جستجوی پیشرفته
بازدید
43953
تاریخ بروزرسانی 1395/05/23
خلاصه پرسش
منظور از «عدل» در اصول دین چیست؟
پرسش
منظور از «عدل» در اصول دین چیست؟
پاسخ اجمالی
عدل به تمامى معانى آن به نحوى در علم کلام مورد بحث و بررسى قرار می‌گیرد؛ لکن آنچه بیشتر از سایر معانى آن مورد نقض و ابرام واقع گشته و سبب جدایى عدلیه (امامیه و معتزله) از اشاعره است، «عدل» به معناى ضرورت رعایت استحقاق‌هاى مکلفان در مقام جزا ( پاداش و عقاب) است.
اشاعره هر کارى را که از خدا صادر شود، عین عدل می‌دانند و معتقدند حتى اگر خدا تمامى انبیا و مؤمنان را به جهنم و تمامى کفار و مشرکان و منافقان را به بهشت ببرد (که امکان آن هم می‌رود!)  این عمل خداوند عین عدل است.
عدلیه (با تمسک به حسن و قبح ذاتى و عقلى و اقتضائات ذات خداوند که خیر محض و کمال و علم و قدرت مطلق است) معتقدند: صدور قبایح از جمله ظلم از خداوند محال و رعایت محسنات از جمله عدل از جانب خداوند ضرورى و لازم است.
 
پاسخ تفصیلی
«عدل» در لغت به معناى «میانه‌روى» و اجتناب از افراط و تفریط است و اگر با «عن» متعدّى شود، به معناى عدول و انصراف می‌آید. این واژه به معناى «مثل» و «هم‌اندازه» (معادل) نیز به کار گرفته می‌شود و گاه به معناى «بدل و جانشین» و «فدیه» است.[1] لکن در علم کلام و عقاید و... از حیث معانى ذیل مورد بررسى قرار می‌گیرد:
1. عدل به معناى تعادل و تساوى و عدم تبعیض؛ وقتى که استحقاق‌ها مساوى باشند.
2. عدل به معناى دورى از گناهان کبیره و عدم اشتهار به فسق؛ البته بیشترین کاربرد عدل به این معنا، در علم فقه است، لکن در کلام نیز در بحث امامت و ولایت فقیه مورد استفاده واقع می‌شود.
3. عدل با مفهومى اخلاقى به معناى رعایت حقوق دیگران در مقابل ظلم به معناى تجاوز به حقوق دیگران.
4. عدل با مفهومى اجتماعى به معناى توزیع عادلانه امکانات اجتماعى و امکان بهره‌ورى یکسان مردم از امکانات تربیتى، فرهنگى، علمى، اقتصادى و رفاهى.
5. عدل به معناى متعادل و موزون و قرار گرفتن هر چیزى در جاى مناسب خودش، به این منظور که آن چیز در پى تعامل با سایر امور، نظامى احسن بسازد و عالم هستى را به سوى هدفى معیّن سوق دهد. این معنا از آن‌جا که نگاهى به کل نظام هستى دارد، مفهومى فلسفى قلمداد می‌شود.
6. عدل به معناى رعایت استحقاق‌ها در مقام تشریع و قضاوت و حساب‌رسى و اعطاى پاداش یا اعمال مجازات و عقاب در مقابلِ ظلم به معناى کم نهادن از دستمزد مناسب استحقاق یا عقاب بیش از مقدار مناسب با جرم و عصیان.
در قرآن کریم[2] نیز واژه عدل در معانى لغوى و اصطلاحى مختلف آن به کار برده شده است، لکن اکثر موارد آن، به صورت نفى ظلم از خداوند در مقام ثواب و عقاب در دنیا یا آخرت است.
در سایر موارد، قسط و عدل را هدفى مهم براى بعثت انبیا دانسته و انبیا و سایر مردم را به رعایت عدالت و احترام به حقوق یکدیگر و عدم تجاوز به حقوق دیگران دعوت نموده و یا به قضاوت عادلانه و منصفانه دستور داده است. به علاوه؛ خلقت آسمان‌ها و زمین و انسان را متعادل و متوازن معرفى می‌نماید.
از میان معانى فوق، عدل الهی در مقام ثواب و عقاب بیش از بقیه مورد بحث و بررسى و نقض و ابرام واقع شده است.
اشاعره (پیروان ابوالحسن اشعرى) معتقدند: هیچ چیزى بر خداوند ضرورى و واجب نیست و اعتقاد به وجوب چیزى بر خداوند، مستلزم تحدید او و تعیین تکلیف براى او است، در حالی که هیچ بنده‌اى حق تعیین تکلیف براى خدا و محدود کردن دایره قدرت و اراده و فعالیت آن ذات اقدس را ندارد. از این‌رو؛ کسى حق ندارد که بگوید «صدور عدالت بر خدا لازم و انجام قبیح مثل ظلم بر او ممتنع است»، بلکه هر آنچه خدا انجام دهد، عین عدالت است، گرچه تمامى مؤمنان را به جهنم و تمامى کفار را به بهشت بفرستد! و این محال نیست.
منشأ اشتباه این گروه، نحوه بیانى است که معتزله در مورد ضرورت عدالت بر خداوند دارند؛ زیرا معتزله (پیروان واصل بن  عطاء) با تمسک به حسن و قبح عقلى و ذاتى، رعایت عدالت در دنیا و آخرت را بر خداوند واجب می‌دانند که بیان آنها با نوعى تحدید و تعیین تکلیف براى خداوند همراه است!
در این میان امامیه (پیروان ائمه اثنى عشر) معتقدند: با توجه به حسن و قبح ذاتى و عقلى و با توجه به اقتضائات کمالى ذات خداوند، صدور قبایح از جمله: خلف وعده و کذب و ظلم از خداوند ممکن نیست و وقتى که صدور قبایح از خدا محال باشد، هر آنچه از خداوند صادر شود، حَسَن و عین عدالت خواهد بود. بنابراین، با توجه به وعده‌هایى که قرآن کریم داده است و با توجه به این‌که خلف وعده از او محال است، امکان ندارد که کفار و منافقان و مشرکانى را که بر کفر و نفاق و شرک مرده‌اند، به بهشت ببرد و  بر عکس انبیا و اولیا و مؤمنان را به جهنم بیفکند.
به عبارت روشن‌تر؛ صدور عدل و صدق و وفاى به عهد «از خدا» ضرورى و واجب و صدور قبایح «از خدا» محال است، نه این‌که صدور عدل «بر خدا» واجب و صدور ظلم «بر خدا» حرام باشد. «وجوب» در این‌جا به معناى «ضرورت فلسفى» در مقابل محال و ممتنع است، نه به معناى وجوب عقلى و یا شرعى به عنوان حکمى لازم بر خداوند. از این‌رو؛ نقش عقل در این‌جا کاشفیت از واقع و نفس الأمر است، نه صدور حکمى بر خداوند. عقل تشخیص می‌دهد که حتماً خدا عادل است و هرگز بر کسی در دنیا یا آخرت ظلم روا نداشته و نخواهد داشت، اما توان تعیین تکلیف براى خداوند و تحدید او را ندارد.
در پى این نزاع؛ امامیه و معتزله به عدلیه معروف شدند و عدل را به عنوان یکى از اصول مذهب به اصول دین اضافه کردند، در حالی که اشاعره همچنان تنها توحید و نبوت و معاد را از اصول دین می‌دانستند. البته بین ایده معتزله و شیعه نیز تفاوت‌هاى فراوانى است، و نظر شیعه از افراط معتزله و تفریط اشعرى دور است.
لازم به ذکر است که عدل به این معنا، داراى لوازمى است که در فقه یا کلام یا هر دو مورد استفاده و بررسى واقع شده‌اند. آنها عبارت‌اند از:
الف. عدل در تکوین:
هر مخلوقى متعادل و متوازن خلق شده است و اجزاى آن به گونه‌اى تعبیه شده‌اند که بتوانند در مجموع، آن موجود را به کمال لایق برسانند. از آن سوى به هر موجودى در عالم آفرینش نقشى خاص داده شده، تا کل عالم هستى نیز به صورت منسجم و هماهنگ به سوى هدفى از پیش مقرر شده، حرکت نماید.
ب. عدل در عالم تشریع:
عدل تشریعى دو ملازمه دارد:
1. قبح عقاب بلا بیان:[3] خداوند کسى را به خاطر ترک تکلیف از روى جهل، (البته اگر قاصر باشد نه مقصر) عقاب نخواهد نمود. از این‌رو؛ اگر کسى با مبلغ و منذرى مواجه نگردید تا با دین آشنا شود و توان مهاجرت و تحقیق را نیز نداشت، مستضعف محسوب می‌شود و به دلیل اعمال جاهلانه خویش عقاب نمی‌گردد. از آن سوى در مواردى نیز که دستورى خاص از جانب شرع نرسیده است، حکم به جایز بودن آن عمل می‌شود.
