جستجوی پیشرفته
بازدید
3192
آخرین بروزرسانی: 1396/12/01
خلاصه پرسش
میان «وجود» و «شیء» چه رابطه‌ای بر قرار است؟
پرسش
میان «وجود» و «شیء» چه رابطه‌ای بر قرار است؟
پاسخ اجمالی
در زمینه رابطه «وجود» و «شیء» چند نظریه وجود دارد؛ اما بر اساس حکمت متعالیه  بین وجود با شیئیت نه تنها مساوات، بلکه مساوقت برقرار است. طبق این نظریه، «وجود» نه تنها در مصادیق مساوی با «شیء» است، بلکه جهت صدق آن بر مصادیق «شیء» نیز یکسان بوده و رابطه مساوقت بین آنها برقرار است؛ چون وجود سه قسم است: مطلق، خارجی و ذهنی؛ شیء نیز سه قسم دارد و چیزهایی که وجود خارجی و یا ذهنی ندارند، شیئیت خارجی و یا ذهنی نیز نخواهند داشت و هرگز نمی‌توان گفت برخی از اشیاء وجود ندارند، اما شیئیت دارند.
پاسخ تفصیلی
مسئله ارتباط بین دو مفهوم «شیء» و «وجود» از مباحثی است که سابقه نسبتاً طولانی در فلسفه دارد. اما پیش از ورود به آراء و نظریات در این باره، لازم است توضیحی راجع به اصطلاح «تساوق» بیان نماییم.
از دیدگاه حکمت متعالیه، «موجودیّت» مساوق با «شیئیّت» است.[1] «مساوقت» دارای معنایی ظریف‌تر از «مساوات» است. «مساوات» در جایی است که دو مفهوم به لحاظ صدق بر موارد، به دو موجبه کلیه بازگشت نمایند. به عبارت روشن‌تر، آن دو مفهوم دارای مصادیقی یکسان باشند؛ اعم از این‌که حیثیت صدق آنها بر مصادیقشان یگانه باشد و یا مغایر. به عنوان مثال، مفهوم «انسان» و «ضاحک» دارای مصادیق یکسانی هستند به گونه‏ای که هر انسانی ضاحک و هر ضاحکی انسان به شمار می‌رود (دو موجبه کلیه)؛ اما حیثیت انسانیت، غیر از حیثیت ضاحکیّت است. از همین‌رو این دو مفهوم را «مساوی» می‌نامند؛ یعنی تنها در مصداق وحدت دارند.
اما اگر دو مفهوم هم به لحاظ مصداق واحد باشند و هم به لحاظ جهت و حیثیتی که بر مصادیق خویش انطباق دارند،یکسان باشند، در این‌صورت آن‌دو مفهوم، «مساوق» خوانده می‌شوند. به عنوان مثال بین «شیئیت» و «وحدت» تساوق وجود دارد؛ به این معنا که هر شیئی از آن جهت که شیء است، مصداق واحد به شمار می‌رود و هر واحدی از آن جهت که واحد است، مصداق شیء می‌باشد. در این‌جا حیثیت صدق هر یک از مفاهیمِ «شیء» و «واحد» بر مصادیقشان یگانه بوده و تفکیکی بدین لحاظ در آنها وجود ندارد.
با توجه به این مطلب، باید گفت؛ در زمینه رابطه «وجود» و «شیء» چند نظریه وجود دارد که در ذیل نقل هر یک، به نقد اجمالی آن اشاره خواهیم نمود:
1. «وجود»، صفت برای «ماهیت» است؛ یعنی همان‌طور که جسم رنگ‌های مختلف را می‌پذیرد، ماهیت نیز گاه «وجود» و گاه «عدم» را قبول می‌نماید. نتیجه‌‏ای که از این رأی گرفته می‌شود این است که «شی‏ء» به دلیل آن‌که هم بر «ماهیت» و هم «وجود» اطلاق می‌شود، اعم از «وجود» بوده و مساوی یا مساوق با آن نیست.
اشکال این نظریه در غفلت از این امر است که حمل وجود بر ماهیت، از باب «عکس الحمل» است؛ یعنی در ظرف ذهن نیز موصوف حقیقی غیر از «وجود» نیست؛ لذا صدق «شیء» بر ماهیت بدون لحاظ وجود ذهنی آن نخواهد بود.
2. نظریه دوم بیانگر این مطلب است که «صفت» (که مصداق «شیئیت» است)، نه معدوم است و نه موجود و نیز نه مجهول است و نه معلوم؛ هرچند ذات به وسیله صفت، معلوم می‌شود. طبق این بیان نیز «شیء» اعم از وجود است؛ زیرا «صفت» که مصداقی از مصادیق شیء به شمار می‌رود، اعم از «موجود و معدوم» می‌باشد.
اشکال این نظریه نیز در این است که فرض نموده است «معدوم» می‌تواند صفت یا موصوف قرار گیرد و حال آن‌که معدوم چیزی نیست تا یکی از اینها باشد؛ به همین جهت اعم بودن آن محل اشکال است. البته صفت از حیث صفت بودن نه معدوم است و نه موجود؛ اما نه به این معنا که اعم از وجود و عدم است، بلکه به این معنا است که هیچ‌یک از وجود و عدم در حدّ و تعریف آن اخذ نشده‌اند.
3. رأی سوّم در خصوص رابطه شیء و وجود این است که بین موجود و معدوم، حدّ وسطی به نام «حال» وجود دارد؛ اما بین نفی و اثبات چنین رابطه‌ای برقرار نبوده و نقیضین به شمار می‌روند. طبق این بیان، «ثابت» دارای سه نوع مصداق است: 1. معدومِ ممکن، 2. موجود، 3. چیزی که نه موجود و نه معدوم است که از آن به «حال» تعبیر می‌شود.
