بازدید
4202
آخرین بروزرسانی: 1393/03/03
 
کد سایت fa35835 کد بایگانی 43380 نمایه پیامبران و بهره‌گیری از استدلال‌های منطقی - فلسفی
طبقه بندی موضوعی کلیات
خلاصه پرسش
با توجه به این‌که پیامبران و امامان(ع) عقل کامل بودند، آیا از استدلال‌های فلسفی و منطق استفاده می‌بردند؟
پرسش
با توجه به این‌که پیامبران و امامان(ع) عقل کامل بودند، آیا از استدلال‌های فلسفی و منطق استفاده می‌بردند؟
پاسخ اجمالی
اگر چه پیامبران و امامان(ع) عقل کامل بودند، اما این منافات با طرح مسائل به صورت استدلال منطقی ندارد؛ چرا که خداوند نیز آیاتش را در قالب استدلال و برهان برای مردم بیان کرده است. پیامبران هم که حامل سخنان خداوند بودند و پیام‌های الهی را به مردم ابلاغ می‌کردند، در مقام ابلاغ، با زبان مردم و به شیوه منطقی و استدلال با آنان بحث می‌کردند: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ‏ قَوْمِهِ‏»؛[1] ما هیچ پیامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستادیم.
«إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ نُکَلِّمُ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»؛[2] ما پیامبران به اندازه درک و شعور مردم با آنان سخن می‌گوییم. و این به جهت تفاوت‏‌هایى است که مردم در جهت پذیرش حق دارند و باید با هر کسى مطابق با ذوق و سلیقه و گنجایش فکرى او صحبت کرد.
پیامبر اسلام(ص) مسئله‌ای را تبیین نمی‌کرد، مگر این‌که دلیل و برهانش همراهش باشد. اسلام برای نشر مکتبش، با برهان و استدلال وارد میدان شده است، نه بر اساس زور و اجبار؛ چراکه شعار اسلام این است: «قُل هاتوا بُرهانکم»؛[3] بگو برهانتان را بیاورید.
قرآن کریم در یک آیه سه روش مهم و متفاوت را در این زمینه پیشنهاد مى‏ کند. و از پیامبر مى‏ خواهد که مردم را با استفاده از یکى از این روش‏ها به سوى خدا دعوت کند:
«ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»؛[4] به راه پروردگارت با حکمت، و موعظه نیکو دعوت کن و با آنها با روشى که نیکوتر است مجادله نما. اوّلین شیوه مورد تأکید اسلام در دعوت به راه خدا «حکمت» است؛ یعنی همان استدلال فلسفی – منطقی.
لذا پیامبر اسلام(ص) در راه هدایت و تربیت مردم مأموریت داشت که از شیوه‌های گوناگون استفاده کند تا نتیجه بهترى به دست آید. یکی از این روش‌ها برهان و حکمت است که با استدلال‌‏هاى عقلى همراه است.
از نظر قرآن تمام پیامبران، بویژه پیامبر اسلام داراى بیّنه بودند، آن هم بیّنه‏‌هاى آشکار. منظور از بینه همان حجت و برهان است که براى اثبات مطالب خود اقامه مى‌‏کردند. پیامبران این بینات را از جانب خدا آورده بودند و مردم در برابر آن بینات گاهى تسلیم مى‌‏شدند و در موارد بیشترى عناد مى‌‏کردند و سربازمى‌‏زدند. اما به هر حال پیامبران بینات را مى‌‏آوردند تا حجّت بر مردم تمام شود.
آیات فراوانی در قرآن کریم بر این موضوع تصریح دارد که در این مقال به چند نمونه اکتفا می کنیم:
۱. «وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»؛[5]  و رسولان ما، دلایل روشن براى بنى اسرائیل آوردند، اما بسیارى از آنها، پس از آن در روى زمین، تعدّى و اسراف کردند.
۲. «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ...»؛[6] تا آنها که هلاک (و گمراه) مى‌‏شوند، از روى اتمام حجّت باشد و آنها که زنده مى‌‏شوند( هدایت مى‌‏یابند)، از روى دلیل روشن باشد.
۳. «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ»؛[7] بگو حجت و برهان رسا از آن خدا است، پس اگر بخواهد همه شما را هدایت مى‏‌کند.
۴. «یا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَکُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً»؛[8] اى مردم، از جانب پروردگارتان براى شما برهانى آمده و به سوى شما نور آشکارى نازل کردیم.
بنابراین، اساس دین بر برهان، حجت و دلیل استوار است و پیامبران همواره با مردم با استدلال‌های روشن و حجت‌‏هاى آشکار سخن مى‌‏گفتند. گاهى مردم آنها را مى‌‏پذیرفتند و گاهى نمى‌‏پذیرفتند.
گفتنی است؛ برهان‌‏هاى قرآن مانند برهان‌‏هاى اصحاب فلسفه و کلام نیست. برهان‏‌هایى که در فلسفه و کلام به کار گرفته مى‌‏شود پیچیده و مغلق است و به درد عموم مردم نمى‏‌خورد. کسانى از آنها استفاده مى‌‏کنند که مقدماتى از علم داشته باشند، اما برهان‌‏هاى قرآن به گونه‌‏اى است که هم براى عالمان و هم براى غیر عالمان از مردم عامى قابل استفاده است. بنابراین در برهان‏‌هاى قرآنى نباید اسلوب‌‏ها و روش ‌‏هاى معمول در فلسفه و کلام را جست‌وجو کرد، بلکه این برهان‌‏ها سبک خاص خود را دارند. البته معنای بینات و برهان در قرآن کریم، وسیع و گستره‌تر از دلایل لفظی است؛ یعنی شامل موجودات خارجی و افعال؛ مانند خلق معجزات و کرامات نیز می‌شود.
با این وجود مى‌‏توانیم بعضى از برهان‌‏هاى قرآنى را قابل مقایسه و تشبیه با برهان‌‏هاى کلامى بدانیم؛ مانند:
1. برهان وجوب و امکان: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ؛[9] اى مردم شما (همگى) نیازمند به خدایید، تنها خداوند است که بى‌‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است.
در این آیه به فقر و غنا تصریح شده است که از خواص ممکن و واجب است.
2. برهان نظم: «قالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»؛[10] پیامبرانشان به آنها گفتند: آیا در وجود خدا شکى هست در حالى‌که او آفریننده آسمان‌‏ها و زمین است؟
3. برهان تمانع : «لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا»؛[11] اگر در آسمان‌‏ها و زمین خدایان دیگرى غیر از اللَّه وجود داشت، بى‌گمان هر دو (آسمان‌‏ها و زمین از نظر حدوث و بقا) فاسد مى‌‏شدند.
4. برهان امکان اعاده: «وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ»؛[12] و براى ما مثلى زد و آفرینش خود را فراموش کرد، گفت: چه کسى این استخوان‌‏ها را که پوسیده است زنده خواهد کرد؟ بگو: کسى آنها را زنده مى ‌‏کند که اول بار آنها را آفرید و او به هر نوع خلقتى آگاه است.
5. برهان محبت: برهان محبت با این عنوان در کتب فلسفى و کلامى نیامده، ولى از براهین برگرفته از قرآن ‌کریم در داستان حضرت ابراهیم(ع) است. آن‌حضرت در برابر مشرکان قوم خود به محاجّه برخاست و از طریق این برهان به نفى ربوبیت غیر خدا و اثبات توحید ربوبى پرداخت: «فَلَمّا جَنَّ عَلَیهِ الَّیلُ رَءا کَوکَبـًا قالَ هـذا رَبّى فَلَمّا اَفَلَ قالَ لا اُحِبُّ الاَفِلین»؛[13] هنگامى که (تاریکى) شب او را پوشانید، ستاره‏‌اى مشاهده کرد، گفت: «این خداى من است؟» امّا هنگامى که غروب کرد، گفت: «غروب ‏کنندگان را دوست ندارم».
 این برهان از آیات 75 - 79 سوره انعام استفاده مى‌‌شود، ولى بیشتر بر آیه 76 انطباق دارد.
حضرت ابراهیم(ع) با حد وسط قرار دادن محبت در قیاسى منطقى در قالب شکل دوم فرمود: ربّ باید محبوب باشد و غروب کننده محبوب نیست، پس ربّ غروب کننده نیست.[14]
بنابر این دانش پیامبران نیز هر چند از عالم غیب سرچشمه می‌گیرد، اما آنان در مقام استدلال از شیوه‌های رایج در میان مردم عادی استفاده می‌کنند، و منطق و فلسفه نیز یکی از این روش‌ها به شمار می‌آید.[15]
 

[1]. ابراهیم، 4.
[2]. برقی، ابو جعفر احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏1، ص 195، قم،‏ دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق.
[3]. بقره، 111.
[4]. نحل، 125.
[5]. مائده، 32.
[6]. انفال، 42.
[7]. انعام، 149.
[8]. نساء، 174.
[9]. فاطر، 15.
[10]. ابراهیم، 10.
[11]. انبیاء، 22.
[12]. یس، 78- 79.
[13]. انعام، ۷۶.
[14]. ر. ک: دائرة المعارف قرآن کریم، مدخل «برهان محبت».
[15]. ر. ک: جعفری، یعقوب، کوثر، ج ‏6، ص 239-241، بی‌جا، بی‌تا، طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ‏12، ص ۳۷۱- ۳۷۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۷۴ش.
نظرات
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

پربازدیدترین ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    902406 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    566182 Laws and Jurisprudence 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    492823 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    425635 Laws and Jurisprudence 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    405526 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    374109 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    360384 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    345248 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    325536 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    315876 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...