
لطفا صبرکنید
18712
- اشتراک گذاری
اخلاق به معنای صفاتی است که در نفس انسان به صورت «ملکه» در آمده، و ملکه به صفتی اطلاق میشود که در روح و جان انسان چنان نفوذ کرده و راسخ شده است که افعال و آثار و رفتار مناسب با آن صفت، خودبخود و بدون تأمل و درنگ از انسان صادر میشود. اخلاق به دو قسم "فضیلت" و "رذیلت" تقسیم میشود.
اما توکل که یکی از فضایل اخلاقی است، به معنای اعتمادکردن بنده به خدای متعال و واگذار کردن همۀ کارهای خود به او است. البته توکل واقعی به خداوند مانع از توسل به اسباب نیست؛ چون که خود خدا فرمود که از اسباب کمک بگیریم ولی با توکل نمودن. پس ارتباط اخلاق با توکل در آن است که توکل از مصادیق و فضیلتهای اخلاقی است.
اخلاق در لغت
اخلاق جمع «خُلُق» و «خُلق» است. این دو به معنای صفتی است که در نفس انسان به صورت «ملکه» در آمده است. و ملکه به صفتی اطلاق میشود که در روح و جان انسان چنان نفوذ کرده و راسخ شده است که افعال و آثار و رفتار مناسب با آن صفت، خودبخود و بدون تأمل و درنگ از انسان صادر میشود. مثلاً وقتی صفت تواضع و فروتنی در شخصی به حد ملکه میرسد، خودبخود و به صورت اتوماتیک در جای مناسب، تواضع میکند.
خلق ممکن است خلق مثبت باشد که به آن «فضیلت» میگوئیم و ممکن است خلق منفی باشد که به آن «رذیلت» گفته میشود.
بنابراین، اخلاق به معنای جمیع صفات پسندیده(فضائل) و ناپسند(رذائل) است که در انسان به صورت ملکه درآمده است.[1]
گفتنی است که خلق و اخلاق، از مقولۀ هیئت و حالت نفسانی است؛ نه از مقولۀ عمل و رفتار؛ زیرا اخلاق آن حالت و قدرت درونی انسان است که رفتارهای خوب یا بد، از آن تولید میشود و رفتارها زائیده اخلاق هستند نه خود اخلاق؛ به همین دلیل اگر کسی ملکه سخاوت را داشته باشد؛ اما به دلایلی مانند فقر یا موانع دیگر، قدرت بذل و بخشش نداشته باشد باز هم سخاوتمند تلقی میشود، همانگونه که به افرادی که روح بخشندگی ندارند؛ اما برای ریاکاری و مانند آن مالی را میبخشند سخی گفته نمیشود.
اساساً به حالتهای خوب یا بد اتفاقی که به موجب آنها فعلی از انسان صادر میشود، خلق گفته نمیشود، بلکه به حالتی که در روح نفوذ کرده و از حالتهای ثابت انسان شده است، خلق گویند.[2]
تعریف توکل
یکی از مفاهیم عام در اخلاق اسلامی که ناظر به صفتی نفسانی و بیانگر رابطهای خاص میان انسان و خداوند است، مفهوم «توکل» است. توکل، منزلی از منازل سالکان الی الله و مقامی از مقامات موحدان است و از بالاترین درجات اهل یقین است.[3]
توکل، عبارت است از: اعتماد و اطمینان قلبی بنده در جمیع امور خود به خدا، و حواله کردن همۀ کارهای خود را به او و تکیه بر حول و قوۀ الهی نمودن.[4]
پیامبر اسلام(ص) فرمود: «از جبرئیل پرسیدم: توکل چیست؟ پاسخ داد: آگاهی به این واقعیت که مخلوق، نه زیان میرساند و نه عطا و منعی دارد، و اینکه چشم از دست و سرمایه مردم برداری؛ هنگامی که بندهای چنین شد جز برای خدا کار نمیکند و به غیر او امیدی ندارد. و اینها همگی حقیقت و مرز توکلاند».[5]
این صفت باارزش در صورتی تحقق مییابد که انسان همۀ کارهایی را که در عالم هستی انجام میگیرد، از جانب پروردگار بداند و هیچ قدرتی را جز او مؤثر نداند. و معتقد باشد که حول و قوهای نیست مگر به واسطۀ او. اگر کسی واقعا چنین اعتقادی داشته باشد، در دل به خدا اعتماد پیدا کرده و بر او تکیه میکند.[6]
البته این بالاترین مرتبهی توکل است، ولی توکل دارای مراتبی است که عبارتاند از:
- ضعیفترین درجات توکل اینکه انسان اعتمادش به خدا مانند اعتماد به وکیل در دعاوی باشد. در این مرتبه عمدۀ نظر به حل شدن کار است.
- حالت متوسط: غیر خدا را نشناسد و به جز او به کسی پناه نبرد؛ مانند وابستگی طفل به مادرش؛ و این مرتبۀ متوسط توکل است.
- عالیترین درجهی توکل حالتی است که فرد خود را صد در صد وابسته به خدا میبیند، مانند میت در نزد غسال.[7]
نکته قابل توجه این است که توکل بر خدا مانع از توسل به اسباب نیست؛ زیرا جهان طبیعت، جهان اسباب و مسببات است، هر بود و نبودی به دنبال وجود و عدمِ علتهای طبیعی خود است ولی همۀ این علتها به علت و مبدأ اول بازگشت میکنند و همۀ این علل و اسباب به فرمان او و طبق اراده و خواست او انجام وظیفه مینمایند.
در بحث توحید، یک قسم از توحید، توحید در افعال است، بدین معنا که انسان موحد، در کل هستی فقط به یک موجود مؤثر مستقل که به نام خدا وجود دارد و تأثیر علل و اسباب دیگر، مربوط به او است، معتقد گردد.
توکل بر خدا و استمداد از نیروی غیبی، شاخهای از توحید در افعال است که توکل کننده، مؤثر حقیقی را در هر مقام و مکانی، خدا میداند.
توکل به عنوان یک ویژگی پسندیده در آیات و روایات زیادی مطرح شده است که به چند نمونه از آن اشاره میکنیم:
« اگر ایمان دارید بر خدا توکل کنید».[8] «خدا صاحبان توکل را دوست دارد».[9] «هر کس بر خدا توکل کند، خدا او را کفایت میکند».[10]
امام باقر(ع) فرمود: «کسی که بر خدا توکل کند مغلوب نمیگردد و هر کس به خدا پناه آورد، شکست نمیخورد».[11]
امام علی(ع): «توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدی و محفوظ ماندن از هر دشمنی است».[12]
از آنچه بیان شد روشن میشود که توکل یکی از فضیلتهای اخلاقی و یکی از مصادیق آن است و این است ارتباط بین اخلاق و توکل.
[1]. غرویان، محسن، فلسفه اخلاق از دیدگاه اسلام، ص 11، مؤسسه فرهنگی یمین، چاپ دوم، 1380ش.
[2]. نیلی پور، مهدی، بهشت اخلاق، ج 1، ص 28، قم، مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر، 1385ش.
[3]. همان، ج 2، ص 701.
[4]. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، ص 758، قم، هجرت، چاپ هشتم، 1381ش.
[5] . نک: نمایه شماره 99 (سایت: 2385)، جواب اجمالی.
[6]. معراج السعاده، ص 758.
[7]. همان، ص 758، 764، 765.
[8]. مائده، 23. «... وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ».
[9]. آل عمران، 159. «... فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ».
[10]. طلاق، 3. «وَ مَن یَتَوَکلَ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».
[11]. نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل ، ج2 ، ص 288 ، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث ، چاپ اول ، 1408 قمری.
[12] . منتخب میزان الحکمه ، گردآورنده : سید حمید حسینی ، باب توکل ، مؤسسه علمی و فرهنگی دارالحدیث ، 1385.

:
:
:
:
: