جستجوی پیشرفته
بازدید
11590
تاریخ بروزرسانی 1393/11/02
خلاصه پرسش
آیا در واقعه بدر و تبوک، پیامبر خدا(ص) مرتکب ترک اولی یا ترک مصلحت شده است؟
پرسش
قرآن در واقعه بدر و تبوک، پیامبر اسلام(ص) را مورد عتاب قرار می‌دهد که چرا این تصمیم را گرفته‌ای و یا چرا این کار را کرده‌ای! آیا اینها منافاتی با عصمت پیامبر(ص) ندارد؟
پاسخ اجمالی

گروهی از دانشمندان مسلمان معتقدند در مواردی که وحیى در باره رخدادی به پیامبر (ص) نمی‌رسید، آن‌جناب از روى اجتهاد خودش تصمیم می‌گرفت. البته ممکن بود که تصمیمات آن‌حضرت خلاف اولویت یا مصلحت بوده باشد. آنچه در آیات مربوط به واقعه "بدر" و "تبوک" در قرآن ذکر شده است، این است که خداوند پیامبرش را خطاب و عتاب می‌فرماید که چرا بر خلاف اولویت یا مصلحت عمل کرده است.
گروهی دیگر از دانشمندان، بر این باورند که عصمت انبیا منافاتی با ترک اولی ندارد، ولی در عین حال در باره این آیات با استناد به دلایل و قرائن قطعی، می‌گویند:
در آیه 67 سوره انفال؛ "هیچ پیامبری را نمی‌‏سزد و روا نیست که برایش اسیرانى باشد تا..."، پیامبر عظیم الشان اسلام مورد خطاب و عتاب نیست، بلکه شرکت کنندگان در جنگ بدر مورد خطاب می‌باشند.
همچنین در آیه 43 سوره توبه؛ "خدای بر تو بخشود؛ چرا به متخلفان در جنگ تبوک، اجازه دادی... "، اذن رسول خدا (ص) نه ذنب عرفى است، نه لغوى و عتاب در این آیه هم عتابى غیر جدى است. در حقیقت، دعا و تقدیر و تکریم نسبت به ساحت پیامبر (ص) است.
پس ترک اولی یا ترک مصلحت هم در این رخدادها از پیامبر (ص) سر نزده است.

پاسخ تفصیلی

درباره این نکته که آیا عصمت انبیا اقتضا می‌کند که پیامبر حتی اولی را ترک نکند یا چنین اقتضایی وجود ندارد، بحث‌های خوبی از ناحیه دانشمندان اسلامی صورت گرفته است.

در بحث عصمت انبیا گفته‌اند: نهایت چیزی که برهان بر آن دلالت دارد، عصمت از عصیان و خطا و نسیان است، نه عدم ارتکاب ترک اولی و خداوند هم گاهی انبیای خودش را گرفتار نوعی مجازات کرده است که چرا از بین دو کار خوب و خوب‌تر، خوب‌تر را رها کرده اند. [1]

گروهی می‌گویند: اگر در موضوع و رخدادی که وحیی در باره آن فرود نیامده بود، پیامبر (ص) تصمیمی می‌گرفت که بهتر بود به گونه دیگر عمل می‌شد، بلافاصله وحی نازل می‌شد و بر خلاف اولویت رأی او، گوشزد می‌شد، مانند آنچه در واقعه اسرای "بدر" [2] اتفاق افتاد که به پیامبر (ص) هشدار داد که به حکم اولویت باز گردد یا اذنی که در جنگ "تبوک" [3] به گروهی از منافقان داد. [4]

اما غالب دانشمندان شیعه اگر هم در بحث عصمت انبیا، ترک اولی را مضر ندانند، مفاد این دو آیه را ارتکاب ترک اولی از ناحیه پیامبر (ص) نمی‌دانند. مثلاً درباره واقعه جنگ بدر می‌گویند که خطاب و عتاب در این آیه متوجه پیامبر عظیم الشان اسلام نیست.

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان می‌نویسد: معنای آیه این است که در سنتی که خداوند در میان پیامبرانش جاری کرده سابقه ندارد که پیامبر اسیری گرفته باشد و حق داشته باشد که با گرفتن اسیر مالى به دست آورد، مگر بعد از آن‌که آیینش در زمین پای‌گیر شده باشد.

همه مفسران اتفاق دارند بر این که نزول این آیات بعد از واقعه بدر اتفاق افتاده و شرکت کنندگان در جنگ بدر را مورد عتاب قرار داده و در نهایت غنیمت را براى آنان مباح می‌‏کند، [5] گرچه بعضى قایل شده‌‏اند به این که عتاب در آیات راجع به این است که چرا فدیه گرفتند، یا چرا غنیمت را قبل از آن که از جانب خدا مباح شود حلال شمردند، در این صورت پیغمبر (ص) نیز مورد عتاب خواهد بود، چون ایشان قبل از اذن الهی با مردم در باره ی فدیه مشورت کردند، ولی این حرف، نمی‌تواند درست باشد؛ زیرا مسلمانان بعد از نزول این آیات فدیه گرفتند نه پیش از آن تا مستوجب عتاب شوند. رسول خدا (ص) هم أجل از این است که در باره‏اش احتمال رود که چیزى را قبل از اذن خدا و وحى آسمانى حلال کند، و حاشا بر ساحت مقدس خداى سبحان که پیغمبرش را به عذابى عظیم تهدید کند، چون در شان او نیست که بدون جرم عذاب بفرستد، در حالی که او خودش پیامبرش را معصوم از گناهان کرده و معلوم است که عذاب عظیم جز بر گناه عظیم نازل نمی‌‏شود. [6]

تفسیر نمونه در این باره می‌گوید: ظاهر آیات فوق بحث پیرامون گرفتن اسیران جنگى است، نه مسئله گرفتن فدیه بعد از جنگ، به این ترتیب بسیارى از اشکالات که در فهم تفسیر آیه براى جمعى از مفسران پیدا شده خود بخود حل خواهد شد.

نیز ملامت و سرزنش متوجه گروهى است که قبل از پیروزى کامل مشغول گرفتن اسیران به منظور هدف‌هاى مادى شدند، و هیچ گونه ارتباطى با شخص پیامبر (ص) و آن دسته از مؤمنان که هدف جهاد را تعقیب می‌کردند، ندارد.

بنابر این، بحث‌هایى از قبیل این‌که آیا پیامبر (ص) در این‌جا مرتکب گناهى شده و چگونه با مقام عصمت او سازگار است، همگى بى‌مورد است.

همچنین احادیثى که در بعضى از کتب اهل تسنن در تفسیر آیه وارد شده و می‌‏گوید: آیه مربوط به اقدام پیامبر و مسلمانان به گرفتن فدیه در مقابل اسیران جنگى بعد از جنگ بدر و قبل از اجازه خداوند است و... بی‌اساس می‌باشد.8

اما در باره اذن پیامبر (ص) در واقعه تبوک، گروهی همانند فخر رازى و غیر او ‏گفته اند که عفو در مقابل ترک اولى بوده و ترک اولى در عرف متشرعه ذنب شمرده نمی‌‏شود و مستتبع عقاب نیست.

عده‌ای دیگر گفته‌اند که عفو در مقابل ترک اصلح بوده و ترک اصلح اگر چه ذنب لغوى است، اما ذنب با معصیت فرق دارد. به هر حال اذن دادن آن‌جناب از روى اجتهاد خودش بوده، چون قبلا وحیى در این باره به وى نرسیده بود و اشتباه در این‌گونه موارد از انبیا (ع) جایز و ممکن است. آنچه جایز نیست صدور مخالفت وحى و نافرمانى خداست که به طور اتفاق انبیا(ع) از آن معصوم‌اند و محال است که پیغمبر خدا دروغ بگوید، یا در آنچه که به وى وحى شده خطا برود و یا عملاً با آن مخالفت کند.

علامه طباطبائی ضمن نقل و نقد این اقوال می‌گوید:   این آیه در این مقام است که ادعا کند نفاق و دروغ‌گویى متخلفان ظاهر است و آنها با مختصر امتحانى خود را لو می‌‏دهند و رسوا می‌‏شوند و مناسب این مقام این است که خطاب و عتاب را متوجه مخاطب نموده و او را سرزنش کنند؛ مثل این‌که مخاطب باعث شده که حیثیت آنان محفوظ بماند و او روپوش بر روى رسوایی‌هاى آنان انداخته و این خود یکى از آداب کلام است که منظور از آن تنها و تنها بیان روشنى مطلب و وضوح آن است و بیش از این را افاده نمی‌‏کند. عینا مانند مثل معروف در به تو می‌‏گویم دیوار تو بشنو که معناى مطابقیش مقصود نیست.

در این جمله نیز مقصود این نیست که تقصیرى به گردن رسول خدا (ص) بیندازد و آن گاه بگوید خدا از تقصیرت گذشت، حاشا از آن جناب که سوء تدبیرى در احیای امر خدا از او سرزند و بدین جهت مرتکب گناهى شود، بلکه منظور از آن، همان افاده ظهور و وضوح دروغ منافقین است و بس.

این که فرمود چرا به ایشان اجازه دادى معنایش این است که اگر اجازه نمی‌‏دادى بهتر و زودتر رسوا مى‏شدند، و ایشان بخاطر سوء سریره و فساد نیت، مستحق این معنا بودند، نه این که بخواهد بفرماید اجازه ندادن به مصلحت دین نزدیک‏تر و اصولاً داراى مصلحت بیشترى بود. [7]

لذا اذن رسول خدا (ص) نه ذنب عرفى است نه لغوى و عتاب در این آیه هم عتابى غیر جدى می باشد و در واقع عبارت "عفا الله عنک" دعاست نه اخبار. [8]

جهت مطالعه و بررسی بیشتر رجوع شود به:

1. تأملات در علم اصول فقه، سلسله درس های خارج علم اصول، کتاب اول، دفتر پنجم، مبادی صدوری سنت، ص 31- 33، استاد هادوی تهرانی.

2. نمایه ی: عصمت انبیا از دیدگاه قرآن، سؤال 112 (سایت: ۹۹۸) .

3. نمایه ی: آیات عصمت و عدم عصمت انبیا (ع) در قرآن، سؤال 129   (سایت: ۱۰۶۹).

 

 

 

[1] هادوی تهرانی، مهدی، تأملات در علم اصول فقه، سلسله درس های خارج علم اصول، کتاب اول، دفتر پنجم، مبادی صدوری سنت، ص 21و 22.

[2] قرآن در این باره ی واقعه ی اسرای "بدر" می فرماید: "ما کان لنبی ان یکون له اسری..." هیچ پیغمبر را نمى‏سزد و روا نیست که برایش اسیرانى باشد تا آن زمانى که (دینش) در زمین مستقر گردد...، انفال، 67.

[3] گروهی از منافقان نزد پیامبر آمدند و پس از بیان عذرهای گوناگون و حتی خوردن سوگند، اجازه خواستند که آن حضرت آنان را از شرکت در میدان نبرد معذور دارد و پیامبر به این گروه اجازه داد.

"عفا الله عنک لم اذنت لهم [3] ..."؛ خدای بر تو بخشود؛ چرا به آنان اجازه دادی... با در نظر داشتن این که استفهام در آیه برای انکار و یا توبیخ است، معنای آیه چنین می شود جا داشت به هیچ وجه اذن نمی دادی به این که تخلف ورزیده و از جنگ کناره گیری کنند. توبه، 43.

[4] عبدالغنی خطیب، قرآن و علم امروز، ص 64.

[5] یعنی خداوند در این آیات مسلمانانى را که در جنگ بدر شرکت داشتند بدین جهت مورد عتاب قرار داده که از کفار اسیرانى گرفتند و آن گاه از رسول خدا (ص) درخواست کردند که به قتل آنان فرمان ندهد، و در عوض خونبها از آنان بگیرد و آزادشان سازد تا بدین وسیله نیروى مالى آنان علیه کفار تقویت یافته و نواقص خود را اصلاح کنند، هر چند خداوند بشدت مسلمانان را عتاب کرد، ولى پیشنهادشان را پذیرفت و تصرف در غنیمت را که شامل خونبها نیز مى‏شود برایشان مباح کرد .

[6] طباطبائی، محمد حسین، المیزان (ترجمه فارسی)، ج 9، ص 177- 180 .

[7] دلیل این معنا چهارمین آیه بعد از آیه مورد بحث است که مى‏فرماید: "لو خرجوا فیکم ما زادوکم الا خبالا و لاوضعوا خلالکم یبغونکم الفتنة و فیکم سماعون لهم ..."؛ زیرا از این آیه بر مى‏آید که اذن ندادن آنجناب فى نفسه مصلحت نداشته، بلکه مصلحت اذن دادنش بیشتر بوده ، زیرا اگر اذن نمى‏داد و منافقین را با خود مى‏برد ، بقیه مسلمانان را هم دچار خبال ، یعنى فساد افکار می‌‏کرد ، و هم اتحاد و اتفاق آنان را مبدل به تفرقه و اختلاف مى‏نمود. پس ، اصلح همین بود که اجازه تخلف بدهد . ترجمة المیزان، ج 9، ص 383

[8] برای آگاهی بیشتر رجوع شود به: طباطبائی، محمد حسین، المیزان، (ترجمه فارسی)، ج 9، ص 381- 388.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    846385 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    514887 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    392684 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    385774 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود.نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ثنای الاهی شروع ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    356016 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    310246 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    297313 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد. در هر حال، ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    295570 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    291322 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    277674 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

5585  نفر