جستجوی پیشرفته
بازدید
24384
آخرین بروزرسانی: 1394/01/31
خلاصه پرسش
معنای «بر» و «ابرار» چیست و از نگاه قرآن؛ «ابرار»، چه ویژگی‌هایی دارند؟
پرسش
«بِرّ» یعنی چه؟ ابرار به چه کسانی می‌گویند؟ و اوصاف «ابرار» در قرآن کدام‌اند؟
پاسخ اجمالی
«بِرّ»؛ یعنی احسان، و‌ تحقّق آن چنین است که آدمى کار خود‌ را نیکو کند و کار نیک را براى نیک بودن آن یا از این‌رو که خیر دیگران در آن است، انجام ‌دهد، نه براى پاداش یا تشکّر.
مفسّران قرآن؛ در معنای «ابرار»، تعریف‌ها یا تعبیرهاى گوناگونى دارند؛ مانند این‌که گفته‌اند: ابرار؛ کسانی‌اند که طاعت خدا را به طور کامل به جاى آورند و او را از خود خشنود سازند و از گناهان بپرهیزند.
برخی از اوصاف «ابرار»(نیکوکاران) در قرآن عبارت است از: ایمان به مبدأ و معاد، ایمان به رسالت پیامبران و کتاب‌هاى آسمانى، صداقت، اقامه نماز و ... .
 
پاسخ تفصیلی
واژه «أبرار» جمع «بارّ» (اسم فاعل)[1] یا جمع «بَرّ»[2] (صفت مشبهه از بِرّ) است، و «بِرّ» در لغت به معنای «خیر و فضل»،[3] «گستردگی در کار ‌نیک»،[4] و «نیکو ‌بودن کار در برابر غیر»[5] می‌باشد.
«بِرّ»؛ یعنی احسان، و‌ تحقّق آن چنین است که آدمى کار خود‌ را نیکو کند و کار نیک را براى نیک بودن آن انجام دهد یا از این‌رو که خیر دیگران در آن است و نه براى پاداش یا تشکّر.[6]
مفسّران قرآن برای «بِرّ» معانی گوناگونی بیان کرده‌اند؛ مانند:
1. هرگونه اطاعتِ خدا «بِرّ» نامیده می‌شود.[7]
2. «بِرّ»، هر چیزى از خیر و احسان و کار مورد رضایت خدا است که عامل نزدیکى به خدا باشد.[8]
همچنین مفسّران قرآن؛ در معنای «ابرار»، تعریف‌ها یا تعبیرهاى گوناگونى دارند؛ مانند این‌که گفته‌اند: «ابرار»؛ کسانی‌اند که طاعت خدا را به طور کامل بجاى آورند و او را از خود خشنود سازند و از گناهان بپرهیزند.[9] یا آنان که به خدا، پیامبر و روز بازپسین ایمانى از روى رشد و بصیرت دارند.[10]
اوصاف ابرار در قرآن[11]
در قرآن کریم می‌خوانیم: «نیکى، [تنها] این نیست که [به هنگام نماز،] روىِ خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب کنید [و تمام گفتگوى شما، درباره قبله و تغییر آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازید] بلکه نیکى [و نیکوکار] کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب [آسمانى]، و پیامبران، ایمان آورده و مال [خود] را، با همه علاقه‌اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق می‌کند، نماز را برپا می‌دارد و زکات را می‌پردازد و [همچنین] کسانى که به عهد خود - به هنگامى که عهد بستند - وفا می‌کنند و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می‌دهند اینها کسانى هستند که راست می‌گویند و [گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است] و اینها هستند پرهیزکاران!».[12]
اوصاف ابرار در این آیه شریفه، دربردارنده مراتب سه‌گانه اعتقاد(باورها)، اخلاق و عمل است.[13]
1 و 2. ایمان به مبدأ و معاد
تعبیر «مَنْ آمَنَ بِاللَّه وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» همه شناخت‌هاى مرتبط با معرفت ‌اللّه مانند شناخت براهین اثبات واجب و صفات ثبوتى و سلبى او را در بر می‌گیرد.[14] خداى متعال در تبیین صفات «ابرار»، از ایمان به خدا و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این ایمان، اساس هر بِرّ و مبدأ هر خیرى است و ایمان، ریشه «برّ» نیست، مگر این‌که در نفس آدمى با برهان تثبیت شود و همراه با خضوع باشد.[15]
3. ایمان ‌به فرشتگان
«... وَ الْمَلائِکَة»؛ «ابرار» ایمان به وجود فرشتگان الهى دارند و این‌که آنها بندگان گرامى پروردگار هستند و در هیچ کارى بر فرمان او سبقت نمی‌گیرند و از امر او تخلف نمی‌کنند.[16] افزون بر این؛ فرشتگان، واسطه فیض خداوند و تدبیر کننده امور به اذن اویند؛ بنابراین، ایمان به آنان از باب شکر واسطه نعمت لازم است؛ چنان که شکر خداوند در جایگاه مبدأ همه نعمت‌ها قرار دارد.[17]
4. ایمان به رسالت پیامبران و کتاب‌هاى آسمانى
«وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ»؛ مقصود از ایمان به کتاب و پیامبران، ایمان به رسالت همه پیامبران الهى و کتاب‌هاى آسمانى آنان بوده، و‌ ایمان به آنان، مستلزم پیروى از هدایتشان است. سِرّ این‌که مؤمنان و پارسایان، به ویژه «ابرار»، به همه رسولان و همه کتاب‌هاى آسمانى ایمان دارند، این است که همه شرایع، در اصول و خطوط کلّى معارف (مبدأ، معاد، عمل صالح) یکسانند.[18] از این‌رو پیامبران الهى، هر یک مُصدِّق رسولان پیشین و مبشّر پیامبران پس از خود بوده‌اند.[19]
