جستجوی پیشرفته
بازدید
15168
آخرین بروزرسانی: 1393/06/19
خلاصه پرسش
آیا این سخن حضرت علی(ع) که «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید» با اعتقاد به الهی بودن منصب امامت منافات ندارد؟
پرسش
صاحب کتاب نهج البلاغه – کتاب معتبر شیعه – روایت می‌کند که علی از پذیرفتن خلافت کناره‌گیری کرد و گفت: «دعونی و التمسوا غیری»، «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید»! (نهج البلاغة ( ص 136) و نگا: (ص 366 – 367) و (ص 322)).

آیا این بر باطل بودن مذهب شیعه دلالت نمی‌کند؟ شما می‌گویید که علی از سوی خدا به خلافت و امامت منصوب گردیده است پس اگر چنین است چگونه از پذیرفتن آن اباء می‌ورزد؟!
پاسخ اجمالی

این که منصب امامت و ولایت علی (ع) از جانب خدا است و خدا او را برای این مقام برگزیده است، با دلایل متقن و استوار اثبات شده است. اما در مورد معنای این کلام امیرالمؤمنین (ع) که فرمود: «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید». باید متذکر شویم که هر چند مشروعیت امامت از طریق نصب الهی تعیین می شود، اما فعلیت و مقبولیت آن مشروط به بیعت و اقبال و پذیرش مردم است. امام (ع) در این خطبه (که شما فقط بخش کوتاهی از قسمت اول آن را نقل کردید) اشاره می کنند که شرایط فعلیت و مقبولیت هنوز کامل نشده است و موانعی وجود دارد، و  با بیان مطالبی می خواهند بدین وسیله حجت را بر مردم تمام کنند، موانع را بر طرف نمایند تا آمادگی کامل مردمی محقق شود و عذر و بهانه ای برای مخالفان باقی نماند.
چرا که حضرت در جمله بعدی فرمود: «زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است و چهره‌ای گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند. چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته و راه مستقیم حق ناشناخته مانده است. آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آن چه می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن و نکوهش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم».

پاسخ تفصیلی

الهی بودن منصب امامت

 

شیعیان معتقدند امامت یک مقام دینی است و تابع تشریع و نصب الهی است نه یک سلطنت دنیوی و تابع عوامل اجتماعی.

 

مورخان و سیره نگاران مسلمان نوشته اند: رسول خدا (ص) هنگامی که به سراغ قبیله «بنی عامر بن صعصعه» رفتند تا آنان را به دین خدا فراخوانند، و از آنان بخواهند تا ایشان را در اجرای رسالت شان یاری دهند؛ یکی از افراد آن قبیله به نام «بیحرة بن فراس» در پاسخ پیامبر (ص) گفت: «اگر ما از تو پیروی کنیم و خدا تو را بر مخالفانت پیروز گرداند، آیا امر خلافت را پس از خود به ما واگذار می کنی؟

 

پیامبر (ص) در پاسخ او فرمود: «الأمر لله یضعه حیث یشاء». [1]

 

امر خلافت در دست خداست (نه در اختیار من) و هر جا که بخواهد آن را قرار خواهد داد.

 

سخن رسول خدا به صراحت نشان می دهد که جانشینی پیامبر (ص) منصبی الهی و از حقوق خدا و رسول است، نه از حقوق مردم. بنابراین شخص پیامبر(ص) نیز نقش استقلالی در تعیین جانشین خود نداشته، بلکه آن را به امر الهی انجام داده است. و در واقع حکمت ختم نبوت با نصب امام معصوم ارتباط دارد و با وجود چنین امامی است که مصالح جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر (ص) تأمین می شود. [2]

 

در این مجال فرصت کافی برای اثبات کامل این امر نیست ولی به طور اجمال به آن اشاره می شود و تفصیل آن در کتاب هایی همچون الغدیر اثر علامه امینی، و المراجعات اثر علامه سید شرف الدین وجود دارد.

 

اکنون به آیاتی از قرآن که دلالت بر الهی بودن این منصب و انتصاب علی (ع) به فرمان پروردگار دارد اشاره می کنیم:

 

1. «الیوم اکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» امروز من دینتان را کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد. [3]

 

افزون بر دانشمندان و مفسران شیعه، شماری از محدثان و مفسران اهل سنت نیز از طریق شماری از صحابه از پیامبر (ص) احادیثی نقل کرده اند که نشان می دهد آیه مورد نظر در روز غدیر خم، و پس از اعلان ولایت علی (ع) توسط رسول خدا (ص) نازل شده است.

 

خطیب بغدادی با سند صحیح از صحابی پیامبر (ص) ابوهریره نقل کرده است که گفت: «هر کس روز هیجدهم ذی حجة را روزه بدارد برای او شصت ماه روزه نوشته می شود. و آن، روز غدیر خم است؛ هنگامی که پیامبر (ص) دست علی بن ابیطالب (ع) را گرفت و فرمود: «أ لست ولی المؤمنین؟» قالوا بلی یا رسول الله. قال: «من کنت مولاه فعلی مولاه» فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ لک یا ابن ابی طالب أصحبت مولای و مولا کل مسلم، فانزل الله «الیوم اکملت لکم دینکم...». [4]

 

آیا من پیشوا و سرپرست مؤمنان نیستم؟ گفتند: آری ای رسول خدا. پیامبر (ص) فرمود: هر کس من مولای او هستم، علی هم مولای اوست. به دنبال آن، عمر بن خطاب گفت: خوشا به حالت ای فرزند ابو طالب که مولای من و مولای همه مسلمانان شدی. بلافاصله خداوند این آیه را نازل کرد (الیوم اکملت لکم دینکم...).

 

حدیث فوق را حاکم حسکانی حنفی، ابن عساکر دمشقی، خوارزمی، ابن مغازلی، سبط ابن جوزی حنفی، ابراهیم بن محمد جوینی نیز نقل کرده اند. [5]

 

از صحابی دیگر پیامبر (ص) ابو سعید خدری نیز حدیث صحیحی با مضمون فوق نقل شده است. وی می گوید:

 

پیامبر مردم را به (ولایت) علی (ع) فراخواند و بازوی او را گرفت و بالا برد. هنوز متفرق نشده بودند که این آیه نازل شد "الیوم اکملت لکم دینکم..." به دنبال آن، رسول خدا فرمود: الله اکبر بر کامل شدن دین و تمام شدن نعمت، و خوشنودی پروردگار، به رسالت من و ولایت علی پس از من. [6]

 

چنان که دیدیم، حدیث ابوهریره و ابو سعید خدری صراحت داشت در این که آیه اکمال دین در غدیر خم و درباره امامت و ولایت علی (ع) نازل شده است.

 

2. «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فإن لم تفعل فما بلغت رسالته» ای پیامبر آن چه از جانب خدایت بر تو نازل گشته ابلاغ کن و اگر نکنی پس رسالت خدا را ابلاغ نکرده ای. [7]

 

در مورد این آیه نیز شیعه و اهل سنت روایاتی نقل نمودند که در روز غدیر و در مورد ولایت علی (ع) نازل شده است. [8]

 

3. «إنما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون» سرپرست و ولی شما تنها خدا و پیامبر او و مؤمنینی هستند که نماز می خوانند و در حال رکوع، زکات می دهند. [9]

 

بر طبق روایت صحیح از شیعه، این آیه نیز در شأن حضرت علی (ع) است و اهل سنت نیز روایات زیادی در این مورد نقل کرده و این شأن نزول را پذیرفته اند. [10] به ویژه آنکه کلمه «ولی» را در آیه فوق، کسی نمی تواند به معنای دوست و یاور بگیرد؛ چون دوستی و یاری مربوط به همه مسلمانان است، نه آنان که در حال رکوع انفاق می کنند.

 

با توجه به این آیات کریمه و ضمیمه کردن آنها به حدیث متواتر پیامبر(ص) «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، به روشنی می توان دریافت که مقام امامت و جانشینی پیامبر مقامی الاهی است و باید توسط خدا منصوب شود؛ نه این که فقط جنبه  حکومت ظاهری دنیوی داشته باشد. [11]

 

معنای کلام امیرالمؤمنین «دعونی و التمسوا غیری»

 

در مورد معنای این کلام امیرالمؤمنین(ع) که «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید» باید متذکر شویم که هر چند مشروعیت امامت از طریق نصب الهی تعیین می شود اما فعلیت و مقبولیت آن منوط به بیعت و اقبال و پذیرش مردم است. امام (ع) در این خطبه (که شما فقط بخش کوتاهی از قسمت اول آن را نقل کردید) اشاره می کنند که شرایط فعلیت و مقبولیت هنوز کامل نشده است و موانعی وجود دارد، و با بیان مطالبی می خواهند بدین وسیله حجت را بر مردم تمام کنند، موانع را بر طرف نمایند تا آمادگی کامل مردمی محقق شود و عذر و بهانه ای برای مخالفان وجود نداشته باشد.

 

چرا که حضرت در جمله بعدی فرمود: «زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است و چهرهای گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند. چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته و راه مستقیم حق ناشناخته ماند. آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آن چه می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن و نکوهش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم» [12] .

 

ابن ابی الحدید (از علمای اهل سنت) در شرح نهج البلاغه گفته است: امامیه در مورد این جمله گفته اند: کسانی که آمده بودند با علی بیعت کنند همان کسانی بوده اند که با خلفای قبلی بیعت کرده بودند و عثمان آنها را از حقوق و عطایا بهره مند نکرده بود چون بنی امیه اموال را در زمان عثمان از بین برده بودند. پس بعد از قتل عثمان به علی(ع) گفتند ما با تو بیعت می کنیم به شرط این که تو سیره ابوبکر و عمر را در میان ما اجرا کنی چون آنها مال را برای خود و خاندان خود نمی خواستند. لذا از علی خواستند تا با او بیعت کنند به شرط این که او بیت المال را همانند ابوبکر و عمر میان آنان تقسیم کند. و علی نپذیرفت و از آنان خواست با کس دیگری که سیره آن دو را اجرا می کند بیعت کنند. [13]

 

ابن ابی الحدید در جای دیگری از شرح خود از قول امامیه می گوید: علی در اینجا صلاحیت خود را برای این منصب انکار نکرده است، لکن از فتنه کراهت داشته ولی ابوبکر در جایی گفته است من بهترین و سزاوارترین شما برای این منصب نیستم. [14]

 

علامه مجلسی نیز در مورد قول حضرت امیر چنین فرموده است: کسی که در جزء جزء این کلام تأمل کند به روشنی در می یابد که معنای این کلام چیست. چون حضرت در جمله بعدی فرمودند: «امری در پیش است که دل ها در برابر آن نمی ایستد و راه ناشناس می شود.» پس سبب نپذیرفتن حضرت وجود مانع است نه این که ایشان برای امامت منصوب نشده اند یا سزاوار این مقام نیستند. [15]

 

ایشان در توضیح این روایت می گوید: کسانی مخاطب این کلام هستند که به طمع این که حضرت علی(ع) آنها را در عطایا و شرف و مقام ترجیح دهد، از حضرت در خواست قبول حکومت می کردند؛ و برای همین بود که طلحه و زبیر در روز دوم، بیعت خود را شکستند و حضرت را به دلیل این که با همه به مساوات رفتار می کرد سرزنش کردند و همچنین عبدالله بن عمر و سعید بن العاص و مروان و امثال آنها آن چه که میانشان تقسیم شد نپذیرفتند. و حضرت در پاسخ این افراد بود که فرمود: مرا رها کنید و از کس دیگری درخواست نمایید چون می خواست حجت را بر آنها تمام کند و به آنها اعلام کرد در آینده با اموری روبرو خواهند شد گوناگون و رنگارنگ که نمی توانند بر آنها صبر کنند و اعلام کرد که بعد از بیعت پاسخ طمع های آنان را نخواهد داد و به هیچ سرزنش کننده ای توجه نخواهد کرد. [16]

 

افزون بر مباحث گذشته، نکته دیگری که نظر شیعه امامیه را تأیید می کند سخنانی است که از امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه نقل شده است. حضرت در این سخنان تصریح کرده اند که خلافت حق ایشان است. نمونه هایی از سخنان مورد نظر چنین است:

 

کسی را با خاندان رسالت نمی شود مقایسه کرد و آنان که پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود. عترت پیامبر (ص) اساس دین، و ستون های استوار یقین می باشند. شتاب کننده، باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندند؛ زیرا ویژگی های حق ولایت به آنها اختصاص دارد، و وصیت پیامبر (ص) نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلق دارد، هم اکنون (که خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهی که از آن دور مانده بود، بازگردانده شد. [17]

 

امام (ع) در سخن فوق تصریح کرده اند که خلافت حق ایشان می باشد، اما تاکنون در غیر جایگاه خود قرار داشته، و اکنون که خلافت را به ایشان سپرده اند، حق به جایگاه خویش بازگشته است.

 

در جای دیگری از نهج البلاغه آمده است:

 

(در روز شوری) یکی گفت: فرزند ابوطالب تو بر خلافت حریص می باشی، در پاسخ او گفتم: به خدا سوگند! شما با این که از پیامبر اسلام دورترید، حریص تر می باشید.، همانا من تنها حق خود را مطالبه می کنم که شما بین من و آن حائل شدید، و دست رد بر سینه ام زدید [18] .

 

در فراز دیگری از خطبه فوق آمده است:

 

بار خدایا، از قریش و از تمامی آنها که یاریشان کردند به پیشگاه تو شکایت می کنم، زیرا قریش پیوند خویشاوندی مرا قطع کردند، و مقام و منزلت بزرگ مرا کوچک شمردند، و در نادیده گرفتن حقم، مسئله خلافت که تنها از آن من بود، با یکدیگر متحد شدند. [19]

 

موارد فوق، و موارد دیگری از این دست که در نهج البلاغه و یا دیگر منابع دست اول امت اسلامی ثبت شده، به وضوح نشان می دهد که علی (ع) خلافت را حق مسلم خود می دانسته اند، این که شیعه خلافت را حق مسلم علی (ع) می داند، این اعتقادی است که آن را از کتاب خدا و سنت متواتر پیامبر (ص) و سخنان خود علی (ع) گرفته است. و اما کراهت داشتن امام از پذیرش خلافت پس از عثمان، دارای دلایل خاصی است که پیشتر به مواردی از آن اشاره شد.

 

 

[1] سیره ابن هشام، ج 2، ص 66؛ البدایة و النهایة، ابن کثیر، ج 3، ص 139 – 140؛ کتاب الثقات، ابن حبان، ج 1، ص 89 – 90؛ سیره حلبیه، علی بن برهان الدین حلبی، ج 2، ص 3؛ حیات الصحابه، محمد یوسف کاندهلوی، ج 1، ص 69.

[2] محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، ج 2، ص 304 و 303 (با اندکی دخل و تصرف).

[3] مائده، 3.

[4] تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 8، ص 290. قابل ذکر است خطیب بغدادی حدیث فوق را با دو سند صحیح نقل کرده است.

[5] شواهد التنزیل، حاکم حسکانی، ج 1، ص 200؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج 42، ص 233 و 234 و 237؛ مناقب خوارزمی، ص 135؛ مناقب ابن مغازلی، ص 19؛ تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، ص 36؛ فرائد السمطین، جوینی، ج 1، ص 72.

[6] شواهد التنزیل، ج 1، ص 200؛ مناقب خوارزمی، ص 135؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 72؛ محاسن التأویل، القاسمی، ج 6، ص 4 و 50.

[7] مائده، 67.

[8] الکافی، ج 1، ص 289، حدیث 4، الدرالمنثور، ج 2، ص 298، شواهد التنزیل، ج 1، ص 249.

[9] مائده، 55.

[10] شواهد التنزیل، ج 1، ص 209 و محمود زمخشری، الکشاف، ج 1، ص 649 و سیوطی، الدرالمنثور، ج 2، ص 293 و الکافی، ج 1، ص 289، حدیث 4.

[11]   [12] نهج البلاغه، خ92.

برای اطلاع بیشتر نک: نمایه های: اثبات امامت امام علی از قرآن، سؤال 321 (سایت: 2707)، شیعه و خلافت و جانشینی بعد از پیامبر، سؤال 1273 (سایت: ) ، مشخصات و ویژگیهای شیعه، سؤال 287 (سایت: 2483).

 

[13] عبدالحمید ابن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 34.

[14] شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید)، ج 1، ص 170.

[15] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 32، ص 38.

[16] همان، ص 36.

[17] لَا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ ص مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِی‏ءُ الْغَالِی وَ بِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَایَةِ وَ فِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الآْنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ؛ نهج البلاغه، خطبه 2.

[18] وَ إِنَّمَا طَلَبْتُ حَقّاً لِی وَ أَنْتُمْ تَحُولُونَ بَیْنِی وَ بَیْنَه‏؛ نهج البلاغه، خطبه 172.

[19] همان.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    690741 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    479783 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    478117 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    440768 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    400513 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    400084 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    359611 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    355745 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    347505 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    313171 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...