایط و علل و اسباب متعددی لازم است که با نظم و ترتیب و فاصله زمانی معین فراهم شود به نحوی که اگر در این سلسله حتی یکی از آنها مفقود یا نامتناسب باشد فرزندی متولد نخواهد شد یا فرزند سالمی متولد نخواهد شد. پس کسانی که صاحب فرزند نشدهاند باید به دنبال حلقه مفقوده این زنجیر از علل و شرایط باشند و آنرا تکمیل کنند.
خدای متعال عالم و حکیم است و مسلماً تمام کارهای او از روی حکمت است و برای اداره این جهان پهناور و مخلوقاتی که در آن زندگی میکنند اصول و قوانین و علل و اسبابی قرار داده است. سنت الهی این است که هر کاری از کانال اسباب آن انجام پذیرد. از جمله سنتهای الهی توالد و تناسل و تولید مثل انسانها است که علل و اسباب و قوانین ویژه خود را دارد. در طول تاریخ انسانهای زیادی بودهاند که بعد ازدواج یا بهطور کلی و یا برای مدت طولانی و حتی تا رسیدن به سنین پیری و کهولت صاحب فرزند نشدند. در بین این افراد به بعضی از پیامبران اولی العزم الهی؛ مانند حضرت ابراهیم(ع) برمیخوریم که قرآن مجید از زبان او چنین نقل میکند:
«ستایش خاص خداى را که در سنین پیرى اسماعیل و اسحاق را بر من عنایت فرمود. در حقیقت پروردگار من شنونده دعا و درخواستها است».[1]با توجه به این مورد و موارد متعدد دیگر هیچکس نباید به خود اجازه دهد که بگوید کسانی صاحب فرزند نمیشوند به خاطر گناهان آنها است. آیا (نعوذ بالله) حضرت ابراهیم(ع) گناه کار بود که تا سن کهولت و پیری نتوانست صاحب فرزند شود؟ قطعاً اینگونه نبود و همچنین بسیاری از بندگان صالح و نیکو کاری که در عمر خود مرتکب گناهی نشدند ولی صاحب فرزند هم نشدند. از سوی دیگر بسیاری از کافران و ظالمان و ستمکاران و افراد فاسد را میشناسیم که فرزندان زیادی دارند. بنابر این، نه هر کس صاحب فرزند باشد دلیل بر خوبی او است و نه میتوان گفت هرکس از این نعمت محروم شد گناه کار است.
برا ی اینکه یک زوج (انسان یا غیر انسان) بتوانند تولید مثل کرده و صاحب فرزند شوند، مواد و مقدمات و شرایط و علل و اسباب متعددی لازم است که با نظم و ترتیب و فاصله زمانی معین فراهم شود، به نحوی که اگر در این سلسله حتی یکی از آنها مفقود یا نامتناسب باشد فرزندی متولد نخواهد شد، یا فرزند سالمی متولد نخواهد شد. بنابر این زن و مردی که پس از ازدواج علیرغم میل خود نتوانستند صاحب فرزند شوند، باید به دنبال شناخت علت و درمان صحیح آن باشند. ممکن است عیب در ناحیه تولید اسپرم و اوول یا از جهت ضعف نطفه یا از جهت ناتوانی بدن زن برای نگهداری و پرورش آن و یا از جهات متعدد دیگر باشد. هر یک از این عیوب نیز دارای حکمت خاص و راه درمان خاص خود را دارد.
خوشبختانه امروزه با پیشرفت علم پزشکی بخش اعظمی از مشکلات ناباروری زوجین و راه حل آنها شناخته شده و بسیاری از زوجهایی که در گذشته نتوانسته بودند صاحب فرزند شوند بحمد ا.. صاحب اولاد شدهاند و امید است که انشاءا.. در آینده عیوبی که تا کنون ناشناخته مانده شناخته و راه درمان آنها نیز کشف شود. اما باید اعتراف کرد که هنوز مجهولات و نا شناختههای فراوانی در این مسئله وجود دارد.
البته خداوند متعال از آنجا که به همه بندگانش مهربان است محرومیت از این نعمت را به صورتهای دیگری در زندگی افراد جبران میکند. کافی است که چنین انسانهایی ساعتی با خدای خود خلوت کرده و نعمتهایی را که خدا به آنها عطا کرده را مرور نمایند تا متوجه شوند که: «خدا گر ز حکمت ببندد دری/ ز رحمت گشاید در دیگری». اگر انسان به حوادث و وقایع اطراف خود با خوشبینی بنگرد به جای اینکه حسرت نعمتهای نداشته را بخورد، همیشه شکر نعمتهای موجود را به جا خواهد آورد و آنگاه نعمتهای بیشتری را به سوی خود جلب خواهد کرد.
برای آگاهی بیشتر به نمایه: امتحان و عذاب الاهی و راه های تمییز بین آنها، سؤال 169 (سایت: 1244) و نمایه شرایط و راه های استجابت دعا، سؤال 2145 (سایت: 2269)، رجوع کنید.
[1]. ابراهیم، 39. «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی وَهَبَ لی عَلَى الْکِبَرِ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمیعُ الدُّعاء».
