بازدید
6194
آخرین بروزرسانی: 1393/08/08
خلاصه پرسش
آیا بیش از یک وجود ابدی را می توان فرض کرد؟
پرسش
لطفاً با ارائه دلایل متفاوت توضیح دهید که چرا بیشتر از یک وجود ابدی نمی تواند باشد؟ (یعنی چند هستی ابدی و لایزال باشد).
پاسخ اجمالی

موجودات عالم -غیر از خداوند متعال- علاوه بر این که در وجود اولیه به خداوند نیاز دارند در بقا و ادامه حیات هم نیازمندی آنها وجود دارد. در توحید واحدی ثابت می شود که تنها یک موجود مستقل و بی نیاز وجود دارد که علت تمام موجودات عالم است؛ زیرا طبق قانون علیت و محال بودن دور و تسلسل، هر موجودی نیاز به علت دارد تا این که به علتی ختم شود که آن علت مستقل و بی نیاز باشد، پس وجود چند هستی ابدی و لایزال به طوری که هر یک از آنها مستقل باشند محال است. البته طبق آیات قرآن و روایات، موجودات ابدی و لایزال غیر از خداوند متعال وجود دارند، ولی در وجودشان وابسته به خداوند هستند.

 

پاسخ تفصیلی

موجودات عالم به دو دسته تقسیم می شوند، یک طرف وجودی است که قائم به ذات است و در وجودش هیچ نیازی به غیر ندارد. به چنین موجودی، وجود مستقل گفته می شود که همان واجب الوجود است. طرف دیگر موجوداتی هستند که در ذات خود هیچ گونه استقلالی ندارند و نیازمند به موجودی غیر از خود می باشند که اصطلاحاً به این گونه از موجودات ممکن الوجود گفته می شود. به عبارتی دیگر، وقتی ذات ماهوی موجود ممکن را در نظر می گیریم، نسبت این ذات به وجود و عدم یکسان است و برای خارج شدن از این حالت نیاز به علتی غیر از خود دارد، بر خلاف ذات واجب الوجود متعال که وجود برای آن ضرورت دارد و هیچ گونه نیازی به غیر خود ندارد. [1]

 

در این که اولین وجود و علت العلل تمام موجودات کیست؟ باید گفت: بدون تردید علت العلل، خداوند متعال است، پس موجودی که از ازل بوده است، ذات اقدس اله می باشد. از طرفی دیگر همین ذات مقدس، طبق آیات شریفه و به حکم عقل، همان طور که ازلی است، ابدی و لایزال هم می باشد؛ زیرا وجودی می تواند علت تمام موجودات باشد که خود هیچ نقصی نداشته باشد؛ چراکه لازمه نقصان، احتیاج است و موجود محتاج خود معلول موجود کامل تر از خود است، در این صورت اگر بگوییم واجب الوجود ابدی نیست و معدوم می شود، معلول بودن او را هم پذیرفته ایم و این خلاف ذات خداوند است.

 

حال سوال این جا است که غیر از ذات خداوند متعال، موجود دیگری هم می تواند ابدی و لایزال باشد؟

 

طبق آنچه در قرآن و روایات آمده، چنین تصریح شده است که انسان با مردن نابود نمی شود، بلکه از این دنیای فانی به دیار باقی می رود و نزد پروردگار خود روزی می خورد. [2]

 

علاوه بر این، در قرآن، کلمه «خالدون» زیاد به کار برده شده است، چه برای کسانی که در جهنم خالد می مانند [3] و چه برای کسانی که در بهشت جاویدان [4] تا ابد زندگی می کنند.

 

پس به تصریح قرآن غیر از خداوند متعال، موجودات دیگری هم ابدی هستند، ولی آنچه موجب جدا شدنِ ابدیت خداوند متعال از ابدی بودن دیگر موجودات است، ذات هر یک از این دو است که ذات یکی عین فقر و نیاز به علتی غیر از خود بوده و ذات دیگری عین غنا و بی نیازی است؛ یعنی اگر گفته می شود ممکن الوجود هم می تواند ابدی باشد به این معنا نیست که ابدی بودن او استقلالی و بدون نیاز به غیر است، بلکه وابستگی و نیازمندی ممکن الوجود به علت، همیشه همراه او خواهد بود و ابدی بودن او وابسته به ذاتی مستقل که همان خداوند متعال است می باشد.

 

بی نیاز بودن ذات خداوند متعال، با واجب الوجود بودن آن و منشاء و علت تمام موجودات بودن، اثبات می شود، ولی سؤال اساسی این است که آیا ممکن الوجود علاوه بر این که در حدوث نیاز به علت دارد در بقا هم نیاز به علت دارد یا خیر؟ به عبارتی دیگر؛ چرا ضرورت بالغیر همیشه همراه ممکن الوجود هست؟

 

برای پاسخ به این سؤال باید ببنیم ملاک نیازمندی معلول به علت چیست؟ اگر ثابت کنیم ملاک نیازمندی به علت یک امری است که ذاتی این موجود ممکن است، خود به خود ثابت خواهد شد که موجود ممکن مادامی که هست، این نیاز به علت در او هم وجود دارد؛ زیرا ذاتی یک شیء هیچ وقت از آن جدا نمی شود. در جواب به این سؤال چند نظریه وجود دارد که بیان و تقریر و نقد هر یک از آنها بحثی جداگانه را می طلبد. اما نظر مطلوب که نظر ملاصدرا است، این است که ملاک نیازمندی معلول به علت، امکان آن است نه حدوث، که با اثبات این نظریه نیاز معلول به علت در بقا هم روشن خواهد شد. در مقابل عده ای ملاک نیازمندی معلول به علت را حدوث آن گرفته اند، به این معنا که حدوثِ معلول، ملاک نیازمندی معلول به علت است و موجودی ذاتاً واجب و مستقل است که قدیم باشد. این گروه با این پیش فرض قائل شده اند که معلول فقط در حدوثش نیاز به علت دارد و در بقا هیچ نیازی به علت ندارد؛ یعنی وجود ابدی مستقل غیر از خدا هم وجود دارد. [5]

 

ملاصدرا ملاک نیازمندی معلول به علت را دو گونه تقریر کرده است. تقریر اول بر امکان ماهوی مبتنی است. در امکان ماهوی امکان وصف ماهیت من حیث هی است؛ زیرا ماهیت با این لحاظ، نسبت به وجود و عدم مساوی است، و امکان نیز به معنای تساوی نسبت ماهیت به وجود و عدم است.

 

تقریر دوم بر پایه امکان فقری استوار است. امکان فقری یا وجودی عبارت است از: این که هویت معلول، عین ربط و تعلق به علت است. بنابراین وجود معلول –خواه حادث زمانی باشد یا قدیم زمانی- عین نیازمندی به علت است. و فرض وجود ممکن بدون نیازمندی تناقض آمیز است؛ [6] زیرا اگر ممکن نیازمند نباشد، پس باید بی نیاز و مستقل باشد، در حالی که آنچه به علت نیاز ندارد، واجب الوجود است، پس یک شیء هم واجب شد و هم ممکن! همین دلیل کافی است برای کسانی که ملاک نیازمندی به علت را حدوثِ آن ممکن می گیرند و وقتی به چگونگی بقای این موجود ممکن می رسند قائل می شوند که این موجود ممکن در بقا هیچ نیازی به علت ندارد، همین جا است که بین دو نقیض جمع کرده اند، در حالی که اجتماع نقیضین محال است؛ زیرا نمی توان گفت موجود ممکن به علت نیاز ندارد و الا اگر ممکن، لحظه ای بی نیاز از علت باشد باید واجب شود، در حالی که همان لحظه ممکن است و این محال است. از طرفی وجود دو موجود ابدی که هر دوی آنها مستقل از یکدیگر باشند هم محال است؛ زیرا این فرض با آنچه در بحث وحدت واجب الوجود که یکتایی خداوند متعال را ثابت می کند منافات دارد، در آن جا ثابت شده است که وجود دو واجب الوجود محال است؛ زیرا دوتا بودن وقتی است که دو موجود علاوه بر وجوه اشتراکی که دارند، امتیازاتی هم نسبت به هم داشته باشند، به عبارت دیگر، هر یک از این دو واجب الوجود مرکب از مابه الاشتراک و مابه الامتیاز می شوند، در حالی که موجود مرکب، محتاج است و احتیاج با واجب الوجود بودن منافات دارد. [7]

 

بنابراین، وقتی امکان فقری برای وجود ثابت شد، این امکان، وصف وجود می شود، امکان فقری عین همان احتیاج و فقری است که در ذات معلول وجود دارد و فقر و احتیاج از ذاتیات ممکن به شمار می رود، وقتی یک چیزی برای وجودی ذاتی شد، تا وقتی که آن وجود موجود است، این شیء از آن جدا نمی شود و همیشه همراه آن است. در نتیجه معلول مادامی که وجود دارد، احتیاجش به علت باقی است. حال وقتی این نتیجه عقلی را، کنار روایاتی که دلالت بر ابدی بودن انسان ها دارد قرار دهیم، ثابت می شود که می تواند وجود ابدی غیر خدا هم باشد، ولی وابسته و نیازمند به خداوند متعال خواهد بود.

 

 

[1]    رجوع شود به نمایه: امتناع تعدد واجب الوجود، 9504 (سایت: 9463).

[2]     "وَ لَا تحَْسَبنَ‏َّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتَا بَلْ أَحْیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون"، آل عمران، 169.

[3]     "وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ"، بقره، 39.

[4]     "وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ کُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ"، بقره، 25.

[5]    حدوث عبارت است از: ترتّب ضرورت وجود ماهیت بر عدم آن، یا ترتب ضرورت عدم ماهیت بر وجود آن. نیازمندی به علت با وصف ضرورت سازگاری ندارد، ضرورت، ملاک بی نیازی از علت است نه ملاک نیازمندی. بنابر این نمی توان حدوث را ملاک نیازمندی ممکن به علت دانست، نه به عنوان تمام ملاک و نه به عنوان جزء ملاک یا شرط آن. لذا این ملاک نیازمندی ممکن به علت، امکان است؛ زیرا امکان، سلب ضرورت وجود و عدم از ماهیت است. حاصل آن که چیزی می تواند ملاک نیازمندی ممکن به علت باشد که عین ضرورت یا ملازم با آن نباشد و چون حدوث، با ضرورت وجود یا عدم، ملازمه دارد، نمی تواند ملاک نیازمندی ممکن به علت باشد، ولی امکان که سلب ضرورت وجود و عدم است می تواند ملاک نیازمند ممکن به علت باشد. ربانی گلپایگانی، علی، ایضاح الحکمة فی شرح بدایة الحکمة، ص 193، انتشارات مرکز جهانی علوم اسلامی، قم.

[6]    ربانی گلپایگانی، همان، ص 195.

[7]     رجوع شود به نمایه: امتناع تعدد واجب الوجود، 9504 (سایت: 9463).

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    891585 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    553647 Laws and Jurisprudence 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    429465 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    418279 Laws and Jurisprudence 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    394150 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    370748 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    346939 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    328353 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    316301 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    311692 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...