جستجوی پیشرفته
بازدید
21084
آخرین بروزرسانی: 1401/01/30
خلاصه پرسش
«إِنَّ لِقَتْلِ‏ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»؛ شهادت امام حسین(ع) داغی بر دل‌های مؤمنان گذاشته که هیچ‌گاه خنک نخواهد شد. آیا این روایت منسوب به پیامبر(ص)‌ در کتب معتبر نقل شده است؟
پرسش
آیا حدیث «إِنَّ لِقَتْلِ‏ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً»، از رسول خدا(ص) صادر شده است؟
پاسخ اجمالی

« ... وَ قَالَ إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَینِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَداً ثُمَّ قَالَ ع بِأَبِی قَتِیلُ کلِّ عَبْرَةٍ قِیلَ وَ مَا قَتِیلُ کلِّ عَبْرَةٍ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لَا یذْکرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا بَکی ...‏»؛[1]

امام صادق‌(ع) فرمود: رسول خدا(ص) به امام حسین(ع) (که در ایّام کودکی) به سمت رسول خدا(ص) می‌آمد، نگریست و سپس ایشان را در آغوش گرفت و فرمود: برای شهادت حسین(ع) داغی در قلب‌های مؤمنان است که هرگز سرد نخواهد ‌شد. امام صادق(ع) بعد از نقل این ماجرا فرمود: پدرم فدای آن‌که کشته‌شده هر اشکی است. از امام(ع) پرسیده شد: معنای کشته اشک چیست؟ امام(ع) فرمود: هیچ مؤمنی حسین(ع) را یاد نمی‌کند مگر آن‌که اشک می‌ریزد».

این روایت را از لحاظ محتوا می‌توان پذیرفت؛ چراکه این واقعیت با الفاظ دیگر در روایات فراوانی از معصومان(ع) مشاهده می‌شود:

  1. امام حسین(ع) به فرزندشان امام سجاد(ع) فرمود: «به خدا سوگند خون من آرام نمی‏گیرد تا خداوند مهدى(ع) را برانگیزاند و به انتقام آن هفتادهزار منافق کافر نافرمان را بکشد».[2]
  2. هارون بن خارجه می‌گوید: نزد امام صادق(ع) بودیم که نام امام حسین(ع) را برده و قاتلشان را لعن کردیم. امام صادق(ع) گریست و ما نیز گریستیم. سپس سر مبارکشان را بلند کرد و فرمود: امام حسین(ع) فرمود: من کشته اشک هستم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‏کند، مگر آن‌که می‌گرید».[3]
  3. امام صادق از امام حسین(ع) نقل می‌کند: «من کشته اشکم. من در حالی که غمگین و اندوهگین بودم کشته شدم و هر فرد بلادیده و اندوهگینی که به زیارت من می‏آید، سزاوار است که خدا او را با قلبی مسرور و شاد به اهلش برگرداند».[4]

اما آنچه در پرسش آمده و به پیامبر(ص)‌ نسبت داده شده را با جست‌وجویی که داشتیم در کتاب نسبتا متأخر «مستدرک الوسائل» یافتیم که آن‌را از «مجموعه شهید» و با ذکر سند ایشان نقل می‌کند که در این ارتباط باید گفت:

الف) سندی که صاحب مستدرک از مجموعه شهید نقل نموده، دارای راویان مجهولی است، اما مجموعه شهید در دسترس نیست و گرنه روایات تاریخی موجود در آن‌را - حتی بدون داشتن سند - می‌توانستیم به عنوان روایتی قابل پذیرش ارزیابی کنیم.

ب) به هر حال اعتبار این روایت، وابسته به میزان اعتماد ما به کتاب مستدرک است؛ زیرا در کتاب دیگری قبل از آن مشاهده نشده است.


[1]. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج 10، ص 318، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1408ق.

[2]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب(ع)، ج 4، ص 85، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق.

[3]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، محقق، مصحح، امینی، عبد الحسین، ص 109- 110، نجف اشرف، دار المرتضویة، چاپ اول، 1356ش.

[4]. همان، 110.

نظرات
تعداد نظر 0
لطفا مقدار را وارد نمایید
مثال : Yourname@YourDomane.ext
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید
لطفا مقدار را وارد نمایید

طبقه بندی موضوعی

پرسش های اتفاقی

  • اجرای قصاص در افغانستان چگونه انجام می شود؟
    15803 Laws and Jurisprudence 1387/04/09
    افغانستان کشوری اسلامی است، قصاص به عنوان یکی از مجازات های اسلامی مورد توجه بوده و با شرایط و معیارهای موجود در فقه حنفی اجرا می شود.براساس قوانین این کشور، تمام احکام قطعی دادگاها لازم الاجرا است؛ مگر احکام مربوط به ...
  • ارتباط میان روح و بدن چگونه است؟
    71134 Islamic Philosophy 1387/11/05
    در مورد رابطه روح و بدن باید گفت بدن مرتبه ای از مراتب نفس و روح است و به همین دلیل در حقیقت، بدن در نفس و روح است نه این که روح در بدن موجود باشد؛ زیرا براساس حکمت متعالیه نفس به دلیل جامعیت و قوت وجودی دارای مراتبی ...
  • حقیقت گناه چیست؟ و چه اثرى بر روح و روان انسان دارد؟
    58760 گناه 1386/03/23
    پرسش مطرح شده در چهار بخش قابل بررسی است:حقیقت گناه: گناه که در عربى به آن «اثم» و «عصیان» گفته مى‏شود، به معناى سرپیچى از امر مولا و خطا و لغزش است. انسان گناه کار به جاى اطاعت از عقل، از شهوت و غضب پیروی مى‏کند، ...
  • پیشینه نگارش مقتل‌نویسی شهدای کربلا از چه زمانی آغاز شد؟
    8103 تاریخ 1392/11/20
    تک‌نگاری حادثه‌ها، یک گونه از نوشته‌های تاریخی است که مسلمانان در قرون نخستین برای ثبت وقایع مهم از آن بهره جسته‌اند. چنین نوشته‌هایی اغلب پیرامون روزهای پُر حادثه‌ای است که سرنوشت تاریخی مسلمانان را دچار تحوّل می‌کند.[1] یکی از تلاش‌های جدّی مورّخان در تدوین ...
  • آیا رفتاری که قبعثری در مقابل تهدید حجاج بن یوسف انجام داد، می‌تواند الگویی باشد که سخن دیگران را حمل بر صحّت کنیم؟
    4541 تاريخ بزرگان 1397/08/01
    ابتدا باید گفت؛ «حمل به صحّت» و «بازی با کلمات برای نجات خود» دو موضوع جدا از هم می‌باشند و آنچه در داستان قبعثری آمده از نوع دوم است. با ذکر این نکته به گزارش این داستان می‌پردازیم. حجّاج بن یوسف ثقفی[1] قبعثری و ...
  • ازدواج شغار، از دیدگاه اسلام چه حکمی دارد؟
    15099 ازدواج 1392/04/13
    در عصر جاهلیت به واسطۀ این که حرمتى براى زن قائل نبودند مهریه را که حق مسلّم زن بود اولیاى او مى‌گرفتند و حتى در پاره‌اى از موارد مهریۀ یک زن را ازدواج زن دیگرى قرار مى‌دادند - مثلاً برادرى خواهر خود را به ازدواج شخصى در ...
  • از چه راه‌هایی چشم‌زخم دفع می‌شود؟
    151954 تفسیر 1386/08/13
    چشم‌زخم از تأثیرات نفسانی است که دلیلی بر نفی آن وجود ندارد، بلکه حوادث بسیاری دیده شده است که با چشم‌زدن منطبق است.شیخ عباس قمی(ره) در تعویذات چشم‌زخم، خواندن آیه‌ی 51 سوره‌ی مبارکه‌ی قلم را سفارش کرده است. این آیه با توجه به شأن نزول آن ...
  • تفسیر «منهج الصادقین» ملا فتح الله کاشانی دارای چه امتیازاتی هست؟
    16320 علوم قرآنی 1392/05/14
    تفسیر «منهج الصادقین فی تفسیر القرآن المبین و إلزام المخالفین‏»[1] نوشته ملا فتح اللّه کاشانى از علمای شیعه بوده که در قرن دهم (متوفی 988 یا 997 یا هـ.ق) می‌زیست.[2] این تفسیر، از تفاسیر ارزشمند شیعى است که به ...
  • بهترین راه شناخت و پی‌بردن به اوصاف خدای کریم کدام است؟
    24395 صفات الهی 1391/09/22
    اوصاف خداوند را از سه راه می‌توان شناخت: 1. عقل: راه اول راه عقلی است؛ چنان‌که در کتاب‌های کلامی و فلسفی از این‌راه استفاده می‌کنند. برای اطلاع بیشتر رجوع شود به کتاب‌هایی؛ مانند شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیر طوسی، بدایة الحکمه و نهایة الحکمه علامه ...
  • آیا اسلام زندگی در شهرهای بزرگ را بهتر از سکونت در روستاها و شهرهای کوچک می‌داند؟!
    28405 حدیث 1393/09/08
    در متون حدیثی، روایاتی از پیامبر اسلام(ص) و امام علی(ع) وجود دارد که در آنها توصیه شده است در شهرها، بویژه شهرهای بزرگ زندگی کنید و از روستاها گریزان باشید؛ مانند: 1. «أَوْصَى النَّبِیُّ (ص) لِعَلِیٍّ (ع) یَا عَلِیُّ لَا تَسْکُنِ الرُّسْتَاقَ فَإِنَّ شُیُوخَهُمْ جَهَلَةٌ وَ شَبَابَهُمْ عَرَمَةٌ ...

پربازدیدترین ها