جستجوی پیشرفته
بازدید
60214
آخرین بروزرسانی: 1387/10/30
خلاصه پرسش
رابطه میان نفس، روح، جان، عقل، ذهن و فطرت چگونه است؟
پرسش
رابطه میان نفس، روح، جان، عقل، ذهن و فطرت را چگونه می توانیم بیان کنیم؟ ما کدامیک از آنها هستیم؟
پاسخ اجمالی

گاهی منظور از این واژگان یک چیز است و همه اشاره به یک حقیقت یعنی همان وجود و حقیقت انسان دارند؛ گاهی نیز از آنها معانی مختلف اراده می شود و هر کدام از این واژگان اشاره به مراتب و مقامات نفس دارند.

پاسخ تفصیلی

گاهی منظور از این واژگان یک چیز است و همه اشاره به یک حقیقت یعنی همان وجود و حقیقت انسان دارند؛ چنان که حکیمان می گویند آن گوهری که با لفظ "من" و مانند آن به وی اشاره می شود نام های گوناگون دارد؛ مثل نفس، نفس ناطقه، روح، عقل، قوه عاقله، قوه ممیزه، روان، جان، دل، جام جهان نما، جام حهان بین، ورقا، طوطی و نام های دیگر.[1]

این کاربرد از نظر فلسفی صحیح است چون نفس در عین وحدت و یگانگی با تمام قوا و مراتب، عینیت و اتحاد دارد؛ به تعبیر ملا هادی سبزواری[2] و حکیم صدر المتألهین: النفس فی وحدتها کل القوی.[3]

گاهی نیز از این واژگان معانی مختلف اراده می شود و هر کدام از این واژگان اشاره به مراتب و مقامات نفس دارند؛ توضیح این که عارفان معتقدند نفس دارای مراتبی است و هر کدام از آن مراتب دارای نام خاص است که از آن گاهی به هفت شهر عشق نام می برند و گاهی به لطائف سبع تعبیر مى کنند و همانست که عارف جامى درباره شیخ عطار مى گوید:

هفت شهر عشق را عطار گشت               ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

آن هفت مرتبه عبارتند از : 1 طبع . 2 نفس . 3 قلب . 4 روح . 5 سر . 6 خفى . 7 اخفى .

با این توضیح که عارفان، نفس ناطقه انسانی را از آن جهت که مبدأ حرکت و سکون است به آن «طبع» می گویند؛ و به اعتبار این که مبدأ براى ادراکات جزئی است «نفس» می نامند؛ و به لحاظ این که مبدأ براى ادراکات کلی تفصیلی است «قلب» نامیده اند؛ و به اعتبار این که دارای ملکه ای بسیط  است که ادراکات کلی  تفصیلی را خلق می کند به آن « روح» می گویند؛ و به اعتبار فناى آن در عقل فعال «سرّ» می نامند؛ و به اعتبار فناى آن در مقام واحدیت «خفى» گفته اند؛ و به اعتبار فناى آن در مرتبه احدیت آن را «اخفى» نامیده اند.

حکماء نیز گفته اند که نفس را هفت مرتبه است: 1. عقل هیولانى . 2 عقل بالملکة . 3 عقل بالفعل . 4 عقل مستفاد . 5 محو . 6 طمس . 7 محق .

با این توضیح که در نظر حکیمان نفس به اعتبار آنکه قابلیت تحصیل کمالات را دارد آن را «عقل هیولانى»؛ و به جهت که هر گاه یک سلسله معقولات اولى و علوم اولیه را بدست آورد که به وسیله آنها مى تواند معقولات ثانیه و علوم اکتسابی را کسب کند «عقل بالملکه»؛ و به این جهت که هر وقت از راه اکتساب علوم (به فکر یا حدس) قدرت بر استنباط معقولات ثانیه و علوم مکتسبه پیدا کند، آن را «عقل بالفعل»؛ و به اعتبار حضور و حصول خود آن علوم و عقول مکتسبه عندالنفس که از عقل فعال استفاده کرده است «عقل مستفاد» می گویند. «محو»، مقام توحید افعالى است. «طمس»، مقام توحید صفاتى است. «محق»، مقام توحید ذاتى است.[4]

در روایات نیز گاهی به این نوع تقسیم بندی اشاره شده است.[5]

چنان که واژه «روح» در کتابهای فلسفی و عرفانی کاربرد متعددی دارد.[6] در این جا به چند کاربرد روح اشاره می کنیم:

1. نفس ناطقه.

2. جان حیوانی.

3. «عقل مجرد» و از این جاست که «عقل اول» را «روح القدس» گویند.

4. «مقام یوم الجمع انسان» که فوق مقام قلب (یوم الفصل انسان) است.

5. مرتبه «عقل بسیط» که ملکه خلاق تفاصیل معقولات و در مقابل مرتبه «عقول تفصیلی» (معقولات مفصله یا قلب) است.[7]

6. «شعاع خارج از چشم» طبق نظریه ریاضی دانان در مورد ابصار.

7. «جسم لطیف» و یا «روح بخاری».[8]

البته در مورد واژه ذهن باید گفت گاهی منظور از آن همان عقل یا قوه عاقله است و گاهی منظور قوه خیال یا متخیله است و گاهی نیز مراد نیروی حافظه است. [9]

چنان که در مورد واژه فطرت نیز باید در نظر داشت که گاهی منظور از آن همان روح و حقیقت انسان است و گاهی منظور مجموع شناخت ها و گرایش هایی است که در فرد وجود دارد.[10]

همان گونه در مورد روان و جان گاهی می گویند منظور از جان روح بخاری است و منظور از روان نفس ناطقه انسانی است.[11]



[1]حسن زاده آملی، حسن، معرفت نفس، دفتر اول، ص 84.

[2] النفس فی وحدتها کلّ القوى      و فعلها فی فعله قد انطوى.(حکیم  سبزواری، منظومه، ج 5، ص 181 و182).

[3]فصل فی بیان أن النفس کل القوى بمعنى أن المدرک بجمیع الإدراکات المنسوبة إلى القوى الإنسانیة هی النفس الناطقة و هی أیضا المحرکة لجمیع التحریکات الصادرة عن القوى المحرکة الحیوانیة و النباتیة و الطبیعیة و هذا مطلب شریف و علیه براهین کثیرة بعضها من جهة الإدراک و بعضها من جهة التحریک و التی من جهة الإدراک نذکر منها ثلاثة البرهان الأول من ناحیة المعلوم... اسفار، ج 8، ص 221.

[4]حسن زاده آملی، حسن، سرح العیون، 569؛ نامه ها بر نامه ها، ص121و 122.

[5][الخصال‏] الذِّکْرُ مَقْسُومٌ عَلَى سَبْعَةِ أَعْضَاءٍ اللِّسَانِ وَ الرُّوحِ وَ النَّفْسِ وَ الْعَقْلِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ السِّرِّ وَ الْقَلْبِ وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهَا یَحْتَاجُ إِلَى الِاسْتِقَامَةِ فَاسْتِقَامَةُ اللِّسَانِ صِدْقُ الْإِقْرَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الرُّوحِ صِدْقُ الِاسْتِغْفَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْقَلْبِ صِدْقُ الِاعْتِذَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْعَقْلِ صِدْقُ الِاعْتِبَارِ وَ اسْتِقَامَةُ الْمَعْرِفَةِ صِدْقُ الِافْتِخَارِ وَ اسْتِقَامَةُ السِّرِّ السُّرُورُ بِعَالَمِ الْأَسْرَارِ فَذِکْرُ اللِّسَانِ الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ وَ ذِکْرُ النَّفْسِ الْجَهْدُ وَ الْعَنَاءُ وَ ذِکْرُ الرُّوحِ الْخَوْفُ وَ الرَّجَاءُ وَ ذِکْرُ الْقَلْبِ الصِّدْقُ وَ الصَّفَاءُ وَ ذِکْرُ الْعَقْلِ التَّعْظِیمُ وَ الْحَیَاءُ وَ ذِکْرُ الْمَعْرِفَةِ التَّسْلِیمُ وَ الرِّضَا وَ ذِکْرُ السِّرِّ عَلَى رُؤْیَةِ اللِّقَاءِ . بحارالأنوار، ج90، ص154.

[6]سرح العیون، ص 266.

[7]ظاهراً کاربرد چهارم و پنجم یکی است.

[8] هزار و یک نکته، ص 81 - 83.

[9] خیال:دومین قوه مدرکه باطنی است که صورتهایی را که حس مشترک درک نموده حفظ و نگهداری می کند. این قوه انبار، خزانه و بایگانی حس مشترک است. قوه خیال علاوه بر این که خزانه حس مشترک است. خزانه قوه متصرفه نیز هست. گاهی از قوه خیال با نام «مصوره» و «متخیله» یاد می شود. حافظه: نیرویی است که «معانی جزئی» را نگهداری و حفظ می کند. در واقع خزانه و بایگانی قوه واهمه است. این قوه را «ذاکره» و «مسترجعه» نیز می گویند. به این بیان که چون معانی را حفظ می کند «حافظه» و گاه زود یادآوری می کند «ذاکره» و گاهی با تأنی و درنگ به یاد می اندازد «مسترجعه» نامیده می شود. ابن سینا، النفس من الشفا ، ص 235 و 239؛ اشارات، ج 2، ص 341؛ صدرا، اسفار، ج 8، ص 215؛ سبزواری، اسرار الحکم، ص 308 و 309؛ حسن زاده آملی، سرح العیون، ص 392 .

[10]مصباح یزدی، آموزش عقاید، ص 44، چاپ هفتم، شرکت چاپ و نشر بین الملل، بی جا، 1381.

[11]ذکره الشیخ فی بعض رسائله بلغة الفرس بهذه العبارة روح بخارى را جان گویند و نفس ناطقه را روان. صدرا، اسفار الاربعة، ج 8، ص251.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها