جستجوی پیشرفته
بازدید
4841
آخرین بروزرسانی: 1396/10/13
خلاصه پرسش
گزارش‌های مختلفی در مورد شکل و شمایل پیشانی و ابروهای پیامبر اسلام(ص) وجود دارد. پیشانی‌ها و ابروهای ایشان پیوسته بود یا گشاده؟
پرسش
در کتابی خواندم که؛ «پیامبر(ص) پیشانی‌ها و ابروهایی پیوسته داشتند»؛ ولی در کتاب دیگری آمده بود که «میان دو ابروی پیامبر(ص) باز بود»؛ کدام‌یک از دو روایت صحیح است؟
پاسخ اجمالی
روایات مختلفی درباره شکل و شمایل پیشانی و ابروهای پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده است:
1. امام علی(ع) در توصیف پیامبر اسلام(ص) فرمود: «کانَ حَبِیبِی مُحَمَّداً صَلْتَ الْجَبِینِ مَقْرُونَ الْحَاجِبَیْنِ أَدْعَجَ الْعَیْنَیْن»؛[1] دوست من محمد(ص)؛ داراى پیشانى بلند، ابروانى به هم پیوسته بود.
2. امام رضا(ع) از پدران بزرگوار خود، از امام مجتبى(ع) نقل کرده‌اند: از دائی‌ام هند بن ابی‌هاله که پیامبر اکرم(ص) را خوب وصف می‌نمود درباره اوصاف و شمائل آن‌حضرت سؤال کردم، او چنین گفت: «واسِعَ الْجَبینِ أَزَجَّ الْحاجِبَیْنِ‏ سَوابِغَ فی غَیْرِ قَرَن‏»؛[2] پیشانى پهن و ابروانى کشیده و کمانى داشتند و ابروان آن‌حضرت در عین کشیده بودن، کامل و پُر مو بود، ولى پیوسته نبود.
از لحاظ سندی، هر دو روایت به جهت افراد مجهول در آنها از جهت سندی ضعیف هستند. البته در بسیاری از گزارش‌های تاریخی از این دست، قوت و ضعف سند چندان مورد اهمیت نبوده و اعتبار کتاب کفایت می‌کند. به هر حال، برای جمع‌بندی این دو روایت باید ابتدا دو عبارت «صلت الجبین» و «واسِعَ الْجَبینِ» و «مَقْرُونَ الْحَاجِبَیْنِ» و «أَزَجَّ الْحاجِبَیْنِ» را از جهت لغوی معنا کنیم:
پیشانی پیامبر اسلام(ص)
الف. «صَلْت» در لغت، به معنای گشاده و آشکار[3] و تیز و بران[4] است؛ مانند پیشانی گشاده، پیشانی آشکار؛ یعنی صلت همان معنای «واسع»(فراخ و گشاده) را دارد؛ لذا اهل لغت این روایت را آورده‌اند: فی صفته(ص) «کان صَلْتَ الجبین»؛ أی واسعه.[5] و به این نکته تصریح کرده‌اند که معنای «صلت الجبین»، «واسع الجبین» است. پس معنا کردن واسع الجبین به ابروهای باز و جدا از هم اشتباه است.
بنابراین، چنان‌که لغت‌‌شناسان گفته‌اند معنای «صلت الجبین»، همان «واسع الجبین» بوده و در ارتباط با پیشانی پیامبر(ص)، تضاد و منافاتی میان این گزارش‌ها وجود ندارد و تنها تفاوت در انتخاب یکی از الفاظ مترادف است.. تنها راوی مضمون کلام معصوم(ع) را به‌طور مترادف نقل کرده است.
ابروی پیامبر اسلام(ص)
ب. «ازجّ» در لغت از ریشه «زجج» به معنای باریک و کشیده[6]‏ و دراز از هر چیز[7] است؛ از این‌رو، اهل لغت به مناسبت، در بیان معنای این صفت ظاهری پیامبر(ص) - طبق برخی روایات- «أَزَجُّ الْحَوَاجِب»؛ آن‌را‏ به ابروهای کشیده و دراز معنا کرده‌اند.[8]
«مقرون» در لغت از ریشه «قرن»؛ به معنای نزدیک هم و پیوسته است، و «مقرون الحاجبین»؛ یعنی ابروهای نزدیک هم و پیوسته.[9]
اما این‌که کدام نقل درست است؛ که آیا پیامبر(ص) ابروهایی پیوسته داشت یا کشیده و دراز؛ باید گفت:
برخی از اهل لغت، در مرحله اول؛ «أَزَجُّ الْحَوَاجِب» را همان «مقرون الحاجبین» دانسته‌اند.[10] یعنی ابروهای کشیده به هم پیوسته؛ اما طبق نقل اهل لغت[11]‏ و نیز بیشتر منابع حدیثی و تاریخی[12] مشهور و قابل استناد؛ پیامبر(ص)، ابروهای کشیده و کمانى داشتند ولی در عین کشیده بودن، پیوسته نبود: «سوابغ فى غیر قَرَن».
به هر حال، با آن‌که گزارش‌های موجود در زمینه ابروی پیامبر(ص) تا اندازه‌ای متفاوت به نظر می‌رسد، اما این احتمال نیز وجود دارد که ابروان پیامبر(ص) گرچه در واقع به هم پیوسته نبود، اما در نگاه اول به دلیل پرمو بودن، نوعی پیوستگی میان آنها به چشم می‌آمد و شاید گزارش‌های مختلفی که در این زمینه وجود دارد، ناشی از همین موضوع باشد.
 

[1]. صدوق، محمد بن على، الخصال، ج ‏2، ص 598، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول، 1362ش.
[2]. صدوق، محمد بن على، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏1، ص 316، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.
[3]. «الصَّلْتُ الجبینِ الواسعُ الجَبینِ، الأَبیضُ الجَبینِ، الواضحُ» (ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج ‌2، ص 53، دار صادر، بیروت، چاپ سوم، 1414ق)؛ «الصّلْتُ: الجَبِینُ الوَاضِحُ» (واسطی زبیدی، محب الدین سید محمد مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق، شیری، علی، ج ‌3، ص 83، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع، چاپ اول، 1414ق)؛ نک: لغت‌نامه دهخدا، واژه «صلت».
[4]. فرهنگ فارسی عمید، واژه «صلت».
[5]. جزری، ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج ‏3، ص 45، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ اول، 1367ش؛ لسان العرب، ج ‌2، ص 53.
[6]. بستانی، فؤاد افرام، فرهنگ ابجدی عربی - فارسی، مترجم، مهیار، رضا، ص 47، تهران، اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
[7]. «الزَّجَجُ من قولهم: حاجبٌ أَزَجُّ، و هو السابغ الطویل فی دِقَّة»؛ ابن درید، محمد بن حسن‏، جمهرة اللغة، ج 1، ص 88، بیروت، دار العلم للملایین‏، چاپ اول‏، 1988م؛ «أَزَجُّ: بعیدُ الخطوِ، أَو طویلُ الرِّجْلِ»؛ مدنی شیرازی، علی خان بن أحمد، الطراز الاول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول‏، ج ‏4، ص 107، مشهد، مؤسسة آل البیت(ع) لإحیاء التراث‏، چاپ اول، 1384ش
[8]. ‏ حمیرى، نشوان بن سعید، شمس العلوم‏، ج 5، ص 2741، دمشق، دار الفکر، چاپ اول‏، 1420ق؛ جزری، ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج 2، ص 296، قم، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ اول، 1367ش؛ لسان العرب، ج ‏2، ص 287؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرین، تحقیق: حسینی‏، سید احمد، ج ‏2، ص 304، تهران، کتابفروشی مرتضوی، چاپ سوم، 1375ش.
[9]. فرهنگ فارسی معین، واژه «مقرون»؛ در منابع لغت عربی چنین آمده است: «القَرَن- بالتحریک- التقاء الحاجبین» (النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج 4، ص 54)؛ «القرَن: أن یلتقی طرفُ الحاجبین، یقال: رجلٌ أقرنُ و مقرون الحاجبین» (ازهری، محمد بن احمد، تهذیب اللغة، ج 9، ص 87، بیروت، دار احیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1421ق)؛ «القَرَن فی الحاجبین، إذا التقَیَا. و هو مقرونُ الحاجِبَین» (ابن فارس، أحمد، معجم مقاییس اللغة، ج 5، ص 76، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، 1404ق).
[10]. «أزجّ أَقْرَن؛ أى مَقْرُون الحاجبین»؛ النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج ‏4، ص 54.
[11]. ر.ک: زمخشرى، محمود بن عمر، الفائق فى غریب الحدیث‏، ج ‏2، ص 186، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول‏، 1417ق؛ النهایة فی غریب الحدیث و الأثر، ج ‏4، ص 54؛ شمس العلوم، ج 5، ص 2741.
[12]. برای نمونه ر.ک: ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج 1، ص 31، دار الفکر، بیروت، 1409ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 6، ص 17، بیروت، دار الفکر، 1407ق؛ ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج 1، ص 444، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، 1409ق؛ عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏1، ص 316؛ شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 80، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1403ق.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

  • امام زمان(عج) بعد از ظهور در مکه، به سمت چه سرزمین‌هایی حرکت خواهند کرد؟
    3575 بعد از ظهور
    بر اساس برخی روایات؛ پس از ظهور شامی(شاید همان سفیانی باشد) و خروج یمانی و به راه افتادن حسنی، امام مهدی(عج) از شهر مدینه خروج کرده و به مکه می‌رود. در مکه شمشیر پیامبر(ص) را از غلاف خارج کرده و زره می‌پوشد و پرچم را بر می‌افرازد و ...
  • «علی بن عیساى إربلی» کیست؟ و آیا کتاب «کشف الغمة فی معرفة الأئمة» کتاب معتبری است؟
    2779 حدیث
    خلاصه زندگی شیخ بهاءالدین ابوالحسن علی بن عیسى بن أبی فتح إربلی،‏ یکی از عالمان بزرگ شیعی قرن هفتم هجری است که در ماه رجب سال 625 قمری به دنیا آمد. پدر او از نژاد کُرد و یکی از صاحب‌منصبان شهر «إربل»(اربیل فعلی در عراق) بود.
  • آیا نبودن شیطان مساوی با تکامل نیافتن انسان است؟
    11527 ابلیس و شیطان
    توجه داشته باشید، گرچه نقش شیطان های جنی و انسی یک نقش ضروری است و باید وجود داشته باشند، اما این که چه کسی این نقش را بازی کند با انتخاب و اراده است و جبری از ناحیه خداوند وجود ندارد. خداوند حتی شیطان را، شیطان خلق نکرد. ...
  • نظر شما در مورد سند و محتوای دعای علقمه چیست؟
    2869 روایات و دعاهای برجای مانده
    دعای علقمه دعایی است که بعد از زیارت عاشورا خوانده می‌شود و شخصی به نام علقمه(علقمه از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق‌(ع))[1] آن‌را روایت کرد.در دعاها و زیارت‌نامه‌ها، به وجود سلسله متصل و نیز احراز وثوق تمام راویان نیاز نیست، و ...
  • چرا خداوند شیطان را خلق کرد؟
    30115 شیطان پرستی
    اوّلاً: نقش شیطان در انحراف و گمراهی انسان فقط در حد دعوت است. ثانیاً: تکامل، همواره در میان تضادها صورت می‌گیرد و از این جهت، خلق چنین موجودی در نظام احسن، بیهوده و بی‌جهت تلقی نمی‌شود، بلکه جلوه‌ای است از رحمانیت و خیریت محض الاهی. ...
  • آیا استفاده از دو مهر برای سجده کردن صحیح است؟
    14911 دو سجده
    محل سجده نمازگزار نباید از محل زانوهایش بیش از چهار انگشت بسته پائین تر یا بلندتر باشد...[1]. بنابراین در صورتی که ارتفاع دو مهر بیش از چهار انگشت بسته نباشد می توان بر آن سجده نمود. و تغییر ارتفاع مکان سجده در نماز نیز اشکالی ندارد.
  • علت ساقط شدن حد در مواردی که سارق، پدر صاحب مال باشد چیست؟
    5831 حدود، قصاص و دیات
    با توجه به این‌که فرزند با نطفه، نفقه و زحمت پدر رشد و نمو یافته است، و فرزند جزئی از وجود پدر محسوب می‌شود؛ از این‌رو، تصرف در اموال فرزند یک نوع تصرف در مال خود به شمار می‌رود، چنان‌که پیامبر اسلام(ص) خطاب به شخصی می‌فرماید: تو و ...
  • در سوره حجرات، به چه نکات اخلاقی پرداخته شده است؟
    25886 تفسیر
    سوره حجرات، از سوره‌هایی است که در آن بسیاری از توصیه‌های اخلاقی بیان شده است که هر کدام از آنها می‌تواند محور یک تحقیق مستقل باشد، اما در این مختصر به عناوین برخی از این توصیه‌ها اشاره می‌کنیم: 1. جلو نیفتادن از خدا و پیامبرش در امور گوناگون(آیه ...
  • حکم کسانی که با پیامبر عهدی نداشتند، پس از نزول سوره توبه چه بود؟
    6639 رفتار با غیر مسلمانان
    یکی از اقدامات پیامبر گرامی اسلام(ص)، پیمان بستن با گروه‌ها و قبائل مختلف بود. این برنامه بیشتر شامل کسانی می‌شد که مسلمان نبوده و جزو مشرکین به‌شمار می‌رفتند. با نازل شدن سوره توبه، پیامبر مأموریت پیدا کرد به همه اعلام کند، کسانی که با پیامبر عهد و پیمان ...
  • برای کسب ثروت چه ذکر یا دعایی باید خواند؟
    33927 دستور العمل ها
    هر چند، یک فرد با ایمان باید در تمام جنبه های زندگی خود؛ از جمله همکاری با افراد دیگر در اجتماع و یا تلاش در راه به دست آوردن ثروت مشروع؛ از ارتباط با خداوند و یاد او غافل نشده و خواسته خود را از پروردگار طلب کند، ...

پربازدیدترین ها