جستجوی پیشرفته
بازدید
270264
آخرین بروزرسانی: 1400/08/24
خلاصه پرسش
امام علی(ع) در نامه‌ی 31 نهج البلاغه به فرزندش امام حسن(ع) چه سفارش‌هایی کرد؟
پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید؛ امام علی(ع) در وصیت به فرزندش انسان‌ها را در آموزشگاه زندگی به چه محتاج می‌‌داند؟
پاسخ اجمالی

امام علی(ع) در نامه‌ای به فرزندش امام حسن مجتبی(ع)، علاوه بر بیان توحید، عظمت پروردگار، صفات الهی، هدف آفرینش، معاد و...، مهم‌ترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسان را مطرح می‌کند. برخی از سر فصل‌های مهم آن چنین است:

خودسازى با یاد خدا، ضرورت یاد مرگ، توجه به حوادث روزگار، امر به معروف و نهی از منکر، تحمل سختی‌ها برای رسیدن به حق، صبر و استقامت، تلاش در راه کسب کمالات نفسانی جاودان، ضرورت بخشش مال و صدقه دادن، از حرص و آز برحذر بودن، شتاب در تربیت فرزند، روش تربیت فرزند، توکل، مطالعه تاریخ، معیارهاى روابط اجتماعى، تلاش در جمع آورى زاد و توشه، توجه به خویشاوندان، و... .

پاسخ تفصیلی

نامه‌ی امام علی(ع) به فرزندش امام حسن مجتبی(ع)،[1] دریایی از معارف و آموزه‌های دینی و اخلاقی است. این نامه در حقیقت منشوری از بهترین دستور العمل‌های اعتقادی و اخلاقی برای تمام کسانی است که دل در گرو اخلاق و معنویات دارند. امام علی(ع) در این نامه، علاوه بر بیان توحید، عظمت پروردگار، صفات الهی، هدف آفرینش، معاد و...، مهم‌ترین نیازهای زندگی مادی و معنوی انسان را مطرح می‌کند.

در این نوشتار پرداختن به تمام موضوعات مطرح شده در این نامه میسر نیست؛ از این‌رو برخی از سرفصل‌های مهم آن‌را بیان‌ می‌کنیم و مشروح آن‌را باید در شرح‌های نهج البلاغه جست‌وجو کرد.

  1. خودسازى با یاد خدا: پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش می‌‌‌‏‌کنم که پیوسته در فرمان او باشى، و دلت را با یاد خدا زنده کنى. فرزندم، دلت را با اندرز نیکو زنده کن؛ هواى نفس را با بی‌‌‌اعتنایى به حرام بمیران؛ جان را با یقین نیرومند کن، و با نور حکمت روشنایى بخش.
  2. توجه به حوادث روزگار: از پدرى فانى؛ اعتراف دارنده به گذشت زمان؛ زندگى را پشت سر نهاده؛ مسکن گزیده در جایگاه گذشتگان، و کوچ‌کننده فردا، به فرزندى آرزومند بیش از توان؛ رونده راه نابود شدگان؛ در دنیا هدف بیماری‌ها؛ در گرو روزگار؛ در تیررس مصائب؛ گرفتار دنیا؛ اسیر مرگ؛ هم‌سوگند رنج‌ها؛ هم‌نشین اندوه‏ها؛ آماج بلاها و جانشین گذشتگان.
  3. ضرورت یاد مرگ: دلت را با یاد مرگ آرام کن؛ به نابودى از او اعتراف گیر؛ و با بررسى تحولات ناگوار دنیا به او آگاهى بخش. از دگرگونى روزگار، و زشتی‌‌‌‏هاى گردش شب و روز او را بترسان؛ تاریخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه که بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور. در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن، و بیندیش که آنها چه کردند از کجا کوچ کرده، و در کجا فرود آمدند، از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانى نمی‌‌‏‌گذرد که تو هم یکى از آنانى، پس جایگاه آینده را آباد کن؛ آخرت را به دنیا مفروش. پسرم، بدان تو براى آخرت آفریده شدى، نه دنیا، براى رفتن از دنیا، نه پایدار ماندن در آن، براى مرگ، نه زندگى جاودانه در دنیا، که هر لحظه ممکن است از دنیا کوچ کنى، و به آخرت در آیى. تو شکار مرگى که فرارکننده آن نجاتى ندارد، و هر که را بجوید به آن می‌‌‏رسد، و سرانجام او را می‌‌‏گیرد. پس، پسرم فراوان به یاد مرگ باش، و به یاد آنچه که به سوى آن می‌روى، و پس از مرگ در آن قرار می‌‏‌گیرى. تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باش، نیروى خود را افزون، و کمر همّت را بسته نگهدار که ناگهان نیاید و تو را مغلوب سازد. مبادا دلبستگى فراوان دنیاپرستان، و تهاجم حریصانه آنان به دنیا، تو را مغرور کند؛ چرا که خداوند تو را از حالات دنیا آگاه کرده، و دنیا نیز از وضع خود تو را خبر داده، و از زشتی‌هاى روزگار پرده برداشته است.
  4. امر به معروف و نهی از منکر: به نیکی‌‌‏ها امر کن و خود نیکوکار باش، و با دست و زبان بدی‌‌‌ها را انکار کن، و بکوش تا از بدکاران دور باشى.
  5. توکل: در تمام کارها خود را به خدا واگذار که به پناهگاه مطمئن و نیرومندى رسیده‌‏اى.
  6. تحمل سختی‌ها برای رسیدن به حق: و برای حق هر کجا که باشد سختی‌‌ها را تحمل کن.
  7. صبر و استقامت: و خود را بردبارانه بر ناملایمات عادت ده، نیکو صفتی است شکیبایی در راه حق.
  8. تلاش در راه کسب کمالات نفسانی جاودان: بدان‌که راهی که در پیش رو داری بسیار دور و بسی سهمگین، و تو در آن‌را از نیک‌خواهی و توشه برداری به مقداری که تو را با سبک‌بار به سرمنزل برساند بی‌نیاز نیستی. هرگز مباد که بیش از توان، شانه زیر بار دهی که سنگینی‌اش وبالت خواهد بود.... این‌را نیز بدان که در آن‌راه گردنه‌های نفس‌گیری در پیش است که هر کس سبک‌بارتر باشد، شادمان‌تر از کسی است که زیر بار گران است.
  9. ضرورت بخشش مال و صدقه دادن: باری درخواست کسی را که در روزگار توانگریت از تو وام می‌‌خواهد تا به هنگام تنگ‌‌دستی آن‌را بپردازد، مغتنم شمار.
  10. از حرص و آز برحذر بودن: بپرهیز از آن‌که مرکب طمع‌ورزی تو را به سوى هلاکت به پیش راند.
  11. کظم غیظ: خشمت را آهسته آهسته فروخور؛ زیرا من نوشیدنی‌‌ای شیرین‌تر و گواراتر از آن ندیده‌ام، درباره‌ی کسی که با تو به خشم و درشتی برخورد کند، نرم باش؛ زیرا دیری نخواهد گذشت که او نیز با تو نرم خواهد شد.
  12. شتاب در تربیت فرزند: پسرم هنگامى که دیدم سالیانى از من گذشت، و توانایی‌‌ام رو به کاستى رفت، به نوشتن وصیّت براى تو شتاب کردم، و ارزش‌‏‌هاى اخلاقى را براى تو بر شمردم، پیش از آن‌که أجل فرا رسد، و رازهاى درونم را به تو منتقل نکرده باشم، و در نظرم کاهشى پدید آید، چنان‌که در جسمم پدید آمد، و پیش از آن‌که خواهش‌ها و دگرگونی‌‌‏هاى دنیا به تو هجوم آورند، و پذیرش و اطاعت مشکل گردد؛ زیرا قلب نوجوان چونان زمین کاشته نشده، آماده پذیرش هر بذرى است که در آن پاشیده شود. پس در تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن‌که دلت سخت شود، و عقل تو به چیز دیگرى مشغول گردد، تا به استقبال کارهایى بروى که صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن‌را کشیده‌‏اند، و تو را از تلاش و یافتن بی‌‌‏نیاز ساخته‌‏اند، و آنچه از تجربیّات آنها نصیب ما شد، به تو هم رسیده، و برخى از تجربیّاتى که بر ما پنهان مانده بود براى شما روشن گردد.
  13. روش تربیت فرزند: پس در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسیر آیات، به تو بیاموزم، و شریعت اسلام و احکام آن از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و به چیز دیگرى نپردازم.
  14. مطالعه تاریخ: پسرم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکردم؛ امّا در کردار آنها نظر افکندم، و در اخبارشان اندیشیدم، و در آثارشان سیر کردم تا آن‌جا که گویا یکى از آنان شدم، بلکه با مطالعه‌ی تاریخ آنان، گویا از اوّل تا پایان عمرشان با آنان بودم، پس قسمت‌‌‏هاى روشن و شیرین زندگى آنان را از دوران تیرگى شناختم، و زندگانى سودمند آنان را با دوران زیان‌‌بارش شناسایى کردم، سپس از هر چیزى مهم و ارزش‌مند آن‌را، و از هر حادثه‌‌‏اى، زیبا و شیرین آن‌را براى تو برگزیدم... در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن، و بیندیش که آنها چه کردند از کجا کوچ کرده، و در کجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند، گویا زمانى نمی‌‌‏‌گذرد که تو هم یکى از آنانى، پس جایگاه آینده را آباد کن؛ آخرت را به دنیا مفروش.
  15. توجه به معنویّات: پسرم در وصیّت من درست بیندیش، بدان که در اختیاردارنده مرگ همان است که زندگى در دست او، و پدیدآورنده‌ی موجودات است همو که می‌‌‏میراند، و نابودکننده همان است که دوباره زنده می‌‌‏کند، و آن‌که بیمار می‌‌‏کند شفا نیز می‌‌‏دهد، بدان‌ که دنیا جاودانه نیست، و آن‌گونه که خدا خواسته برقرار است ... پس به قدرتى پناه بر که تو را آفریده، روزى داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگی تو فقط براى او باشد، و تنها اشتیاق او را داشته باش، و تنها از او بترس.
  16. آخرت‌گرایى: اى پسرم من تو را از دنیا و تحوّلات گوناگونش، و نابودى و دست به دست گردیدنش آگاه کردم، و از آخرت و آنچه براى انسان‏‌ها در آن‌جا فراهم است اطّلاع دادم، و براى هر دو مثال‌‏ها زدم، تا پند پذیرى، و راه و رسم زندگى بیاموزى، همانا داستان آن‌کس که دنیا را آزمود، چونان مسافرانى است که در سر منزلى بی‌آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد کوچ کردن به سرزمینى را دارند که در آن‌جا آسایش و رفاه فراهم است. پس مشکلات راه را تحمّل می‌‌‏کنند، و جدایى دوستان را می‌‌‏پذیرند، و سختى سفر، و ناگوارى غذا را با جان و دل قبول می‌‏‌کنند، تا به جایگاه وسیع، و منزل‌گاه أمن، با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختی‌‌‏هاى طول سفر احساس ناراحتى ندارند، و هزینه‌‏هاى مصرف شده را غرامت نمی‌‌‏شمارند، و هیچ چیز براى آنان دوست داشتنى نیست، جز آن‌که به منزل أمن، و محل آرامش برسند.
  17. معیارهاى روابط اجتماعى: اى پسرم نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار ده، پس آنچه را که براى خود دوست دارى براى دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که براى خود نمی‌‏‌پسندى، براى دیگران مپسند، ستم روا مدار، آن‌گونه که دوست ندارى به تو ستم شود، نیکوکار باش، آن‌گونه که دوست دارى به تو نیکى کنند، و آنچه را که براى دیگران زشت می‌دارى براى خود نیز زشت بشمار، و چیزى را براى مردم رضایت ده که براى خود می‌‏‌پسندى، آنچه نمی‌‌‏دانى نگو، اگر چه آنچه را می‌‌‏دانى اندک است، آنچه را دوست ندارى به تو نسبت دهند، در مورد دیگران مگو، بدان‌که خود بزرگ‌بینی و غرور، مخالف راستی، و آفت عقل است.
  18. تلاش در جمع‌آورى زاد و توشه: بدان راهى پر مشقّت و بس طولانى در پیش روى دارى، و در این‌راه بدون کوشش بایسته، و تلاش فراوان، و اندازه‌گیرى زاد و توشه، و سبک کردن بار گناه، موفّق نخواهى بود، بیش از تحمّل خود بار مسئولیّت‏‌ها بر دوش منه، که سنگینى آن براى تو عذاب‌آور است. اگر مستمندى را دیدى که توشه‌‏ات را تا قیامت مى‏‌برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏‌گرداند، کمک او را غنیمت شمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالى دارى بیشتر انفاق کن، و همراه او بفرست؛ زیرا ممکن است روزى در رستاخیز در جست‌وجوى چنین فردى باشى و او را نیابى ... بدان‌که در پیش روى تو، گردنه‌‏هاى صعب العبورى وجود دارد که حال سبک‌باران به مراتب بهتر از سنگین باران است، و آن‌که کند رود حالش بدتر از شتاب گیرنده خواهد بود، و سرانجام حرکت، بهشت و یا دوزخ خواهد بود، پس براى خویش قبل از رسیدن به آخرت وسائلى مهیّا ساز، و جایگاه خود را پیش از آمدنت آماده کن؛ زیرا پس از مرگ، عذرى پذیرفته نمی‌‏‌شود، و راه بازگشتى وجود ندارد.
  19. توبه: و در صورت ارتکاب گناه در توبه را مسدود نکرده است؛ در کیفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عیب نگرفته است، در آن‌جا که رسوایى سزاوار تو است، رسوا نساخته، و براى بازگشت به خویش شرایط سنگینى مطرح نکرده است، در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، و از رحمت خویش ناامیدت نکرده، بلکه بازگشت تو را از گناهان، نیکى شمرده است. هر گناه تو را یکى، و هر نیکى تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روى تو گشوده است. ... پس از مرگ بترس، نکند زمانى سراغ تو را گیرد که در حال گناه یا در انتظار توبه کردن باشى و مرگ مهلت ندهد و بین تو و توبه فاصله اندازد که در این‌حال خود را تباه کرده‏‌اى.
  20. توجه به دعا: و از گنجینه‌‏‌هاى رحمت او چیزهایى را درخواست کن که جز او کسى نمی‌تواند عطا کند. هر گاه او را بخوانى، ندایت را می‌‌‌‏‌شنود، و چون با او راز دل‌گویى راز تو را می‌‌‌‏داند، پس حاجت خود را با او بگوى، و آنچه در دل دارى نزد او باز گوى، غم و اندوه خود را در پیش‌گاه او مطرح کن، تا غم‌‌‏هاى تو را بر طرف کند و در مشکلات تو را یارى رساند؛ مانند عمر بیشتر، تندرستى بدن، و گشایش در روزى. خداوند کلیدهاى گنجینه‏هاى خود را در دست تو قرار داده که به تو اجازه دعا کردن داد، پس هر گاه اراده کردى می‌‏توانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشایى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تأخیر اجابت دعا ناامید مباش؛ زیرا بخشش الهى به اندازه نیّت است، گاه، در اجابت دعا تأخیر می‌‏‌شود تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزاى آرزومند کامل‌‏تر شود، گاهى درخواست مى‏‌کنى امّا پاسخ داده نمی‌‌‏شود؛ زیرا بهتر از آنچه خواستى به زودى یا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشید، یا به جهت اعطای بهتر از آنچه خواستى، دعا به اجابت نمی‌‌‏رسد؛ زیرا چه بسا خواسته‌‏هایى دارى که اگر داده شود مایه‌ی هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته‌‏هاى تو به گونه‏اى باشد که جمال و زیبایى تو را تأمین، و رنج و سختى را از تو دور کند. پس نه مال دنیا براى تو پایدار، و نه تو براى مال دنیا باقى خواهى ماند.