موارد پیش گفته، جامع همه معارف حقّى است که خداى سبحان، ایمان به آنها را از بندگانش خواسته و مقصود از ایمان، ایمان کاملى است که در قلب آدمى مستقر شود و شک، اعتراض و اضطراب بدان راه نیابد و در قلمرو اخلاق و رفتار نیز بی‌اثر نباشد. جمله «أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا» در ذیل این آیه که پس از شمردن اوصاف «ابرار» قرار گرفته و در آن، صدق مطلق آمده و به اعمال قلبى یا جوارحى مقیّد نشده، نشانه ایمان صادقانه «ابرار» است. بنابراین، «ابرار» داراى مرتبه عالى ایمان‌اند؛[20] چنان‌که قرآن می‌فرماید: «کسانى که ایمان آوردند و ایمانشان را به ستمى [مانند شرک‏] نیامیختند، ایمنى [از عذاب‏] براى آنان است، و آنان راه یافتگانند».[21]
5. صداقت
«أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا»؛ «ابرار» در ایمان خود صادق‌اند، نه کسانی ‌که ایمان را با زبان اظهار می‌کنند؛ ولى دل‌هایشان ایمان نیاورده است.[22] حصر در این جمله تأکیدى بر تعریف و بیان حدّ و بدین معنا است که اگر برجستگان از اهل صدق و صداقت را می‌جویى، آنان همان ابرارند.[23]
6. پارسایى
«وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُون‏»؛ «ابرار» که ابعاد اعتقادى دین را باور دارند، از دارایی‌هاى خود براى دست‌گیرى از مستمندان بهره می‌گیرند؛ وظایف عبادى و اجتماعى خویش را انجام می‌دهند و در نبرد با دشمنانِ دین، استقامت می‌ورزند، تقوا‌پیشگان حقیقی‌اند. حصر در جمله «أولـئِکَ هُم المُتَّقون» بیانگر کمال تقوا است؛ زیرا اگر برّ و صدق به مرحله تمام نرسد، تقوا نیز کامل نخواهد شد.[24]
7. وفادارى
«وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا»؛ «ابرار»کسانى هستند که به عهد خویش به هنگامى که پیمان می‌بندند وفا می‌کنند. چرا که سرمایه زندگى اجتماعى، اعتماد متقابل افراد جامعه است، و از جمله گناهانى که رشته اطمینان و اعتماد را پاره می‌کند و زیربناى روابط اجتماعى را سست می‌نماید ترک وفاى به عهد است، به همین دلیل در روایات اسلامى چنین می‌خوانیم که مسلمانان موظّفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل، مسلمان باشد یا کافر، نیکوکار باشد یا بدکار، و آن سه عبارتند از: «وفاى به عهد، اداى امانت و احترام به پدر و مادر».[25]
8. شکیبایى
«وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْس‏»؛ «ابرار» هنگام محرومیت و فقر، و به هنگام بیمارى و درد، و همچنین در موقع جنگ در برابر دشمن، صبر و استقامت به خرج می‌دهند، و در برابر این حوادث زانو نمی‌زنند. دو خُلقِ وفا و صبر که یکى (صبر) مقتضایش سکون است و دیگرى (وفا) به حرکت تعلّق می‌گیرد، دربردارنده همه اخلاق نیک نیست؛ امّا هرگاه این دو تحقّق یابد، دیگر خلق‌هاى نیکو نیز محقّق می‌شود.[26] پایدارى، پایه اصیل هر طاعت و پاکى است؛ از این‌رو در قرآن؛ از عوامل راه‌یافتن ابرار، به بهشت شمرده شده: «و به [پاس‏] آنکه صبر کردند، بهشت و پرنیان پاداششان داد».[27] و هنگام ورود بهشتیان به بهشت، فرشتگان در خوشامدگویى به آنان از پایداریشان در دنیا یاد می‌کنند: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ».[28]
9. اقامه نماز
«وَ أَقامَ الصَّلاة»؛ «ابرار»، هم اهل نمازند و هم حقیقت آن‌را به پا می‌دارند. به پا داشتن نماز راستین، به معناى توفیق یافتن ابرار در دست‌یابى به آثار و برکاتى است که قرآن براى نماز بر می‌شمرد؛ مانند ذکر و یاد خدا،[29] بازداشتن فرد و جامعه از فحشا و منکر،[30] نجاتِ انسان از بی‌قرارى هنگام سختى و ندارى و از انحصارطلبى و بخل هنگام توانگرى.[31]
10. پرداخت زکات
«وَ آتَى الزَّکاةَ»؛ آنها زکات را می‌پردازند. بسیارند افرادى که در پاره‌اى از موارد حاضرند به مستمندان کمک کنند اما در اداء حقوق واجب سهل‌انگار می‌باشند، و به عکس گروهى غیر از اداى حقوق واجب به هیچ‌گونه کمک دیگرى تن در نمی‌دهند، حتى حاضر نیستند حتى یک دینار به نیازمندترین افراد بدهند، آیه فوق با ذکر «انفاق مستحبّ و ایثارگرى» از یک سو، و «اداى حقوق واجب» از سوى دیگر، این هر دو گروه را از صف نیکوکاران واقعى خارج می‌سازد و نیکوکار را کسى می‌داند که در هر دو میدان انجام وظیفه کند.[32]
در آیات دیگری نیز؛ «هراس از قیامت»،[33] «اخلاص»،[34] و «انفاق محبوب»[35] از اوصاف و ویژگی‌های «ابرار» شمرده شده است.
درجات ابرار
از آن‌جا که «بِرّ» درجاتى دارد، «ابرار» نیز مراتب گوناگونى دارند. برخى در دامنه، و ‌برخى بر قلّه بلند «بِرّ» و نیکى مستقرّند؛ بر این ‌اساس، فضایلى که در قرآن براى «ابرار» شمرده شده، اگرچه شأن نزول برخى آیاتش، مانند آیات سوره انسان خاص است، اما دایره شمول آن به گروه خاصّى از «ابرار» محدود نیست.
به دیگر سخن؛ سبب نزول آیات سوره انسان، معصومان(ع) بودند؛ امّا الفاظ آن عام و شامل همه کسانى است که به این اوصاف متّصف شوند؛ پس ستایش‌ها و بشارت‌هاى این سوره نیز اوّلاً و بالذّات اهل ‌بیت و ثانیاً بالعَرَض هر کس را که به صفات آنان متّصف شود، دربر می‌گیرد. به هر حال برترین «ابرار» کسانی‌اند که آیات سوره انسان در شأن آنان نازل شده و پاداش‌هاى آنان، به صورتى قطعى و بدون تعلیق بر شرط خاصّى بیان شده است.
 

[1]. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن‏، ص 114، بیروت، دار القلم‏، چاپ اول، 1412ق.
[2]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 908، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، 1372ش؛ طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏4، ص 142، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، 1412ق.
[3]. فیومى، احمد بن محمد، المصباح المنیر، ص 43، قم، مؤسسه دار الهجرة، چاپ دوم‏، 1414ق.
[4]. مفردات ألفاظ القرآن‏، ص 114.
[5]. مصطفوى، حسن‏، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم، ج ‏1، ص 269، بیروت، قاهره، لندن‏، دار الکتب العلمیة، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی‏، چاپ سوم‏، 1430ق.
[6]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏20، ص 124، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[7]. طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 95، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا؛ جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 55.
[8]. موسوی سبزواری، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 285، بیروت، مؤسسه اهل بیت(ع)، چاپ دوم، 1409ق.
[9]. رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج ‏10، ص 406، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ پنجم، 1371ش؛ ر.ک: التبیان فى تفسیر القرآن، ج ‏10، ص 302.
[10]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏20، ص 124.
[12]. بقره، 177.
[13]. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 428، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ پنجم، 1417ق.
[14]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 476.
[15]. قلمونی حسینی، محمد رشید بن علی رضا، تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، ج 2، ص 90، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتب، 1990م.
[16]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج ‏1، ص 476.
[17]. موسوی سبزواری، سید عبد الاعلی، مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ج ‏2، ص 294، بیروت، مؤسسه اهل بیت(ع)، چاپ دوم، 1409ق.
[18]. آل عمران، 19.
[19]. جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج ‌2، ص ‌195، قم، اسراء.
[20]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌1، ص ‌429 - 430.
[21]. انعام، 82.
[22]. ر.ک: تفسیر المنار، ج 2، ص 90 – 92.
[23]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌1، ص ‌429.
[24]. همان.
[25]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ‏2، ص 162، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[26]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‌1، ص ‌429.
[27]. انسان، 12.
[28]. رعد، 24.
[29]. طه، 14.
[30]. عنکبوت، 45.
[31]. معارج، 19 – 22.
[32]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 600، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش.
[33]. انسان، 7.
[34]. انسان، 9.
[35]. آل عمران، 92. ر.ک: «فلسفه انفاق»، سؤال 6582.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    634915 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    466397 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    462460 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    414881 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    393219 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    390841 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    349920 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    335932 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    320966 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    309339 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...