بنابر این، معدوم به دلیل این‌که علاوه بر ممتنع و محال، معدوم ممکن را نیز شامل می‌شود، اعم از منفی که مساوی با ممتنع است می‌باشد و ثابت به دلیل این‌که «حال» و معدوم ممکن را نیز شامل می‌شود، اعم از موجود است.
از نظر متفکران حکمت متعالیه این یک نوع جعل اصطلاحات است که مانع از صحت ادعای مطرح شده، یعنی مساوقت وجود با شیء نمی‌شود. به همین جهت اگر مراد آنها از نفی و اثبات که واسطه‌‌ای در میانشان وجود نداشته و نقیضین به شمار می‌روند، همان وجود و عدمی است که فلاسفه مشاء و دیگران می‌گویند، در این صورت مراد از مساوقت «وجود» با «شیء» همان مساوقت «ثبوت» با «شیء» است. اما اگر اشتباه ایشان به جهت غفلت از تمایز نهادن میان وجود ذهنی و خارجی و خلط بین این دو وجود است،[2] - یا اشتباهات مشابه - در این صورت این بیان تمام نبوده و بین وجود و عدم، حدّ وسطی قرار ندارد تا شیء بر آن صدق نماید؛ زیرا به ارتفاع نقیضین می‌انجامد.
4. قول چهارم در این مسئله این است که نه «موجود» و نه «معدوم» بر خدای متعال قابل حمل نیستند؛ زیرا این‌گونه از الفاظ اسم مفعول بوده و خدای سبحان منزه از آن است که صیغه مفعول بر او اطلاق شود. اما «شیء» قابل اطلاق بر حضرت حقّ جلّ جلاله بوده و می‌توان گفت او شیئی است که مانندی ندارد.
اشکال این نظر -گذشته از موارد نقض فراوانی نظیر معبود و... که در نصوص دینی به آنها تصریح شده است-، این می‌باشد که می‌توان با تغییر در تعبیر، مشکل را برطرف نمود. به عنوان مثال می‌توان به جای «موجود» از «الوجود» به صورت مبالغی (مانند زید عدل)، یا از «له الوجود» و نظائر آن، به گونه‌ای که سبب دو انگاری نشود استفاده نمود.
5. نظریه پنجم در این زمینه، مساوقت وجود با شیئیت است. طبق این نظریه، «وجود» نه تنها در مصادیق مساوی با «شیء» است، بلکه جهت صدق آن بر مصادیق «شیء» نیز یکسان بوده و رابطه مساوقت بین آنها بر قرار است. به همین جهت، چون وجود سه قسم دارد: مطلق، خارجی و ذهنی؛ شیء نیز دارای سه قسم خواهد بود و چیزهایی که وجود خارجی و یا ذهنی ندارند، شیئیت خارجی و یا ذهنی نیز نخواهند داشت و هرگز نمی‌توان گفت برخی از اشیاء وجود ندارند، اما شیئیت دارند.[3]
 

[1]. ر. ک: 16677.
[2]. برخی ذهنی بودن متصوّر و خارجی نبودن آن‌را، به خاطر خلط بین وجود خارجی در مقابل وجود ذهنی، با وجود خارجی مطلق که اعم از ذهن و خارج است، دلیل بر معدوم بودن آن می‌‌گیرند؛ یعنی متصوّر ذهنی را که معدوم خارجی است، علی‌رغم ثبوت و وجود ذهنی، معدوم مطلق می‌خوانند و بدینسان ثابت را اعم از موجود می‌‏نامند.
[3]. برگرفته از: ملاصدرا، الحکمة المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیة، ص 75-78، بیروت، دار احیاء التراث، چاپ سوم، 1981م؛ جوادی آملی، رحیق مختوم، ج 1، ص 499-510، قم، اسراء، چاپ دوم، 1382ش؛ سبزواری، ملا هادی، شرح المنظومه، تصحیح، حسن زاده آملی، حسن، ج 2، ص 182 به بعد، تهران، ناب، چاپ اول، 1379ش.
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • پیامبران اولو العزم چه کسانی هستند؟ چرا اولو العزم نامیده شدند، و کتاب‌‌های آنها چه نام دارد؟ و چرا زرتشت و داوود(ع) اولو العزم نیستند؟
    635076 پیامبران و کتابهای آسمانی
    واژۀ «اولو العزم» در آیۀ 35 سورۀ احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است، و اولو العزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بودند. در روایات برای پیامبران اولو العزم شرایطی ذکر شده است:داشتن دعوت جهان‌شمول،داشتن شریعت و دین،داشتن ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    466458 Laws and Jurisprudence
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    462580 Laws and Jurisprudence
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    415348 معصومین
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    393261 جن
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده و ویژگی‌‏های زیر را برای او برمی‌شمارد:جن موجودی است که از آتش آفریده شد، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1]دارای علم، ادراک، تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    390892 Practical
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    350003 Laws and Jurisprudence
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    335992 Laws and Jurisprudence
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیا خداوند به نفرینی که از دل شکسته باشد، توجه می کند؟ یا فقط دعاهای مثبت را اجابت می کند؟
    321137 Practical
    نفرین در آموزه های دینی ما مسئله ای شناخته شده است، چنان که در آیات و روایات آمده است: "بریده باد هر دو دست ابو لهب"؛ "از نفرین مظلوم بترسید که نفرین مظلوم به آسمان می رود". و... . منتها همان گونه که دعا برای استجابت، نیازمند شرایط است، ...
  • آیا از آیات قرآن می‌توان امامت علی(ع) را اثبات کرد؟
    309360 امام علی ع
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل‌سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در کتب خودشان نقل شده، می‌باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت‌جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.در قرآن ...