2. قبح تکلیف بما لا یطاق:[4] خداوند بیش از توان انسان از او تکلیفى نخواسته و عُسر و حَرَج را از کسانى که معذورند، برداشته است.[5] از هر کسى تنها در حد توانش انتظار می‌رود و اعمالش نیز طبق توانایی‌هایش ارزیابى می‌گردد. اگر نیک باشد، پاداش داده می‌شود و اگر زشت باشد، معاقبه می‌گردد.
ج. عدل در محشر:
خداوند در روز قیامت با توجه به موارد فوق به عدالت حکم می‌کند.
د. عدل در اجراى حکم:
خداوند در اجراى حکم نیز به عدالت عمل می‌کند؛ نیکان را پاداش و بدکاران را عقاب می‌نماید.
قابل توجه است که در ادعیه امامان معصوم‏(ع) همواره از عدالت خداوند به او پناه برده شده است و در قرآن نیز صفت عدل به صورت سلب ظلم به خداوند نسبت داده شده است. رمز آن این است که اطاعت از حق و عبادت او آن‌گونه که شایسته او است، و شکر نعمات او به گونه‌اى که جبران نعمات و هدایاى الهی را بنماید، در توان کسى نیست؛ چرا که توفیق اطاعت و شکر او نیز خود تفضّلى دیگر و موهبتى دیگر است و شکرى جدید را می‌طلبد.
از سوى دیگر؛ اطاعت و تشکر در مقابل نعماتى است که در دنیا در اختیار ما نهاده شده است. بنابراین، ثواب اخروى، چیزى جز تفضّل و عنایتى مضاعف نیست؛ یعنى از آن‌جا که رحمت الهی بر غضبش مقدم است و خداوند رحمت را بر خود واجب نموده،[6] سنت الهی بر دادن پاداش دوباره در مقابل اطاعت و تشکر واقع شده است. به همین جهت، چندین برابر اعمال حسنه مؤمنان، به آنها پاداش می‌دهد، نه فقط به قدر استحقاقشان، و از عذاب اخروى مُجرمان نیز به انحاى مختلف: از راه بلایاى دنیوى، سکرات مرگ و قبر و محشر و شفاعت می‌کاهد، به آنها تخفیف می‌دهد و آنها را به اندازه استحقاقشان مؤاخذه نمی‌کند.
از این‌رو؛ خداوند در مقام ثواب و عقاب اهل فضل و جود و احسان و عفو و مغفرت است، نه اهل عدل و احسان و تفضل و کرم و جود از حیث ارزش اخلاقى برتر از عدالت‌اند. در نتیجه، او فوق عدل است؛ چون حاکم و مولاى مطلق و خیر محض و رحمت واسعه است.
شایان ذکر است که اعتقاد به عدالت الهی در تمامى ابعاد آن، داراى آثار علمى و عقیدتى و عملى فراوانى است. این اعتقاد، در ارایه دلیل‌هاى اثبات نبوت و امامت و معاد مورد استفاده قرار می‌گیرد و در استنباط احکام نیز نقشى عظیم را ایفا می‌کند. با امید به عدل الهی در قیامت، صبر در مقابل ظلم و ستم دیگران (در صورت عجز از دفاع و دفع ظلم) آسان‌تر و مؤمنان به انجام حسنات و سبقت بر خیرات و اقامه عدل و قسط در جامعه و رعایت حقوق یکدیگر تشویق می‌شوند.
منابع و مآخذ:
1. سبحانى، جعفر، الالهیات، ج 1 - 3، ص 273 – 290 و ص 301 - 310، مرکز جهانى علوم اسلامى، چاپ دوم، 1409ق.
2. سبحانى، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، ج 2، ص 329 - 334، قم، مرکز مدیریت حوزه، چاپ دوم، 1366ش.
3. شهرستانى، عبدالکریم، الملل و النحل، ج 1 - 2، ص 47 و 48، مصر، الانجلو، چاپ دوم، 1375ق.
4. حلبى، ابی الصلاح، تقریب المعارف، ص 71 و 88 - 92، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1363ش.
5. علم الهدى، سید مرتضى، الذخیره، ص 211 - 255، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1411ق.
6. مطهرى، مرتضى، عدل الهی، ص 59 – 66، چاپ دهم.
7. طوسى، خواجه نصیر الدین، کشف المراد، ص 356 - 367، قم، شکورى، چاپ چهارم، سال 1373ش.
8. مصباح یزدى، محمدتقى، آموزش عقاید، ج 1-2، قم، درس 20، ص 190 – 199، سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوازدهم، سال 1376ش.
9. مصباح یزدى، محمدتقى، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 72، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره).
10. سعیدى مهر، محمد، آموزش کلام اسلامى، ج 1، ص 313 – 325، قم، چاپ دوم، سال 1381ش.
 

[1]. ر. ک: مصباح المنیر، ج 1 - 2، ص 396 - 397.
[2]. ر. ک: کشف الآیات، واژه‌هاى عدل، قسط، ظلّام.
[3]. اسراء، 15.
[4]. بقره، 233 و 286؛ انعام، 152؛ اعراف، 42؛ مؤمنون، 62.
[5]. فتح، 17؛ نور، 61؛ حج، 78؛ توبه، 91؛ مائده، 6.
[6]. انعام، 12 و 54.
ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

درخبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید.

پرسش‌های اتفاقی

پربازدیدترین‌ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    867068 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    528544 حقوق و احکام 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    411033 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    399867 حقوق و احکام 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    363427 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    324050 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    305084 حقوق و احکام 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    303393 حقوق و احکام 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...
  • آیاتی را از قرآن در اثبات امامت امام علی(ع) بیان فرمائید.
    296312 گوناگون 1386/08/30
    بهترین راه اثبات امامت امام علی(ع) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    295509 اخلاق عملی 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی اگر ...

پیوند‌ها

حاضرین در سایت :

5545  نفر