
لطفا صبرکنید
16642
- اشتراک گذاری
شیعیان، امامان(ع) را -به عنوان جانشینان پیامبر اکرم(ص)- معصوم میدانند. بر این اساس، سخن و گفتار آنان نیز مانند سخن پیامبر اکرم(ص) برای پیروانشان حجیت دارد و برای معتبر بودن، لزوماً نیازمند استناد به سخن پیامبر(ص) نیست.
احادیثی که از امامان معصوم(ع) به ما رسیده است، از این جهت به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته نخست، روایاتی است که با ذکر سلسله سند نقل شدهاند؛ به این معنا که راویان حدیث به ترتیب معرفی شدهاند و در بسیاری از موارد، سلسله سند از امامی به امام پیش از خود میرسد و سرانجام به رسول خدا(ص) ختم میشود. اینگونه روایات، از جهت اتصال سند، از اهمیت و اعتبار ویژهای برخوردارند.
دسته دوم، روایاتی است که بدون ذکر سلسله سند نقل شدهاند. این روایات نیز از جهت انتساب به پیامبر اکرم(ص) یا منبع دیگری قابل تفکیکاند. گاهی امام معصوم(ع) سخنی را از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند، اما واسطههای میان خود و پیامبر(ص) را ذکر نمیکند؛ در نتیجه، روایت از نظر اصطلاح حدیثی، «مرسل» به شمار میآید. با اینحال، از منظر شیعه، سخن امام معصوم(ع) خود حجت شرعی است و اعتبار آن تنها به این وابسته نیست که امام(ع) حتماً آنرا به پیامبر اکرم(ص) مستند کرده باشد.
برای نمونه، در بسیاری از روایات چنین تعبیری دیده میشود:
«عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) ...»
در این روایت، امام صادق(ع) سخنی را از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند و سلسله سند نیز تا خود امام صادق(ع) ذکر شده است. در منابع حدیثی شیعه، بهویژه در «کتب اربعه»، یعنی کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الأحکام و استبصار، روایات فراوانی با چنین ساختاری وجود دارد.
از سوی دیگر، در برخی روایات، ائمه(ع) مطالبی را از منابعی مانند «کتاب علی(ع)»، «مصحف فاطمه(س)» و «الجفر» نقل کردهاند. بنابر این، همه روایات ائمه(ع) الزاماً به یک شیوه نقل نشدهاند و برای ارزیابی حدیث، باید میان «حجیت سخن امام معصوم(ع)» و «اعتبار سند روایت» تفکیک کرد.
بر این اساس، از دیدگاه شیعه، اصل سخن امام معصوم(ع) به دلیل عصمت و حجیت قول او، حجت شرعی است؛ اما این امر به معنای آن نیست که هر روایتی که در یک کتاب حدیثی با انتساب به امام(ع) نقل شده، بدون بررسی سند و قرائن، از نظر علم حدیث قطعیالصدور باشد. به همین دلیل، عالمان شیعه در ارزیابی روایات، افزون بر توجه به محتوای حدیث، سند، راویان و قرائن موجود را نیز مورد بررسی قرار میدهند.
با توجه به اینکه این بحث یکی از مباحث درون دینی است؛ از اینرو فقط از منظر شیعه به این پرسش پاسخ میدهیم؛ لذا میگوییم:
از دیدگاه شیعه امامان معصوم(ع) هستند و از طرف خداوند توسط پیامبر(ص) به عنوان جانشین و خلیفه آنحضرت به مردم معرفی شدند. بر این اساس آنان حجت خداوند بر آفریدگانش هستند و سخنشان نیز مانند سخن پیامبر(ص) حجیت نفسی دارد و نیازی به اسناد ندارد. به عبارت دیگر، شیعه معتقد است همانطور که اگر پیامبر سخنی را بیان کند نیازی به اسناد نیست و کسی از ایشان سندی درخواست نمیکند و تردیدی در حجیت سخن ایشان ندارد، همینطور در سخن معصومان(ع) نیز نیازی به سند نیست و تردیدی در حجیت سخن ایشان وجود ندارد.
گفتنی است احادیثی که از امامان معصوم(ع) به ما رسیده از این جهت به دو دسته تقسیم میشود:
1. دستهای از روایات به صورت مستند بیان شده است؛ یعنی سلسله سندشان نیز ذکر شده است، به این صورت که هر امامی از پدرش نقل میکند تا اینکه سند روایت به رسول الله(ص) ختم میشود.
بنابر این، نه تنها در این احادیث سندشان بیان شده و هیچ اشکال سندی در آنها یافت نمیشود؛ بلکه از نظر سند در بالاترین رتبه اعتبار قرار دارد. این دسته از روایات خود به دو صورت هستند:
الف) دستهای از روایات اسامی روایان و پدر و اجدادشان را یکی پس از دیگری بیان میکنند؛ مانند ... قال أبو الحسن الرضا (ع) سمعت أبی موسى بن جعفر یقول سمعت أبی جعفر بن محمد یقول سمعت أبی محمد بن علی یقول سمعت أبی علی بن الحسین یقول سمعت أبی الحسین بن علی یقول سمعت أبی أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع) یقول سمعت رسول الله ص یقول سمعت جبرئیل یقول سمعت الله عز و جل یقول لا إله إلا الله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی فلما مرت الراحلة نادانا بشروطها و أنا من شروطه.[1]
(زمخشری از یحیی بن حسین حسینی در کتاب ربیع الأبرار پیرامون إسناد صحیفة الرضا نقل میکند: اگر این اسناد به گوش دیوانهای بخورد عاقل میشود.[2]
ب) دیگر اینکه راوی با عبارت "عن آبائه"(از پدرانش) با توجه به وضوح اسامی، آنرا حذف نموده است). در مجموع کتب روایی شیعه حدود 6671حدیث از ائمه(ع) به صورت مستند با عبارت "عن آبائه" (از پدرانشان= عن رسول الله) نقل شده است که از این تعداد 278 آن در کتب اربعه شیعه (60 حدیث در کافی، 46 تا در من لا یحضره الفقیه، 128 تا در تهذیب و 34 تا در استبصار) آمده است. به عنوان نمونه یک حدیث معنعن و مستند را در اینجا بیان میکنیم:
عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) ...[3].
بدیهی است اگر حدیثی با این نوع سند نقل شود از بهترین سند برخوردار است. بر این اساس از قسم اول به حدیث "سلسلة الذهب"[4] تعبیر شده است؛ زیرا اگر چه بر اساس آراء شیعه همه امامان حجتهای خدا در روی زمین هستند و از نظر حجت فرقی بین اینها و پیامبر(ص) نیست؛ اما از نظر غیر شیعه اینان بهترین افراد و موثقترین افراد هستند.[5]
2. دسته دیگر از روایات که بدون سند بیان شده است. این دسته از روایات نیز دو قسماند:
الف) اینکه با واسطه از پیامبر اسلام(ص) نقل میکنند؛ اما سندش را ذکر نکردند. به عنوان نمونه به این حدیث توجه نمایید:
عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص).[6]
در منابع شیعی هزاران و در کتب اربعه (کافی، من لا یخضره الفقیه، تهذیب و استبصار) صدها حدیث با این عنوان نقل شده است.
این نوع از احادیث نیز اگرچه سلسله سندشان بیان نشده و در ظاهر مرسل هستند؛ اما با توجه به اینکه معصومان(ع) حتی از دید اهلسنت نیز از امنا و صادقین محسوب میشوند، باید پذیرفت که آنان حدیثی را که پیامبر نفرموده باشد به عنوان حکم الهی بیان نمیکنند و یا به پیامبر نسبت نمیدهند.
