جستجوی پیشرفته
بازدید
357724
آخرین بروزرسانی: 1399/10/24
خلاصه پرسش
هدف از خلقت انسان چیست؟ اگر هدف تکامل است؛ چرا خدا انسان را کامل نیافرید؟
پرسش
هدف از خلقت چیست؟ ادله عقلى آن‌را بیان کنید. اگر هدف تکامل است؛ چرا خدا انسان را کامل نیافرید؟
پاسخ اجمالی

خداوند وجودى بی‌نهایت است و همه کمالات را دارد. و آفریدن(ایجاد کردن) فیض است و خداوند فیاض است. کمال فیاضیت او اقتضا می‌کند که هرچه را لایق آفریده شدن است بیافریند. پس خداوند آفرید، چون فیاض است؛ یعنى هدف و چرایى آفرینش در فیاضیت او است. از آن‌جا که صفات ذاتى خداوند خارج از ذات او نیست، می‌توان گفت هدف از آفرینش، ذات خداوند است.

خداوند انسان را موجودى آفرید که با دو گرایش درونى خوبى و بدى و با دو دعوت کننده بیرونى به خوبى(انبیا) و بدى(شیاطین)، قابلیت نیل به بالاترین مراتب کمال مخلوق و نیز انحطاط به پست‌ترین مراتب آن‌را داشته باشد. اگر انسان با وجود گرایش‌هاى حیوانى و وسوسه‌هاى شیطانى راه حق را بپیماید، برتر از ملائکه خواهد شد؛ چرا که آنان فاقد گرایش‌هاى حیوانى و وسوسه‌هاى شیطانی‏اند، و اگر راه باطل را انتخاب کرد از حیوانات پست‌تر می‌شود؛ چرا که آنان از قابلیت‌هاى معنوى انسان برخوردار نیستند.

اگر خداوند از ابتدا انسان را برخوردار از همه کمال‌هایى که براى او ممکن است می‌آفرید، این براى او کمال اختیارى به شمار نمی‌آمد و خداوند پیش از او موجوداتى را که همه کمال‌هایشان را از ابتدا واجد باشند آفریده بود. پس هدف از آفرینش انسان وقتى محقق می‌شود که او قابلیت کمال را داشته باشد و با فعل اختیارى خود به آن نایل آید. کافران و گنه‌کارانى که از رسیدن به این کمال باز می‌مانند، اگرچه هدف اصلى از آفرینش انسان را - که همان خواست تشریعى خداوند است - تحصیل نکرده‌اند، ولى با هدف تکوینى آفرینش انسان مخالفت نکرده‌اند؛ چراکه خداوند می‌خواست(به خواست تکوینى) آنان بتوانند راه حق یا باطل را انتخاب کنند. اگر خداوند انتخاب راه گمراهى را براى انسان غیر ممکن می‌کرد، ایمان و اطاعت او اختیارى و ارادى نمی‌شد.

پاسخ تفصیلی

براى روشن شدن پاسخ، توجه به چند مطلب لازم است:

الف) هدف خداوند از آفرینش

  1. خداوند متعال به مقتضاى این‌که واجب الوجود است و وجود او وابسته به چیزى نیست، هیچ محدودیتى و نقصى ندارد و همه کمالات را دارد.
  2. از جمله کمالات او فیاض و جواد بودن است. خداوند در قرآن می‌فرماید: «و عطاى پروردگارت منع نشده است».[1]

خداوند متعال، براى عطا کردن از ناحیه خودش، هیچ محدودیتى ندارد، پس هر جا که عطا نمی‌کند، به دلیل محدودیت پذیرنده عطا است، نه عطا کننده، و هر چیز که لایق عطا شدن باشد، عطا می‌شود.

  1. هر خیرى و کمالى ناشى از وجود است و هر شرّ و نقصى ناشى از عدم. مثلاً علم، خیر و کمال است و جهل، شرّ و نقص. هم‌چنین قدرت، در مقابل عجز و ناتوانى، کمال و خیر است. پس معلوم می‌شود که وجود خیر است و در مقابل آن، هر شرّ و نقصى عدم است.
  2. با توجه به مقدمه سوم می‌توان دریافت که فیاض و جواد بودن خداوند با آفریدن و ایجاد کردن محقق می‌شود. پس لازمه فیاض بودن آفریدن است.

به عبارت دیگر؛ اگر چیزى لایق آفریده شدن باشد و خداوند آن‌را نیافریند، این نیافریدن با توجه به خیر بودن وجود، منع از خیر است و بخل محسوب می‌شود و بخل از خداوند محال است. از این مقدمات نتیجه می‌گیریم، اگر سؤال شود چه چیز باعث شد خدا بیافریند؟ پاسخ می‌دهیم که فیاض بودن او باعث آفرینش شده است.

  1. صفات خدا زاید بر ذات خدا نیست. صفات انسان و دیگر اجسام، زاید بر ذات آنها است. مثلاً سیب یک ذات دارد و سرخى و شیرینى صفت آن است. این سرخى و شیرینى، خارج از ذات سیب است. سیب می‌تواند به‌جاى این صفات، ترش و سبز باشد و ذات او باقى بماند.

بحث اتحاد ذات و صفات خداوند، یک بحث کلامى عمیق است که می‌توانید در علم کلام در بحث توحید صفاتى مطالعه کنید. آنچه در این‌جا براى ما مهم است، این است که فیاض بودن - که علت غایى آفرینش است - عین ذات خدا است و خارج از ذات او نیست. پس اگر سؤال شود چرا خداوند آفرید؟ خواهیم گفت؛ چون خدا است. پس علت غایى در واقع خود خداوند است. این همان سخن فلاسفه ما است که می‌گویند: علت غایى و علت فاعلى در افعال خداوند، متحد است،[2] و شاید بتوان همین معنا را از برخى آیات قرآن،[3] و نیز: «الیه یرجع الامر کله»؛[4] (و تمام کارها به او بازگردانده می‌شود)، استفاده نمود.

ب) هدف خداوند از آفرینش انسان

آنچه گفته شد هدف فاعل در اصل آفرینش است، اما هدف فاعل در آفرینش یک موجود خاص مانند انسان، نیازمند یک نکته ویژه است. این نکته درباره انسان عبارت است از: کمال خاصى که خداوند می‌خواست با خلقت انسان آن‌را بیافریند.

به این بیان که لازمه کمال فیاض بودن خداوند این است که هر کمال ممکنى را بیافریند. او قبل از آفرینش انسان، موجودات دیگرى را به نام ملائکه آفریده بود که از همان ابتداى آفرینش داراى همه کمالات ممکنه خود بودند؛ یعنى همه کمالات خود را بالفعل داشتند. پس هرگز به کمال جدیدى دست پیدا نمی‌کنند و مرتبه وجودیشان تکامل نمی‌یابد. خداوند از زبان ملائکه فرمود: «و هیچ‌یک از ما فرشتگان نیست، مگر این‌که براى او مقام و مرتبه‌اى معین است و ماییم که صف بسته‌ایم و ماییم که خود تسبیح گویانیم».[5]

حضرت علی(ع) فرمود: «سپس آسمان‌هاى بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پُر نمود. گروهى از فرشتگان همواره در سجده‌اند و رکوع ندارند و گروهى در رکوع‌اند و نمی‌ایستند و گروهى در صف‌هایى ایستاده‌اند و پراکنده نمی‌شوند و گروهى همواره تسبیح گویند و خسته نمی‌شوند».[6] آنان خدا را پرستش می‌کنند، و این کمالى است که خداوند به آنها داده است و آنان امکان نافرمانى و مخالفت ندارند. خداوند متعال فرمود: «لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون»؛[7] فرشتگان در سخن بر او پیشى نمی‌گیرند و خود به دستور او کار می‌کنند. نیز فرمود: «بر آن آتش فرشتگانى خشن و سخت‌گیر گماشته شده‌اند از آنچه خدا به آنان سرپیچى نمی‌کنند و آنچه را که مأمورند انجام می‌دهند».[8]

خداوند به دلیل فیاض بودنش، می‌خواست علاوه بر کمالى که ملائکه دارند، یک کمال برترى نیز بیافریند و آن کمال اختیارى انسان است؛ یعنى موجودى را بیافریند که همه این کمال‌ها را با اختیار و انتخاب خود به دست بیاورد؛ از این‌رو انسان را آفرید، انسانى که از ابتدا داراى همه کمالاتِ لایق خود نیست، اما به گونه‌اى است که می‌تواند به آن کمال‌ها برسد. روشن است کمالى که انسان با اختیار و انتخاب آزاد خود تحصیل می‌کند، از کمال اعطایى ملائکه برتر است. علی(ع) فرمود: «خداوند عزّ و جلّ ملائکه را از عقل آفرید و در آنان شهوت قرار نداد و حیوانات را از شهوت آفرید و در آنان عقل قرار نداد و بنی آدم را از عقل و شهوت آفرید. پس هر کس عقلش بر شهوتش پیروز شود از ملائکه برتر خواهد بود و هر کس شهوتش بر عقلش غلبه کند از حیوانات پست‌تر خواهد بود».[9]

مولوى نیز همین نکته را به نظم گفته است:

در حدیث آمد که خلاق مجید

خلق عالم را سه گونه آفرید

یک گروه را جمله عقل و علم و جود

آن فرشته است و نداند جز سجود

نیست اندر عنصرش حرص و هوى

نور مطلق زنده از عشق خدا

یک گروه دیگر از دانش تهى

همچو حیوان از علف در فربهى

او نبیند جز که اصطبل و علف

از شقاوت غافل است و از شرف

و آن سوم هست آدمیزاد و بشر

از فرشته نیمى و نیمش ز خر

نیم خر خود مایل سفلى بود

نیم دیگر مایل علوى شود

تا کدامین غالب آید در نبرد

زین دوگانه تا کدامین برد نبرد.

پس هدف فاعل و علت غایى در آفرینش انسان نیز، فیاض بودن خداوند است. لازمه فیاض بودن خدا، این است که این نوع از کمال ممکن را نیز بیافریند، کمالى که برترین کمال امکانى است.

ج) چرا خداوند انسان را کامل نیافرید؟

با توجه به مطلب یاد شده می‌توان دریافت که هدف از آفرینش انسان زمانى می‌تواند محقق شود که انسان قابلیت رسیدن به کمال را داشته باشد و با فعلِ اختیارىِ خود، آن‌را تحصیل کند. در حالی‌که اگر آن کمال را از ابتدا داشت قطعاً کمالِ اختیارىِ او به شمار نمی‌آمد و هدف اصلى از آفرینش او نیز تحصیل نمی‌شد.

باید توجه داشت که حتى ترقى یک پله از نردبان تکامل براى انسان، تحصیل کمال اختیارى به شمار می‌آید و به همان اندازه هدف اصلى از آفرینش را تحصیل کرده است.

د) انسان کافر و گنهکار

اگر انسانى حتى یک پله از نردبان تکامل بالا نرود و سراسر زندگى او کفر و گناه و عصیان باشد، باز خارج از هدف از آفرینش قدم برنداشته است؛ زیرا او نیز قابلیت‌هاى خود را به فعلیت رسانده است. انسان قابلیت نزول به پست‌ترین درجات را نیز دارد، خداوند او را به گونه‌اى آفریده است که بتواند راه کمال یا شقاوت را برگزیند. پس حتى انسان گنه‌کار و کافر نیز بر خلاف خواست تکوینى خداوند حرکت نمی‌کند. بله، خداوند صعود انسان به مراتب کمال را می‌پسندد و نزول او به ورطه گمراهی را نمی‌پسندد. به عبارت دیگر؛ خداوند متعال در آفرینش انسان، یک خواست تکوینى دارد و یک خواست تشریعى: خواست تکوینى او این است که هر انسانى بتواند قابلیت‌هاى خود را به فعلیت برساند چه خوب، چه بد. خواست تشریعى او این است که انسان فقط در سیر کمال، قابلیت‌هاى خود را به فعلیت برساند.

با این بیان می‌توان گفت؛ انسان مؤمن، هم هدف تشریعى را تحصیل کرده و هم در مسیر هدف تکوینى قرار دارد، ولى انسان کافر و گنه‌کار گرچه هدف تشریعى را تحصیل نمی‌کند، ولى در مسیر هدف تکوینى است.

 

 


[1]. اسراء، 20.

[2]. ر. ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 8، ص 61، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1374ش؛ مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن، خداشناسی، کیهان‌شناسی، انسان‌شناسی، ج 1 - 3، ص 170 – 179، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، 1378ش.

[3]. بقره، 210؛ آل عمران، 109؛ انفال، 44؛ حج، 76؛ فاطر، 4؛ حدید، 5.

[4]. هود، 123.

[5]. صافات، 164 و 166.

[6]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، محقق، صبحی صالح، ص 41، خ 1، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.

[7]. انبیاء، 27.

[8]. تحریم، 6.

[9]. شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 1، ص 4، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا باید نماز را به زبان عربی بخوانیم؟
    89600 نماز 1385/11/24
    برای روشن شدن پاسخ، ابتدا باید منظور از سؤال روشن شود، اگر منظور این است که به جای عربی زبان دیگری جایگزین شود، این سؤال برای افراد بی‌گانۀ از آن زبان نیز مطرح است! و اگر منظور این است که چرا باید نماز را فقط به زبان عربی ...
  • آیا در کتب اربعه شیعی، حدیثی در ارتباط با حفظ قرآن وجود دارد؟!
    17262 حدیث 1394/07/21
    در نزد شیعه، چهار کتاب اصلی وجود دارد که به آنها کتب اربعه گفته می‌شود. این چهار کتاب، سه مؤلف دارد؛ یعنی دو کتاب از این چهار کتاب، توسط یک نفر جمع‌‌آوری شده است. با توجه به این‌که سه کتاب از این چهار کتاب بیشتر شامل روایات فقهی ...
  • آیا در میان اندیشمندان دینی نوعی فردوسی ستیزی وجود دارد؟
    7927 نقش اندیشمندان دینی 1393/01/20
    در مورد شاعران مسلمانی که در ادبیات فارسی نقش چشمگیری داشته‌­اند، نه باید راه افراط را پیموده و نه از سر تفریط قدم برداشت. در این زمینه، نمایه «مولوی اعتقادات و انتقادات»، سؤال 6419 مطالعه شود. فردوسی نیز استثنایی از این کلیت نیست. واضح است که او ...
  • هرمنوتیک چیست و چه ارتباطی با نسبی گرایی دارد؟
    67924 هرمنوتیک 1387/02/14
    واژه هرمنوتیک داراى دو اصطلاح است:أ- اصطلاح عام: در این اصطلاح، این واژه هر گونه تحقیقى را که در باره تفسیر متن صورت بگیرد، شامل می‌‏شود، از این رو هرمنوتیک، تمام نحله‌‏ها را در این زمینه در بر می‌گیرد و ...
  • اگر به نذر عمل نشود، وظیفه‌ چیست؟
    31325 عهد، نذر و سوگند 1395/09/15
    چنانچه نذر مذکور، مطلق بوده و زمانی برای آن تعیین نشده‌ است، به نحوی که اگر الان آن‌را انجام دهد، مخالفت با نذر به شمار نمی‌آید، باید طبق نذر عمل کند و چیز دیگری بر عهده وی نیست. اما اگر نذر، زمان خاصی داشته و از روی عمد ...
  • چرا در آیه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» و نیز سه آیه بعد از آن، کلماتی که با «نفس» مرتبطند، تماماً مؤنث‌اند؟
    23043 صرف و نحو 1394/04/23
    «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی‏؛وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏».[1] همانگونه که در پرسش مطرح شد، تمام کلمات مرتبط با واژگان «نفس»، کلماتی مؤنث‌اند. «أیتها»، «المطمئنة»، «ارجعی»، «ربّکِ»، «راضیة»، «مرضیة»، «فادخلی» و «ادخلی». دلیل برخورد با واژه‌هایی چون «نفس» به ...
  • برادران حضرت یوسف(ع) دچار چه نوع ضعف‌هاى اخلاقى بودند؟
    21034 تفسیر 1392/07/16
    از مهم‌ترین رذایل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف(ع) حسادت، تکبّر، تهمت و دروغ آنان بود. منشأ این رذائل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف، نقصان شخصیتی آنها بود و آنان برای توجیه رفتار ناشایستشان به فرافکنی پرداخته و پدر را مقصّر می‌شمارند. برادران یوسف بجای این‌که دلیل محبت بیشتر ...
  • چرا در آیه وضو، «مرافق» به صورت جمع آمده، اما «کعبین» به صورت تثنیه است؟
    25239 تفسیر 1392/10/23
    آیه وضو که بیان کننده کیفیت وضو ساختن است، در آیه ششم سوره مائده آمده است که در آن خداوند می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‌‌اید! هنگامى که به نماز می‌‌ایستید، صورت و دست‌‌ها را تا آرنج‌‌ها بشویید! و سر و پاها را تا مفصل‌‌ها [برآمدگى پشت پا] ...
  • حکم مایع لزجی که گاهی در خواب از شخص خارج می گردد چیست؟
    20076 Laws and Jurisprudence 1388/08/07
    در خصوص حکم خود ارضایی و راه های نجات از آن می توانید به نمایه های: استمنا و راه نجات از آن سؤال شماره 326 (سایت: 1887)، راه نجات از استمناء سؤال شماره 1028 (سایت: 1083)،
  • زندگی‌نامه‌ی برید بن معاویه عجلی را بیان نمایید.
    2771 تاريخ بزرگان 1399/09/12
    برید بن معاویه عجلی،[1] عربی،[2] از اصحاب امام باقر(ع)[3] و امام صادق‌(ع)[4] است. کنیه وی اباالقاسم بود[5] و به همراه زرارة بن اعین، معروف ابن خربوذ مکی، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم ...

پربازدیدترین ها