جستجوی پیشرفته
بازدید
6694
آخرین بروزرسانی: 1396/05/29
خلاصه پرسش
آیا از دیدگاه اندیشمندانی، مانند علامه حلی، قیام امام حسین(ع)، رویکردی کاملاً انتخابی از طرف حضرتشان بوده و ایشان از دیدگاه فقهی و شرعی هیچ الزامی به این قیام نداشته‌اند؟!
پرسش
علامه حلی(ره) در «تذکرة الفقهاء» گفته است که: قیام امام حسین(ع) از بُعد اجتماعی یک حرکت کاملاً انتخابی بوده است و از دیدگاه شرع نیز هیچ الزامی نداشته است. آن‌حضرت مانند برادر بزرگوارش امام حسن(ع) می‌توانست صلح کند، ولی خواست قلبی حضرت این بود که بجنگد تا با شهادت به ملاقات پروردگار برسد و این خواست نیز منطبق بر موازین کلی و ضوابط شرعی و همراه با مصلحت بوده است. دو سؤال در این سخن برایم مطرح است: 1. واقعاً حضرت مخیّر بودند که صلح یا شهادت را انتخاب کنند، در حالی‌که بقای شریعت و رفع انحراف از آن محقق نمی‌شد جز با شهادت حضرت. ما شنیده‌ایم که حفظ شریعت اهم واجبات است و بر هر واجب دیگری مقدم می‌شود با این حساب مخیّر بودن حضرت معنایش این است که حضرت مخیّر شود میان این‌که واجب اهمی را که متعیّن است ترک نماید یا آن‌که بدان عمل کند. 2. این دیدگاه معنایش این است که امام حسن(ع) هم مخیّر بود، لکن شهادت و لقاء الله را با شهادت انتخاب نکرده است و این با شأن امام سازگار نیست.
پاسخ اجمالی
مراد اندیشمندانی که این نظر را مطرح کرده‌اند آن است که در حرکت امام حسین(ع) - و نیز صلح امام حسن(ع) - رمز و رازی نهفته است که تا حدودی وابسته به علم امامت بوده و نباید آن‌را تنها با مبانی مرسوم فقهی تجزیه و تحلیل کرد.
در برخی شرایط دشوار اجتماعی یک فرد عادی نمی‌تواند تحلیل درستی از موقعیت داشته و اهم و مهم را به درستی تشخیص دهد و بر همین اساس، طبق مبانی فقهی چنین شخصی بین گزینه‌های نبرد و صلح مخیر بوده و حق انتخاب با خود او است.
از دیدگاه فقهی تنها در موردی جنگ و جهاد واجب می‌شود که علم و یا ظن غالب وجود داشته باشد که با صلح و خودداری از جنگ، اساس دین از بین خواهد رفت و نیز زمانی صلح واجب خواهد بود که علم و یا ظن غالب وجود داشته باشد که با آغاز و یا ادامه جنگ، موجودیت دین در خطر نابودی قرار گیرد. در دیگر موارد، مسلمانان حق انتخاب دارند.
اما امام که با علم امامت خود کاملاً به شرایط آگاه بوده و به خوبی اهم و مهم را تشخیص می‌دهد، چنین انتخابی برای او معنا نخواهد داشت، جز در مواردی استثنایی که صلح و جنگ هیچ‌کدام بر دیگری ترجیح نداشته و تأثیر آنها بر بقای اسلام مساوی باشد.
 
پاسخ تفصیلی
یکی از نگاه‌های علمی مربوط به قیام امام حسین(ع)، نگاه فقهی است. در این نگاه، برخی از فقها با توجه به آیات تهلکه و هدنه (صلح)، به این موضوع نگریسته‌اند. به این بیان که؛ اگر امام می‌دانست که شهید می‌شود، این علم و آگاهی پیشین، چگونه با آیه مجاز نبودن انداختن خود به هلاکت سازگار است؟ آیا نباید صلح می‌کرد؟
به این پرسش، پاسخ‌های کلامی[1] و فقهی داده شده است که در این‌جا تنها به پاسخ‌های فقهی می‌پردازیم.
علامه حلی، بر اساس آیات صلح؛ مانند «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها»،[2] «وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ»،[3] «وَ قاتِلُوا فی‏ سَبیلِ اللهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا»،[4] هدنه و صلح را امری می‌داند که برای مسلمانان، یک انتخاب جایز است نه واجب. اگر خواستند صلح می‌کنند و اگر خواستند می‌جنگند تا به شهادت برسند. سپس می‌افزاید: «و کذلک فعل سیدنا الحسین(ع)».[5]
ظاهراً پیش از علامه حلی؛ تنها کسی که بحث از قیام امام حسین(ع) را به فقه وارد کرده است، مرحوم فضل بن حسن طبرسی(م 548ق) باشد. ایشان بحث از آیه تهلکه را در قالب یک بحث فقهی آورده و پای مفهوم «صلح با کفار و بغات» را به میان کشیده است، و بدین ترتیب شروع کننده بحث در این‌باره شده است؛ آیه تهلکه دلالت بر این دارد که اگر آدم در جهاد یا امر به معروف و نهی از منکر، شاهد بود که ورود در آن، انداختن خود به هلاکت نفس است، بنابراین می‌توان گفت این آیه، در تحریم ورود به جنگ و جواز صلح با کفار یا بغات را توصیه می‌کند. این کاری است که علی بن ابی‌طالب(ع) و حسن بن علی(ع) کردند. اما اشکال این است که چرا حسین بن علی(ع) چنین نکرد؟
سپس طبرسی در جواب می‌گوید:
الف. امام حسین(ع) به دلیل موقعیتی که نسبت به رسول الله(ص) داشت تصور نمی‌کرد او را خواهند کشت.
ب. ظنّ و گمان آن‌حضرت بر این بود که حتی اگر جنگ نکند، ابن زیاد ملعون او را خواهد کشت، چنان‌که پسر عموی او مسلم را کشت، بنابراین، قتل با عزت نفس و جهاد، بهتر از تسلیم شدن است.[6]
بنابراین، می‌توان این جواب مرحوم طبرسی را به عنوان اولین جواب و اشکال به دیدگاه علامه حلی بیان کرد.
اما به هر حال؛ به این دیدگاه علامه حلی، جواب‌هایی از سوی فقها داده شده است، که دیگر آن اشکالات در پرسش پیش نمی‌آید؛ مانند:
1. محقق کرکی، ضمن آن‌که اصل هدنه و صلح را در شرایط خاص خود بر اساس آیه تهلکه و دیگر آیات صلح، واجب دانسته، کلام علامه حلی را در ضمن نکاتی پاسخ می‌دهد:
یک. نمی‌دانیم مصلحت در صلح بوده است یا نه؟ [یعنی تشخیص این کار بر عهده امام بوده که آن شرایط را درک می‌کرده و ما نمی‌توانیم در این‌باره اظهار نظر کنیم].
دو. اگر مهادنه و صلح صورت می‌گرفت، معلوم نبود یزید به آن پایبند باشد.
سه. حقیقت آن‌قدر ضعیف شده بود که بر مردم تشخیص حق از غیر حق مشتبه شد، با این‌که یزید در اعمال خودش بی‌پروا بود و آشکارا مخالفت دین را می‌کرد، از این‌رو، ممتنع نیست که امام حق، جهاد را واجب بداند گرچه می‌داند که شهید می‌شود تا حق ماندگار شود.
چهار. راهی برای مهادنه نمانده بود و شاید اگر حاضر به مهادنه می‌شد ابن زیاد کاری بدتر از قتل می‌کرد.[7]
2. علامه مجلسی قیام امام حسین را برای «حفظ دین» و جلوگیری از انطماس تأکید کرده است.[8]
3. صاحب «ریاض المسائل» نیز از ادله صلح در وقت ضرورت، همان صلح را می‌فهمد، اما، بر این باور است که امام حسین(ع) برای احیای دین دست به قیام و جهاد زد با این‌که می‌دانست شهید می‌شود: «کاری که حسین کرد، به مصلحت بود و آنچه کرد جایز بود، اما نه واجب. مصلحت در انجام آن به طور خاص بود نه در ترک آن. چگونه چنین نباشد که تردید نداریم شهادت او سب احیای قطعی دین خدا بود. شیعیان قبلاً به صلح حسن اعتراض کرده بودند، اگر او هم صلح می‌کرد، شیعه به طور کلی از میان می‌رفت و باعث تقویت مخالفین می‌شد. چه مصلحتی بالاتر از این و کدام مفسده‌ای با ترک این کار بیش از این می‌تواند باشد؟».[9] بدین ترتیب ایشان، اقدام امام حسین(ع)  را نوعی فداکاری برای حفظ حق و شیعه در برابر مخالفان دانسته است.
4. صاحب جواهر در بحث «هدنه»؛‌ بحث از «قیام امام حسین» و جواز صلح را مطرح کرده و مرور بر دیدگا‌ه‌های پیشین دارد. سپس می‌گوید: در کتاب «شرایع الاسلام » چنین است که «أنها جائزة فی جمیع أحوالها»؛ هدنه در هر حال امری جایز است و این چیزی است که در میان ادله وجوب قتال و آیه تهلکه به عنوان جمع بین آنها، می‌توان گفت. «جواز»‌، هم شامل وجوب می‌شود و هم جواز، و فقط حرام را شامل نشود. هدنه جایز است، در مقابل این‌که حرام باشد، اما شامل وجوب در شرایط خاص و با نظر امام معصوم هم می‌شود. بنابراین، درباره رفتار امام حسین(ع) باید گفت:
الف. امام حسین(ع) راهی جز نبرد نداشته است و آنان یقیناً با وی جنگ می‌کردند. بنابراین چاره‌ای جز ورود به آن نبوده است.
ب. امام حسین(ع) برای حفظ دین جدّ خود این کار را کرده است.
ج. امام حسین(ع) تکلیف خاص در این‌باره داشته و چون معصوم است تکلیف خودش را می‌دانسته است، از این‌رو، نباید حال او را با ما که باید به ظاهر ادله و عمومات نگاه کرده و بر اساس مرجحات ظنیه حکم کنیم، مقایسه شود؛[10] یعنی حرکت امام حسین(ع) رازی است نهفته و وظیفه و مسئولیت ویژه آن‌حضرت بوده است. ما نمی‌دانیم که چرا امام حسین(ع) به‌رغم این‌که وظیفه‌اش صلح بود، شهادت را انتخاب کرد. بنابراین طبق بیان صاحب جواهر حرکت امام حسین(ع) از مدار استدلال فقهی بیرون می‌رود.
4. برخی از فقها عقیده دارند که شیعه در یک دوره تاریخی در تقیه، یا شرایط هدنه غیر رسمی بوده است. هم در دوره امامان بعد از امام حسین(ع) و هم در عصر علمای دین. فقط یک استثناء بوده که قیام امام حسین(ع) باشد که آن هم مصلحت خاصی داشته که اصلاً قابل مقایسه یا استنتاج قاعده عمومی از آن وجود ندارد و فقط کار معصوم است.[11]
5. برای آگاهی بیشتر در دریافت پاسخ‌های دیگر، نمایه‌های زیر را مطالعه کنید:
«صلح امام حسن و قیام امام حسین(ع)»، سؤال 577
«عدم موفقیت امام حسین(ع) در تشکیل حکومت اسلامی، هدف قیام امام حسین»، سؤال 1686
«عاقلانه یا عاشقانه بودن کارهای امام حسین(ع) در روز عاشورا»، سؤال 4218
 

[2]. «و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآى»؛ انفال، 61.
[3]. «خود را به دست خود، به هلاکت نیفکنید»؛ بقره، 195.
[4]. «و در راه خدا، با کسانى که با شما می‌جنگند، نبرد کنید؛ و از حدّ تجاوز نکنید»؛ بقره، 190.
[5]. حلّی، حسن بن یوسف، منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، ج 15، ص 122، مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة، چاپ اول، 1412ق.
[6]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 516، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش.
[7]. کرکی (محقق ثانی)، علی بن حسین، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج ‌3، ص 467، مؤسسه آل البیت(ع)، قم، چاپ دوم، 1414ق.
[8]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول، محقق و مصحح: رسولی، سید هاشم، ‌ ج ‏11، ص 98، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.
[9]. حائرى طباطبایى، سید على بن محمد،‌ ریاض المسائل، ج ‌8، ص 64، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول‌، 1418ق.
[10]. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام، ج ‌21، ص 295 – 296، ‌ بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ هفتم، 1404ق.
[11]. صدر، سید محمد،‌ ما وراء الفقه، ج ‌2، ص 106، بیروت، دار الأضواء، چاپ اول‌، 1420ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها