جستجوی پیشرفته
بازدید
51926
آخرین بروزرسانی: 1405/04/02
خلاصه پرسش
معنا و آثار نماز چیست؟
پرسش
معنای لغوی و مفهوم صلاة(نماز) و آثار خواندن نماز چیست؟
پاسخ اجمالی

 «صلاة» در لغت به معانی دعا و افروختن آتش و ... و در اصطلاح اعمال مخصوصی است که با تکبیر شروع شده و با سلام به پایان می‌پذیرد و نماز را از آن جهت «صلاة» گفته‌اند که برخی از اجزائش را دعا تشکیل می‌دهد و یا به دلیل این‌که موجب این می‌شود که انسان از آتش افروخته الهی در امان باشد.

نماز سدى در برابر گناهان و بازدارنده از زشتی‌ها، وسیله‌ای برای شست‌وشوى گناهان، درهم شکندۀ خودبینى و کبر، پاک‌سازى کنندۀ محیط زندگى از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی،  درس آموز نسبت به رعایت حقوق دیگران، تقویت کنندۀ روح انضباط در انسان و...، است.

 

پاسخ تفصیلی

«صلاة» در لغت به معنای آتش افروختن، دعا، تبریک و تمجید است.[1] و در اصطلاح ، عبادت مخصوص مسلمانان است که دارای اجزاء، اعمال، شرایط و احکام و فلسفه خاصی است.

گروهی از دانشمندان گفته‏اند اصل صلاة از -صلاء- است و معناى صلّى الرّجل؛ یعنى او با این عبادت از نفس و جان خویش «صلاء» را که همان آتش افروخته خدایى است دور و برطرف کرد.‏[2] روح و فلسفه نماز همان یاد خدا است. البته ذکرى که مقدمۀ فکر، و فکرى که انگیزه عمل بوده باشد، چنان‌که در حدیثى از امام صادق(ع) آمده است که در تفسیر جمله «وَ لَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ»،[3] فرمود: «یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام»؛ یعنى به یاد خدا بیفتد که به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.

نماز یکی از عبادت‌های بزرگ اسلام است که تأثیرات بسیار مهمی در تربیت فرد و جامعه دارد.

ما در این‌جا به برخی از این آثار اشاره می‌کنیم:‏

  1. نماز وسیلۀ شست‌وشوى از گناهان است. در حدیثى می‌خوانیم: پیامبر(ص) از یاران خود سؤال کرد:

«اگر بر در خانۀ یکى از شما نهرى از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شست‌وشو دهد، آیا چیزى از آلودگى و کثافت در بدن او می‌ماند؟».

در پاسخ عرض کردند: نه، فرمود: «نماز درست مانند این آب جارى است، هر زمان که انسان نمازى می‌خواند گناهانى که در میان دو نماز انجام شده است از میان می‌رود».

  1. نماز سدى در برابر گناهان آینده است؛ چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می‌کند، و نهال تقوا را در دل پرورش می‌دهد، و می‌دانیم «ایمان» و «تقوا» نیرومندترین سد در برابر گناه است، و این همان چیزى است که خدا در بارۀ آن فرمود: «آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان، و نماز را برپا دار، که نماز از کار زشت و ناپسند بازمی‌دارد، و قطعاً یاد خدا بالاتر است، و خدا می‌داند چه می‌کنید».[4]
  2. نماز، غفلت‌‏زدا است، بزرگ‌ترین مصیبت براى رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگى مادى و لذائذ زودگذر کردند؛ اما نماز به حکم این‌که در فواصل مختلف، و در هر شبانه‌روز پنج‌بار انجام می‌شود، مرتبا به انسان اخطار می‌کند، هشدار می‌دهد، هدف آفرینش او را خاطر نشان می‌سازد، موقعیت او را در جهان به او گوشزد می‌کند و این نعمت بزرگى است که انسان وسیله‏‌اى در اختیار داشته باشد که در هر شبانه‌روز چند مرتبه قویاً به او بیدارباش گوید.
  3. نماز خودبینى و کبر را در هم می‌شکند، چرا که انسان در هر شبانه‌روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار در برابر خدا پیشانى بر خاک می‌گذارد، خود را ذرۀ کوچکى در برابر عظمت او می‌بیند؛ بلکه صفرى در برابر بی‌نهایت. پرده‏‌هاى غرور و خودخواهى را کنار می‌زند، تکبر و برتری‌جویى را درهم می‌کوبد.

به همین دلیل على(ع) در آن حدیث معروفى که فلسفه‌‏هاى عبادات اسلامى در آن منعکس شده است بعد از ایمان، نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین می‌کند می‌فرماید: «خداوند ایمان را براى پاک‌سازى انسان‌ها از شرک واجب کرده است و نماز را براى پاک‌سازى از کبر».

  1. نماز وسیلۀ پرورش، فضائل اخلاق و تکامل معنوى انسان است؛ چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می‌برد، و به ملکوت آسمان‌ها دعوت می‌کند، و با فرشتگان هم‌صدا و هم‌راز می‌کند، خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می‌بیند و با او به گفت‌وگو برمی‌خیزد.
  2. نماز به سائر اعمال انسان ارزش و روح می‌دهد؛ چرا که نماز روح اخلاص را زنده می‌کند؛ زیرا نماز مجموعه‌‏اى از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه است. تکرار این مجموع در شبانه‌روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان می‌پاشد و روح اخلاص را تقویت می‌کند.

لذا در حدیث معروفى می‌خوانیم که امام على(ع) در وصایاى خود بعد از آن‌که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایت‌کار شکافته شد فرمود: «خدا را خدا را در بارۀ نماز؛ چرا که ستون دین شما است».[5]

همان‌گونه که اگر عمود خیمه درهم بشکند یا سقوط کند، هر قدر طناب‌ها و میخ‌هاى اطراف محکم باشند اثرى ندارد، همچنین هنگامى که نماز که ستون دین است آسیب ببیند یا از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهند داد.

در حدیثى از امام صادق(ع) می‌خوانیم:

«نخستین چیزى که در قیامت از بندگان حساب می‌شود نماز است، اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می‌شود،[6] و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می‌شود». [7]

شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است، اگر به طور صحیح انجام شود قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولى سائر اعمال است در او زنده می‌شود، و گرنه بقیۀ اعمال او آلوده خواهد شد و از درجۀ اعتبار ساقط می‌شود.

  1. نماز انسان را به بهداشت و پاک‌سازى محیط زندگى از هر گونه آلودگی ظاهری و باطنی امر می‌کند؛ چرا که می‌دانیم مکان نمازگزار، لباس نمازگزار، فرشى که بر آن نماز می‌خواند، آبى که با آن وضو می‌گیرد و غسل می‌کند، محلى که در آن غسل و وضو انجام می‌شود باید از هر گونه نجاست و کثافت و غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد. کسى که آلوده به تجاوز و ظلم، ربا، غصب، کم‌‏فروشى، رشوه‌خوارى و کسب اموال حرام باشد، چگونه می‌تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ در کتب فقهى و منابع حدیث، امور زیادى به عنوان موانع قبول نماز ذکر شده است؛ از جمله مسئله‌ی شراب‌خواری است که در روایات آمده است: «نماز شراب‌خوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد، مگر این‌که توبه کند».[8]

پیدا است که فراهم کردن این شرایط قبولى تا چه حد سازنده است.

  1. رعایت شرایط کمال نماز، عامل مؤثر دیگر براى ترک بسیارى از گناهان است. به عنوان مثال تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه‌روز خود دعوتى است به بهره‌مند شدن نمازگزار از همۀ آثار نماز در زمان‌های متعدد.
  2. نماز روح انضباط را در انسان تقویت می‌کند؛ چرا که دقیقا باید در اوقات معینى انجام گیرد که تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است. همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیام و قعود و رکوع و سجود و مانند آن که رعایت آنها، پذیرش انضباط را در برنامه‌‏هاى زندگى کاملاً آسان می‌سازد.

همۀ اینها فوایدى است که در نماز، -قطع نظر از مسئلۀ جماعت- وجود دارد و اگر ویژگى جماعت را بر آن بیفزائیم، برکات بی‌شمار اجتماعی دیگری علاوه بر آنچه گفته شد خواهد داشت.

امام على بن موسى الرضا(ع) در پاسخ نامه‌‏اى که از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:

«علت تشریع نماز این است که توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است، و مبارزه با شرک و بت‌پرستى، و قیام در پیش‌گاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع، و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته، و نهادن پیشانى بر زمین همه روز براى تعظیم پروردگار».[9]

و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر باشد، گرد و غبار فراموش‌کارى بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد، طالب و علاقه‌مند افزونى در مواهب دین و دنیا گردد.

علاوه بر این‌که مداومت ذکر خداوند در شب و روز که در پرتو نماز حاصل می‌گردد، سبب می‌شود که انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نکند، روح سرکشى و طغیانگرى بر او غلبه ننماید. و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او، انسان را از معاصى باز می‌دارد و از انواع فساد جلوگیرى می‌کند.[10]

اگر رکوع و سجود و قرائت و تسبیح را جسم نماز بدانیم، حضور قلب و توجه درونى به حقیقت نماز و کسى که با او راز و نیاز می‌کنیم روح نماز است.

خشوع نیز در واقع چیزى جز حضور قلب توأم با تواضع و ادب و احترام نیست و به این ترتیب روشن می‌شود که مؤمنان تنها به نماز به عنوان یک کالبد بی‌روح نمی‌نگرند؛ بلکه تمامى توجه آنها به باطن و حقیقت نماز است.[11]

بنابر این، کسانی که اهل نماز نیستند یا اهل نماز بوده و آن‌را کنار زده‌اند مواهب بسیاری را از دست داده‌اند که جبران آنها از راه دیگر ممکن نیست. و برای درک آن مواهب باید هرچه زودتر با نماز ارتباط پیدا کنند.


[1]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص 190- 191، دمشق،‏ بیروت، دارالعلم‏، الدار الشامیة، چاپ اول، 1412ق.

[2]. همان.

[3]. عنکبوت، 45.

[4]. عنکبوت، 45.

[5].  تهذیب‏ الأحکام، ج 9، ص 176، حدیث4، «اللَّه اللَّه فى الصلاة فانها عمود دینکم».

[6] . کلینی، کافی، ج 3، ص 268، حدیث 4.

[7]. شیخ حر عاملی، وسائل ‏الشیعة، ج 4، ص 34.

[8]. کافی، ج 6، ص 400، حدیث 1.

[9]. وسائل‏ الشیعة، ج 4، ص 9.

[10]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 16، ص 291 - 296، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.

[11]. همان، ج 14، ص 204- 205 .

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • امویان در دوران حکومت خویش چه کشورگشایی‌هایی داشتند؟
    7175 تاریخ 1395/06/01
    یکی از فعالیت‌های حکومتی بنی‌امیّه، کشورگشایی‌هایی بود که در زمان آنان رخ داد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: الف. دوران معاویه 1. در خراسان پس از مرگ زیاد بن أبیه در سال 53 ق،[1] فرزندش عبید الله بن زیاد از ...
  • عبارت «جلاء زجاجة الأشباح» که در صلوات ابن عربی درباره امام کاظم(ع) آمده است، بیانگر چیست؟
    3135 امام کاظم ع 1400/08/19
    جدا از بررسی صحت استناد این صلوات به محی الدین ابن عربی، باید گفت که در آن صلوات، یکی از فضایل امام کاظم(ع)، این‌گونه مطرح شده است که حضرتشان «جلای شیشه اشباح» می‌باشند.[1]به نظر می‌رسد مقصود از این عبارت، اشاره به ...
  • نگاه کردن به مجسمه‌های عریان چه حکمی دارد؟
    16060 نگاه به فیلم و عکس نامحرم 1397/09/03
    اگر مجسمه‌ انسان عریان به گونه‌ای باشد که معمولاً محرّک شهوت است، نگاه عمدی به آن‌ - بنابر احتیاط - جایز نیست. ضمائم: پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1] حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): اگر مستلزم ...
  • از نگاه روایات، یک شریک خوب باید دارای چه ویژگی‌هایی باشد؟
    17297 شرکت 1397/10/23
    در روایات، آدابی برای انتخاب دوستان و بایدها و نبایدهای آن بیان شده است که اگر فردی دارای برخی از خصوصیات اعلام شده نباشد، شایستگی کمتری را برای دوستی داشته و طبیعتاً شراکت با او نیز شایسته نخواهد بود؛ بنابراین در موضوع مورد نظر، ابتدا لازم است نگاهی ...
  • چرا یزید امام حسین (ع) را کشت؟
    22927 گوناگون 1387/11/27
    بسیاری از شواهد بیانگر این است که یزید بن معاویه هیچ اعتقادی به معاد و قیامت نداشته است؛ وی در طول سه سال حکومت خود اعمالی انجام داده است که نشان از بی دینی و بی اعتقادی یزید به مبدأ و معاد است؛ مانند: به شهادت رساندن امام ...
  • «طفیل بن عمرو دوسی» که بود، چگونه اسلام آورد و چرا به او «ذو النور» می‌گویند؟
    14384 تاریخ 1394/03/28
    1. «طفیل بن عمرو بن طریف» از قبیله «دوس»[1] بود که در سال‌های حضور پیامبر اسلام(ص) در مکه، به ایشان ایمان آورد. در مورد شیوه اسلام‌آوردن او می‌گویند: پیامبر خدا(ص) با قریش به ملایمت برخورد می‌کرد و تلاش می‌کرد آنها را از کفر و ...
  • بر اساس منابع شیعی، آیا می‌توانیم نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود بگذاریم؟
    14350 گوناگون 1392/08/29
    بر اساس آنچه در روایات آمده است؛ ائمه اطهار(ع) نام فرزندان خود را نام پیامبران بنی اسرائیل می‌گذاشتند و با الگوبرداری از سیره و روش آن بزرگواران می‌توان نام پیامبران بنی اسرائیل را بر فرزندان خود نهاد. 1. نام امام کاظم(ع) موسی بود.[1] که ...
  • آیا امکان دارد اسامی قرآن را بیان کنید؟
    74532 علوم قرآنی 1385/11/26
    اسامی زیادی برای قرآن مجید ذکر شده است که در میان مسلمانان فقط بعضی از آنها مشهور است. البته بعضی از الفاظی که از آنها به عنوان نام‌های قرآن تعبیر می‌شود، در خود قرآن به عنوان صفت برای قرآن ذکر شده است و به خاطر همین اختلاف نظر ...
  • آیا روش فلسفی برد و کارایی اش بیشتر از روش دینی است؟
    11052 معرفت شناسی 1391/04/21
    دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار گرفته است. بنابر این، دین مقابل عقل نیست، بلکه دین حقیقت جامع و کاملی است که عقل نیز یکی ...

پربازدیدترین ها