جستجوی پیشرفته
بازدید
28780
آخرین بروزرسانی: 1395/07/12
خلاصه پرسش
از ائمه نقل شده که اشعار سید حمیری را بخوانید و حفظ کنید، حمیری کیست و شعر او چیست؟
پرسش
از ائمه نقل شده که اشعار سید حمیری را بخوانید و حفظ کنید، حمیری کیست و شعر او چیست؟ همچنین یکی دیگر از بزرگان فرمودند: «چرا قصیده اُزری و سید اسماعیل پدر حاج سید عبدالهادی را طلاب و وعاظ حفظ نمی‌کنند و آنها را برای مردم نمی‌خوانند؟!». در این مورد نیز توضیح دهید؟
پاسخ اجمالی
إسماعیل بن محمد بن یزید حِمیَری در سال یک‌صد و پنج هجری متولد شد.[1] البته برخی او را سید بن محمد نیز نامیده‌اند.[2] حمیری در سال یک‌صد و هفتاد و سه هجری نیز وفات یافت.[3]
او در ابتدا جزو خوارج بود، سپس به فرقه کیسانیه پیوست که اعتقاد به امامت و ظهور محمد بن حنفیه داشتند، اما بعد از آن به فرقه شیعه امامی پیوست و تا آخر بر این مذهب باقی ماند و از اصحاب امام صادق(ع) گردید و پس از ایشان نیز دوران امام موسی کاظم(ع) را درک کرد.[4] او نسبت به خاندان بنی هاشم به خصوص امام علی(ع) علاقه بسیار داشت و بیشتر شعرهای او نیز در مدح ایشان و مذمت مخالفانشان بوده است.[5] نقل کرده‌اند: روزی سید حمیری در محله کناسه ایستاد و گفت: ای کوفیان! هر کدام از شما، فضیلتی را از علی(ع) نقل کند که من آن‌را در مورد آن شعری نگفته باشم؛ ‌این اسب و آنچه با من است را به او می‌دهم. همهمه بالا گرفت؛ ‌تا این‌که مردی آمده و چنین گفت: «امیر مؤمنان، على بن ابی‌طالب(ع) خواست سوار اسب شود. [پس،] لباس پوشید و خواست کفش بپوشد. یکى از کفش‌هایش را پوشید و خم شد تا کفش دیگرش را بردارد و بپوشد که عقابى از آسمان، فرود آمد و آن‌را برداشت و به هوا برد و سپس، آن‌را بر زمین انداخت و از آن، مارى سیاه گریخت و وارد سوراخى شد. [آن‌گاه‏] على(ع) کفشش را پوشید». سید حمیری کمی اندیشید و سپس شعری در این مورد سرود.[6]
دانشمندان رجالی بزرگ شیعه او را ثقه و دارای شأن و منزلتی بلند دانسته‌اند[7] و در برخی از روایات، ائمه(ع) ‌او را مدح کرده‌اند:
امام صادق(ع) سید حمیری را ملاقات کرده و به او فرمود: «مادرت تو را سید (آقا) نامید و در این نام‌گذاری موفق بود [زیرا اسم و مسمای تو هم‌خوانی دارد] و تو آقای شاعران هستی».[8]
همچنین آن‌حضرت خطاب به حمیری فرمود: «حق را بیان کن که خداوند حق را از زبان تو بیان دارد و خداوند رحمتت کند و تو را وارد بهشتی کند که به اولیای خود وعده داده است».[9]
شیخ بهایی در حاشیه خود بر «خلاصة الاقوال» علامه حلی(ره) چنین نقل کرده است:
سید حمیری در کوچه‌ای از کوچه‌های مدینه در حال رفتن بود و با خود کوزه‌ای مملوّ از شراب داشت. در طول این مسیر امام صادق(ع) را ملاقات کرد. امام به او گفت: «در کوزه تو چیست؟» حمیری: ای فرزند رسول خدا! شیر در آن هست. امام: «کمی از آن شیر در دست من بریز». کمی از آن در دست امام ریخت و دید که شیر می‌باشد. امام: «امام زمان تو کیست؟» حمیری: امام زمان من همان شخصی است که شراب را تبدیل به شیر کرد.[10]
حمیری از جمله شاعران بسیار پُرکار بوده که اشعار بسیار زیادی را سروده است.[11] در میان اشعار او یک شعر از شهرت بسیار زیادی برخوردار است که بنابر برخی روایات، قسمت‌هایی از این شعر بر برخی از ائمه اطهار عرضه شده و آنها
 از این شعر تمجید کرده‌اند[12] و حتی در برخی از آنها به شیعیان توصیه کرده‌اند که این شعر را حفظ کنند.[13]
این شعر بسیار طولانی می‌باشد که در اینجا تعدادی از ابیات به همراه ترجمه آن‌ها  را ذکر می‌کنیم:
لِأُمِّ عَمْرٍو بِاللَّوَى مَرْبَع‏ * طَامِسَةٌ أَعْلَامُهُ بَلْقَع‏
تَرُوحُ عَنْهُ الطَّیْرُ وَحْشِیَّةً * وَ الْأُسْدُ مِنْ خِیفَتِهِ تَفْزَعُ
بِرَسْمِ دَارٍ مَا بِهَا مُونِسٌ * إِلَّا صِلَالٌ فِی الثَّرَى وُقَّعٌ
«أُمّ عَمْرو (که‌ محبوبۀ من‌ است‌) در منتهی‌ إلیه‌ زمین‌ شنزار، و مجمع‌ رَمْل‌ها و ریگ‌ها، یک‌ خانۀ خرّم‌ بهاری‌ داشت‌، که‌ اینک‌ تمام‌ علامات‌ و نشانه‌های‌ آن‌ منزل‌ دستخوش‌ زوال‌ و نابودی‌ گردیده‌، و به‌ یک‌ زمین‌ خشک‌ و لم‌ یزرع تبدیل‌ شده‌ است‌.
اینک‌ آن‌ خانه‌ به‌ گونه‌ای‌ خراب‌ است‌ که‌ پرندگان‌ آسمان‌، چون‌ به آنجا رسند، عبور می‌کنند و هرگز فرود نمی‌آیند، و آنقدر وحشت‌زا و دهشت‌انگیز است‌ که‌ شیران‌ قوی‌ دل‌، دل‌ تهی می‌کنند، و از ترس‌ آن‌ به‌ هراس‌ می‌افتند.
و فقط‌ در آن‌، آثار خرابی‌ و ویرانی‌ مشهود است‌، که‌ أبداً در آن‌ هیچ‌ مونسی‌ نیست‌ مگر مارهای‌ گزنده‌ و افسون‌ ناپذیری‌ که‌ در زمین‌ افتاده‌اند».
رَافِعُهَا أَکْرِمْ بِکَفِّ الَّذِی * یَرْفَعُ وَ الْکَفِّ الَّذِی یُرْفَعُ‏
یَقُولُ وَ الْأَمْلَاکُ مِنْ حَوْلِهِ * وَ اللَّهُ فِیهِمْ شَاهِدٌ یَسْمَعُ‏
مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا لَهُ * مَوْلًى فَلَمْ یَرْضَوْا وَ لَمْ یَقْنَعُوا
فَاتَّهَمُوهُ وَ حَنَّتْ مِنْهُمْ * عَلَى خِلَافِ الصَّادِقِ الْأَضْلَعُ‏
وَ ضَلَّ قَوْمٌ غَاظَهُمْ فِعْلُهُ * کَأَنَّمَا آنَافُهُمْ تُجْدَعُ‏
حَتَّى إِذَا وَارَوْهُ فِی قَبْرِهِ * وَ انْصَرَفُوا عَنْ دَفْنِهِ ضَیَّعُوا
مَا قَالَ بِالْأَمْسِ وَ أَوْصَى بِهِ * وَ اشْتَرَوُا الضُّرَّ بِمَا یَنْفَعُ‏
وَ قَطَّعُوا أَرْحَامَهُ بَعْدَهُ * فَسَوْفَ یُجْزَوْنَ بِمَا قَطَّعُوا
وَ أَزْمَعُوا غَدْراً بِمَوْلَاهُمُ * تَبّاً لِمَا کَانَ بِهِ أَزْمَعُوا
لَا هُمْ عَلَیْهِ یَرِدُوا حَوْضَهُ * غَداً وَ لَا هُوَ فِیهِمُ یَشْفَعُ‏
حَوْضٌ لَهُ مَا بَیْنَ صَنْعَا إِلَى * أَیْلَةَ وَ الْعَرْضُ بِهِ أَوْسَعُ‏
یُنْصَبُ فِیهِ عَلَمٌ لَلْهُدَى * وَ الْحَوْضُ مِنْ مَاءٍ لَهُ مُتْرَعٌ‏
یَفِیضُ مِنْ رَحْمَتِهِ کَوْثَرٌ * أَبْیَضُ کَالْفِضَّةِ أَوْ أَنْصَعُ‏
حَصَاهُ یَاقُوتٌ وَ مَرْجَانَةٌ * وَ لُؤْلُؤٌ لَمْ تَجْنِهِ إِصْبَع‏
«پیامبر دست‌ علی‌ را بلند کرد؛ چقدر گرامی‌ و بزرگوار است‌ آن‌ دستی‌ که‌ بلند کرده‌ است‌! و چقدر گرامی و بزرگوار است‌ آن‌ دستی‌ که‌ بلند شده‌ است‌!
رسول‌ خدا می‌گفت‌ ـ در حالیکه‌ صاحبان‌ قدرت‌ و سلطنت‌ بر عشیره‌ و قوم‌، در اطراف‌ او بودند، و در حالی‌ که‌ خداوند در میان‌ آنان‌ شاهد و ناظر بود و می‌شنید ـ:
هر کس‌ که‌ من‌ ولیّ و صاحب‌ اختیار او هستم‌، پس‌ این‌ علی‌ ولی و صاحب‌ اختیار اوست‌! امّا آن‌ طمع‌ کنندگان‌ در إمارت‌ و حکومت‌، بدین‌ گفتار راضی نشدند، و بدان‌ اکتفا نکردند!
پس‌ او را متّهم‌ کردند که‌ روی‌ میل‌ نفسانی‌ و محبّت‌ شخصی‌، علی‌ را برگزیده‌ است‌؛ و پهلوهایشان‌ بر خلاف‌ پیامبر راستگو و امین‌ برگشت‌ و از او اعراض‌ کردند.
آن‌ گروهی‌ که‌ این‌ فعل‌ پیامبر، آنان‌ را چنان به‌ غیظ‌ و حسد و کینه‌ تحریک‌ کرد، که‌ گویا بینی‌های‌ آنان‌ را می‌برند و با کارد و خنجر جدا می‌کنند، و گمراه‌ شدند.
و کار به‌ جائی‌ کشید که‌ چون‌ پیامبر أکرم‌ را در قبرش‌ پنهان‌ کردند و خاک‌ بر روی‌ آن‌ انباشتند، همینکه‌ از دفنش‌ برگشتند، ضایع‌ و خراب‌ نمودند آنچه‌ را که‌ دیروز فرموده‌ بود و توصیه‌ و سفارش‌ کرده‌ بود؛ آری‌ آنان‌ ضرر را به‌ منفعت‌ خریدند، و زیان‌ بردند.
و حقّ أرحام‌ و ذَوی‌ القربای‌ رسول‌ الله‌ را بعد از مرگش‌ به‌ هیچ وجه‌ رعایت‌ نکردند؛ آری‌ به‌ زودی‌ به‌ پاداش‌ این‌ قطع‌ رحم‌ نمودن‌ خواهند رسید.
و آنان‌ بر غَدر و پیمان‌ شکنی‌ با مولای‌ خود علیّ بن‌ أبی‌طالب‌ پافشاری‌ کردند و إصرار ورزیدند؛ نابود و مرده‌ باد آن‌ منظور و مقصودی‌ که‌ برای‌ وصول‌ آن‌ به‌ چنین‌ خیانتی‌ إقدام‌ کردند.
فردای قیامت‌ نه‌ آنان‌ می‌توانند در حوض‌ علی‌ وارد شوند، و نه‌ علی دربارۀ آنها شفاعت‌ می‌کند.
برای‌ علی بن‌ أبی‌طالب‌ حوضی‌ است‌ که‌ مساحتش‌ به‌ اندازۀ مابین‌ صنعاء تا أیله‌ ـ از أراضی‌ شام‌ ـ است‌، بلکه‌ آن‌ حوض‌ مساحتش‌ افزون‌تر است‌.
در آنجا نشانه‌ و علامتی‌ برای‌ راهنمائی‌ محبّان‌ و شیعیان‌ علی نصب‌ می‌کنند، و آن‌ حوض‌ از آبی‌ که‌ از آنِ حضرت‌ است‌ مملوّ و مالامال‌ است‌.
از وجود مقدّس‌ علی است‌ که‌ کوثر جاری‌ می‌شود، که‌ آبش‌ در سپیدی‌ و صفا چون‌ نقرۀ خام‌ است‌ بلکه‌ درخشنده‌تر و تابناک‌تر.
ریگ‌های‌ ته‌ حوض‌ کوثر، از یاقوت‌ و مرجان‌ و لؤلؤیی ‌است‌ که‌ تا به حال‌ دست‌ کسیی به‌ آن‌ نرسیده‌ است‌ و انگشتی‌ آنرا لمس‌ نکرده‌ و برنداشته‌ است‌.
مَوْلًى لَهُ الْجَنَّةُ مَأْمُورَةٌ * وَ النَّارُ مِنْ إِجْلَالِهِ تَفْزَعُ‏
إِمَامُ صِدْقٍ وَ لَهُ شِیعَةٌ * یُرْوَوْا مِنَ الْحَوْضِ وَ لَمْ یُمْنَعُوا
بِذَاکَ جَاءَ الْوَحْیُ مِنْ رَبِّنَا * یَا شِیعَةَ الْحَقِّ فَلَا تَجْزَعُوا
الْحِمْیَرِیُّ مَادِحُکُمْ لَمْ یَزَلْ * وَ لَوْ یُقَطَّعُ إِصْبَعٌ إِصْبَعٌ‏
وَ بَعْدَهَا صَلُّوا عَلَى الْمُصْطَفَى * وَ صِنْوِهِ حَیْدَرَةَ الْأَصْلَع‏
«حیدر؛ علی بن‌ أبی‌طالب‌، آن‌ أمیرمؤمنانی است‌ که‌ بهشت‌ در زیر فرمان‌ اوست‌، و آتش‌ از جلال‌ و اُبَّهَت‌ او در فَزع‌ و ترس‌ است‌.
اوست‌، تنها امام‌ صدق‌ و پیشوای‌ راستین‌؛ و برای‌ او پیروان‌ و شیعیانی‌ است‌ که‌ از حوض‌ کوثر سیراب‌ میگردند، و هیچگاه‌ منع‌ نمی‌شوند.
به‌ این‌ مطالب‌ و این‌ حقائق‌، از جانب‌ پروردگار ما وحی‌ رسیده‌ است‌؛ و بنابراین‌ ای‌ شیعۀ حقّ! هیچگاه‌ جزع‌ مکنید!
حِمیری‌ مَدّاح‌ شماست‌، پیوسته‌ و بر دوام‌؛ گرچه‌ او را انگشت‌ به‌ انگشت‌ قطعه‌ قطعه‌ کنند.
و بعد از درگذشت‌ حمیری، شما پیوسته‌ بر مصطفی و صِنو و همتای‌ او: حیدر أصلع‌، درود و صلوات‌ بفرستید!».
این قصیده به صورت کامل در برخی از منابع ذکر شده است.[14]
اما در مورد سوال دوم؛ با این‌که در دوران معاصر و سده‌های جدید،‌ شعرای بسیاری بوده‌اند که اشعار پر نغز و زیبایی داشته‌اند، اما بررسی شخصیت و اشعار آنها از حیطه وظایف سایت خارج است.
 

[1]. زرکلی، خیر الدین، الاعلام، ج 1، ص 322، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، 1989م.
[2]. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال(رجال کشی)، محقق، مصحح، شیخ طوسی، محمد بن حسن، مصطفوی، حسن،‏ ص 285، مشهد، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، چاپ اول، 1409ق.
[3]. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق، تدمری، عمر عبد السلام، ج 11، ص 9، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق.
[4]. موسوی خویی، سید ابو القاسم، معجم رجال الحدیث، ج 3، ص 181، قم، مرکز نشر آثار شیعه،1410ق.
[5]. الأعلام، ج ‏1، ص 322.
[6]. ابو الفرج اصفهانى، على بن حسین‏، الأغانی‏، ج 7، ص 186- 187، بیروت‏، دار إحیاء التراث العربی‏، 1415ق.
[7]. علامه حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الأقوال، ص 10، قم، دار الذخائر، 1411ق.
[8]. «أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) لَقِیَ السَّیِّدَ ابْنَ مُحَمَّدٍ الْحِمْیَرِیَّ قَالَ سَمَّتْکَ أُمُّکَ سَیِّداً وَ وُفِّقْتَ فِی ذَلِکَ وَ أَنْتَ سَیِّدُ الشُّعَرَاء»؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 47، ص 327، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.
[9]. «فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع) یَا سَیِّدُ قُلْ بِالْحَقِّ یَکْشِفُ اللَّهُ مَا بِکَ وَ یَرْحَمُکَ وَ یُدْخِلُکَ جَنَّتَهُ الَّتِی وَعَدَ أَوْلِیَائَهُ‏»؛ رجال ‏کشی، ص  288.
[10]. مامقانى، عبدالله‏، تنقیح المقال فی علم الرجال‏، ج 10، ص 313، قم، مؤسسة آل البیت(ع)، 1431ق.
[11]. الأعلام، ج‏ 1، ص 322.
[12]. رجال ‏کشی، ص 286 – 289؛ دیلمی، حسن بن محمد، غرر الأخبار و درر الآثار فی مناقب أبی الأئمة الأطهار(ع)، محقق، مصحح، ضیغم، اسماعیل، ص 364، قم، دلیل ما، چاپ اول، 1427ق.
[13]. «... التفت النبیّ(ص) إلیّ و قال: یا علی بن موسى احفظ هذه‏ القصیدة و مر شیعتنا بحفظها و اعلمهم أنّ من حفظها و أد من قراءتها ضمنت له الجنّة على اللّه تعالى. قال الرضا علیه السّلام؛ و لم یزل یکرّرها علیّ حتّى حفظتها منه‏»؛ بحار الأنوار، ج ‏47، ص 329؛ محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص 393، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.
[14]. بحار الأنوار، ج ‏47، ص 329 – 332؛ جزائری، نعمت الله، ریاض الأبرار فی مناقب الأئمة الأطهار، ج 2، ص 227 – 229، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ اول، 1427ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها