جستجوی پیشرفته
بازدید
88
آخرین بروزرسانی: 1400/03/19
خلاصه پرسش
«الأرواح جـنـود مجـنـدة ما تـعـارف منهـا ائـتلـف و مـا تـنـافـر منهـا أخـتـلـف...». تفسیر این روایت چیست؟
پرسش
منظور از روایت «الأرواح جـنـود مجـنـدة ما تـعـارف منهـا ائـتلـف و مـا تـنـافـر منهـا أخـتـلـف...»، چیست؟
پاسخ اجمالی

روایات متعددی دلالت بر آن دارد که برخی از انسان‌ها که ارواح آنان در «عالم ذر» با یکدیگر مأنوس بود، در دنیا نیز با یکدیگر انس و الفت دارند؛ اما برخی دیگر که در «عالم ذر» با یکدیگر اختلاف داشتند، در دنیا نیز با یکدیگر اختلاف دارند:

  1. رسول خدا(ص): «ارواح به گروه‌های مختلف صف‏آرایی شدند، و از همان آغاز خلقت بر اساس ائتلاف و اختلاف آفریده شده‏اند، و مانند دو سپاه متخاصم در برابر هم قرار گرفته‏اند. آن کسانی که در عالم مجرّدات آشنایی داشته‏اند، پس از تعلّق به ابدان در دنیا با یکدیگر أنس دارند و آن کسانی که با هم ناآشنا بودند، در دنیا هم با یکدیگر نامأنوس هستند».[1]
  2. امام باقر(ع): «هنگامی که انسان‌ها می‌خوابند، اگر روحشان به آسمان برود، هر چیزی که روح وی در آسمان ببیند، حقیقت دارد؛ اما آنچه را در هوا ببیند، بیهوده است. ارواح آن کسانی که با هم الفت دارند، با هم آشنا می‌گردند و آن کسانی که با هم ناشناس باشند، مخالفت می‌ورزند. اگر در آسمان با هم آشنا شدند، در زمین هم آشنا هستند و اگر در آسمان با هم بدبین شدند، در زمین هم بدبین گردند».[2]
  3. امام صادق‌(ع): «ارواح، لشکرهایی آراسته و منظّم در صفوف متعددی هستند. آن ارواحی که در عالم میثاق(ذر) با هم آشنا بودند، در عالم دنیا نیز با یک دیگر الفت و انس دارند و اگر در عالم میثاق بینشان تفرقه بود و یکدیگر را نمی‌شناختند، در این عالم نیز بینشان اختلاف و مخاصمه می‏باشد».[3]
  4. امام صادق(ع) به نقل از امیرالمؤمنین(ع): «انسان‌ها در عالم ذر، لشکری بودند که در الفت و مهربانی یک دست نبوده و به صورت‌های گوناگون بودند. برخی با هم مأنوس بوده و برخی چنین نبودند. آن کسانی که در عالم ذر با هم الفت و انس داشتند، در دنیا نیز همین الفت و انس بینشان برقرار است و آن کسانی که در آن‌جا انسی نداشتند، در دنیا نیز از هم جدا هستند و انیس هم نیستند».[4]

در مورد سند این دسته از روایات باید گفت؛ علاوه بر کثرت روایی، در کتاب‌های حدیثی به موثق و مورد اعتماد بودن آنها، اشاره شده است.[5]

در مورد دلالت آن باید گفت، اقتداء و پیروی کردن از دیگری و وابسته بودن به یک شخص یا عقیده‏، می‌تواند ارتباط با حالت سابقه روحی داشته باشد، و به هر طوری که روح انسان اقتضاء داشته و مناسب و ملایم باشد؛ وابستگی و اقتداء محقق می‏شود، و اقتداء حقیقی در صورتی محقق می‏شود که روح و قلب انسان مطابق صفات و حالات دیگری که متبوع است باشد، و حقیقتا به رنگ او دگرگون گردد.

در نگاه دیگر می‌توان گفت؛ در عالم ذر هم نوعی اختیار وجود داشت. به عنوان نمونه، هر کس در آن‌جا با اختیار خود با آنانی انس گرفته بود که خدایی‌تر بودند، در این دنیا نیز با آنان انس خواهند گرفت.

 


[1]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج 4، ص 380، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1413ق.

[2]. شیخ صدوق، الامالی، ص 145، اعلمی، بیروت، چاپ پنجم، 1400ق.

[3]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 426، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.

[4]. منسوب به جعفر بن محمد(ع) (امام ششم)، مصباح الشریعة، ص 156 - 157، بیروت، اعلمی، چاپ اول، 1400ق.  

[5]. مجلسی، محمد باقر، مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول(ع)، محقق، مصحح، رسولی، سید هاشم، ‌ج 4، ص 6؛ ج 9، ص 21، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1404ق.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها