جستجوی پیشرفته
بازدید
16561
آخرین بروزرسانی: 1405/04/08
خلاصه پرسش
با توجه به هدایت ناپذیری کافران لجوج، اصرار پیامبران بر هدایت آنان و عذاب آنان در قیامت چه معنایی دارد؟
پرسش
آیۀ 5 سورۀ بقرۀ می‌فرماید: «کسانى که کافر شدند، براى آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را (از عذاب الهى) بترسانى یا نترسانى ایمان نخواهند آورد...، خدا بر دل‌ها و گوش‌هاى آنان مهر نهاد و بر چشم‌هایشان پرده‏‌اى افکنده شد و عذاب بزرگى در انتظار آنها است». طبق این آیه ظهور پیامبران کاری بیهوده و عبث بوده، حال با این مهری که خدا بر فهم آنها زده، معلوم نیست به چه جرمی باید به جهنم بروند؟!
پاسخ اجمالی

این آیات قرآن بیانگر یکی از سنت‌ها و قوانین الهی است که اگر کسی کافر شود و در عین حال که حقیقت دین را فهمید، ولی با اراده و اختیار خود نسبت به دین حق عناد ورزد و از پذیرش حقیقت رویگردان باشد، این عناد و دشمنی او سبب خواهد شد که هیچ‌گاه هدایت نشود؛ اما چون خود آگاهانه این‌راه را انتخاب کرده است، مسئول تمام عواقب آن بوده بدون آن‌که جبر لازم آید، درست مانند کسى که آگاهانه با وسیله‌‏اى چشم و گوش خود را کور و کر می‌کند تا چیزى را نبیند و نشنود.

اما این‌که اگر این کافران قابل هدایت نیستند، اصرار پیامبران براى چیست؟ باید گفت: اولاً؛ مجازات و کیفرهاى الهى همیشه با اعمال و رفتار انسان ارتباط دارد، کسى را نمی‌توان تنها به این جهت که در قلب آدم بدى است کیفر نمود، در این صورت مصداق قصاص قبل از جنایت خواهد بود. ثانیاً: برای اتمام حجت بر آنها که نگویند اگر پیامبران به سراغ ما می‌آمدند و ما را راهنمایی می‌کردند شاید هدایت می‌شدیم.

 

پاسخ تفصیلی

این دو آیه در مورد کافران لجوج است، آنان چنان در گمراهى خود سرسخت‌اند که هر چند حق براى آنان روشن شود، حاضر به پذیرش نیستند، قرآنى که راهنما و هدایتگر پرهیزکاران است، براى اینها به کلى بی‌اثر است، بگویى یا نگویى، انذار کنى یا نکنى، بشارت دهى یا ندهى، اثر ندارد. اصولاً آنها آمادگى روحى براى پیروى از حق و تسلیم شدن در برابر آن‌را ندارند.

آیۀ دوم به دلیل این تعصب و لجاجت اشاره می‌کند و می‌گوید: آنها چنان در کفر و عناد فرو رفته‌‏اند که حس تشخیص را از دست داده‌‏اند: «خدا بر دل‌ها و گوش‌هایشان مهر نهاد و بر چشم‌هاشان پرده افکنده شده است».

به همین دلیل نتیجۀ کارشان این شده است که «براى آنها عذاب بزرگى است».[1]

نخستین سؤالى که در این‌جا پیش می‌آید این است که اگر طبق آیۀ فوق خداوند بر دل‌ها و گوش‌هاى این گروه مهر نهاده، و بر چشم‌هایشان پرده افکنده، آنها مجبورند در کفر باقى بمانند، آیا این جبر نیست؟ و در چنین شرایطی مجازات آنها چه معنا دارد؟

پاسخ این سؤال را خود قرآن در جاهای دیگر داده است و آن این‌که خداوند متعال در نظام آفرینش برای هر چیزی اسباب و عللی قرار داده است، و هیچ کاری را بدون علت و سبب آن انجام نمی‌دهد. از جمله تکبر، پیروی از هوای نفس، پیروى هوس‌هاى سرکش، اصرار و لجاجت در برابر حق و ادامه به ظلم و بیدادگرى و کفر و... سبب می‌شود که پرده‌‏اى بر حس تشخیص انسان بیفتد و ابزار شناخت آدمى از کار بیفتد.[2]

اصولاً این یک امر طبیعى است که اگر انسان کار خلاف و اشتباهی را تکرار کند، به تدریج با آن انس می‌گیرد؛ زیرا در مرحله نخست یک "حالت" است، بعد یک "عادت" می‌شود، سپس مبدل به یک "ملکه" ‏گشته و جزو بافت جان او می‌شود. گاه کارش به جایى می‌رسد که بازگشت بر او ممکن نیست؛ امّا چون خود آگاهانه این‌راه را انتخاب کرد، مسئول تمام عواقب آن بوده بدون آن‌که جبر لازم آید، درست مانند کسى که آگاهانه با وسیله‌‏اى چشم و گوش خود را کور و کر می‌کند تا چیزى را نبیند و نشنود. اگر می‌بینیم اینها به خدا نسبت داده شده است، بدان سبب است که خداوند این خاصیت را در این‌گونه اعمال نهاده است. و این سبب و مسبب بودن را خداوند ایجاد کرده است.

عکس این مطلب نیز در قوانین آفرینش کاملاً مشهود است؛ یعنى کسى که پاکى و تقوا، درستى و راستى را پیشه کند، خداوند حس تشخیص او را قوی‌تر می‌سازد و درک و دید و روشن‌‏بینى خاصى به او می‌بخشد، چنان‌که در قرآن می‌خوانیم: «اى مؤمنان اگر تقوا پیشه کنید خداوند فرقان یعنى وسیله تشخیص حق از باطل را به شما عطا می‌کند».[3]

این حقیقت را در زندگى روزمره خود نیز آزموده‌‏ایم، افرادى هستند که عمل خلافى را شروع می‌کنند، در آغاز خودشان معترف‌اند که صددرصد خلاف‌کار و گنه‌کارند، و به همین دلیل از کار خود ناراحت‌اند، ولى کم کم که با آن انس گرفته این ناراحتى از بین می‌رود، و در مراحل بالاتر گاهى کارشان به جایى می‌رسد که نه تنها ناراحت نیستند؛ بلکه خوش‌حال‌اند و آن‌را وظیفۀ انسانى خود می‌شمرند.[4]

سؤال دیگرى است که در رابطه با آیات فوق به ذهن می‌رسد، این است که اگر این کافران قابل هدایت نیستند، اصرار پیامبران براى چیست؟

توجه به یک نکته پاسخ این سؤال را روشن می‌کند و آن این‌که مجازات و کیفرهاى الهى همیشه با اعمال و رفتار انسان ارتباط دارد، کسى را نمی‌توان تنها به این جهت که قلبا آدم بدى است کیفر نمود؛ بلکه لازم است ابتدا او را دعوت به سوى حق کنند، اگر تبعیت نکرد و ناپاکى درون را در عملش منعکس ساخت، در این‌حال مستحق کیفر است، در غیر این صورت مصداق قصاص قبل از جنایت خواهد بود. به عبارت دیگر، جزا و پاداش عمل، حتماً باید پس از انجام عمل باشد، و تصمیم یا آمادگى و داشتن زمینه‌‏هاى روحى و فکرى براى این کار کافى نیست.

به علاوه برای اتمام حجت بر آنها که نگویند اگر پیامبران به سراغ ما می‌آمدند و ما را راهنمایی می‌کردند شاید هدایت می‌شدیم.


[1]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏1، ص 82، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، 1374ش‏.

[2]. در سوره نساء آیه 155 می‌خوانیم: «بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْها بِکُفْرِهِمْ»؛ خداوند به واسطه کفرشان، مهر بر دل‌هاشان نهاده است»! و در سوره مؤمن آیه 35 می‌خوانیم: «کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ»؛ این‌گونه خداوند بر هر قلب متکبر جبار مهر می‌زند»! و در سوره جاثیه آیه 23 چنین آمده است: «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً»؛ آیا مشاهده کردى کسى را که هواى نفس را خداى خود قرار داد؟ و لذا گمراه شد، و خدا مهر بر گوش و قلبش نهاد و پرده بر چشمش افکنده است».

[3]. انفال، 29. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً».

[4]. برای اطلاع بیشتر به 1553 (سایت: 1578) (علم خداوند و خلقت انسان های بد) مراجعه کنید.

 

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چه مسائلی را می‌توان از امور فراطبیعی برشمرد؟
    2351 بیشتر بدانید 1400/11/07
    برای شناخت اجمالی مسائل فراطبیعی کافی است که شناخت اجمالی نسبت به مسائل طبیعی داشته باشیم؛ امور طبیعی یا مادی اموری است که دارای یکی از این ویژگی‌ها باشد:داشتن مکان خاص و اشغال فضا،اشغال زمان و زمان داشتن،قابل اشاره حسی بودن،قابلیت انقسام و بخش‌پذیری،استکمال از طریق ...
  • آیا گرفتن ناخن در شب جایز است؟
    148873 بیشتر بدانیم 1389/10/08
    از کارهای مستحبی که دین اسلام بر آن تأکید می کند، گرفتن ناخن است به هر صورتی که باشد، البته بهتر است در روز جمعه باشد و از انگشت کوچک دست چپ آغاز و به انگشت کوچک دست راست تمام شود‏. در نتیجه در هر وقت از شب ...
  • نمازهای نافله را در چه زمان هایی می بایست انجام داد؟
    142992 نماز شب و نوافل یومیه 1388/04/13
    خواندن نوافل باعث ایجاد آمادگی برای خواندن نمازهای واجب می گردد و رغبت بیشتری نسبت به ادای فرایض و نمازهای واجب در انسان ایجاد می کند.مهمترین اثر نافله آن چیزی است که در حدیثی به نام حدیث قرب نوافل آمده است: راوی از حضرت صادق (ع) و ایشان از جد ...
  • آیا دعایی برای پیدا کردن گمشده، یا گم کرده وجود دارد؟
    51482 دستور العمل ها 1393/02/31
    در برخی منابع روایی دستور العملی برای پیدا شدن گم شده بیان شده است که آن‌را ذکر می‌کنیم: جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا(ص) روایت کرده است که آن‌حضرت به امام على(ع) و فاطمه(س) این دعا را آموخت و فرمود: هرگاه بلایی به شما رسید و ...
  • آیا به جهیزیه همسرم خمس تعلق می‌گیرد؟
    27322 آنچه خمس بدان تعلق می گیرد 1392/04/29
    اکثر مراجع تقلید از این جهت که جهیزیه حکم هدیه را داشته و یا اینکه در آینده مورد استفاده واقع خواهد شد، آن را شامل خمس نمی‌دانند، ولی برخی[1] از مراجع، مورد فوق را متعلق خمس شمرده‌اند. ضمائم: پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به ...
  • حکم خواندن نماز با لباس آغشته به عرق جنب از حلال چیست؟
    143897 عرق جنب از حرام 1389/06/14
    جنب از حرام به کسی گویند که از راه حرام (زنا یا لواط یا استمنا) جنب شده باشد. و جنب از حلال به کسی گویند که از راه لذت بردن از راه حلال (همسر شرعی یا احتلام در خواب) جنب شده باشد. بنا ...
  • طرماح بن عدی طائی کیست؟ چگونه وی از همراهی با امام حسین(ع) محروم شد؟
    16495 تاريخ بزرگان 1400/09/15
    طرماح بن عدی بن عبداللّه بن خیبری بن أفلت طائی،‏[1] از اصحاب امام علی(ع)[2] و امام حسن(ع)[3] بود. برخی از گزارش‌ها نام جد او را حاتم[4] و یا حکیم[5] ذکر کرده‌اند؛ اما در برخی از منابع ...
  • با توجه به نا مرتب بودن ایام "پریود" حکم نماز وروزه من چیست؟
    38705 استحاضه 1389/06/06
    اگر بعد از زایمان عادت شما به عادت عددیه شش روز برگشت، در این هنگام شش روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار می دهی، اما اگر عادت تغییر نکرد و بر عادت عددیه هفت روز باقی ماند، پس هفت روز را حیض و مابقی را استحاضه قرار ...
  • آیا نوزده حرفی بودن بسم الله الرحمن الرحیم فلسفه ای دارد؟
    41793 علوم قرآنی 1389/07/20
    روایاتی وجود دارد که نوزده حرفی بودن "بسم الله الرحمن الرحیم" را با تعداد نگاهبانان دوزخ که نوزده نفرند، مرتبط می داند، اما با تمام فضایلی که برای این عبارت قرآنی وجود داشته و با پذیرش بخش هایی از این روایات که ناظر به کمک معنوی بسم الله به ...
  • اگر در اثناء طواف نیاز به رفع حاجت باشد؛ وظیفه چیست؟
    9866 طواف 1387/12/12
    سؤال مذکور استفتاء شد و پاسخ تعدادی از دفاتر مراجع (زید عزهم العالی) به شرح زیر می باشد: دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر هنگام ...

پربازدیدترین ها