جستجوی پیشرفته
بازدید
23040
آخرین بروزرسانی: 1404/12/09
خلاصه پرسش
خداوند در پی خلقت انسان، اعلام می‌دارد که «بیان» را به او آموختم. این بیان به چه معنا است، و چه نقشی در زندگی انسان دارد؟!
پرسش
منظور خداوند از آیه «علمه البیان» به صورت علمی چیست؟! آیا صرفاً در مقابل زبان حیوانات مطرح شده، یا بحث رشد و تکامل زبان در کودک است و یا تکامل تدریجی زبان در میان انسان‌ها از بدو خلقت تا کنون؟
پاسخ اجمالی
با توجه به معنای «بیان» که ظاهر کردن و روشن نمودن است، مفسران نظریات مختلف و متفاوتی را در ارتباط با مقصود آیه چهارم سوره رحمان بیان کرده‌اند؛ مانند:
1. مقصود از تعلیم بیان، همان سخن گفتن با زبان است.
2. منظور، آموختن اسامی هر چیز و لغات به انسان می‌باشد.
3. یعنی راه هدایت و گمراهی را به وی آموخت. معارف دین و دنیا از حلال و حرام، معیشت و زندگی، منطق و... را که مورد نیاز انسان است، به وی تعلیم داد.
4. بیان نه فقط نطق و سخن را شامل می‌شود که حتى نوشتن، انواع استدلالات عقلى و منطقى را که روشن کننده مسائل مختلف و پیچیده است، نیز دربرمی‌گیرد.
5. انسان با الهامى طبیعى که موهبتى است از ناحیه خداى سبحان، با یکى از این صوت‌هاى تکیه‌‏دار بر مخرج دهان که آن‌را حرف می‌نامند، و یا با چند حرف از این حروف که با هم ترکیب می‌‏کند، علامتى درست می‌کند که آن علامت به مفهومى از مفاهیم اشاره دارد، و به این وسیله آنچه از حس شنونده و ادراکش غایب است را براى او مجسم می‌‏سازد.

 
پاسخ تفصیلی
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید؛ پس از آن‌که انسان را آفریدم به وی سخن گفتن آموختم: «خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَیانَ»؛[1] انسان را آفرید، و به او «بیان» آموخت.
«بیان» یعنى ظاهر و روشن کردن.[2] راغب در مفردات می‌گوید: «بیان» به معنای کشف از چیزی است و اعم از نطق است؛ زیرا نطق مختص انسان است.[3]
با توجه به این معنا، مفسران نظریات متفاوتی را در ارتباط با مقصود این آیه بیان کرده‌اند؛ مانند:
1. مقصود از تعلیم بیان، همان سخن گفتن با زبان است. انسان مکنونات ضمیر خویش را؛ امور پنهانى که در اندرونش وجود دارد، براى دیگران آشکار می‌کند و دیگران براى او آشکار می‌کنند.[4]
2. یعنی نام‌های هرچیزی را به انسان آموخت.[5]
3. نام‌های هر چیز و لغات گوناگون را به انسان آموخت.[6]
4. راه هدایت و گمراهی را به وی آموخت.[7]
5. خداوند آنچه از معارف دین و دنیا، از حلال و حرام، معیشت و زندگی، منطق و... را که مورد نیاز انسان است، به وی آموخت؛ دلیل این معنا آن است که این لفظ را به صورت مطلق آورده است.[8]
6. «بیان» از نظر لغت معناى گسترده‏ دارد، و به هر چیزى گفته می‌شود که آشکار کننده چیزى باشد. بنابر این نه فقط نطق و سخن را شامل می‌شود که حتى نوشتن، انواع استدلالات عقلى و منطقى که مبین مسائل مختلف و پیچیده است، همه در مفهوم بیان جمع است، هر چند شاخص این مجموعه همان سخن گفتن است.[9]