امام صادق(ع) فرمود: حدیث من، حدیث پدرم(امام باقر) و حدیث پدرم(امام باقر)، حدیث جدم(امام زین العابدین) و حدیث جدم(زین العابدین) حدیث (امام) حسین و حدیث حسین، حدیث (امام) حسن و حدیث حسن، حدیث امیر المؤمنین(ع) و حدیث امیر المؤمنین حدیث رسول الله(ص) و حدیث رسول الله، سخن خداوند عز و جل است.[7]
ب) اینکه از کتاب جامعه، مصحف فاطمه، جفر و ... نقل نمودهاند که در هر صورت مستند و برای همه مسلمانان حجت است.[8]
بنابر این، احادیثی که از ائمه معصومین نقل میشود مستند و از اعتبار کافی برخوردار است و هیچگونه تردیدی در آن راه ندارد.
گفتنی است که این مسئله از دیرباز مورد سؤال بود و از طرف عدهای که برای سخنان امامان معصوم(ع) حجیت ذاتی قائل نبودند مورد اعتراض قرار میگرفت از این جهت راه حلهایی مورد استفاده قرار گرفت.
جابر بن یزید میگوید به امام باقر(ع) عرض کردم: هر گاه حدیثى برایم باز گفتى سندش را نیز بیان فرما. امام(ع) فرمود: پدرم از جدّم از رسول خدا(ص) از جبرئیل(ع) از خدا -عزّ و جلّ- براى من حدیث گفته است، و هر حدیثى که برایت میگویم با این سند خواهد بود.[9]
در روایت دیگری آمده است: محمد بن على(امام باقر) به احترام مجالست جابر با پیغمبر(ص) نزدش میرفت و مینشست و از خداى تبارک و تعالى براى آنها حدیث میکرد، اهل مدینه گفتند: ما جسورتر از این را ندیدهایم (زیرا با این کودکى از جانب خدا حدیث میگوید) چون دید چنین میگویند، از پیغمبر(ص) حدیث گفت، اهل مدینه گفتند: ما دروغگوتر از این مرد را هرگز ندیدهایم، از کسى به ما حدیث میکند که او را ندیده است، چون دید چنین میگویند از جابر بن عبداللَّه حدیثشان گفت، آنگاه تصدیقش کردند، در صورتى که جابر خدمت او میآمد و از او دانش میآموخت.[10]
نتیجه اینکه سخنان امامان معصوم حجیت ذاتی دارد و سخن آنان سخن پیامبر(ص) و خدای متعال است، خواه در ظاهر مستند باشد یا نباشد.
[1] . شیخ صدوق، امالی، ص 235، کتاب خانه اسلامی، 1362ش.
[2]. مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 1، ص 30.
[3]. کلینی، کافی، ج 1، ص 33، حدیث 7، تهران، دار الکتب الإسلامیة، 1365ش.
[4]. ثواب الاعمال، ترجمه، غفارى، ص 23، سلسلة الذّهب به مناسبت رجال سند آنکه همه از معصومین میباشند و از احادیث قدسیّه محسوب میشود چون گوینده کلام، ذات اقدس الهى است.
[5]. مثلاً سید محمد رشید رضا با اینکه از متعصبین اهلسنت است در تفسیر المنار هنگامی که میخواهد از امام صادق(ع) روایت کند میگوید: روى عن جدنا الامام جعفر الصادق رضى اللَّه عنه (از جد ما امام صادق(ع) نقل شده). محمد رشید رضا، تفسیر القران الحکیم ( تفسیر المنار)، ج 9 ص 538، بیروت، دار المعرفة، چاپ دوم.
[6]. کافی، ج 3، ص 269، حدیث 8.
[7]. همان، ج 1، ص 53.
[8]. همان، ص 239؛ ترجمه، مصطفوى، ج1، ص 345.
[9]. شیخ مفید، امالی، ص 42، قم، چاپ کنگره شیخ مفید، 1413 ق. با استفاده از ترجمه استاد ولى، متن ص 54.
[10]. کافی، ج 1، ص 469، با استفاده از اصول کافى، ترجمه مصطفوى، ج 2، ص 374.

:
:
:
:
:
: