
لطفا صبرکنید
143
اساسیترین ویژگی انسان، آزادی، اختیار و اراده است؛ مهمترین میدان عمل برای اراده انسان، صحنه درون و حالات روانی او است؛ از اینرو امکان تغییر خلق و خو -حتی آنهایی از بدو تولد همراه او است- در انسان وجود دارد.
علم اخلاق و دستورات اخلاقی دین نیز بر این اساس مبتنی است که انسان میتواند تمام رفتارهای اخلاقی خود را تغییر داده و یا تعدیل نماید.
دلیل روشن بر امکان تغییر رفتار و خلق و خو، وجود دانشها، نظامهای و مؤسسات آموزشی و تربیتی در دنیا است.
وجود دانشی با عنوان «روانشناسی» و ظهور و بروز دانشمندان بزرگی در این زمینه، بهترین دلیل بر آن است که تغییر خلق و خو و رفتار انسانها تا اندازه زیادی امکانپذیر است.
طبیعی است تغییر برخی از ویژگیها راحت و آسان، و برخی دیگر سخت و دشوار بوده و نیاز به آموزش و تمرین بیشتر داشته باشد.
نکته مهمی که باید به آن اشاره نمود این است که آموزههایی که دین اسلام به پیروان خود توصیه نموده، انعطافپذیری فراوانی داشته و افراد مختلف با داشتن خلق و خوهای گوناگون، میتوانند در بیشتر موارد، خود را با آنها همساز نموده و در غیر واجبات، بیشتر سراغ آن بخشی بروند که با روحیات آنان سازگارتر است.
به عنوان نمونه، آموزههای دینی نه تشویق به برونگرایی مطلق میکند و نه درونگرایی مطلق را پسندیده میداند؛ بلکه حالت میانه و متعادل را ترغیب میکند؛ برخی از دستورات دین با برونگرایی هماهنگ است. مثلا دستور به برگزاری نماز در مساجد و با جماعت؛ برخی دستورات دین، مانند: روزه یا نماز شب که معمولا در خفا انجام میشوند، با درونگرایی سازگار است؛ صدقه دادن که هم آشکارای آن از نظر دین مطلوب است و هم پنهانی آن؛ بنابراین از نظر آموزههای دین، انسان گاهی باید برونگرا باشد و گاهی درونگرا.
امام علی(ع) توصیه فرمود تا میان درونگرایی و برونگرایی اینگونه مرزبندی کنیم:
میان احساس نیاز به جامعه(و جوشیدن با آنان) و بینیازی از جامعه(و دوری از آنان) اینگونه مرزبندی کن:
برای بیان سخن نرم و گشادهرویی، خود را نیازمند ارتباط با جامعه بدان(چون بدون چنین ارتباطی نمیتوان این مزیت اخلاقی را عملی کرد) و برای حفظ آبرو و عزت خود تلاش کن تا از آنان دور باشی(زیرا آبرو و عزت انسان در ارتباط افراطی با جامعه در معرض خطر خواهد افتاد).[1]
همینگونه است تندخو و نرمخو بودن و موارد دیگری از این دست.
البته اگر نوعی ویژگی اخلاقی مانند خجالتیبودن به صورت افراطی در برخی افراد وجود داشته باشد، باید آنرا نوعی بیماری قلمداد کرد که مانند دیگر بیماریها باید به درمان آن پرداخت.و البته ممکن است توصیههایی در متون دینی در مورد هر کدام از آنها نیز وجود داشته باشد.
در همین راستا، پیامبر اسلام(ص)، حیا و خجالتی بودن را به دو بخش تقسیم میکند که یکی پسندیده بوده و باید آنرا تقویت نمود و دیگری نکوهیده و ناشی از ضعف انسان بود که طبیعی است باید به درمان آن پرداخت:
«الْحَیَاءُ عَلَى وَجْهَیْنِ: فَمِنْهُ الضَّعْفُ، وَ مِنْهُ قُوَّةٌ وَ إِسْلَامٌ وَ إِیمَان».[2]
گفتنی است؛ برخی عناوین جدید علم روانشناسی با همان نام و عنوان در روایات مطرح نشده است؛ اما متخصصانی که در هر دو دانش «علوم دینی» و «علم روانشناسی» تحقیق کردهاند، با تلاش خود میتوانند نظریه دین را در خصوص این عناوین جدید، استخراج و استنباط کنند.
[1]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 2، ص 149، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[2]. حمیری، عبد الله بن جعفر، قرب الإسناد، ص 46، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، چاپ اول، 1413ق.