7. با توجه به اهمیت بیان در زندگى بشر و با عنایت به این‌که کلمه بیان در آیه مورد بحث به معناى پرده‌‏بردارى از هر چیز است، منظور از بیان در این‌جا کلامى است که از آنچه در ضمیر وجود دارد پرده برمی‌‏دارد؛ لذا از عظیم‌‏ترین نعمت‌‏هاى الهى است، و تعلیم آن نیز از بزرگ‌ترین عنایات خدایى به انسان‌‌ها است؛ لذا کلام، صرف آواز نیست که ما آن‌را با به کار بردن ریه و نای و تارهای صوتی و حلقوم از خود سر دهیم. همان‌طور که حیوانات از خود سر می‌دهند. همچنین صرف تنوع دادن به صوتى که از حلقوم بیرون می‌آید نیست که در نتیجه فرق ما با سایر حیوانات این باشد که ما می‌توانیم از حلقوم خود صدا در آورده، و در فضاى دهان آن‌‌را تکه تکه نموده به اشکال مختلف در آوریم. بلکه انسان با الهامى طبیعى که موهبتى است از ناحیه خداى سبحان، با یکى از این صوت‌هاى تکیه‌‏دار بر مخرج دهان که آن‌را حرف می‌نامند، و یا با چند حرف از این حروف که با هم ترکیب می‌‏کند، علامتى درست می‌کند که آن علامت به مفهومى از مفاهیم اشاره دارد، و به این وسیله آنچه از حس شنونده و ادراکش غایب است را براى او مجسم می‌‏سازد، و شنونده می‌تواند تمامى اوضاع عالم مشهود - چه روشن و درشت آن و چه باریک و دقیقش، چه موجودش و چه معدومش، چه گذشته‏‌اش و چه آینده‌‏اش - را در ذهن خود احضار کند، و پس از حضور مفاهیم به هر وضعى از اوضاع، معانى غیر محسوس را محسوس جلوه می‌دهد. به عبارت دیگر؛ یعنی گوینده با صدایى که از خود در می‌‏آورد، با حروف ترکیب نیافته و ترکیب یافته‌‏اش تمامى اینها را که بیان شد در ذهن شنونده خود حاضر می‌سازد، و در پیش چشم دلش مجسم می‌سازد، به طورى که گویى - هم اعیان آنها را و هم معانى آنها را - می‌بیند.
نقش این نعمت(سخن گفتن) در زندگى انسان نیاز به توضیح ندارد؛ چرا که همه می‌دانیم زندگى آدمیان اجتماعى و مدنى است، و این زندگى در آغاز پیدایش بشر صورت نگرفت، و به ترقى و تکامل امروزیش نرسید، مگر از همین راه که براى هر چیزى نامى نهاد، و بدین وسیله باب تفهیم و تفهم را به روى خود گشود، و اگر این نبود هیچ فرقى میان او و حیوان بی‌زبان نبود، زندگى او نیز مانند حیوانات جامد و راکد می‌ماند.
بهترین و قوی‌‏ترین دلیل بر این‌که الهام الهى بشر را به سوى بیان هدایت نموده، و این‌که مسئله بیان و سخن گفتن ریشه در اصل خلقت دارد، اختلاف لغت‌‏ها و زبان‌ها در امت‌‏هاى مختلف و حتى طوایف مختلف از یک امت است؛ زیرا می‌بینیم که اختلاف امت‌‏ها و طوایف در خصایص روحى و اخلاق نفسانى و نیز اختلاف آنان به حسب مناطق طبیعى که در آن زندگى می‌کنند اثر مستقیم در اختلاف زبان‌هایشان دارد، همچنان‌ که قرآن کریم به این نعمت بزرگ اشاره نموده است: «وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ»؛[10] و از نشانه‌‏هاى قدرت او است آفرینش آسمان‌ها و زمین، و اختلاف زبان‌ها و رنگ‌های‌تان.
روشن است که منظور از «عَلَّمَهُ الْبَیانَ»، این نیست که خداى سبحان لغات را براى بشر وضع کرده، و سپس به وسیله وحى به پیامبرى از پیامبران و یا به وسیله الهام به همه مردم، آن لغات را به بشر تعلیم داده باشد؛ به دلیل آن‌که خود انسان بدان جهت که به حکم اضطرار در ظرف اجتماع قرار گرفت طبعاً به اختراع(اعتباری) تفهیم و تفهم، وادار شد، نخست با اشاره و سپس با صدا و در آخر با وضع لغات یعنى قرارداد دسته جمعى به این مهم خود پرداخت، و این همان تکلم و نطق است که گفتیم اجتماع مدنى بشر بدون آن تمام نمی‌شد.
علاوه بر این فعل خداى تعالى عبارت است از تکوین و ایجاد، و قهراً شامل امور اعتبارى نمی‌شود؛ زیرا امور اعتبارى عبارت است از قرارداد دسته جمعى. و این امر اعتبارى حقیقت خارجى ندارد، تا خلقت و تکوین خداى تعالى شامل آن نیز شده باشد و بگوییم زبان‌هاى مختلف را خدا خلق کرده است. آنچه خدا خلق کرده انسان و فطرت او است، فطرتى که او را به تشکیل اجتماع مدنى، و سپس به وضع لغات واداشت، و او را به این معنا رهنمون شد که الفاظى را علامت معانى قرار دهد، به طورى که وقتى فلان کلمه را به شنونده القا می‌کند ذهن شنونده منتقل به فلان معنا شود. نظیر این‌که گوینده خود معنا را به او نشان داده باشد. همچنین او را رهنمون شد به این‌که اشکال مخصوصى از خط را علامت آن الفاظ قرار دهد، پس خط خود مکمل غرض کلام است، و کلام را ممثل می‌سازد، همان‌طور که کلام معنا را مجسم می‌ساخت.[11]
8. البته روایاتی نیز وجود دارند که ناظر به برخی بطون این آیه هستند، مانند: «عَلَّمَهُ‏ الْبَیانَ‏ قَالَ ذَاکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَّمَهُ بَیَانَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مِمَّا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْهِ»؛[12] منظور از این آیه، وجود مقدس امام علی(ع) است که خداوند بیان آنچه مورد نیاز مردم است را به وی آموخت. طبیعی است که این روایت ناظر به یکی از کامل‌ترین مصادیق آیه بوده و بر همین اساس، به شمول آیه نسبت به دیگر انسان‌ها ضرری وارد نخواهد کرد.
 
[1]. الرحمن، 3، 4.
[2]. مصطفوی، حسن، تفسیر روشن، ج ‏16، ص 70، تهران، مرکز نشر کتاب، چاپ اول، 1380ش.
[3]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق، داودی، صفوان عدنان، ص 156، دمشق، بیروت، دارالقلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.
[4]. مطهری، مرتضی، مجموعه ‏آثار، ج ‏27، ص 32، تهران، صدرا، 1381ش.
[5]. ثعلبی نیشابوری، ابو اسحاق احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج ‏9، ص 177، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422ق؛ رشیدالدین میبدى، احمد بن ابى سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق، حکمت، على اصغر، ج ‏9، ص 406، تهران، امیر کبیر، چاپ پنجم، 1371 ش.
[6]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی‏، محمد جواد، ج ‏9، ص 299، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[7]. سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ‏6، ص 14، قم، کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، 1404ق.
[8]. طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏27، ص 67، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412ق.
[9]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏23، ص 99، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[10]. روم، 22.
[11]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏19، ص 95- 96، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج ‏19، ص 157- 159، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374ش.
[12]. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، محقق، مصحح، کوچه باغی، محسن بن عباسعلی، ج ‏1، ص 506، قم،‏ مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ دوم، 1404ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها