
لطفا صبرکنید
37010
- اشتراک گذاری
لعن بر یزید و امثال او، قبل از هر کسی، از سوی ذات حق تعالی، و نبی خاتم(ص) و اوصیائش(ع) صورت گرفت که عین رحمت و مجسمۀ رحمت الهی، نسبت به خلق الله هستند.
عدهای از مردم علیرغم آزادی و شناخت به دین الهی و مجازاتهای ناشی از آن، از فرامین و مضامین دین سرپیچی میکنند و علاوه بر تجاوز به حق خود، تجاوز به حق الله و حق الناس میکنند و با این نافرمانی و تجاوزها، خود را مستحق لعن و عذاب دنیوی و اخروی میکنند.
بنابر این، لعن بر ملعونین که به تأسی از فعل الهی، نبوی و ائمه(ع) است، ناشی از زشتیها و پلیدیهای ملعونین است. آنان آن قدر در گناه و معصیت فرو رفتهاند که خود را مستحق عذاب همیشگی خداوند کردهاند. بر اساس تعالیم قرآن کریم و اهلبیت(ع) رحمت الهی به افرادی تعلق میگیرد که خود را در مسیر نسیم آن قرار دهند؛ از اینرو قرآن از کسانی یاد میکند که برای ابد در عذاب خداوند معذّب خواهند بود.
خدای متعال که خود خاستگاه رحمت است، در قرآن کریم افراد زیادی را مورد لعن قرار داده است؛ مانند کسانی که خداوند و رسولش را اذیت میکنند، منافقین و مشرکان از زن و مرد، آنانی که آیات الهی را کتمان کردند، یهودیانی که معتقد بودند دست خداوند بسته است و کسانی که نسبت ناروا به زنان مؤمن میدهند.[1]
همۀ این موارد نشان میدهد، بعضی انسانها با توجه به اختیاری که خداوند به آنها داده است، آن قدر در گناه و معصیت فرو میروند که خود را مستحق عذاب همیشگی خداوند میکنند. بر اساس تعالیم قرآن کریم، پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) رحمت الهی به افرادی تعلق میگیرد که خود را در مسیر نسیم آن قرار دهند. قرآن از کسانی یاد میکند که برای ابد در عذاب خداوند معذّب خواهند بود.[2]
بنابر این، اگر از طرف خداوند و یا پیامبر و ائمه(ع) نسبت به لعن عدهای دستوری رسیده باشد؛ نتیجه میگیریم که این افراد کسانی بودهاند که تمام راههای وصول رحمت خداوند را به سوی خود بسته و غرق در معاصی و مخالفت با خداوند شدهاند، به طوری که دیگر امیدی به نجاتشان نیست. امام علی، امام حسین(ع) و ... اگرچه همان طور که گفتید در ابتدای هر جنگ، افراد را به راه حق راهنمایی میکردند؛ اما در صورت نپذیرفتن، با آنها به شدیدترین وجه برخورد میکردند.
اصولاً چرا نباید کارهای شخص ظالمی که فوت کرده است بازگو گردد و به سبب آن، او را مورد لعن قرارداد؟
هنوز هم بعد از هزارسال و اندی سال از نزول قرآن، پروندۀ کسانی مانند ابولهب باز است که در قرآن میخوانیم: «دو دست ابولهب بریده باد».[3]
تبرّی(بیزاری) جستن از دشمنان خدای تعالی و اهلبیت(ع) یکی از دستورات اساسی مذهب شیعه است. دوست داشتن(یا همان تولّا) در کنار تبری است که معنا میدهد.
در بعضی از روایات، لعن بر دشمنان خدای متعال و اهلبیت بر صلوات و درود بر این ذوات مقدسه برتری داده شده است.[4]
بله! ما از انسانهای مؤمن که احیاناً کارهای خلافی هم انجام میدهند متنفر نیستیم، بلکه از عمل آنان بیزاریم؛ اما کسانی که با آشکار شدن حقیقت، باز هم گناهان بزرگی مانند قتل اولیای خدا را انجام میدهند، چطور؟!
امام کاظم(ع) فرمود: دربارۀ دوستان ما که کارهای خلاف انجام میدهند از عملشان بیزاری بجوئید نه از خودشان.[5]
اما کسانی که حق ائمه(ع) -که برای هدایت مردم به سوی خداوند و کشاندن آنان به سوی رحمت واسعۀ الهی آمده بودند- را انکار کرده و خون مقدس آنان را بر زمین ریخته و نسلهای بشریت را از این فیض عظیم دور کردند؛ خود را برای همیشه مستحق لعن و نفرین خداوند و همۀ اولیای الهی کردند. عذاب جاودانهای که به جرم محروم کردن بشر، تا قیامت، از مشعلهای هدایت، برآنان نازل میشود.
[1]. احزاب، 57؛ فتح، 6؛ بقره، 159؛ مائده، 64؛ نور، 23.
[2]. احزاب، 65.
[3]. مسد، 1.
[4]. نجفی رازی، ابوالحسن بن محمد، مجمع النورین وملتقی البحرین، ص 243، قم، انتشارات آل عبا.
[5]. عدهای از علماء، الأصول الستة عشر، محقق، مصحح، محمودی، ضیاء الدین، جلیلی، نعمت الله، غلامعلی، مهدی، ص 200، قم، مؤسسة دار الحدیث الثقافیة، چاپ اول، 1423ق. «قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع الرَّجُلُ مِنْ مَوَالِیکُمْ یَکُونُ عَارِفاً یَشْرَبُ الْخَمْرَ وَ یَرْتَکِبُ الْمُوبِقَ مِنَ الذَّنْبِ نَتَبَرَّأُ مِنْهُ فَقَالَ تَبَرَّءُوا مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا تَتَبَرَّءُوا مِنْهُ أَحِبُّوهُ وَ أَبْغِضُوا عَمَلَهُ قُلْتُ فَیَسَعُنَا أَنْ نَقُولَ فَاسِقٌ فَاجِرٌ فَقَالَ لَا الْفَاسِقُ الْفَاجِرُ الْکَافِرُ الْجَاحِدُ لَنَا النَّاصِبُ لِأَوْلِیَائِنَا أَبَى اللَّهُ أَنْ یَکُونَ وَلِیُّنَا فَاجِراً وَ إِنْ عَمِلَ مَا عَمِلَ وَ لَکِنَّکُمْ تَقُولُونَ فَاسِقُ الْعَمَلِ فَاجِرُ الْعَمَلِ مُؤْمِنُ النَّفْسِ خَبِیثُ الْفِعْلِ طِیبُ الرُّوحِ وَ الْبَدَنِ...».

:
:
:
:
: