
لطفا صبرکنید
393
- اشتراک گذاری
همانگونه که در پرسش آمده، امام علی(ع) در یکی از حکمتهای نهج البلاغه، به ستایش یکی از برادران بافضیلتش میپردازد و میفرماید:
«کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ ....»؛[1]
در گذشته برادرى داشتم که کوچک بودن دنیا در چشمش، او را در برابر دیدگانم بزرگ نشان میداد!
او زیر فرمان شکمش نبود و از همینرو آرزوی چیزى را نمیکرد که نداشت و اگر هم داشت زیادهروى نمیکرد!
بیشتر اوقات ساکت بود؛ اما اگر گاهی سخن میگفت، بر سخنوران پیروز میشد و تشنگی پرسشکنندگان را فرو مینشاند!
ناتوان به نظر میرسید، و دیگران هم او را ناتوان به شمار میآوردند؛ امّا هنگام نیاز به تلاش، مانند شیری خشمگین و مار زهرآلود بیابانى رفتار میکرد!
تا نزد داور نمیرفت، دلایل خود را برای دیگران بازگو نمیکرد!
در اشتباهاتی که امکان توجیه آن وجود داشت، تا سخن طرف مقابل را نمیشنید، به سرزنش او نمیپرداخت!
قبل از آنکه بهبود یابد، از درد و بیماری خود با کسی سخن نمیگفت!
آنچه میگفت را خودش انجام میداد و آنچه خود انجام نداده بود را به دیگران سفارش نمیکرد!
شاید در جمعی به او فرصت سخنگفتن را نمیدادند؛ اما (تا خود نمیخواست) نمیتوانستند، سکوتش را بشکنند!
شنیدن را بیشتر از گفتن دوست داشت!
و اگر ناگهان در یک دوراهی قرار میگرفت، بررسی میکرد که کدام گزینه با خواهش نفس او همخوانتر است و از آن میگریخت!
شما هم تلاش کنید تا تمام این ویژگیها را داشته باشید و در به دست آوردن آنها رقابت کنید و اگر توانش را نداشتید که کاملا اینگونه باشید، بدانید که داشتن بخش کوچکی از این رفتارها بهتر از آن است که تمامشان را رها کنید!
شرح:
نخست باید گفت، منظور از شخصیتی که امام(ع) از او به عنوان برادر یاد میکند، به یقین یکی از برادران نسبی، یعنی یکی از فرزندان ابوطالب(ع) نبود؛ بلکه منظور، برادری دینی بود.
اینکه آن فرد که بود؟! خود امام(ع) از او نام نبرده؛ اما شارحان نهج البلاغه، افرادی را با احتمال مطرح کردهاند.
به عنوان نمونه، ابن ابی الحدید، ابتدا میگوید برخی معتقدند که مراد از این برادر، همان وجود مقدس پیامبر اسلام(ص) است؛ اما با ذکر دلایلی آنرا نمیپذیرد و سپس ابوذر عفاری و مقداد بن اسود را افرادی اعلام میکند که برخی آنان را مصداق این برادر دینی دانستهاند، و در پایان میگوید شاید مراد امام(ع) شخص خاصی نبوده؛ بلکه در صدد آن است که ویژگیهای مثبتی را در یک برادر فرضی اعلام کند؛ زیرا چنین شیوهای از سخن گفتن در زبان عرب رایج است.[2]
برخی منابع نیز عثمان بن مظعون را مصداق این سخن امام علی(ع) دانستهاند.[3]
به هر حال، آنچه مهم است، آن دسته از ویژگیهای اخلاقی است که امام(ع) آنها را مطرح فرموده و بدانها سفارش نموده است، از جمله:
- ناچیز شمردن دنیا و نگریستن آن با چشم حقارت.
- خارج شدن از سلطه شکم که میتواند شامل آزادی از اسارت شهوت و گرایش به پاکدامنی نیز باشد.
- خوددارى از چیزهای غیر قابل دسترس؛ زیرا باعث آلوده نشدن انسان به صفات ناپسندی؛ مانند حرص، حسادت و ... میشود.
- زیادهروى نکردن در استفاده از داشتهها که باعث دوری انسان از صفات ناپسند آزمندى، پرخورى و ... خواهد شد.
- میانهروى در کلام و سکوت؛ زیرا سخن حکیمانه در جای خود و سکوت در دیگر موارد، دلیل توان عقلی و حکمت موجود در نهاد انسان بوده و مراء و مشاجره در جایی که فایدهای به دنبال نداشته باشد، دلیل خودخواهی او است.[4]
- فخر نفروختن به توان جسمی که از نشانههای فروتنی و تواضع است.
- شجاعت هنگام تلاش در جنگ و خشم براى خدا که از دیگر فضایل اخلاقی به شمار میآید.
- پایبند بودن به عدالت و حل و فصل موارد اختلافی از راه قانون و خودداری از نقل ادعا و دلایل آن قبل از صدور حکم.
- خودداری از شتاب در ارزیابی و قضاوت دیگران.
- تحمل دشواریها در مواردی مانند بیماری و خودداری از به زحمت انداختن دیگران و آزار روحی و جسمی آنان.
- یکی بودن گفتار و کردار و دوری از دروغ.
- اشتیاق بیشتر برای به دست آوردن بدون سر و صدای دانش و انگیزه کمتر برای اثبات دانش خود به دیگران.
- معیار قرار دادن «مخالفت با نفس» در انتخاب گزینه مناسب در دوراهیها.
البته ابن مقفّع در کتاب الادب الکبیر و الادب الصغیر، مشابه این سخنان را به امام حسن مجتبی(ع) نسبت داده است.[5]
[1]. سید رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغة، محقق، صبحی صالح، ص 526، قم، هجرت، چاپ اول، 1414ق.
[2]. این ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 19، ص 183- 184، قم، مکتبة آیة الله المرعشی، چاپ اول، 1404ق.
[3]. دخیل، محمد علی، شرح نهج البلاغة، ج 3، ص 73، بیروت، دار المرتضی، 1406ق.
[4]. در ارتباط با برتری هر کدام از سکوت و کلام بر دیگری، میتوانید پاسخfa9608 را ملاحظه فرمایید.
[5]. ر.ک: این میثم، شرح نهج البلاغة، ترجمه، عطایی، محمد رضا، ج 8، ص 257- 261، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول، 1385ش.
