جستجوی پیشرفته
بازدید
19063
آخرین بروزرسانی: 1396/12/16
خلاصه پرسش
این که برخی پلورالیزم و کثرت گرایی را به مولوی در مثنوی در داستان فیل در تاریک خانه، نسبت می¬دهند صحیح است؟
پرسش
این که برخی پلورالیزم و کثرت گرایی را به مولوی در مثنوی در داستان فیل در تاریک خانه، نسبت می¬دهند صحیح است؟
پاسخ اجمالی

نهایت چیزی که کثرت گرایان می­توانند از این تمثیل مولانا و سایر داستان­های مشابه مثنوی استفاده کنند، تأیید کثرت طولی ادیان و ذو مراتب بودن معرفت است، اما این مسئله غیر از مدعای کثرت گرایان دینی مبنی بر کثرت عرضی ادیان یا مدعای برخی مبنی بر عصری بودن معرفت دینی است. این داستان در منابع مختلف و به روایت­های دیگری نیز غیر از روایت مولانا نقل شده است و ممکن است کسانی که قائل به پلورالیزم دینی هستند، در تأئید مشرب فکری­شان به روایتی از داستان «فیل در تاریکخانه» استناد کنند که با پلورالیزم دینی جور در می­آید، اما مسئله این جا است که روایت مولانا از این داستان در «مثنوی معنوی»، بر اساس مشرب وحدت وجود و کاملا در تقابل با مشرب کثرت گرایی است. لذا اگر کسی به این داستان در مثنوی برای اثبات مشرب پلورالیستی خود یا اثبات عصری بودن و ناکامل بودن معرفت دینی استناد می­کند، از این دو حال خارج نیست: یا نسبت به مشرب وحدت وجودی مولانا – به عنوان مؤلف مثنوی- جاهل است یا این که می­داند و مغلطه می­کند. از سوی دیگر صرف نظر از روایت خاص مولانا حتی با فرض مبنا قرار دادن روایت­های پلورالیست­ها از داستان «فیل در تاریکخانه»، باز هم استناد به این داستان برای اثبات پلورالیزم دینی به اعتراف خود پلورالیست­ها کامل نیست و با محدودیت­هایی همراه است.

پاسخ تفصیلی

داستان مورد اشاره در دفتر سوم «مثنوی معنوی» با عنوان «اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل» آمده است. خلاصه داستان به این شرح است که: "ندی­ها پیلی آوردند و در خانه­ای تاریک قرار دادند و مردم آن دیار که تا کنون پیل ندیده بودند، برای تماشا گرد آمدند. از آن جا که تاریکی سراسر خانه را پوشانده بود، کسی نمی­توانست آن را ببیند. از این رو هر یک از آنان دست بر اندام پیل می­سود و چیزی تجسم می­کرد. مثلا آن که دست به خرطوم پیل می­کشید، پیل را به صورت یک ناودان تصور می­کرد، آن دیگری که دست بر گوش آن حیوان می سود، خیال می­کرد که پیل شبیه بادبزن است. همین طور کسی که دست به پای پیل می­کشید، آن را به صورت یک ستون تجسم می­کرد و بالاخره کسی که دست به کمر پیل می­کشید می­گفت: پیل مانند تخت است. حال آن که همه اینان در اشتباه بودند.

 

در واقع حکایت تمثیلی پیل، بیانگر سرشت حقیقت ستیز و افسانه پوی تعصبات مذهبی و «جنگ هفتاد و دو ملت» است. مایه اصلی این داستان تمثیلی را مولوی در داستانی دیگر تحت عنوان «منازعت چهارکس جهت انگور» در ابیات (3681-3712) دفتر دوم مثنوی آورده است.

 

این مسئله برای اهل تحقیق مثل روز روشن است که روایت مولانا از داستان «فیل در تاریکخانه» در خدمت مشرب وحدت وجودی او است. چگونه می­توان از آثار کسی که قائل به وحدت وجود و تشکیک در آن است و به لحاظ مشرب فکری درست در مقابل کثرت گرایان قرار می­گیرد، برداشت پلورالیستی کرد؟ نهایت چیزی که کثرت گرایان می­توانند از این تمثیل مولانا و سایر داستان­های مشابه مثنوی استفاده کنند، تأیید کثرت طولی ادیان و ذو مراتب بودن معرفت است، اما این مسئله غیر از مدعای کثرت گرایان دینی مبنی بر کثرت عرضی ادیان یا مدعای برخی [1] مبنی بر عصری بودن معرفت دینی است. آشنایان با مباحث کلام جدید می­دانند که کثرت دینی را می­توان به دو گونه طولی و عرضی تقریر کرد. کثرت طولی عبارت است از: ادیان یا شرایع آسمانی که در طول تاریخ بشر ظهور نموده و به دین یا شریعت اسلام ختم گردیده است. چنین کثرتی نه با حقانیت همگانی ادیان منافات دارد و نه از جنبه عملی مشکل­ آفرین است؛ زیرا فرض بر این است که همه آنها الاهی و توحیدی­اند، اما کثرت عرضی ادیان و شرایع آسمانی بدین صورت است که همه یا عده­ای از پیروان دین یا شریعت پیشین، از شریعت آسمانی جدید سرباز زده و بر شریعت پیشین باقی بمانند که این فرض مشخصاً با حقانیت همگانی ادیان منافات دارد.

