جستجوی پیشرفته
بازدید
11345
آخرین بروزرسانی: 1393/07/14
خلاصه پرسش
انسان چقدر می تواند در تعیین جایگاه انسانهای دیگر دخیل باشد؟ و چگونه می توان جایگاه خلافت الاهی را به هم نشان داد؟ و چطور می توان سمیع و بصیر بود؟
پرسش
1- من انسان چقدر می توانم در تعیین جایگاه انسانهای دیگر که عند ملیک المقتدر است دخیل باشم؟
2- جایگاه خلافت را چطور به هم نشان بدهیم ؟
3- چطور می توانم سمیع وبصیر باشم؟
پاسخ اجمالی

هر انسان به نوبه خود در عالم هستی تاثیر و تاثراتی دارد که بسته به وسع و گستره وجودی هر فرد فرق می کند. انسان هر قدر در عالم هستی از سعه وجودی بیشتری برخوردار باشد می تواند در عالم موثرتر باشد تا جایی که مثل انبیاء و اولیاء خاص الهی که عالمی را با عظمت خود دستخوش تغییرات اساسی می کند.

 

هر انسان به همان اندازه که راه حقیقت پیموده و به مقام حقیقی انسان که همان مقام خلیفة اللهی است دست یافته خود نمایشگر جایگاه خلافت است و نیاز به نشاندادن این جایگاه نیست.

 

سمیع و بصیر از اوصاف تشکیکی و دارای مراتب است؛ درجه پایین که همان شنیدن و دیدن ظاهری باشد، مشترک میان انسان و حیوان است و هر انسان سالم دارای آن است؛ اما مرتبه اعلی که همان علم به تمام مسموعات و مبصرات باشد، از اوصاف الهی است.

 

پاسخ تفصیلی

برای روشن شدن پاسخ توجه به چند نکته ضروری است:

 

1. هر انسان به نوبه خود در عالم هستی تاثیر و تاثراتی دارد که بسته به وسع و گستره وجودی هر فرد فرق می کند. انسان هر قدر در عالم هستی از سعه وجودی بیشتری برخوردار باشد می تواند در عالم موثرتر باشد تا جایی که مثل انبیاء و اولیاء خاص الهی که عالمی را با عظمت خود دستخوش تغییرات اساسی می کند. بنا بر این هر کس بسته به تلاش و سعیی که در جهت اصلاح خود و تزکیه نفس کرده و مقاماتی که در این راه نائل شده می تواند موثر در عالم یا در انسانهای دیگر باشد و نمی شود به قول مطلق تعیین کرد که فلان شخص چقدر در تعیین جایگاه دیگران دخیل است ولی با وجود تمام این تاثیر و تاثرات هیچگاه این تاثیرات موجب سلب اختیار انسان نمی شود و تنها زمینه ای برای اختیار انسان فراهم می کند و شما هم هر قدر در سیر وسلوک الی الله پیش روی کنید در هدایت و جهت دهی انسانهای دیگر تاثیر گذار خواهید بود، ولی به هر حال هر کس خودش جایگاه خود را تعیین می کند و برای همین مسئول اعمال و جایگاه خود در پیشگاه خداوند متعال است و تاثیرات فقط در حد اعداد و فراهم آوردن زمینه و روشنگری است و این خود هر فرد است که جایگاه خود را تعیین می کند با حسن اختیار یا با سوء اختیار و برای همین است که مسئولیت اعمالش به عهده خودش است.

 

البته باید توجه داشت که جایگاه عند ملیک مقتدر به فرمایش اهل معرفت جایگاه ویژه ای است که هر انسانی به آن جایگاه راه نمی یابد و این جایگاه مختص کسانی است که به مقامات عالی سیر سلوک دست یافته و از تعلقات دنیوی دست کشیده اند [1] بنابر این نسبت دادن عمومی این جایگاه، بصورت عمومی به انسانها صحیح نیست .

 

2. هر انسان به همان اندازه که راه حقیقت راه پیموده و به مقام حقیقی انسان که همان مقام خلیفة اللهی است دست یافته، خود نمایشگر جایگاه خلافت است و نیاز به نشاندادن این جایگاه نیست بلکه هر کس به انسان کامل بنگرد در حقیقت به جایگاه خلیفة الهی نظر کرده و نشان دادن جایگاه خلیفة الهی در گرو اتصاف به این مقام است. گفتنی است که در احادیث اهل بیت مجالست و همنشینی با کسانی توصیه شده که دیدار با آنان موجب متذکر شدن خداوند می شود [2] ؛ و این از آن روست که چنین کسانی خلیفه اویند و دیدار خلیفه موجب یاد مستخلف عنه یعنی خداوند متعال می شود.

 

در توضیح بیشتر مقام خلیفة اللهی می گوییم:

 

خلیفه و خلافت از ریشه «خلف» به معنای پشت سر، گرفته شده و به معنای جانشینی است. جانشینی گاه در امور حسی است مانند «و او کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد» [3] ، گاه در امور اعتباری نظیر «ای داود ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم؛ پس بین مردم به حق قضاوت کن» [4] و گاه در امور حقیقی مانند خلافت حضرت آدم که در آیه سی ام بقره مطرح شده است. [5]

 

در باطن واژه خلافت و جانشینی، این معنا نهفته است که خلافت ظهور مستخلف­عنه در خلیفه است و خلیفه کسی است که هویت او وابسته به مستخلف عنه است و جدای از او معنا و حقیقتی برایش نیست. از این رو اگر ذرّه­ای، غیر یا خود را نشان داد و کاری غیر از فعل او انجام داد، دیگر خلیفه نیست.

 

خداوند، استعداد خلیفه شدن خود را با دمیدن روح خود در انسان به ودیعت نهاد؛ چنانکه از آیه «و نفخت فیه من روحی» [6] استفاده می شود و علاوه در آیه «انّی جاعل... [7] » صریحاً از خلافت «آدم» سخن به میان آمده است. البته از آنجا که اولاً: در آن آیه جعل خلافت به صورت جمله اسمیه بیان شده و جمله اسمیه دال بر استمرار جعل خلافت است، پس خلافت منحصر در حضرت آدم (ع) نیست. ثانیاً: جمله «اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء» حاکی از این موضوع است که خلافت منحصر در حضرت آدم نیست؛ زیرا اگر سخن از خلافت حضرت آدم بود و بس، با توجه به این نکته که حضرت آدم (ع) معصوم است و فساد و خونریزی نمی کند، جا داشت خداوند به فرشتگان بفرماید: آدم فساد و خونریزی نمی کند.

 

اما از آنجا که از یک سو محور و مدار خلافت الهی علم به اسماء است و از سوی دیگر آگاهی به اسما الاهی نیازمند استقامت در مسیر بندگی است، و همه انسان ها استقامت در مسیر بندگی ندارند، در نتیجه مقام خلافت الاهی در همه انسان ها تحقق و فعلیت ندارد. چگونه ممکن است مقامی که فرشتگان شایسته آن نبودند در اختیار بزرگترین جنایتکاران عالم قرار گیرد؟ [8]

 

البته از آن رو که علم، دارای مراتب و درجات است، خلافت هم دارای درجات است و هر کس به هر اندازه که مظهر اسمای الهی باشد به همان اندازه سهمی از خلافت الهی دارد.

 

بر اساس آیات و روایات کامل ترین مصداق خلیفةالله، چهارده معصوم(ع) هستند. بعد از رتبه چهارده معصوم و انبیا و مرسلین، برخی از انسانهای وارسته و متدین و دارای علم و عمل صالح نیز به اندازه علم و دریافت اسمای الهی، در مرتبه مادون انبیا و با واسطه آنان، مصداق خلیفةالله­اند. [9]

 

3- سمیع و بصیر از اوصاف تشکیکی و دارای مراتب است؛ درجه پایین که همان شنیدن و دیدن ظاهری باشد، مشترک میان انسان و حیوان است و هر انسان سالم دارای آن است، اما مرتبه اعلی که همان علم به تمام مسموعات و مبصرات باشد، از اوصاف الهی است؛ درجات متوسط آن یعنی آگاهی به بالاتر از آنچه که حس ظاهری می تواند درک کند در صورتی برای انسان حاصل می شودکه انسان به اندازه توانیی خود به اوصاف خداوند متعال متصف شود و این حاصل نمی شود مگر با تلاش بسیار در راه خداوند متعال و کشیدن ریاضات شرعیه و از خود گذشتگی و نایل شدن به مقامات فنای الهی و باقی شدن به بقای الهی، و انسان وقتی به اوصاف الهی متصف می شود که خودی نبیند و هر چه هست را از خدا ببیند و شروع این راه با انجام تکالیف شرعی و عمل به واجب و حرام است و در ادامه با مدد خدای تعالی این مقامات حاصل می شود.

 

 

[1] صدر المتألهین، الحکمة المتعالیة فى الاسفار العقلیة الاربعة، ج‏9، ص 72 و 333.

[2] کلینی، الکافی، ج 1، ص   39. علامه مجلسی / بحارالأنوار، 1، 203، باب 4- مذاکرة العلم و مجالسة العلما.

[3] فرقان،62.

[4] ص، 26.

[5] رجبی، محمود، انسان شناسی، ص 151.

[6] « و از روحم در او دمیدم»، حجر، 29.

[7] بقره، 30.

[8] رجبی، انسان شناسی، با کمی تغییرات صص 153-154.

[9] اقتباس از سؤال 1984 (سایت: 2023) (مصداق خلیفةالله از دیدگاه قرآن).

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    758463 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • معنای ذکر «لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم» چیست و این ذکر چه آثار و برکاتی دارد؟
    738005 حدیث 1396/06/14
    «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ»؛ یعنی هیچ نیرو و توانى جز از سوى خداوند بلندمرتبه و بزرگ نیست‏. واژه «حول» در لغت به معنای حرکت و جنبش،[1] و «قوّة» به معنای استطاعت و توانایی است.[2] بنابر ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    652285 Practical 1390/07/12
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    647224 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    641913 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    581964 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • فضیلت و آداب و شرایط نماز جمعه چیست؟ و به چه صورت خوانده می‌شود؟
    577252 نماز جمعه 1389/09/10
    در مورد جایگاه و فضیلتش نماز جمعه همین بس که سوره‌ای از قرآن به نامش می‌باشد.نماز جمعه یک از عباداتی است که به جماعت خوانده می‌شود. این نماز دو خطبه دارد که با حمد و ثنای الهی شروع می‌شود و امام جمعه در این خطبه‌ها باید مردم را به تقوای ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    560281 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
     دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری باز ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    560164 جن 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • می خواهم دعا کنم همسرم در زندگی مطیع من باشد آیا در این زمینه دعایی از اهل بیت (ع) به ما رسیده است؟
    551918 Practical 1389/02/22
    دعاها، لازم نیست حتماً به زبان عربى خوانده شوند؛ هرچند به عربی بهتر است، حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است.نکته مهم تر این که انسان باید شرایط دیگر تأثیر گذاری دعا ...