جستجوی پیشرفته
بازدید
3173
تاریخ بروزرسانی 1394/04/11
 
کد سایت fa57744 کد بایگانی 70855 نمایه ملاقات حضرت یوسف(ع) با برادران در قرآن و تورات
طبقه بندی موضوعی تاریخ|صفات و زندگی پیامبران
خلاصه پرسش
یوسف(ع) بعد از آنکه عزیز مصر شد، در چند نوبت با برادرانش دیدار داشت. گزارشی تطبیقی از قرآن و تورات در این مورد ارائه نمایید؟
پرسش
با نگاهی تطبیقی میان قرآن و تورات، ماجرای ملاقات یوسف(ع) و برادرانش را بعد از آن‌که او عزیز مصر شد، چگونه بود؟
پاسخ اجمالی
بخشی از داستان حضرت یوسف(ع) اختصاص به ملاقات برادرانش با وی دارد. به این واقعه، هم در قرآن و هم در تورات - البته با تفاوت‌هایی - به صورت نسبتاً مفصل پرداخته شده است. قرآن که از آیه 58 سوره یوسف تا آیه 100 آن به ماجرای ملاقات‌ها و گفت‌وگوهای یوسف با برادرانش - بعد از انتصابش به عزیزی مصر - می‌پردازد،‌ این‌گونه می‌گوید:
«و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند. [او] آنان را شناخت ولى آنان وی را نشناختند. و چون آنان را به خوار و بارشان مجهّز کرد، گفت: برادرِ پدرى خود را نزد من آورید. مگر نمی‌بینید که من پیمانه را تمام می‌دهم و من بهترین میزبانان هستم، پس اگر او را نزد من نیاوردید، براى شما نزد من پیمانه‌اى نیست، و به من نزدیک نشوید».[1]
تورات این بخش را ‌چنین نقل می‌کند:
«یعقوب به فرزندان خود دستور داد تا به سوى سرزمین مصر سرازیر شده از آنجا طعامى خریدارى کنند. فرزندان داخل مصر شدند و به حضور یوسف رسیدند، یوسف ایشان را شناخت ولى خود را معرفى نکرد، و با تندى با ایشان سخن گفت و پرسید: از کجا آمده‌اید؟ گفتند: از سرزمین کنعان آمده‌ایم تا طعامى بخریم، یوسف گفت: نه، شما جاسوسان اجنبى هستید، آمده‌اید تا در مصر فساد برانگیزید، گفتند: ما همه فرزندان یک مردیم که در کنعان زندگى می‌کند، و ما دوازده برادر بودیم که یکى مرده و یکى دیگر نزد پدر ما مانده. یوسف گفت: از کجا معلوم که راست می‌گویید؟  فقط در صورتی درستی حرف‌های شما ثابت می‌شود که برادر کوچکتان هم به اینجا بیاید و گرنه به حیات فرعون قسم که اجازه نخواهم داد از مصر خارج شوید. یکی از شما برود و برادرتان را بیاورد. بقیه را اینجا در زندان نگاه می‌دارم تا معلوم شود آنچه گفته‌اید راست است یا نه. اگر دروغ گفته باشید خواهم فهمید که شما برای جاسوسی به اینجا آمده‌اید. فرزندان یعقوب سه روز زندانى شدند، آن‌گاه احضارشان کرده از میان ایشان شمعون را گرفته زندانی کرد و در زندان نگه داشت، سپس به بقیه اجازه مراجعت داد تا برادر کوچک‌تر را بیاورند. یوسف دستور داد تا خورجین‌هایشان را پر از گندم نموده پول هر کدامشان را هم در خورجینش گذاشتند».[2]
کلیات آنچه در این فراز از تورات وجود دارد، در قرآن نیز مشاهده می‌شود، اما در برخی جزئیات، اندک تفاوت‌هایی وجود دارد. به عنوان نمونه در قرآن به این موضوع اشاره نشده است که برادران یوسف، نزد خود او ادعا کرده‌اند که یوسف مرده است!(البته قرآن نیز این بخش از داستان را نفی نمی‌کند).
در ادامه داستان، شباهت‌ها بیشتر می‌شود، ولی باز هم هر کدام از این دو کتاب به فرازهایی پرداخته‌اند که در دیگری موجود نیست. تورات نیز به این جزئیات می‌پردازد:
«فرزندان یعقوب به کنعان بازگشته جریان را به پدر گفتند. پدر از دادن بنیامین خوددارى کرد و گفت: مرا بی اولاد کردید؛ یوسف دیگر برنگشت، شمعون از دستم رفت و حالا می‌خواهید بنیامین را هم از من جدا کنید. چرا این همه بدی در حق من واقع می‌شود. در نهایت یعقوب اجازه داد بنیامین را ببرند، و دستور داد تا از بهترین هدایاى سرزمین کنعان نیز براى عزیز مصر برده و پول را هم که او برگردانیده، دوباره ببرند. فرزندان نیز چنین کردند. ... وکیل یوسف، ... شمعون را آزاد نمود، آن‌گاه همگى ایشان را نزد یوسف برد، ایشان در برابر یوسف به سجده افتادند و هدایا را تقدیم داشتند... یوسف: آیا پدر شما ... به سلامت است؟ گفتند: پدر ما به سلامت است...».[3]
گذاشتن ظرف پادشاه در میان اثاث بنیامین و در پی‌ آن، نگه‌داشتن خود او، از دیگر اشتراکات قرآن و تورات است:
«...یوسف دستور داد، طاس عزیز مصر را در میان اثاث برادر کوچکترشان جاى دهند. وکیل یوسف نیز چنین کرد. همین که از شهر بیرون شدند، ... وکیل یوسف از عقب رسید و گفت: عجب مردم بدى هستید، این همه به شما احسان کردیم، شما در عوض ظرف مولایم که با آن آب می‌آشامد را دزدیدید. فرزندان یعقوب از شنیدن این سخن دچار بهت شدند و گفتند: حاشا بر ما از اینگونه اعمال! ... این ما و این بارهاى ما، از بار هر که درآوردید او را بکشید، و خود ما همگى غلام و برده سید و مولاى تو خواهیم بود. وکیل یوسف به همین معنا رضایت داد، به بازجوئى وسائل پرداخت، ... و در آخر اثاث بنیامین را تفتیش کرد و ظرف را از آن بیرون آورد. برادران وقتى دیدند که طاس سلطنتى از میان بارهای بنیامین بیرون آمد، لباس‌هاى خود را در تن دریده به شهر بازگشتند، و مجدداً گفته‌هاى خود را تکرار نمودند، در حالى که خوارى و شرمسارى از سر و رویشان می‌بارید، یوسف گفت: حاشا که ما غیر آن کسى را که متاع خود را در بارش یافته‌ایم بازداشت کنیم، شما می‌توانید به سلامت به نزد پدر باز گردید. یهودا نزدیک آمد گریه و تضرع را سرداد ... و گفت: پدر ما اگر بشنود که بنیامین را نیاورده‌ایم می‌میرد، آن‌گاه پیشنهاد کرد که مرا به جاى او نگهدار و او را آزاد کن، تا بدین وسیله چشم پیر مردى را که با فرزندش انس گرفته، ... روشن کنى.
یوسف در این‌جا دیگر نتوانست خود را در برابر حاضرین نگهدارد، فریاد زد که تمامى افراد را بیرون کنید و کسى نزد من نماند، وقتى جز برادران کسى نماند، گریه خود را که در سینه حبس کرده بود سرداده گفت: من یوسفم. آیا پدرم هنوز زنده است؟
برادران نتوانستند جوابش را بدهند چون از او به وحشت افتاده بودند. یوسف به برادران گفت: نزدیک من بیایید. مجدداً گفت: من برادر شما یوسفم و همانم که به مصریان فروختید، و حالا شما براى آنچه کردید تأسف مخورید و رنجیده خاطر نگردید، چون این شما بودید که وسیله شدید تا من بدینجا بیایم، ... اینک به سرعت بشتابید و به طرف پدرم بروید و به او بگویید پسرت یوسف چنین می‌گوید: خدا مرا حاکم سراسر مصر گردانیده است. بی درنگ نزد من بیا و در زمین جوشن ساکن شو تا تو با همه فرزندانت و نوه‌هایت و تمامی گله و رمه و اموالت نزدیک من باشی. من در این‌جا از تو نگهداری خواهم کرد؛ زیرا پنج سال دیگر از این قحطی باقیست و اگر نزد من نیایی تو و همه فرزندان و بستگانت از گرسنگی خواهید مُرد. همه شما و برادرم بنیامین شاهد هستید که این من هستم که با شما صحبت می‌کنم.  پدرم را از قدرتی که در مصر دارم و از آنچه دیده‌اید آگاه سازید و او را فوراً نزد من بیاورید.[4]
بخش وسیعی از آنچه که در این فراز از تورات نقل شد، در قرآن کریم نیز وجود دارد با این تفاوت که بر اساس تورات، برادران یوسف، او را در سفر دوم شناختند، اما بنابر آنچه قرآن فرموده، فرزندان یوسف بعد از دستگیر شدن بنیامین و برگشتشان به کنعان، یک‌بار دیگر نیز به توصیه پدرشان یعقوب(ع) برای کسب خبر از یوسف و برادرش عازم مصر شده و تنها در این سفر سوم بود که پی‌بردند عزیز مصر، همان برادرشان یوسف است.
قرآن به ماجرای ورود برادران به مصر از دروازه‌های گوناگون به توصیه یعقوب(ع) و متهم شدن خود یوسف(ع) به دزدی از جانب برادرانش بعد از دستگیری بنیامین نیز اشاره می‌کند که در تورات بدان پرداخته نشده است.
 

[1]. یوسف، 58 - 60.
[2]. خلاصه‌ای از پیدایش، 42: 7 - 26.
[3]. خلاصه‌ای از پیدایش باب‌های 42 - 43.
[4]. خلاصه‌ای از پیدایش، باب‌ 44 و 45.
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    811441 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    498284 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    365276 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    360915 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود.نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ثنای الاهی شروع ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    345894 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    290096 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد. در هر حال، ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    290084 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    283945 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    280122 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    249106 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

7175  نفر