جستجوی پیشرفته
بازدید
21329
آخرین بروزرسانی: 1393/08/03
خلاصه پرسش
آیا می توانید حکمت خدا را اثبات کنید؟
پرسش
حکمت خدا را اثبات کنید. لطفا از هیچ صفت خدا به عنوان پیش فرض استفاده نکنید؛ مثل این که خدا بی نیاز است، یا این که خدا کار قبیح انجام نمی دهد، مگر این که قبل از استفاده از آن صفت آن را کاملاً با استدلال منطقی اثبات کنید.
پاسخ اجمالی

حکما و متکلمان برای اثبات صفات خدا راه هایی را مطرح نمودند. ادله عقلی و مطالعه در آفاق، از جمله این روش ها است. در این استدلال ها با توجه به نفی بیهوده گی خلقت و نیز استناد به حرکت جهان براساس نظم به سوی یک هدف غایی حکمت خداوند اثبات می گردد.

 

پاسخ تفصیلی

توجه به این نکته ضروری است که معرفت پیدا کردن به صفات خدا اگرچه قابل مقایسه با ادراک محسوسات نیست. اما شناخت آنها امر محال و دست نیافتنی نمی باشد. به همین دلیل دانشمندان اعم از حکما و متکلمان برای شناخت و اثبات صفات خدا راه و روش هایی را فراروی ما قرار داده اند. مسلماً بهره گیری از این روش ها ما را به نتیجه مطلوب خواهد رساند. ما در ضمن این بحث به این روش ها اشاره خواهیم کرد.

 

لکن قبل از پرداختن به اصل موضوع که اثبات حکمت خداوند باشد شایسته است نکاتی که ما را در فهم بیشتر مطالب یاری می رساند، مطرح شود.

 

نکته نخست پیرامون بی نیازی خداوند است. همان گونه که می دانید نیازمندی از ویژگی های وجودات ممکن است؛ زیرا ممکنات در حدوث و بقا نیازمند به علت (علت محدثه و علت مبقیه ) می باشند. اما بعد از اثبات وجوب وجود برای خدا و نفی امکان از او مسئله نقص و نیاز نیز در مورد او منتفی می شود.

 

نکته دوم آن است که خداوند کار قبیح انجام نمی دهد. برای اثبات این امر می توان به  چند دلیل اشاره نمود:

 

دلیل اوّل: خداوند متعال داعى بر فعل قبیح ندارد، و هر فاعلى که داعى بر فعل قبیح یا بر اخلال به واجب نداشته باشد، وقوع فعل قبیح از او محال است، پس صدور کار قبیح یا اخلال به واجب از خداوند محال است.

 

امّا اثبات صغرا: شخصی که فعل قبیح انجام می‌‏دهد داراى یکى از دواعى و انگیزه‏‌هاى ذیل است:

 

1. فردى لا ابالى و بی‌‏باک است؛ یعنى باکى از ملامت دیگران ندارد، باکى از عذاب جهنم ندارد و خود را ملزم ننموده که مردى پارسا باشد، این انگیزه در ذات حق نیست؛ زیرا خداوند عبث کارى نیست که به هر کارى تن دهد.

 

2. انسانى جاهل و نادان است؛ یعنى از قبح و زشتى کار قبیح آگاه نیست، لذا مرتکب مى‏شود. این انگیزه هم در مورد خداوند مفهومى ندارد؛ زیرا که خداوند عالم على الاطلاق بوده و چیزى بر او مجهول نیست.

 

3. به قبح کار عالم است، ولى نیازمندى او را به ارتکاب قبیح وا مى‏دارد؛ مانند کسى که بر شرب خمر مضطر مى‏شود. این انگیزه هم در ذات حق نیست؛ زیرا خداوند غنى مطلق است و نیاز به هیچ وجه در ساحت قدس او راه ندارد.

