جستجوی پیشرفته
بازدید
319404
آخرین بروزرسانی: 1405/05/29
خلاصه پرسش
راه‌های آگاه شدن از احوال اموات در برزخ چیست؟
پرسش
چگونه می‌توان از احوال اموات خود در عالم برزخ آگاه شد؟
پاسخ اجمالی

عالم برزخ، حدّ فاصل میان دنیا و قیامت است و احکام و نظام خاص خود را دارد. انسان تا زمانی که در عالم دنیا و در قالب مادی زندگی می‌کند، به صورت عادی و با ابزارهای متعارف مادی، توانایی برقراری ارتباط مستقیم با ساکنان عالم برزخ را ندارد؛ از این‌رو، مطمئن‌ترین راه برای آگاهی از احوال برزخیان و آنچه در عالم برزخ می‌گذرد، مراجعه به آموزه‌های وحیانی و سخنان معصومان(ع)؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) است.

با این‌حال، در برخی منابع و آموزه‌های دینی، راه‌هایی برای آگاهی محدود از احوال برزخیان یا ارتباط با آنان مطرح شده است که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:

  1. تهذیب نفس و سیر و سلوک شرعی: اگر انسان از طریق تهذیب نفس، تقوا و سیر و سلوک صحیح شرعی، به مرتبه‌ای برسد که برخی از تعلقات مادی در وجود او کاهش یابد، ممکن است به اندازه ظرفیت وجودی و مرتبه معنوی خویش، از برخی امور غیبی و احوال برزخیان آگاهی پیدا کند. البته چنین آگاهی‌هایی، اولاً: امری عمومی و همگانی نیست. ثانیاً: نمی‌توان ادعا کرد که هرگونه ادعای مشاهده یا ارتباط با عالم برزخ، معتبر و قابل اعتماد است.
  2. احضار ارواح: راه دیگری که گاه برای ارتباط با مردگان مطرح می‌شود، احضار ارواح است. این موضوع افزون بر آن‌که با دشواری‌ها و ابهامات فراوانی همراه است و نمی‌توان به آسانی صحت ادعاهای مربوط به آن‌را احراز کرد، از نظر شرعی نیز محل بحث بوده و برخی از فقها، بعضی از صورت‌های آن‌را جایز ندانسته و حرام دانسته‌اند. بنابر این، نمی‌توان احضار ارواح را راهی مطمئن و عمومی برای آگاهی از عالم برزخ معرفی کرد.
پاسخ تفصیلی

«برزخ» به معنای حدّ فاصل و واسطه میان دو چیز(ماده و روح،...) است. و در اصطلاح، به عالمی گفته می‌شود که میان دنیا و آخرت قرار دارد.[1] این عالم، احکام و نظام خاص خود را دارد که با احکام عالم دنیا متفاوت است.

انسان برای ورود کامل به عالم برزخ و درک شهودی حقایق آن، نیازمند تحولی متناسب با آن عالم است؛ به همین دلیل، با مرگ، تحولی در وجود انسان پدید می‌آید که او را برای ورود به عالم برزخ آماده می‌کند؛ از این‌رو، انسان تا زمانی که در عالم دنیا و در قالب مادی زندگی می‌کند، نمی‌تواند به صورت کامل با عالم برزخ و ساکنان آن ارتباط برقرار کند و از تمام احوال آنان آگاه شود.

با این‌حال، این بدان معنا نیست که انسان در همین دنیا هیچ راهی برای آگاهی از برخی حقایق برزخی ندارد. برخی انسان‌ها بر اثر تهذیب نفس، انجام اعمال و آداب شرعی و پیمودن صحیح مسیر سیر و سلوک، ممکن است به مرتبه‌ای برسند که ظرفیت ادراک برخی از عوالم بالاتر برای آنان فراهم شود و حقایقی از عالم غیب برایشان آشکار گردد. البته چنین ادراکاتی، متناسب با ظرفیت وجودی فرد است و نمی‌توان آن‌را با آگاهی کامل و احاطه بر عالم برزخ یکسان دانست؛ از این‌رو، علم انسان‌های عادی به حقیقت عالم برزخ و جزئیات احوال برزخیان، محدود است و شناخت دقیق چگونگی بدن‌های برزخی، کیفیت نعمت‌ها و عذاب‌های آن و دیگر جزئیات این عالم، برای ما به طور کامل روشن نیست. آنچه در این زمینه در اختیار داریم، عمدتاً از طریق آیات قرآن، روایات معصومان(ع) و تحلیل‌های عقلی به دست آمده و از مجموع آنها می‌توان تصویری کلی و دورنمایی از عالم برزخ و احوال برزخیان ارائه کرد.

