جستجوی پیشرفته
بازدید
1960
تاریخ بروزرسانی 1391/03/30
خلاصه پرسش
آیا آنچه مجتهدان ما در استنباط های فقهی شان (در برخی موارد) انجام می دهند قیاس نیست؟
پرسش
ما شیعیان نسبت به روش \"قیاس\" که اهل تسنّن و خصوصاً حنفیان دارند اعتراض داریم، و در روایات هم آمده، اوّلین کسی که قیاس کرد ابلیس بود که گفت: \" خلقتنی من نار و خلقته من طین\". امّا آیا آنچه در استنباط های فقهی و اجتهادهای مجتهدین خود ما انجام می شود هم نوعی قیاس (در پاره ای موارد) نیست؟ و اگر قیاس چند معنا دارد، کدام قسم از قیاس مجاز و ممدوح است و کدام قسم آن مذموم و باطل؟
پاسخ اجمالی

قیاس از نظر لغت به معنای اندازه گیری، سنجش و برابری است و در اصطلاح علم اصول عبارت است از: هر گاه شخصى حکم یک چیزى را بداند و حکم چیز دیگری را نداند تشبیه کند که این به آن شباهت دارد پس حکمشان ‏باید چنین باشد.

 

نپذیرفتن این حکم مختص شیعه نیست، بلکه حنابله نیز معتقدند باید علت مشخصی بین فرع و اصل باشد تا حمل درست شود.

 

برخی از اهل سنت در این باره می گویند: واجب و حرام با نص متواتر ثابت می شوند نه با قیاس.

 

از مسلّمات نزد شیعه این است که قیاس راه درستی برای به دست آوردن احکام شرعی نیست.

 

در منابع اهل تسنن؛ مانند تفسیر" طبرى" از" ابن عباس" و" ابن سیرین" و" حسن بصرى" نیز این مطلب نقل شده است.

 

قیاس از آن جهت باطل است که از راه ظنّ خود استنباط مى‏نمایند، و شاید در آن صفاتى دیگر باشد که ما ندانیم.

 

اصولیان اقسامى براى قیاس برشمرده‏اند.

 

قیاس تمثیل و تشبیه، قیاس منصوص العلّة، قیاس مستنبط العلّة و قیاس اولویت، امّا قیاس تمثیل و تشبیه، همین قیاس مورد بحث است که تعریف آن گذشت، و اما سایر اقسام قیاس، تحت عنوان «موارد استثنا شده از قیاس» است.

 

اما آنچه مجتهدین شیعه انجام می دهند قیاس منطقی است نه قیاس اصولی و فقهی

 

توضیح اینکه قیاس بر دو گونه است:

 

1- قیاس فقهى و یا اصولى 2- قیاس منطقى این دو قیاس با هم اشتراک لفظى دارند، نه معنوى؛ زیرا قیاس در فقه عبارت است از سرایت دادن حکمى از موضوعى به موضوع دیگر به علت مشابهت بین این دو، ولى قیاس در منطق عبارت از استدلال است در قالب یکى از اشکال منطقى براى پى بردن از معلوم به مجهول.

 

استدلال بر سه گونه است:

 

1- قیاس 2- استقراء 3- تمثیل‏

 

استدلال قیاسى عبارت از قضایا و قوانین کلى صغروى و کبروى است، براى به دست آوردن قضایاى جزئى به نام نتایج مثلاً گفته مى‏شود: العالم متغیّر، و کل متغیّر حادث. نتیجه این دو قضیه کلى قضیه جزئى است که مى‏گوییم العالم حادث. دو مقدمه قیاس را صغرى و کبرى و قضیه‏اى را که حاصل آنهاست نتیجه مى‏گویند.

 

پاسخ تفصیلی

قیاس از نظر لغت به معنای اندازه گیری، سنجش و برابری است و در اصطلاح علم اصول عبارت است از اینکه در دو موضوع مشابه، حکم یکی معلوم و حکم دیگری مجهول باشد و با مقایسه کردن آنها حکم شرعی مجهول مشخص گردد.

 

به سخن دیگر قیاس آن است که شخصى حکم یکى را بداند و حکم دیگری را نداند تشبیه کند که این به آن شباهت دارد پس حکمشان ‏باید چنین باشد.[1]

 

به موضوعی که حکم آن معلوم است اصل یا "مقیس علیه"، به موضوعی که حکم آن مجهول است فرع، یا "مقیس" و به سبب حکمی که در هر دو موجود است، جامع یا علّت گویند.

 

به این ترتیب ارکان قیاس چهار قسم است: 1. اصل یا مقیس علیه؛ 2. فرع یا مقیس؛ 3. علت یا جامع (جهت مشترکی که بین اصل و فرع است)؛ 4. حکم (چیزی که برای اصل ثابت است و می خواهیم برای فرع هم اثبات کنیم).[2]

 

ردّ و عدم پذیرش این حکم مختصّ به شیعه نیست. در میان اهل سنّت ابو حنیفه هر نوع تشبیه را در علّت کافی دانسته، ولی حنابله معتقدند باید علتی وجود داشته باشد که آن علت را هم بتوان در اصل یافت و هم در فرع تا حمل فرع بر اصل صحیح باشد.[3]

 

برخی از اهل سنت نیز در این باره می گویند: واجب و حرام با نص متواتر ثابت می شوند نه با قیاس، قیاس اگر چه با شرایط صحّتش حجت است، ولی اگر دانستیم که پیامبر (ص) چیزی را حرام و واجب نکرد آن حرام و واجب نیست و اگر قیاس برای آن حرمت یا وجوب ثابت کند فاسد است.[4]

 

وی در ذیل آیه شریفه " أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین" «من از او بهترم مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل‏،[5] از امام صادق (ع) دو حدیث در مذمت قیاس نقل می کند و می گوید: ابو نعیم در حلیه (حلیة الاولیاء) و دیلمی از جعفر صادق از پدرش و او از جدش نقل می کند که رسول الله (ص) فرمود: اولین کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کرد ابلیس بود.[6] باز می گوید: جعفر (صادق) گفت: کسی که امر دین را با نظر خود قیاس کند، خداوند در روز قیامت او را هم نشین ابلیس قرار خواهد داد.[7]

 

می دانیم که از مسلّمات شیعه آن است که قیاس راه درستی برای به دست آوردن احکام شرعی نیست. امام صادق (ع) مى‏فرمود: به راستى عمل‏کنندگان به قیاس از راه قیاس علم را جستند و قیاس بیشتر آنها را از حقّ دور کرد، به یقین با قیاس، به دین و احکام خدا نمی توان رسید.[8]

 

در منابع اهل تسنن؛ مانند "تفسیر طبرى" از" ابن عباس" و" ابن سیرین" و" حسن بصرى" نیز این مطلب نقل شده است[9].

 

علت بطلان قیاس

 

قیاس از آن جهت باطل است که غیر معصوم علم به علیت ندارد و با استفاده از گمان خود استنباط مى‏نماید آن که مثلا مى‏گویند که شراب حرامست و حرمتش از این جهت نیست که روان است و الّا مى‏بایست هر مایعى حرام باشد و از جهت رنگش نیست و الّا مى‏بایست هر چه از این رنگ داشته باشد حرام باشد و هم چنین مزه و سایر صفات، پس روشن شد که علت حرمت، آن نیست الّا آن که مست کننده است پس هر چه مست کننده باشد حرام خواهد بود و هم چنین نجس است و نجاستش از جهت آن صفات نیست پس مى‏باید که از جهت مست کننده بودن باشد.

 

و وجه بطلانش این است که شاید چند صفت دیگرى در آن باشد که ما ندانیم یا مجموع این صفات با آن که از انگور حاصل شده است سبب حرمت یا نجاست باشد، پس قیاس شراب خرما و غیره، بر آن باطل است.[10]

 

اما آنچه مجتهدین شیعه انجام می دهند قیاس منطقی است نه قیاس اصولی و فقهی

 

توضیح اینکه قیاس بر دو گونه است:

 

1- قیاس فقهى و یا اصولى 2- قیاس منطقى.

 

این دو قیاس تنها در لفظ مشترکند و در معنا تفاوت چشمگیری دارند، زیرا قیاس در فقه عبارت است از سرایت دادن حکمى از موضوعى به موضوع دیگر به ملاک مشترک بین این دو، ولى قیاس در منطق عبارت است از استدلال در قالب یکى از اشکال منطقى براى پى بردن از معلوم به مجهول.

 

می دانیم که استدلال منطقی بر سه گونه است:

 

1- قیاس 2- استقراء 3- تمثیل‏

 

استدلال قیاسى عبارت از قضایا و قوانین کلى صغروى و کبروى است، براى به دست آوردن قضایاى جزئى به نام نتایج؛ مثلاً گفته مى‏شود: العالم متغیّر، و کل متغیّر حادث. نتیجه این دو قضیه کلّى قضیه جزئى است که مى‏گوییم العالم حادث. دو مقدمه قیاس را صغرى و کبرى و قضیه‏اى را که حاصل آنها است نتیجه مى‏گویند.[11]

 

نتیجه بحث این که قیاس اصولى با قیاس منطقى متفاوت است؛ زیرا قیاس در باب منطق به معناى برهان، و قیاس اصولى به معناى تشبیه و تمثیل است، بنابر این قیاس فقهى برابر با تمثیل و تشبیه منطقى است. بر این اساس، قیاس تمثیل و تشبیه به علت یقینی نبودن هیچ گاه باعث علم به حکم شرعى نمى‏شود، بلکه در نهایت منجر به ظنی می گردد که از طرف شارع نیز مورد پذیرش قرار نگرفته است. چنین ظن و گمانی انسان را بى‏نیاز از حق نمى‏کند " إِنَّ الظَّنَّ لا یُغْنی‏ مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً" [12]، بلى اگر معلوم شود که وجه تشابه به تصریح همان منابع شرعی، علّت تامه براى ثبوت حکم در اصل و مقیس علیه بوده و نیز وجود آن علّت با همه خصوصیات و ویژگی هایش در فرع قطعى باشد در این فرض اگر چه قیاس باعث علم مى‏شود و مى‏توان حکم را از اصل به فرع سرایت داد، ولى این قیاس، تشبیه و تمثیل به حساب نمى‏آید، بلکه قیاس برهانى منطقى است.[13] و به آن قیاس منصوص العلة می گویند.

 

شیعیان، تنها به این نوع از قیاس عمل کرده و دیگر موارد آن را مردود می دانند.

 

[1]  مجلسى، محمد تقى، لوامع صاحبقرانی، ج ‏7، ص 275، ‏مؤسسه اسماعیلیان، قم‏، چاپ دوم‏، 1414 هـ ق.‏

[2]ولایی، عیسی، فرهنگ تشریعی اصطلاحات اصول، نشر نی، چاپ اول، تهران، 1374.

[3] رشید رضا ، محمد، تفسیر القران الحکیم ( تفسیر المنار)، ج 5، ص 210 ، دار المعرفة، بیروت، چاپ دوم.

[4]همان، ج 1، ص 191.

[5] سوره اعراف، آیه 12.

[6] شیطان در پاسخ به خداوند که به او فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟» گفت: «من از او بهترم (چون) مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل‏.

[7] رشید رضا ، محمد، المنار، ج 8، ص 331.

[8] کلینی، کافی، ج 1، ص 59، اسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1362 ش‏؛ ‏عیسى بن عبد الله قرشى گوید: ابو حنیفه شرفیاب حضور امام صادق (ع) شد، آن حضرت به او گفت: اى ابو حنیفه، به من خبر رسیده که تو قیاس مى‏کنى. عرض کرد: آرى، فرمود: قیاس مکن که اول کسى که قیاس به کار بست شیطان بود گاهى که گفت: مرا از آتش آفریدى و او را از گل، و میان آتش و گل قیاس کرد و اگر نوریت آدم را به نوریت آتش سنجیده بود برترى میان دو نور و صفاى یکى را بر دیگرى مى‏فهمید .

[9]محمد رشید رضا، المنار ج 8، ص 331؛ طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القران، ج 8، ص 98، دار المعرفه، بیروت، چاپ اول، 1412 ق؛ قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج 4، ص 2607، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1364 ش‏.

[10]مجلسى، محمد تقى، لوامع صاحبقرانی، ج‏1، ص 591، مؤسسة إسماعیلیان للطبع‏، چاپ دوم، قم، 1414 هـ ق‏.

[11] جناتى‏ شاهرودى، محمد ابراهیم، ‏منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامى، ج 1، ص 265 و 266.

[12]  یونس، 36؛ نجم، 28.

[13]  جناتى‏ شاهرودى، محمد ابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامى، ج 1، ص 269 و 270.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

  • چگونه بدون وجود اعراب، قرآن از تحریف مصون مانده است؟
    3259 علوم قرآنی 1386/04/27
    ‌خط عربی در زمان بعثت افزون بر آن که از نقطه خالی بود، حروف و کلمات‌ آن نشانه و علامت نیز نداشت و به طور طبیعی قرآن کریم نیز، طبق معمول آن زمان‌، اعراب نداشت‌. اما از آنجا که مسلمانان در ابتدای صدر اسلام‌، حافظ قرآن و عرب زبان بودند ...
  • آیا شنیدن صدای گریه و سوگواری زن برای مردان نامحرم اشکال دارد؟
    3241 حقوق و احکام 1391/02/13
    مراجع تقلید فرموده اند گوش کردن به صدای زن اگر مفسده ای نداشته باشد جایز است.[i] این نظر درباره مداحی و احیاناً آواز خواندن زنان یا صدای معمولی آنان است، ولی شنیدن صدای گریه زن مفسده ای ندارد.[i]با استفاده از سؤال 6188 (سایت: 6367). ...
  • چرا طرح یک تئورى کامل و فراگیر براى بیان اندیشه‏ى اسلامى ضرورت دارد؟
    2173 کلام جدید 1386/04/30
    تا کنون فقیهان وعالمان دین در برخورد با گنجینه‏ى معارف اسلامى که مملو از عناصر جهان شمول و موقعیتى است، شیوه‏اى جزء گرایانه و خردنگر را دنبال کرده‏اند. این رویّه باعث شده است تا مباحث اسلامى فاقد نگرش کلان و نظام‏مند باشند و اجزاء ساختار اندیشه‏ى اسلامى، بى هیچ آداب ...
  • آثار تربیتی ایمان به قیامت در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟
    6050 کلام قدیم 1388/10/08
    ایمان به رستاخیز اثر عمیقى در تربیت انسان ها دارد که در زیر به مواردی اشاره می شود:1. به انسان ها شهامت و شجاعت مى‏بخشد؛  از او یک انسانی می سازد که "شهادت" در راه یک هدف مقدس الاهى را محبوب ترین چیزها و آغازى براى یک زندگى ابدى و ...
  • آیا پس از امام زمان(ع)، دوازده مهدی دیگر خواهند آمد؟
    607 حدیث 1393/03/26
    روایاتی در منابع حدیثی نقل شده است که بعد از امام زمان(عج) یازده و یا دوازده مهدی حکومت خواهند کرد: 1. ابو بصیر می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: اى فرزند رسول خدا! من از پدر شما شنیدم که می‌فرمود: پس از قائم(عج) دوازده مهدى خواهند آمد، امام صادق(ع) فرمود: «دوازده مهدى ...
  • چگونه تحصیل دروس حوزوی در حوزه های علمیه برای افرادی که سن شان بالا رفته است ممکن است؟
    3323 حقوق و احکام 1386/02/02
    این سؤال پاسخ اجمالی ندارد. گزینه پاسخ تفصیلی را بزنید. ...
  • آیا آنی یا زمانی وجود دارد که خالق، خالقیت خود را به فعلیت نرسانده باشد؟
    2904 کلام قدیم 1387/02/10
    برای دستیابی به پاسخ لازم است چند نکته همانند: ماهیت زمان، حدوث زمانی عالم، صفات فعل و دوام فیض الهی، مورد بررسی قرار گیرد.1. ماهیت زمان چیست؟زمان: کمیت متصل قرارناپذیرى است که بواسطه حرکت عارض بر اجسام مى‏شود؛ یعنی زمان مقدار حرکت است و حرکت از آن عالم اجسام است. ...
  • آیا احکام فقهی، چرایی دارند؟
    3346 فلسفه احکام و حقوق 1389/05/11
    پاسخ سؤال در ضمن نکات ذیل بیان می شود:1. با توجه به این که، تمام احکام الاهی بر اساس مصالح و مفاسد است؛ یعنی، هیچ چیزی بدون جهت، حلال و یا واجب نشده است، این طور نیست که احکام بدون حکمت و ملاک و معیار و آثار برای بشریت آورده ...
  • اغلال یعنی چه؟
    1547 تفسیر 1388/04/14
    اغلال جمع "غل"، در لغت به معنای، طوق، بند و زنجیر آهنین است که به گردن و دست محبوسان بندند.[1]اما در قرآن کریم درچهار جا از جمله در آیه 157سوره اعراف آمده است: "مانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى‏کنند پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى ...
  • سخت بودن برای سنگ ذاتی است یا عرضی؟
    848 جوهر و عرض 1392/09/11
    در نظر فیلسوفان سختی و نرمی سنگ از اعراض سنگ محسوب می‌شود نه از ذاتیات آن؛ زیرا سختی و نرمی از کیفیات محسوسه است و کیفیات محسوسه از اعراض هستند، نه جوهر.[1] [1]. ر. ک: طباطبائی، سید محمد حسین، نهایة الحکمة، ص 115، مؤسسه نشر اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1404ق. ...

پربازدیدترین‌ها

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

4689  نفر