 

4. قبح کار را مى‏شناسد، ولى مجبور مى‏شود که آن را انجام دهد؛ مثلاً ستمگرى وى را مجبور مى‏سازد. این انگیزه نیز در مورد خداوند مرده است؛ زیرا نیرو و قدرتى برتر و بالاتر از او وجود ندارد تا او را بر انجام کارى مجبور و وادار سازد، بلکه او فعال ما یشاء و فعال ما یرید در هستى است. پس خداوند متعال بر فعل قبیح یا اخلال به واجب داعى ندارد.

 

امّا اثبات کبرا: خداوند فاعل مختار است و فاعل مختار تا قادر بر چیزى نباشد و داعى بر آن هم نداشته باشد علّت تامه نشده و تا علت تام نشود صدور فعل محال است. حال نسبت به فعل قبیح اگرچه قدرت که یک رکن تأثیر است وجود دارد، ولى انگیزه که رکن دیگر باشد وجود ندارد، لذا صدور قبیح از خدا محال است. این مسئله نسبت به امور قبیح است و امّا نسبت به اموری که حسن و داراى مصلحت هستند خداوند هم قادر است و هم داعى دارد.[1]

 

معانی حکمت

 

حکمت در لغت به معنای عدل، اتقان و ... به کار می‌رود. از نظر لغوی به کسی حکیم گفته می‌شود که در انجام دادن امور و افعالش در نهایت اتقان باشد.[2]

 

حکمت در اصطلاح نیز به دو معنا آمده است:

 

1. شناخت حقایق اشیا آن گونه که هستند.

 

2. انجام فعلى بر وجه احسن و اکمل و مطابق مصالح کل هستى و خلقت، حال خداوند متعال به هر دو معنا حکیم است؛ زیرا که معرفت او به اشیا کامل ترین معارف است و افعال او هم در نهایت درجه استحکام و اتقان است.[3]

 

اما دلایل اثبات صفت حکمت برای خداوند از چند راه میسر است:

 

الف. دلیل عقلى

 

از معانی حکمت این است که افعال خداوند دارای غایت معقول و منطقی می‌باشند. هر فعلى که براى مقصد و غرض معینى انجام نگیرد، نزد تمام عقلا عبث و بیهوده به حساب مى‏آید و فعل عبث نزد عقلا قبیح محسوب می شود و قبلاً ثابت شد که کار قبیح بر مولاى حکیم محال است، پس کار عبث بر خداوند استحاله وقوعى دارد.[4]

 

اما این که گفته می شود افعال خداوند غرض دارد به این معنا نیست که غرض به ذات خداوند بازگشت می کند؛ زیرا همان گونه که گفته شد ذات خداوند کامل است و نیازی به این افعال ندارد و در واقع بازگشت این غرض ها به مخلوقات است. توضیح بیشتر این که گاهى فاعل فعلى را که انجام مى‏دهد، غرض به خود ذات بر مى‏گردد و گاهى براى منفعت رسانى به دیگران کارى را انجام مى‏دهد، اگر غرض او نوع اوّل باشد غرض استکمالى بوده و بر ذات حق ناروا است؛ زیرا که نشانه نقص و کمبود فاعل است و خداوند تعالی منزه از آن است، ولى اگر از نوع ثانى باشد عین کمال و ناشى از کمال فاعل است.

 

2. خداوند دارای یک سری اوصاف است که ما آنها را به اوصاف جمال و کمال می شناسیم؛ مانند عالم بودن، قادر بودن، خیرخواه، و ... بنابر این، از وجودی که متصف به این صفات است باید نظام احسن و حکیمانه صادر گردد، در غیر این صورت باید گفت که خداوند فاقد این صفات است، در صورتی که این گونه نیست و خداوند تبارک و تعالی پیوسته متصف به این صفات است.

 

ب. مطالعه در آفاق و انفس

 

خداوند همواره انسان ها را دعوت به تأمل و تدبر در جهان هستی و در خویشتن می نماید و یکی از راه های درک و شناخت را این امر می داند.[5]

 

در این زمینه باید گفت: فعل همان گونه که دلالت بر فاعل دارد، بر خصوصیات او نیز دلالت می کند؛ یعنی پس از ملاحظه ویژگی های شیء به صفات فاعل آن شیء نیز خواهیم رسید. در واقع می توان از اثر پی به مؤثر برد. ملاحظه و تأمل در جهان هستی و پدیده های این عالم اتقان، نظم و مناسبات دقیق میان تمام اجزای آن را می توان به وضوح مشاهده کرد. مشاهده پدیده ها و سیر تکاملی آنها به شکلی هدف دار با توجه به تفاوت موجود میان اجزای مجموعه هستی از جهات مختلف،[6] ما را به خالقی عالم قادر و حکیم رهنمون می سازد.

 

تنوّع در حیات دلیل دیگرى است بر حکمت و علم و قدرت خدا. با وجود یک هدف کلى که مقصد و مقصود کل حیات است، هر شی‏ء نیز براى خود داراى هدفى است که براى وصول به آن هدف آفریده شده است، ولى همراه دیگر اشیا راه تکامل مى‏پیماید؛ مثلاً زمین با باران سیراب مى‏شود. آب همان آب است و زمین همان زمین، ولى گیاهی که به واسطه این آب از زمین می روید در رنگ و طعم و فایده و نیز از حیث هدفى که در خلقت خود تعقیب مى‏کند با گیاهان دیگر تفاوت دارد. هر گیاهی براى هدفى معین به وجود آمده و با سایر انواع گیاهان راه تکامل مى‏پوید.[7]

 

بنابراین، با توجه به آنچه اشاره شد چه به لحاظ ادله عقلی و مؤیدات دیگر باید گفت: حکمت خداوند به معناى رساندن موجودات به کمال لائقشان است. همچنین حکیم بودن خداوند به معناى این است که فعلش غایت دارد نه ذات حق. و در نهایت حکمت هر مخلوقى غایتى است نهفته در ذات آن مخلوق و این که مى‏گوییم خدا حکیم است؛ یعنى مخلوقات را به سوى غایات طبیعى آنها سوق مى‏دهد.[8]

 

 

[1]محمدی علی، شرح کشف المراد، ص 213، دار الفکر، قم، چاپ چهارم، 1378 ش.

[2]ابن منظور، جمال الدین، لسان العرب، ج12، ص 140، دار صادر، بیروت، چاپ اول 1410 ق.

[3]شرح کشف المراد، ص 196.

[4]همان، ص 216.

[5] انعام، 99؛جاثیة 3.

[6] روم، 22.

[7] تفسیر هدایت، ج ‏3، ص 130، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

[8]مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج1، ص 194، انتشارات صدرا، تهران.

ترجمه پرسش در سایر زبانها
نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • چرا باید نماز را به زبان عربی بخوانیم؟
    89600 نماز 1385/11/24
    برای روشن شدن پاسخ، ابتدا باید منظور از سؤال روشن شود، اگر منظور این است که به جای عربی زبان دیگری جایگزین شود، این سؤال برای افراد بی‌گانۀ از آن زبان نیز مطرح است! و اگر منظور این است که چرا باید نماز را فقط به زبان عربی ...
  • آیا در کتب اربعه شیعی، حدیثی در ارتباط با حفظ قرآن وجود دارد؟!
    17262 حدیث 1394/07/21
    در نزد شیعه، چهار کتاب اصلی وجود دارد که به آنها کتب اربعه گفته می‌شود. این چهار کتاب، سه مؤلف دارد؛ یعنی دو کتاب از این چهار کتاب، توسط یک نفر جمع‌‌آوری شده است. با توجه به این‌که سه کتاب از این چهار کتاب بیشتر شامل روایات فقهی ...
  • آیا در میان اندیشمندان دینی نوعی فردوسی ستیزی وجود دارد؟
    7927 نقش اندیشمندان دینی 1393/01/20
    در مورد شاعران مسلمانی که در ادبیات فارسی نقش چشمگیری داشته‌­اند، نه باید راه افراط را پیموده و نه از سر تفریط قدم برداشت. در این زمینه، نمایه «مولوی اعتقادات و انتقادات»، سؤال 6419 مطالعه شود. فردوسی نیز استثنایی از این کلیت نیست. واضح است که او ...
  • هرمنوتیک چیست و چه ارتباطی با نسبی گرایی دارد؟
    67924 هرمنوتیک 1387/02/14
    واژه هرمنوتیک داراى دو اصطلاح است:أ- اصطلاح عام: در این اصطلاح، این واژه هر گونه تحقیقى را که در باره تفسیر متن صورت بگیرد، شامل می‌‏شود، از این رو هرمنوتیک، تمام نحله‌‏ها را در این زمینه در بر می‌گیرد و ...
  • اگر به نذر عمل نشود، وظیفه‌ چیست؟
    31325 عهد، نذر و سوگند 1395/09/15
    چنانچه نذر مذکور، مطلق بوده و زمانی برای آن تعیین نشده‌ است، به نحوی که اگر الان آن‌را انجام دهد، مخالفت با نذر به شمار نمی‌آید، باید طبق نذر عمل کند و چیز دیگری بر عهده وی نیست. اما اگر نذر، زمان خاصی داشته و از روی عمد ...
  • چرا در آیه «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» و نیز سه آیه بعد از آن، کلماتی که با «نفس» مرتبطند، تماماً مؤنث‌اند؟
    23043 صرف و نحو 1394/04/23
    «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ؛ ارْجِعی‏ إِلى‏ رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً؛ فَادْخُلی‏ فی‏ عِبادی‏؛وَ ادْخُلی‏ جَنَّتی‏».[1] همانگونه که در پرسش مطرح شد، تمام کلمات مرتبط با واژگان «نفس»، کلماتی مؤنث‌اند. «أیتها»، «المطمئنة»، «ارجعی»، «ربّکِ»، «راضیة»، «مرضیة»، «فادخلی» و «ادخلی». دلیل برخورد با واژه‌هایی چون «نفس» به ...
  • برادران حضرت یوسف(ع) دچار چه نوع ضعف‌هاى اخلاقى بودند؟
    21034 تفسیر 1392/07/16
    از مهم‌ترین رذایل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف(ع) حسادت، تکبّر، تهمت و دروغ آنان بود. منشأ این رذائل و ضعف‌های اخلاقی برادران یوسف، نقصان شخصیتی آنها بود و آنان برای توجیه رفتار ناشایستشان به فرافکنی پرداخته و پدر را مقصّر می‌شمارند. برادران یوسف بجای این‌که دلیل محبت بیشتر ...
  • چرا در آیه وضو، «مرافق» به صورت جمع آمده، اما «کعبین» به صورت تثنیه است؟
    25239 تفسیر 1392/10/23
    آیه وضو که بیان کننده کیفیت وضو ساختن است، در آیه ششم سوره مائده آمده است که در آن خداوند می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‌‌اید! هنگامى که به نماز می‌‌ایستید، صورت و دست‌‌ها را تا آرنج‌‌ها بشویید! و سر و پاها را تا مفصل‌‌ها [برآمدگى پشت پا] ...
  • حکم مایع لزجی که گاهی در خواب از شخص خارج می گردد چیست؟
    20076 Laws and Jurisprudence 1388/08/07
    در خصوص حکم خود ارضایی و راه های نجات از آن می توانید به نمایه های: استمنا و راه نجات از آن سؤال شماره 326 (سایت: 1887)، راه نجات از استمناء سؤال شماره 1028 (سایت: 1083)،
  • زندگی‌نامه‌ی برید بن معاویه عجلی را بیان نمایید.
    2771 تاريخ بزرگان 1399/09/12
    برید بن معاویه عجلی،[1] عربی،[2] از اصحاب امام باقر(ع)[3] و امام صادق‌(ع)[4] است. کنیه وی اباالقاسم بود[5] و به همراه زرارة بن اعین، معروف ابن خربوذ مکی، ابوبصیر اسدی، فضیل بن یسار و محمد بن مسلم ...

پربازدیدترین ها