در کنار این‌راه، گاهی از «احضار ارواح» نیز به عنوان وسیله‌ای برای ارتباط با مردگان سخن گفته می‌شود؛ اما افزون بر آن‌که صحت بسیاری از ادعاهای مربوط به این امور قابل اثبات نیست، اصل جواز شرعی برخی از صورت‌های آن نیز محل بحث بوده و برخی از فقها آن‌را جایز ندانسته‌اند؛ لذا نمی‌توان احضار ارواح را راهی مطمئن و عمومی برای شناخت عالم برزخ دانست.

در نتیجه، باید میان آگاهی محدود و شهودی برخی افراد از پاره‌ای حقایق برزخی و احاطه کامل بر عالم برزخ و ارتباط کامل با برزخیان تفاوت گذاشت. راه مطمئن و قابل اعتماد برای شناخت این عالم، مراجعه به آموزه‌های قرآن و روایات معصومان(ع) است؛ هرچند ممکن است برخی انسان‌ها نیز بر اثر کمالات معنوی و سیر و سلوک صحیح، به اندازه ظرفیت وجودی خود، از برخی حقایق این عالم آگاه شوند.

بر اساس آنچه بیان شد، یکی از راه‌های آگاهی از برخی احوال برزخیان، تهذیب نفس و کاستن از تعلقات دنیوی است. انسان ممکن است بر اثر تهذیب نفس، تقوا و پیمودن صحیح مسیر سیر و سلوک، به مرتبه‌ای برسد که ظرفیت ادراک برخی از حقایق عالم برزخ برای او فراهم شود و به اندازه ظرفیت وجودی خویش، از برخی احوال برزخیان آگاهی یابد.[2] البته این نوع آگاهی، عمومی نیست و نمی‌توان ادراکات و تجربیات شخصی افراد را به طور کلی و بدون بررسی، معتبر دانست.

راه دیگری که در برخی منابع برای ارتباط با اموات و ارواح مطرح شده، احضار ارواح است. اصل ارتباط انسان با ارواح، از نظر عقلی محال نیست و با توجه به برخی آیات و روایات و نیز گزارش‌های تاریخی، می‌توان اصل امکان آن‌را پذیرفت؛ اما باید میان «امکان ارتباط با ارواح» و «صحت هر ادعایی درباره احضار روح» تفاوت گذاشت.

برای روشن‌تر شدن این مسئله، توجه به چند نکته ضروری است:

  1. روح پس از مرگ باقی است و به عالم برزخ منتقل می‌شود.

انسان از دو بُعد جسم و روح تشکیل شده است. با مرگ، بدن مادی از بین می‌رود و روح به حیات خود ادامه می‌دهد و تا برپایی قیامت در عالم برزخ خواهد بود. از آن‌جا که روح، موجودی مادی نیست، محدودیت‌های موجودات مادی را ندارد و اصل ارتباط آن با عالم دنیا از نظر عقلی محال نیست.[3]

  1. اصل ارتباط با ارواح، در منابع دینی شواهدی دارد.

در برخی آیات و روایات، نمونه‌هایی از ارتباط و گفت‌وگو با مردگان یا آگاهی آنان از سخنان زندگان گزارش شده است. برای نمونه، پیامبر اکرم(ص) پس از جنگ بدر با کشتگان مشرکان سخن گفت. هنگامی که عمر این کار را بی‌فایده دانست، پیامبر(ص) فرمود: ساکت شو ای پسر خطاب، سوگند به خدا که تو از آنها شنواتر نیستی

.[4]

همچنین از امیرالمؤمنین علی(ع) نیز گزارش شده است که پس از جنگ جمل با کشته‌شدگان سخن گفت.[5]

بنابراین، اصل امکان ارتباط میان انسان‌های زنده و ارواح، با توجه به این شواهد، قابل انکار نیست. همچنین در برخی گزارش‌ها و تجربیات، از ارتباط با ارواح در عالم خواب نیز سخن گفته شده است؛ هرچند این‌گونه تجربیات شخصی، به خودی خود نمی‌توانند دلیل قطعی بر صحت همه ادعاهای مربوط به ارتباط با ارواح باشند.

در همین زمینه، از تجربه علامه طباطبایی(ره) و برادر ایشان، علامه سید محمدحسن الهی طباطبایی، نیز گزارش‌هایی نقل شده است که در کتاب مهر تابان آمده است.[6]

  1. هر ارتباطی که به عنوان ارتباط با روح معرفی می‌شود، لزوماً ارتباط واقعی با آن روح نیست.

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در این مسئله باید مورد توجه قرار گیرد، احتمال دخالت موجودات دیگری مانند جن و شیاطین است. ممکن است در برخی موارد، موجودی خود را به جای روح شخص مورد نظر معرفی کند و اطلاعاتی نادرست در اختیار فرد قرار دهد. افزون بر این، برخی افراد سودجو نیز ممکن است با استفاده از تردستی، فریب، قدرت تخیل یا ادعای ارتباط با جن، چنین وانمود کنند که روح فردی را احضار کرده‌اند.

ازاین‌رو، نمی‌توان صرف مشاهده برخی اطلاعات ناشناخته یا وقوع برخی اتفاقات را دلیل قطعی بر این دانست که ارتباط با روح شخص مورد نظر تحقق یافته است.

  1. حتی در فرض تحقق ارتباط، نمی‌توان به هر اطلاعاتی که از این طریق به دست می‌آید اعتماد کرد.

اگر احضار روح واقعاً امکان‌پذیر باشد، اعتبار اطلاعات به دست آمده از آن، وابسته به این است که چه کسی و با چه روشی چنین ارتباطی را برقرار کرده است.[7] بر اساس دیدگاهی که در برخی منابع مطرح شده، کسانی که از راه تهذیب نفس و مجاهدت شرعی به چنین توانایی‌هایی دست یافته‌اند، با افرادی که از طریق ریاضت‌های غیرشرعی یا روش‌های نامعتبر به دنبال کسب این قدرت‌ها هستند، یکسان نیستند.

بنابراین، اصل امکان ارتباط با ارواح با قابل اعتماد بودن ادعاهای مربوط به احضار روح ملازمه ندارد. همچنین حتی اگر ارتباطی واقعی تحقق پیدا کند، نمی‌توان هر سخن یا خبری را که از این طریق نقل می‌شود، حقیقت قطعی دانست؛ زیرا احتمال خطا، دخالت موجودات دیگر یا فریب و جعل وجود دارد.

در نتیجه، می‌توان گفت که از یک سو، تهذیب نفس و سیر و سلوک صحیح ممکن است زمینه آگاهی محدود برخی افراد از حقایق برزخی را فراهم کند و از سوی دیگر، اصل ارتباط با ارواح نیز از نظر عقلی ممکن و در برخی منابع دینی و تاریخی دارای شواهدی است؛ اما شناخت قطعی و قابل اعتماد احوال برزخیان، همچنان بیش از هر چیز بر آموزه‌های قرآن و روایات معتبر معصومان(ع) استوار است.

البته باید متذکر گردیم که برخی از فقها  احضار ارواح را حرام شمرده شده‌اند.[8]

در مجموع آنچه بیان شد و با توجه به اینکه نظام عادی خلقت بر این مبنا است که زنده‌ها تنها از طریق وحی می‌توانند به اطلاعات جامع و مطمئنی از احوال برزخ و قیامت دسترسی پیدا کنند و راهی مستقیم برای آگاهی از احوال اموات ندارند پس راه‌هایی که اشاره کردیم، قابل تمسک و استفاده طبیعی نمی‌باشند و به طور دقیق و تفصیلی نمی‌توانند ما را به وضعیت همه اموات رهنمون باشند و تمام جزئیات نعمت‌های آنها و عذاب‌‏هاى آنها را تبیین نمایند؛ و این به دلیل همان تفاوت ذاتی دو عالم است. در عین حال از مجموعه‏ى آیات و روایات مى‏توان دورنما و اطلاعات محدودی از حال و هوای مردگان را با توجه به اعمال و کردارشان در این دنیا بدست آورد و یا در برخی موارد خاص از راه ارتباط با ارواح توسط افراد خاص مطمئن و درستکار می‌توان به آگاهی‌هایی دست یافت.


.[1] ر. ک: سجادی، سید جعفر، فرهنگ علوم فلسفى و کلامى، چاپ 1357؛ نثر طوبى یا دایرة المعارف لغات قرآن.

[2]. کاشفی، محمد رضا، خدا شناسى و فرجام ‏شناسى، ص 100؛ اقتباس از سوال 939.

.[3] مکارم شیرازی، ناصر، عود ارواح، ص 63 و 130.

[4]. شیخ مفید، تصحیح اعتقادات الإمامیة، محقق، مصحح، درگاهی، حسین، ص 92، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ دوم، 1414ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 6، ص 254 – 255، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق.

[5]. حسینی طهرانی، معادشناسی، ج‏2، ص 242.

[6]. حسینی تهرانی، محمد حسین، مهر تابان، (درباره زندگی علامه طباطبائی).

.[7] نمایه‌: «ارتباط با موجودات عوالم دیگر»، 293.

[8]. «و یلحق بذالک [السحر] استخدام الملائکة و احضار الجن و تسخیرهم و احضار الارواح و تسخیرها و امثال ذالک ...». امام خمینی، تحریر الوسیلة، ج 1، ص 498، المکاسب المحرمه، مسئله 16، قم، مؤسسه مطبوعات دار العلم، چاپ اول، بی‌تا.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها