جستجوی پیشرفته
بازدید
11537
تاریخ بروزرسانی 1394/05/28
خلاصه پرسش
آیا حاجت خواستن از غیر خدا مثل پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) شرک نیست؟
پرسش
آیا حاجت خواستن از غیر خدا مثل پیامبر(ص) و امام معصوم(ع) شرک نیست؟ زیرا که قاضى الحاجات خداوند است.
پاسخ اجمالی
احترام، مراجعه، توسل و حاجت خواستن از این بزرگواران (پیامبر و امام) اگر به این قصد باشد که آنان در تأثیر و رفع نیازهاى ما، در عرض خداوند و یا مستقل و بی‌نیاز از آن ذات اقدس یگانه‌اند، این قصد و این برداشت شرک بوده و با توحید افعالى (استقلال و بی‌نیازى خدا از ماسواه و نیاز سایر موجودات در فاعلیت به خداوند) و با توحید ربوبى (تنها مدبر و رب مستقل بودن او و این‌که سایرین، مَلَک و انبیا و عوامل طبیعى، کارگزاران الهی‌اند) ناسازگار بوده و شرک افعالى یا ربوبى محسوب می‌شود. لکن، اگر این مراجعات و توسلات و احترامات به جهت:
الف. اطاعت از امر الهى.
ب. اداى دین، نسبت به حقى که ایشان به جهت واسطه فیض تکوینى و تشریعى بودن بر گردن ما دارند.
ج. و یا الگوگیرى و بهره‌مندى از عنایات خاصه آن بزرگواران باشد، بدون این‌که ایشان را مستقل از ذات اقدس ربوبى بپنداریم، هیچ منافاتى با توحید افعالى یا ربوبى و انحصار قاضى الحاجات (مستقل) به خداوند ندارد؛ زیرا فاعلیت و تدبیر و رفع حوایج بندگان از سوى آن بزرگواران در طول فاعلیت و ربوبیت و قاضى الحاجات بودن خداوند واقع می‌شود، نه در عرض آن تا شرک به حساب آید.
بنابراین، معیار شرک در حاجت خواستن از غیر خدا، نیّت فرد است. اگر کسى که به ایشان متوسل می‌شود، براى آنها مقام الوهیت یا ربوبیت و عدم وابستگى به خداوند را قائل باشد، این توسل به تبع این عقیده، شرک به حساب می‌آید، لکن اگر به جهت اطاعت خداوند و بهره‌گیرى از آبرو و عزت آنها نزد خداوند باشد، تا این ذوات مقدسه، حاجت او را از خدا طالب شوند و یا به اذن الهى حوایج او را رفع کنند، این امر نه تنها شرک نبوده، بلکه شخص متوسل، مأجور هم می‌باشد؛ زیرا عمل به دستور الهى نموده است.
پاسخ تفصیلی
انسان موجودى دو بعدی است؛ یعنى ترکیبى از روح ملکوتى و جسم ناسوتى و مادى و سرا پا فقر و نیاز است و چون دو ساحت دارد، باید نیازهاى دو ساحت خود را به نحو متعادل و به دور از افراط و تفریط برآورده کند تا بتواند سالم بماند و به بقای خویش ادامه داده و راه تعالى و ترقى را پیش گرفته و خود را به قلّه سعادت واقعى خود (مقام خلیفة اللهى) برساند.
خداوند حکیمِ عالم نیز که هدفى معیّن از آفرینش انسان داشته و از نیازهاى همه ابعاد وجودى او با خبر بوده است، قبل از آفرینش وى و یا همزمان با پیدایش او، زمینه رفع نیازهاى مختلف او را آماده نموده است. مشیت الهى نیز بر این تعلق گرفته که با روند طبیعى، انسان با اختیار، سلامت و سعادت جسمى و روحى خود را با استفاده از ابزار و امکاناتى که برایش مهیا گشته، تأمین نماید؛ و الا خداوند می‌توانست از ابتدا انسان را از لحاظ جسمى به صورت کامل خلق کند تا نیازى به تکامل نداشته باشد. چنان‌که خلقت آسمان و زمین چنین است و او را نیز از نظر روحى کامل بیافریند به گونه‌اى که از نظر عبادت و طاعت و ورود به عالم قدس، هیچ کم و کسرى نداشته باشد. چنان‌که ملائکه را این‌گونه آفرید. لکن مزیّت انسان بر سایر موجودات در همین است که در عین داشتن نیازهاى جسمانى و روحانى به جایى برسد که از ملک افزون و برتر گردد.
این انسان مختار براى رفع نیازهاى خود، باید از سفره گسترده نعمات الهى در آسمان و زمین استفاده و بهره‌بردارى بهینه کند تا سالم و باقى بماند و براى برطرف کردن نیازهاى روحى خود، از سفره تشریع بهره‌بردارى کند تا بتواند این روح ملکوتى را با ملکوت پیوند دهد و نیازهایش را مرتفع نماید.
در قابلیت عوامل تکوینى براى رفع نیازهاى جسمى انسان و نیز استفاده و بهره‌بردارى او از این خوان گسترده در شبانه روز، هیچ شکى نیست و چون انسان از بدو تولد، بلکه پیدایش خود با آن مأنوس است، به ذهن اغلب متدینان این مطلب نمی‌آید که ممکن است استفاده از این وسایل و مسببات، در رفع نیاز جسمانى خود، شرک و یا تصرف بی‌جا در ملک خدا باشد.
خداوند حکیم براى رفع نیازهاى روحى انسان نیز خوانى دگر گسترده و در قالب تشریع و دین، غذاهاى سالم عقیدتى و عبادى و اخلاقى و تربیتى را به واسطه افرادى - انبیا(ع) - از بین خودشان در اختیار آنها نهاده است و از این‌رو؛ به ایشان واسطه فیض تشریعى اطلاق می‌گردد. در حالى که انبیای الهى نیز موظف به رعایت آن حدود و تکالیف و بهره‌گیرى از آن می‌باشند، تا از این راه بتوانند نیازهاى روحى خود را برطرف کرده و به عالم معنا و ملکوت، که از حسّ و شهود آنها فراتر و از آنها در غیب است، متصل شوند و در شبانه روز لااقل لحظاتى را با آن عالم قدس ربوبى - در قالب عبادات یومیه – ارتباط داشته باشند. در این میان؛ برخى انسان‌ها در بهره‌ورى از این سفره تشریعى الهی، گوى سبقت را از دیگران ربوده و سریع‌تر و قوی‌تر از سایرین خود را به آن عالم متصل نموده، به نحوى که گویا از عالم طبیعت بریده (وارسته) و خود، ملکوتى گشته‌اند و باز در این میان، برخى از همین‌ها از همراهان خود پیشى گرفته و توانسته‌اند به مقام خلیفة اللهی بار یافته و خود، عمّال الله (کارگزار الهى) گردیده و از این راه، واسطه فیض تکوینى نیز بشوند؛ یعنى واسطه‌اى بین آن عالم و افراد جا مانده و عقب افتاده از این قافله گردند. از این‌رو؛ این عقب افتادگان ناچارند از طریق این وسایط از عالم معنا بهره‌بردارى و رفع نیاز نمایند.
این‌جاست که شبهه منافات توسل به ایشان و حاجت خواستن از این بزرگواران، با توحید افعالى یا ربوبى القا گشته است.
لکن، همان‌گونه که استفاده از امکانات مادى و رفع نیازهاى جسمانى شرک نیست؛ زیرا خداوند متعال خود، این نعمت‌ها را براى بشر آفریده و مسخّر او قرار داده است.[1] و به او اجازه (تکوینى)، تصرف در آنها را از طرق صحیح (که شرع بیان کننده آن است) داده است و انسان موحد می‌داند که این همه، آفریده و مواهب او و وابسته به آن ذات اقدس‌اند و آنها را مستقل و واجب نمی‌پندارد. تمسک و توسل و احترام و طلب رفع حوایج از آن بزرگواران نیز هیچ‌گونه منافاتى با پذیرش توحید افعالى یا توحید ربوبى و انحصار قاضى الحاجات (مستقل) به خداوند ندارند؛ زیرا در این توسلات و توجهات به این بزرگواران، این عزیزان در عرض و یا مستقل از خداوند، فرض نمی‌شوند. بلکه انسان آگاه، فاعلیت و تدابیر آن سروران را در طول فاعلیت و تدبیر خداوند و وجود آنها را نیز بسان سایر موجودات، عین فقر به آن ذات ربوبى می‌داند که بدون عنایات و فیض الهى، از خود وجودى ندارند، تا چه رسد که فاعلیت و رفع حاجتى داشته باشند. از این‌رو؛ اعتقاد به فاعلیت آنها و قاضى الحاجات بودن آنها چون در طول فاعلیت و قاضى الحاجات بودن خداوند واقع می‌گردد، مستلزم شرک نیست.[2]
اما این‌که چرا خداوند ما را به این عزیزان ارجاع داده و چرا ما نیاز به بهره‌گیرى از این وسایط براى بهره‌مندى از عالم معنا و ملکوت داریم، به چند جهت است:
1. این اشخاص، «وسایط فیض الهی» به بندگان، و کانال جریان رحمت الهى بر سایر موجودات عالم می‌باشند، تا آن‌جا که اگر این موجودات مقدس نبودند، خلقت آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست قابل توجه نبود، از این‌رو؛ در حدیث قدسى معروف چنین می‌فرماید: «اگر تو (پیامبر) نبودى، هرگز افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر على(ع) نبود، تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه(س) نبود، شما دو نفر را خلق نمی‌کردم؛ زیرا وجود شما سه نفر که متمم یکدیگرید بهانه آفرینش است».[3]
بنابراین، براى وصول به منبع فیض و جود، لاجرم باید از این کانال بهره گرفت تا از عنایات حق محروم نشویم. لذا در دعاى «ندبه» می‌گوییم: «کجا است آن آستان خداوند که از آن وارد می‌شوند؟».
2. از آن‌جا که این مقرّبان درگاه خدا، خود را به صفات الهى آراسته‌اند، نظر و توجه بدان‌ها بسان توجه و نظر به خداوند متعال است؛ زیرا اُنس با آنان، و لو در گرفتاری‌ها، انسان را متوجه خدا و متذکر به آیات الهى می‌نماید. از این‌رو؛ «ندبه» می‌کنیم که: «کجا است آن روى الهى که اولیا به آن متوجه می‌شوند؟».
3. چون مقرّب درگاه اله و واسطه فیض‌اند، دعاى آنها مردود نبوده و به اجابت می‌رسد و شفاعتشان مقبول درگاه حق واقع می‌شود. پس در ادامه ندبه می‌گوییم: «کجا است آن مضطرّى که هرگاه دعا کند، اجابت می‌شود؟»، و نیز چون کریم‌اند، درخواست هیچ سائلى را رد نمی‌کنند و اگر به صلاح او باشد، او را دست خالى بر نمی‌گردانند، و این امر در بین معاصران آن بزرگواران و زائران مشاهد ایشان به کرّات تجربه شده است. از این‌رو؛ خطاب به ایشان گفته می‌شود: «عادت شما نیکى و سرشت شما کرامت و شأن شما حق و صداقت و مهربانى است».[4]
4. ارتباط مستقیم با عالم غیب در توان انسان‌هایى که خود، مراحل کمال را طى نکرده‌اند نیست. لذا باید از این وسایل و سبل بهره گیرند. از این‌رو؛ خداوند دستور فرموده: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید تقوا پیشه کنید و به سوى او (خدا) وسیله‌اى برگزینید».[5] روایات کثیرى نیز وجود دارند که در آنها اهل بیت(‏ع) به عنوان «وسیله» و «ایمان محکم» الهى که یک مؤمن باید آنها را یافته و شناخته و به آنها چنگ زند، معرفى شده‌اند.[6] و باز ندبه می‌کنیم که: «کجا است آن که وسیله‌اى براى اتصال زمین و آسمان است؟».
5. شناخت و مراجعه و توسل به آنان، سبب آشنایى با آنها و رواشدن حاجات، سبب دوستى و مودّت و اُنس می‌گردد و این محبت و اُنس به این بزرگواران، سبب تربیت و هدایت و تعالى خود فرد می‌گردد، در حالى که ساحت قدس آنها، از مردم و مراجعه آنها بی‌نیاز است؛ زیرا آنان با عنایات الهى به مقصد رسیده‌اند.
6. ارجاع مردم به اولیاءالله، پاداشى است که ایشان در مقابل زحمات خود دریافت می‌دارند. چنان‌که خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید: «و پاسى از شب را بیدار باش [و مشغول] راز و نیاز، امید است که به مقامى ستوده شده (مقام شفاعت در دنیا و آخرت) نایل گردى».[7]
7. مراجعه و توسل مردم به ذوات مقدسه، سبب تشویق دیگران به پیمودن راه آنها از یک سو، و سلب غرور و تکبر از عابدان و زاهدان و سالکان و سایر مدعیان سیر الى الله و پاک‌سازى نفوس آنها از سوى دیگر و پیش‌گیرى از دکان باز کردن ریاکاران و سالوسان از سویى می‌شود.
8. مقام انسان کامل به مراتب از مَلَک برتر است؛ زیرا:
1. ملک در دنیا و آخرت در خدمت عبدصالح است.
2. فاعلیت مَلَک، جبرى بوده و امتیازى براى او محسوب نمی‌شود.
3. در شب معراج، پیامبر(ص) از جبرئیل امین پیش‌تر رفت ... و در جایى که ملائکه تدبیر کننده برخى امورند،[8] [در طول فاعلیت خداوند] چرا این انسان‌هاى خودساخته و به خدا رسیده، این‌گونه نباشد؟
9. سیره بزرگان و جلیلانِ حکیم بر این است که برخى از امور را که در توان زیردستان خود می‌یابند، به آنها واگذارند، تا تحت نظارت ایشان، مراجعان را پاسخ‌گو باشند تا از این طریق، هم این افراد تربیت ویژه بیابند و نیز پاداش زحمات گذشته خود را دریافت کنند و هم دیگران ایشان و مقامات آنها را بشناسند و راحت‌تر با آنها در تماس و اُنس قرار بگیرند.
البته مراجعان می‌دانند که این وسایط، هرگز همتا و هم عرض آن جلیل و رئیس واقع نمی‌شوند و بدون اجازه و اراده او، کاره‌اى نیستند.
جان کلام این‌که: براى اتصال به غیب و امتثال اوامر الهى و تربیت و تعالى و ترقى خود و رفع حوایج دنیوى و اخروى - جسمى و معنوى - خود نیازمند شناخت، مراجعه، توسل و محبت به اولیاءالله(ع) می‌باشیم، و توسل به آنها، به معناى توسل به اسباب و ریسمان محکم الهى و وسایط بارگاه ربوبى است. وسایطى که در وجود و تمامى شئون وجودى خود وابسته به خدواند هستند و فاعلیتشان و قاضى الحاجات بودنشان در طول فاعلیت و قاضى الحاجات بودن خداوند است و چنین مراجعه‌اى شرک نیست؛ زیرا قاضى الحاجات مستقل فقط خداوند است.
منابع براى مطالعه بیشتر:
1. موسوى اصفهانى، سید محمد تقى، مکیال المکارم، مترجم: حائرى قزوینى، سید مهدى، ج 1 و 2.
2. مصباح یزدى، محمد تقى، آموزش عقاید، ج 1 - 3.
3. مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن، ج 1 - 3.
4. شیروانى، على، معارف اسلامى در آثار شهید مطهرى، ص250 – 251 و 90 - 110.
5. همچنین به کتاب‌های کلامى، مباحث شفاعت و توحید افعالى و مباحث امامت مراجعه شود.
 

[1]. ر.ک: جاثیه، 12- 13؛ لقمان، 20.
[4]. زیارت جامعه کبیره.
[5]. مائده، 35؛ آل عمران، 103؛ اسرا، 57.
[6]. ر.ک: حائرى، سید مهدى، ترجمه مکیال المکارم، ج 1، ص 639 و 625؛ کتب تفاسیر ذیل سه آیه فوق.
[7]. اسراء، 79.
[8]. نازعات، 5.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    771986 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    481404 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    340665 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    335769 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    332507 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود.نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ثنای الاهی شروع ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    280640 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد. در هر حال، ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    272273 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را هفده تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    271653 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    269959 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    222606 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

8024  نفر