جستجوی پیشرفته
بازدید
2474
آخرین بروزرسانی: 1397/07/03
خلاصه پرسش
ارتباط حارث اعور با امام علی(ع) چگونه بود؟
پرسش
لطفاً در مورد حارث بن عبدالله همدانی توضیح دهید. و این‌که آیا ایشان زمانی در گمراهی بوده‌اند؟
پاسخ اجمالی
««حارث ‌بن عبدالله ‌بن کعب ‌بن اسد بن خالد (یخلُد) بن حوث[1] همدانی» یکی از یاران شناخته‌شده امام علی(ع) است. در برخی منابع، نام پدر وی را «عبید» نیز گفته‌اند. [2]
در برخی منابع رجالی کهن، از شخصی به نام حارث بن قیس الاعور نیز یاد شده[3] که شاید فرد دیگری بوده و یا آن‌که پدر حارث، دو نام داشته است.
به هر حال، او از قبیله همدان - یکی از قبایل یمنی - بود، که بخشی از آنان پس از تأسیس شهر کوفه، به این شهر کوچ کردند.[4]
کنیه حارث، «ابو زهیر» بود[5] و چون فقط یک چشم داشت به «حارث اَعوَر» شهرت یافت.[6]
در منابع تاریخی گزارشی از سال تولد ایشان وجود ندارد.
حارث از امام علی(ع)، عبدالله بن مسعود و زید بن ثابت حدیث نقل کرده است.
علاوه بر روایات بسیاری که به نقل از او در منابع فریقین وجود دارد،‌ شیخ طوسی نام حارث را در میان اصحاب امام مجتبی(ع) نیز آورده است. [7] در تفسیر فرات کوفی نیز روایتی از وی به نقل از امام حسین(ع) وجود دارد.[8]
حارث در دوران خلافت عثمان از قاریان کوفه بود که به همراه مالک اشتر نخعی، علیه سعید بن عاص شوریده و به مدینه رفته و از عثمان خواستار عزل وی شدند. همین مخالفت‌ها موجب شد که عثمان آنان را به شام تبعید کند. [9] البته وی هنگام شدت گرفتن اعتراضاتِ منتهی به قتل عثمان، در مدینه حضور داشت. در ادامه او از نخستین افرادی بود که در مدینه با امام علی(ع) بیعت کرد.[10]
حضرتشان هنگام فراخواندن لشکریان خود، از حارث کمک می‌خواست.[11] از او به عنوان پرچمدارِ علی(ع) نیز یاد شده است.[12]
حارث اعور سخنان امام علی(ع) را می‌نگاشت. [13] از دیدگاه برخی، او نخستین گردآورنده خطبه‌های امام علی(ع) بود. [14] در گزارشی آمده است که حارث به تشویق حضرت علی(ع) اوراقی خرید و پس از آن، علوم و احادیث بسیاری از آن‌حضرت را در آن نوشت. [15]
کتابی به نام «المسائل التی أخبر بها أمیرالمؤمنین الیهودی» به حارث اعور منسوب است. «عمرو بن میمون» مطالب این کتاب را به واسطه «ابواسحاق سَبیعی» از «حارث» از «امام علی(ع)» نقل کرده است.[16] متن این رساله را شیخ صدوق با سندی دیگر نقل کرده است.[17]
منابع رجالی اهل‌سنّت، در ارتباط با او مواضع مختلفی را ابراز کرده‌اند. برخی او را در شمار ثقات آورده،[18] و از او با عناوینی؛ مانند علامه، فقیه، امام و کثیر العلم یاد کرده‌[19] و او را یکی از پنج فقیه سرشناس کوفه دانسته‌اند. [20] اما برخی وی را ضعیف شمرده و در وثاقتش تردید کرده‌اند،[21] از آن‌رو که یکی از راویان به نام «عامر بن شراحیل شعبی» با آن‌که از حارث روایت کرده، اما او را کذّاب دانسته است. [22] احتمالاً به همین دلیل، بخاری و مسلم‌ بن حجاج، توجه کمتری به روایات او داشته‌اند.
البته برخی از اندیشمندان اهل‌سنت، دروغ‌گو بودن حارث در نقل حدیث را نپذیرفته و گزارش عامر بن شراحیل را این‌گونه تفسیر کرده‌اند که حارث در نقل حدیث دروغ نمی‌گفته بلکه تنها باورهایی نادرست داشته است،[23] یا این‌که تنها در سخنان روزمره دروغ می‌گفته[24] و یا این‌که دروغ‌های او عمدی نبوده است[25] و یا آن‌که دروغی از او گزارش نشده، ولی به سبب محبت شدیدش به امام علی(ع) چنین تهمتی به او زده شد.[26]
در منابع شیعی گزارش گفت‌وگوی محبت‌آمیزی از حارث و امام علی(ع) نقل شده است که در فرازی از آن اشاره شده که افراد محتضر هنگام مرگ با امام علی(ع) ملاقاتی خواهند داشت. [27] سید حمیری نیز این موضوع را در قالب شعر مشهور (یا حار همدان من یمت یرنی) بیان کرده و این سخن امام علی(ع) در کتاب‌های کلامی شیعی نیز مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گرفته است.[28]
حارث اعور در سال 65ق، در دوران عبدالله بن زبیر، در کوفه درگذشت، و عبدالله بن یزید (عامل ابن زبیر در کوفه) بر پیکر وی نماز گزارد.[29]
 

[1]. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 208، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.
[2]. ابن أبی‌حاتم رازی، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، ج 3، ص 78، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، 1271ق.
[3]. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، ص 100، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، 1409 ق.     
[4]. کحاله‏، عمر رضا، معجم ‏قبائل ‏العرب، ج ‏1، ص 1225، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ هفتم، 1414ق.
[5]. بخاری، محمد بن إسماعیل، التاریخ الکبیر، ج 2، ص 273، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیة، بی‌تا.
[6]. سمعانى‏، عبدالکریم بن محمد، الأنساب، ج ‏1، ص 315، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، 1382ق.
[7]. طوسى، محمد بن حسن‏، الأبواب(رجال الطوسی)، ص 94، قم، مؤسسة النشر الاسلامی‏، چاپ سوم‏، 1373ش.
[8]. کوفى، فرات بن ابراهیم‏، تفسیر فرات الکوفی، ص 563، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی‏، چاپ اول‏، 1410ق.
[9]. کتاب الفتوح، ج 2، ص 386،  بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1411ق.
[10]. مفید، محمد بن محمد، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص 109، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413ق.
[11]. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص 121، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چاپ دوم‏، 1404ق؛ ابن اعثم کوفی، أبو محمد أحمد، کتاب الفتوح، ج 2، ص 544.
[12]. اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ‏1، ص 115، تبریز، بنى هاشمى‏، چاپ اول‏، 1381ق.
[13]. برای نمونه؛ ر. ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 141، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[14]. شوشتری، محمد تقی، بهج ‌الصباغة فی شرح نهج ‌البلاغة، مقدمه مؤلف، ج 1، ص 23، تهران، امیر کبیر، چاپ اول، 1376ش.
[15]. الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 209.
[16]. طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، ص 319، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی‏، چاپ اول‏، 1420ق.
[17]. صدوق، محمد بن على،‏ الخصال، ج 2، ص 365 – 382، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول‏، 1362ش. 
[18]. ابن شاهین، عمر بن أحمد، تاریخ أسماء الثقات، ص 71، کویت، الدار السلفیة، چاپ اول، 1404ق. 
[19]. ذهبی، محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص 152، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، 1405ق؛  تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج 5، ص 252؛ ابن عساکر، على بن حسن‏، تاریخ مدینة دمشق، ج ‏34، ص 265، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1415ق.
[20]. ابن عدی، أبو أحمد، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج 2، ص 451، بیروت، الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق.
[21]. الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 209؛ دارقطنی، علی بن عمر، الضعفاء الضعفاء و المتروکون، ج 2، ص 148، مدینه، مجلة الجامعة الإسلامیة، 1403ق.
[22]. التاریخ الکبیر، ج 2، ص 273؛ ذهبی، محمد بن أحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 435، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، چاپ اول، 1382ق.
[23]. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ‏2، ص 339، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا.
[24]. ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج 2، ص 147، هند، مطبعة دائرة المعارف النظامیة، چاپ اول، 1326ق.
[25]سیر اعلام النبلاء ج 4، ص 153.
[26]. ابن عبدالبر نمری، یوسف بن عبدالله، جامع بیان العلم و فضله، ج 2، ص 1100، عربستان سعودی، دار ابن الجوزی، چاپ اول، 1414ق.
[27]. مفید، محمد بن محمد، کتاب الامالی، ص 3 - 7، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول،‏ 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص 625 ـ 627، قم، دار الثقافة، چاپ اول‏، 1414ق.
[28]. مفید، محمدبن محمد، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص 73 ـ 74، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، چاپ اول‏، 1413ق.
[29]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏11، ص 663، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ الطبقات ‏الکبرى، ج ‏6، ص 210.««حارث ‌بن عبدالله ‌بن کعب ‌بن اسد بن خالد (یخلُد) بن حوث[1] همدانی» یکی از یاران شناخته‌شده امام علی(ع) است. در برخی منابع، نام پدر وی را «عبید» نیز گفته‌اند. [2]
در برخی منابع رجالی کهن، از شخصی به نام حارث بن قیس الاعور نیز یاد شده[3] که شاید فرد دیگری بوده و یا آن‌که پدر حارث، دو نام داشته است.
به هر حال، او از قبیله همدان - یکی از قبایل یمنی - بود، که بخشی از آنان پس از تأسیس شهر کوفه، به این شهر کوچ کردند.[4]
کنیه حارث، «ابو زهیر» بود[5] و چون فقط یک چشم داشت به «حارث اَعوَر» شهرت یافت.[6]
در منابع تاریخی گزارشی از سال تولد ایشان وجود ندارد.
حارث از امام علی(ع)، عبدالله بن مسعود و زید بن ثابت حدیث نقل کرده است.
علاوه بر روایات بسیاری که به نقل از او در منابع فریقین وجود دارد،‌ شیخ طوسی نام حارث را در میان اصحاب امام مجتبی(ع) نیز آورده است. [7] در تفسیر فرات کوفی نیز روایتی از وی به نقل از امام حسین(ع) وجود دارد.[8]
حارث در دوران خلافت عثمان از قاریان کوفه بود که به همراه مالک اشتر نخعی، علیه سعید بن عاص شوریده و به مدینه رفته و از عثمان خواستار عزل وی شدند. همین مخالفت‌ها موجب شد که عثمان آنان را به شام تبعید کند. [9] البته وی هنگام شدت گرفتن اعتراضاتِ منتهی به قتل عثمان، در مدینه حضور داشت. در ادامه او از نخستین افرادی بود که در مدینه با امام علی(ع) بیعت کرد.[10]
حضرتشان هنگام فراخواندن لشکریان خود، از حارث کمک می‌خواست.[11] از او به عنوان پرچمدارِ علی(ع) نیز یاد شده است.[12]
حارث اعور سخنان امام علی(ع) را می‌نگاشت. [13] از دیدگاه برخی، او نخستین گردآورنده خطبه‌های امام علی(ع) بود. [14] در گزارشی آمده است که حارث به تشویق حضرت علی(ع) اوراقی خرید و پس از آن، علوم و احادیث بسیاری از آن‌حضرت را در آن نوشت. [15]
کتابی به نام «المسائل التی أخبر بها أمیرالمؤمنین الیهودی» به حارث اعور منسوب است. «عمرو بن میمون» مطالب این کتاب را به واسطه «ابواسحاق سَبیعی» از «حارث» از «امام علی(ع)» نقل کرده است.[16] متن این رساله را شیخ صدوق با سندی دیگر نقل کرده است.[17]
منابع رجالی اهل‌سنّت، در ارتباط با او مواضع مختلفی را ابراز کرده‌اند. برخی او را در شمار ثقات آورده،[18] و از او با عناوینی؛ مانند علامه، فقیه، امام و کثیر العلم یاد کرده‌[19] و او را یکی از پنج فقیه سرشناس کوفه دانسته‌اند. [20] اما برخی وی را ضعیف شمرده و در وثاقتش تردید کرده‌اند،[21] از آن‌رو که یکی از راویان به نام «عامر بن شراحیل شعبی» با آن‌که از حارث روایت کرده، اما او را کذّاب دانسته است. [22] احتمالاً به همین دلیل، بخاری و مسلم‌ بن حجاج، توجه کمتری به روایات او داشته‌اند.
البته برخی از اندیشمندان اهل‌سنت، دروغ‌گو بودن حارث در نقل حدیث را نپذیرفته و گزارش عامر بن شراحیل را این‌گونه تفسیر کرده‌اند که حارث در نقل حدیث دروغ نمی‌گفته بلکه تنها باورهایی نادرست داشته است،[23] یا این‌که تنها در سخنان روزمره دروغ می‌گفته[24] و یا این‌که دروغ‌های او عمدی نبوده است[25] و یا آن‌که دروغی از او گزارش نشده، ولی به سبب محبت شدیدش به امام علی(ع) چنین تهمتی به او زده شد.[26]
در منابع شیعی گزارش گفت‌وگوی محبت‌آمیزی از حارث و امام علی(ع) نقل شده است که در فرازی از آن اشاره شده که افراد محتضر هنگام مرگ با امام علی(ع) ملاقاتی خواهند داشت. [27] سید حمیری نیز این موضوع را در قالب شعر مشهور (یا حار همدان من یمت یرنی) بیان کرده و این سخن امام علی(ع) در کتاب‌های کلامی شیعی نیز مورد بررسی و گفت‌وگو قرار گرفته است.[28]
حارث اعور در سال 65ق، در دوران عبدالله بن زبیر، در کوفه درگذشت، و عبدالله بن یزید (عامل ابن زبیر در کوفه) بر پیکر وی نماز گزارد.[29]
 

[1]. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 208، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق.
[2]. ابن أبی‌حاتم رازی، عبدالرحمن بن محمد، الجرح و التعدیل، ج 3، ص 78، حیدرآباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، 1271ق.
[3]. کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفة الرجال، ص 100، مؤسسه نشر دانشگاه مشهد، 1409 ق.     
[4]. کحاله‏، عمر رضا، معجم ‏قبائل ‏العرب، ج ‏1، ص 1225، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ هفتم، 1414ق.
[5]. بخاری، محمد بن إسماعیل، التاریخ الکبیر، ج 2، ص 273، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیة، بی‌تا.
[6]. سمعانى‏، عبدالکریم بن محمد، الأنساب، ج ‏1، ص 315، حیدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانیة، چاپ اول، 1382ق.
[7]. طوسى، محمد بن حسن‏، الأبواب(رجال الطوسی)، ص 94، قم، مؤسسة النشر الاسلامی‏، چاپ سوم‏، 1373ش.
[8]. کوفى، فرات بن ابراهیم‏، تفسیر فرات الکوفی، ص 563، تهران، مؤسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی‏، چاپ اول‏، 1410ق.
[9]. کتاب الفتوح، ج 2، ص 386،  بیروت، دارالأضواء، چاپ اول، 1411ق.
[10]. مفید، محمد بن محمد، الجمل و النُصرة لسید العترة فی حرب البصره، ص 109، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413ق.
[11]. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، ص 121، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چاپ دوم‏، 1404ق؛ ابن اعثم کوفی، أبو محمد أحمد، کتاب الفتوح، ج 2، ص 544.
[12]. اربلى، على بن عیسى‏، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ‏1، ص 115، تبریز، بنى هاشمى‏، چاپ اول‏، 1381ق.
[13]. برای نمونه؛ ر. ک: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 1، ص 141، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.
[14]. شوشتری، محمد تقی، بهج ‌الصباغة فی شرح نهج ‌البلاغة، مقدمه مؤلف، ج 1، ص 23، تهران، امیر کبیر، چاپ اول، 1376ش.
[15]. الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 209.
[16]. طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول، ص 319، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی‏، چاپ اول‏، 1420ق.
[17]. صدوق، محمد بن على،‏ الخصال، ج 2، ص 365 – 382، قم، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ اول‏، 1362ش. 
[18]. ابن شاهین، عمر بن أحمد، تاریخ أسماء الثقات، ص 71، کویت، الدار السلفیة، چاپ اول، 1404ق. 
[19]. ذهبی، محمد بن أحمد، سیر أعلام النبلاء، ج 4، ص 152، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ سوم، 1405ق؛  تهذیب الکمال فی أسماء الرجال، ج 5، ص 252؛ ابن عساکر، على بن حسن‏، تاریخ مدینة دمشق، ج ‏34، ص 265، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1415ق.
[20]. ابن عدی، أبو أحمد، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج 2، ص 451، بیروت، الکتب العلمیة، چاپ اول، 1418ق.
[21]. الطبقات الکبرى، ج ‏6، ص 209؛ دارقطنی، علی بن عمر، الضعفاء الضعفاء و المتروکون، ج 2، ص 148، مدینه، مجلة الجامعة الإسلامیة، 1403ق.
[22]. التاریخ الکبیر، ج 2، ص 273؛ ذهبی، محمد بن أحمد، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 1، ص 435، بیروت، دار المعرفة للطباعة و النشر، چاپ اول، 1382ق.
[23]. ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج ‏2، ص 339، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا.
[24]. ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، تهذیب التهذیب، ج 2، ص 147، هند، مطبعة دائرة المعارف النظامیة، چاپ اول، 1326ق.
[25]سیر اعلام النبلاء ج 4، ص 153.
[26]. ابن عبدالبر نمری، یوسف بن عبدالله، جامع بیان العلم و فضله، ج 2، ص 1100، عربستان سعودی، دار ابن الجوزی، چاپ اول، 1414ق.
[27]. مفید، محمد بن محمد، کتاب الامالی، ص 3 - 7، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول،‏ 1413ق؛ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص 625 ـ 627، قم، دار الثقافة، چاپ اول‏، 1414ق.
[28]. مفید، محمدبن محمد، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص 73 ـ 74، قم، المؤتمر العالمی للشیخ المفید، چاپ اول‏، 1413ق.
[29]. طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، ج ‏11، ص 663، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق؛ الطبقات ‏الکبرى، ج ‏6، ص 210.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    666751 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    476134 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    474826 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    433046 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    398816 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    397988 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    357078 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    351347 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    341742 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    312709 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...