  21. شناخت دنیاپرستان: همانا دنیاپرستان چونان سگ‌‏هاى درنده، عو عو کنان، براى دریدن صید در شتابند، برخى به برخى دیگر هجوم آورند، و نیرومندشان، ناتوان را می‌خورد، و بزرگ‌‏ترها کوچک‌‌‏ترها را. و یا چونان شترانى هستند که برخى از آنها پاى بسته، و برخى دیگر در بیابان رها شده که راه گم کرده و در جادّه‌‏هاى نامعلومى در حرکت‌اند، و در وادى پر از آفت‌‏ها، و در شنزارى که حرکت با کندى صورت مى‏‌گیرد گرفتارند، نه چوپانى دارند که به کارشان برسد، و نه چراننده‏‌اى که به چراگاهشان برد. دنیا آنها را به راه کورى کشاند. و دیدگانشان را از چراغ هدایت بپوشاند، در بی‌راهه سرگردان، و در نعمت‏‌ها غرق شده‏‌اند. داستان دنیاپرستان مانند گروهى است که از جایگاهى پر از نعمت‌‏ها می‌‌‏خواهند به سرزمین خشک و بی‌آب و علف کوچ کنند، پس در نظر آنان چیزى ناراحت کننده‌‏تر از این نیست که از جایگاه خود جدا مى‏‌شوند، و ناراحتى‌‏ها را باید تحمّل کنند.
  22. واقع‌نگرى در زندگى: به یقین بدان که تو به همه آرزوهاى خود نخواهى رسید، و تا زمان مرگ بیشتر زندگى نخواهى کرد، و بر راه کسى مى‏‌روى که پیش از تو مى‏‌رفت، پس در به دست آوردن دنیا آرام باش، و در مصرف آنچه به دست آوردى نیکو عمل کن؛ زیرا چه بسا تلاش بی‌اندازه براى دنیا که به تاراج رفتن اموال کشانده شد. پس هر تلاش‌گرى به روزى دلخواه نخواهد رسید، و هر مدارا کننده‌‏اى محروم نخواهد شد. نفس خود را از هرگونه پستى باز دار، هر چند تو را به اهدافت رساند؛ زیرا نمى‌‏توانى به اندازه آبرویى که از دست می‌دهى بهایى به دست آورى. برده دیگرى مباش که خدا تو را آزاد آفرید، آن نیک که جز با شر به دست نیاید نیکى نیست، و آن راحتى که با سختی‌هاى فراوان به دست آید، آسایش نخواهد بود. ... اگر توانستى که بین تو و خدا صاحب نعمتى قرار نگیرد، چنین باش؛ زیرا تو، روزى خود را دریافت می‌کنى، و سهم خود بر می‌دارى، و مقدار اندکى که از طرف خداى سبحان به دست می‌آورى، بزرگ و گرامی‌تر از (مال) فراوانى است که از دست بندگان دریافت می‌دارى، اگرچه همه از طرف خدا است. ... شغل همراه با پاک‌دامنى، بهتر از ثروت فراوانى است که با گناهان به دست آید.
  23. حقوق دوستان: چون برادرت از تو جدا گردد، تو پیوند دوستى را بر قرار کن، اگر روى برگرداند تو مهربانى کن، و چون بُخل ورزد تو بخشنده باش، هنگامى که دورى می‌گزیند تو نزدیک شو، و چون سخت می‌‌‌‏گیرد تو آسان گیر، و به هنگام گناهش عذر او بپذیر، چنان‌که گویا بنده او هستی، و او صاحب نعمت تو است. دوست آن است که در نهان آیین دوستى را رعایت کند.
  24. ارزش‌هاى اخلاقى: پسرم بدان‌ که روزى دو قسم است؛ یکى آن‌که تو آن‌را می‌‌‏جویى، و دیگر آن‌که او تو را می‌‌‏جوید، و اگر تو به سوى آن نروى، خود به سوى تو خواهد آمد، چه زشت است فروتنى به هنگام نیاز، و ستم‌کارى به هنگام بی‌‌‏نیازى؛ همانا سهم تو از دنیا آن اندازه خواهد بود که با آن سراى آخرت را اصلاح کنى، اگر براى چیزى که از دست دادى ناراحت نشو. از سخنان بی‌‌ارزش و خنده‌آور بپرهیز، اگر چه آن‌را از دیگرى نقل کرده باشى.
  25. تمسک به ریسمان الهی: استوارترین وسیله‏اى که می‌‏توانى به آن چنگ زنى، رشته‏اى است که بین تو و خداى تو قرار دارد.
  26. توجه به خویشاوندان: خویشاوندانت را گرامى دار؛ زیرا آنها پر و بال تو هستند که با آن پرواز می‌کنى، و ریشه‌ی تو هستند که به آنها باز می‌‏‌گردى، و دست نیرومند تو هستند که با آن به دشمن حمله می‌‏‌کنى.[2]

[1]. البته، ابن میثم بحرانی از جعفر ابن بابویه نقل می‌کند که این نامه خطاب به محمد بن حنفیه است.

[2]. برای آشنایی بیشتر با مسائل و موضوعات مطرح شده در نامه 31 امام علی(ع) می‌توانید به شرح‌‌های نهج البلاغه؛ مانند شرح نهج البلاغه ابن میثم بحرانی، ترجمه، عطایی، محمد رضا، روحانی، حبیب، ج 7، ص 208- 312، مراجعه نمایید

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • سر امام حسین(ع) بر روی نیزه، کدام آیه قرآن را تلاوت می‌کرد؟
    18059 حوادث بعد از شهادت 1392/10/25
    زید بن ارقم یکی از صحابه رسول خدا(ص) می‌‌گوید: «روز بعد از ورود اهل بیت(ع) به کوفه، ابن زیاد امر کرد تا سر مبارک حضرت سید الشهداء(ع) را در کوچه‌هاى کوفه و در میان قبائل بگردانند، من در میان غرفه نشسته بودم که سر حسین بن علی(ع) را ...
  • آیا این جریان حقیقت دارد که نضر بن حارث توسط امام علی(ع) کشته شد؟
    27522 گوناگون 1391/09/21
    در برخی از منابع تاریخی از کشته شدن نضر بن حارث به دست حضرت علی(ع) پس از اسارتش در جنگ بدر سخن به میان آمده است. گفته شده است این شخص که از سرسخت‌ترین معاندان و دشمنان قریشی پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌آمد. پس از جنگ بدر در ...
  • آیا مؤمنان را برای وارد شدن به بهشت، هل می‌دهند؟!
    6045 حدیث 1397/08/24
    در روایتی از امام صادق(ع) در چگونگی ورود مؤمنان به بهشت آمده است: «یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ شَیْ‏ءٌ مِثْلُ الْکُبَّةِ فَیَدْفَعُ فِی ظَهْرِ الْمُؤْمِنِ فَیُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ فَیُقَالُ هَذَا الْبِرُّ»؛[1] روز قیامت چیزى مانند کبّه می‌آید و پشت افراد با‌ایمان را هُل می‌دهد تا او را ...
  • جمعیت یهودیان ایران چقدر است و حکومت ایران با آنان چه رفتاری دارد؟
    29342 پیروان دیگر مذاهب 1388/08/11
    در جمهوری اسلامی ایران اقلیت های مذهبی (یهودی،مسیحی، زرتشتی و...) در کنار مسلمانان زندگی می کنند. طبق آماری که خود یهودیان ایران منتشر کرده اند درحال حاضر حدود 20هزار نفر یهودی (کلیمی) در ایران زندگی می کنند[1] که از حقوق و مزایای سایر شهروندان ایرانی برخوردارند. و در ...
  • حضرت آدم و حوا(ع) چند فرزند داشتند؟
    157380 شیث(هبة الله) 1386/01/23
    دربارۀ تعداد فرزندان حضرت آدم(ع) - مانند بسیاری از حوادث و رخ دادهای تاریخی - نظر قطعی وجود ندارد؛ زیرا که در متون معتبر تاریخی، اختلافاتی در بیان اسامی و تعداد آنها مشاهده می‌شود. این شاید به جهت فاصلۀ زمانی طولانی آنان با زمان ثبت تاریخ و ...
  • آیا سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) از کربلا به سمت کوفه و سپس شام همراه اسیران بود؟
    32322 حوادث بعد از شهادت 1392/09/26
    آنچه از منابع روایی به‌دست می‌آید این است که؛ سرهای مقدس شهدای کربلا به همراه سر مقدس امام حسین(ع) به کوفه نزد ابن زیاد، سپس به شام نزد یزید بردند. از این‌رو؛ سر مقدس حضرت عباس بن علی(ع) نیز همراه سرهای شهدا بوده است. هر چند در این ...
  • در حدیث آمده است: صلح دادن بین دو نفر از تمام نماز و روزه ها برتر است. منظور چیست؟
    27710 صلح و همزیستی 1390/10/18
    به نظر می رسد که در ترجمه ای که برخی از مترجمان کرده اند و شما بدان اشاره کردید، مسامحه ای صورت پذیرفته است؛ زیرا با دقت در متن عربی "صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏"،
  • مقصود از دل شکسته که گفته می شود خدا در آن است چیست؟
    67919 قرب 1392/01/28
    گاهی مواقع «دل شکستگی» تنها به جهت غمگینی برای امور مادی و دنیایی است که آخرت در آن لحاظ نمی‌شود، چنین دل شکستگی، افسردگی و رکود روانی را به همراه خواهد داشت و آدمی را ناامید کرده و از ترقی و پیشرفت بازمی‌دارد، اما گاهی انسان برای اموری ...
  • عامل در جمع مکسر و موارد مشابه و نیز ضمیرهای ارجاعی به آنها،‌ چه زمانی مذکر و چه زمانی مؤنث‌اند؟
    2384 صرف و نحو 1403/08/21
    نخست باید گفت؛ «جمع مکسر»، صرف نظر از جنسیتش، یا مؤنث حقیقی است و یا می‌توان آن‌را در حکم مؤنث در نظر گرفت.از طرفی هنگامی که فعلی به فاعلی نسبت داده می‌شود، آن فعل و فاعل باید از چند جهت، با هم متناسب باشند؛ از این‌رو باید شرایطی در آن ...
  • در صورت گران بودن آب، برای غسل جنابت چه باید کرد؟
    16897 جنابت 1388/02/03
    غسل جنابت به خودی خود مستحب است، ولی برای خواندن نمازِ واجب و مانند آن واجب می‌شود.[1] اما اگر تهیه‌ی آب برای غسل کردن به قدری گران است که از نظر اقتصادی برای شما ضرر یا مشقت غیر قابل تحمل دارد، و یا اجحاف است، ...

پربازدیدترین ها