 

لذا اگر ادعا شود که طرفداران مشرب عرفانی وحدت وجود همچون؛ ابن عربی و مولانا به گواه آثارشان نظر مساعدی نسبت به کثرت دینی دارند، بایستی در نظر داشت، این ادعا زمانی صادق است که کثرت دینی را در دایره نظریه وحدت وجود یا همان «کثرت در وحدت و وحدت در کثرت» ببینیم، در غیر این صورت گرفتار تعارضاتی خواهیم شد که پلورالیست­های دینی خود به وجود آنها معترف­اند.

 

همچنین ذو مراتب بودن معرفت (اعم از دینی و غیردینی یا ایمان و کفر) غیر از عصری بودن معرفت دینی است. بدیهی است که "ایمان درجات دارد و در مقابل آن کفر نیز دارای مراتب است. تمام معارف دینی از عناوین کلی مشکک هستند؛ یعنی تطبیق مفهوم کلی بر مصادیق آن به طور شدت، ضعف، قوت، صاحب مراتب است. به طوری که اگر چه به حسب درجات با یکدیگر متفاوت­اند، ولی در طول یکدیگرند و هیچ گونه فرقی ندارند تا حدی که یکی دیده می­شوند". [2]

 

به طور کلی به اعتبار منابع معرفت، انسان می­تواند دو نوع معرفت داشته باشد، معرفت قلبی و معرفت ظنی یا ذهنی. خداوند متعال در قرآن، مؤمنان را از معرفت ظنی به خود برحذر داشته [3] و ایمان را معرفتی قلبی معرفی می نماید که تنها مؤمنان از آن بهره مند می­شوند. [4] در واقع معرفت دینی نیز با هر مرتبه­ای نوعی معرفت قلبی است. اشتباه برخی در این است که معرفت دینی را با معرفت ظنی مترادف گرفته ان و لذا آن را عصری و ناکامل می دانند. ایشان «دست سایندگان بر اندام پیل» یا «هندوهایی که در تاریکی­اند» را در تمثیل مولانا کنایه از مؤمنان گرفته، به این نتیجه می­رسد که: "تصویر ما از شریعت و طبیعت هم در این عصر (و در هر عصر) تصویری بنا شده بر اجزایی اندک و ناتمام و در گرو و اسارت اجزای ناتمام دیگر است که هنوز نیامده­اند و مکشوف ما نیفتاده­اند و لذا فهم ما هم از عناصر مکشوف امروزین ناقص است". [5]

 

درحالی که با توجه به مشرب عرفانی مولانا «دست سایندگان بر اندام پیل» کنایه از کسانی است که می­کوشند حقیقت مطلق را با مقیاس­های محدود و نارسای عقلی و تجربی خود بشناسند؛ یعنی کسانی که معرفتی ظنی به حقیقت دارند و تنها با نور شمع که "کنایه از کشف و یقین قلبی" است (و همچنین می­تواند کنایه از پیر یا نبی یا امام و به طور کلی انسان کامل باشد) می­توانند به معرفت دینی دست یازند. بنابراین استناد ایشان به تمثیل مولانا برای اثبات نظریه عصری بودن معرفت دینی نیز همانند استناد برای اثبات پلورالیزم دینی، اشتباه است.

 

البته داستان «فیل در تاریکخانه» همان طور که ذکر شد در منابع مختلف و به روایت­های دیگری نیز نقل شده است و ممکن است کسانی که قائل به پلورالیزم دینی هستند، مثل دکتر فیلیپ آلموند یا جان هیک و دیگر کثرت گرایان در تأئید مشرب فکری­شان به روایتی از داستان «فیل در تاریکخانه» استناد کنند که با پلورالیزم دینی جور در می­آید، اما مسئله این جا است که روایت مولانا از این داستان در «مثنوی معنوی»، کاملا در تقابل با مشرب کثرت گرایی است و اگر کسی به این داستان در مثنوی برای اثبات مشرب پلورالیستی خود یا اثبات عصری بودن و ناکامل بودن معرفت دینی استناد می­کند، از این دو حال خارج نیست: یا نسبت به مشرب وحدت وجودی مولانا – به عنوان مؤلف مثنوی- جاهل است یا این که می­داند و مغلطه می­کند.

 

البته ما در نگاهی دقیق­تر مدعی هستیم که خواننده برای فهم مراد اصلی مولانا از ذکر این داستان، حتی نیازی به آگاهی قبلی یا به اصطلاح ِ هرمنوتیک­ها، «پیش فهم» نسبت به مشرب عرفانی نویسنده ندارد؛ چرا که داستان و نوع روایت مولانا به شرطی که خواننده غرض ورزانه سراغ متن نرود، کاملا گویا است. یکی از تفاوت­های روایت مولانا با دیگر روایت­های موجود از داستان «فیل در تاریکخانه» تأکید او بر عنصر «شمع» است. چیزی که در نقل قول ابوحیان توحیدی از افلاطون و روایت­های پلورالیست­ها از جمله روایت دکتر سروش و جان هیک کاملا غائب است، یا این که اگر اشاره­ای هم می­شود تأکید بر روی قسمت اول داستان و قرارگرفتن مردم در تاریکی و تصورات جزئی آنها از فیل است. تفاوت دیگر روایت مولانا با دیگر روایت­ها این است که مولانا علت خطای معرفتی دست سایندگان به فیل را تاریکی و در واقع نبود شمع معرفی می­کند، اما پلورالیست­ها در روایت­های خود علت خطای معرفتی آنها را کوری معرفی می­کنند. مسلم است طبق این روایت­ها حتی اگر شمعی و چراغی در تاریکخانه افروخته شود، تأثیری در اصلاح خطای معرفتی دست سایندگان کور نخوهد داشت، مگر این که معجزه­ای اتفاق بیفتد و نابینایان بینا شوند.

 

از سوی دیگر صرف نظر از روایت خاص مولانا حتی با فرض مبنا قرار دادن روایت­های پلورالیست­ها از داستان «فیل در تاریکخانه»، باز هم استناد به این داستان برای اثبات پلورالیزم دینی کامل نیست و با محدودیت­هایی همراه است. جالب است که خود پلورالیست­ها نیز به این محدودیت­ها اعتراف دارند. جان هیک، یکی از مهم ترین سخن گویان معاصر پلورالیزم دینی در باب محدویت­های تمثیل مذکور و در نقد دیدگاه پلورالیست دیگری به نام دکتر آلموند می­گوید:

 

"این تمثیل تنها تا جایی که انسان بیش از آنچه از طرح آن مورد نظر است راجع به آن فکر و اندیشه نکند، مفید و قابل بهره برداری است. به عنوان مثال آن آدم­های کور هر کدام به یک بخش یا قسمت از بدن فیل دست می­زنند، اما وقتی یک مسلمان از الله، نازل کننده قرآن، سخن می­گوید و با این که یک نفر هندو از برهمن به عنوان یک آگاهی یا هوشیاری بی انتهای فراشخصی سخن به میان می­آورد، آنان به دو «بخش یا جزء» مختلف از واقعیت ارجاع نمی دهند، بلکه از دو راه و شیوه گوناگونی حرف می­زنند که از آن راه­ها، واقعیت (حقیقت) بی­کران الاهی به وسیله ذهنیت­های مختلف بشری که به واسطه قالب­های عقلانی و تکنیک­های عبادی مختلف شکل گرفته و به نوبه خود آن قالب­ها و تکنیک­ها را شکل داده­اند، مورد تفکر و تجربه قرار گرفته­اند". [6]

 

برای مطالعه بیشتر به پاسخ شماره 7312 (سایت: 8229) مراجعه کنید.

 

 

[1]     از جمله: عبدالکریم سروش، قبض و بسط تئوریک شریعت.

[2]     حسینی اصفهانی، سید مرتضی، پلورالیسم دینی: نقدی بر صراط­ های مستقیم، ص 166، نشر فرهنگ قرآن، قم، 1380.

[3]     «و ما یتبع اکثرهم الّا ظنّا إنّ الظنّ لایغنی من الحق شیئا» یونس، 36 و «...إن یتبعون الّا الظنّ و إن هم الّا یخرصون» یونس، 66.

[4]     «إنّ فی ذلک ذکری لمن کان له قلب» ق، 37 و «... و من یؤمن بالله یهد قلبه» تغابن، 11.

[5]     سروش ،عبدالکریم، قبض و بسط تئوریک شریعت: نظریه تکامل معرفت دینی، ص 251، تهران: صراط، چاپ ششم،1377.

[6]    جان هیک. مباحث پلورالیسم دینی (عبدالرحیم گواهی، مترجم)، ص 170، تبیان،  تهران،1378.

 

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها