
لطفا صبرکنید
16657
- اشتراک گذاری
اولاً: دین مبین اسلام طرفدار خوشخلقی و خوشرفتاری با همۀ افراد جامعه؛ مثل همسر، فرزند، شاگرد و ... است؛ لذا در آیات قرآن و روایات معصومین(ع) امر به خوشرفتاری شده است.
ثانیاً: با توجه به سفارشهای اهلبیت(ع) باید در کنار خوشخلقی که اصل در رفتار است، مواظبت نمود که این عمل پسندیده از حد خود خارج نشود؛ یعنی باید در این عمل معتدل بود؛ تا موجب سوء استفاده دیگران نگردد. به عبارت دیگر، اخلاق نیکو که با حقیقت و حقطلبی توأم باشد، میتواند مانع سوء استفادۀ دیگران گردد. البته باید توجه داشت که خشونت و اخلاق بد با ابهت و عظمت فرق دارد، و این دو باید از همدیگر جدا انگاشته شوند و نهایتاً باید حد محبت و خوشاخلاقی را شناخت.
یکی از خصوصیات دین اسلام اعتدال و میانهروی در همۀ زمینهها است؛ در اقتصاد و سیاست، اجتماع و برخورد با دیگران و ... .
بیتشر مردم فکر میکنند که اخلاق نیکو و تعامل با مردم، و به اصطلاح امروزی اجتماعی بودن این است که انسان همه را با خود دوست کند، مثل اینکه بعضی از مسیحیان دین خود را به بشر، به عنوان نماد محبت معرفی میکنند و ادعا میکنند که انسان کامل کسی است که فقط محبت داشته باشد، بعضی از مذاهب هندوها هم طرفدار قاعدۀ محبت محض هستند.
ولی باید گفت: تنها محبت وخوشرفتاری کافی نیست، بلکه محبتی که با حقیقت و حقطلبی توأم باشد میتواند مانع سوء استفادۀ دیگران گردد. اسلام دین محبت است. قرآن کریم، پیامبر اسلام(ص) را "رحمةً للعالمین=رحمت برای جهانیان" معرفی میکند.[1] قرآن به مؤمنان نیز دستور میدهد که با مردم به خوبی رفتار کنند،[2] و اگر انسانهای نادان به آنها توهین کردند با چشمپوشى از آن بگذرند.[3] آن محبتی که قرآن دستور میدهد این نیست که مطابق میل شخص مقابل رفتار کنیم و فرد را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا تمایلات او را تأیید و امضاء کنیم، بلکه اسلام همیشه موافق طرفداری از حق در همۀ شئونات زندگی است؛ در برخورد با همسر، دانش آموزان، فرزندان و ... .
در بعضی از روایات که در آن صفات مؤمن برشمرده است؛ میفرماید: از خصوصیات مؤمن این است که حق را از دشمنش میپذیرد، اما باطل را از دوستش نمیپذیرد.[4]
انسان اگر در برخوردهای اجتماعی، چنین برخورد کند، هم روشی اسلام پسندانه داشته و هم جلوی سوء استفادۀ دیگران را گرفته است؛ زیرا دیگران یا خواستهها و توقعات حقیقی و به حق دارند که انسان باید به آن گردن نهد، و یا در برخوردهایشان قصد دارند از اخلاق انسان سوء استفاده کنند و خواستههای ناحق خود را طلب کنند، در این صورت است که با برخورد حقطلبانۀ شما، به این خواسته نمیرسند. مثلاً اگر کسی بخواهد با استفاده از اخلاق خوش شما، به شما یا دیگران بیاحترامی کند و حقی از شما یا دیگران ضایع کند؛ اگر چه نزدیکترین فرد به شما باشد، باید در مقابل او بایستید. به علاوه؛ محبت واقعی آن است که خیر و صلاح فرد در آن باشد؛ چه بسا محبت و خوشرفتاری زیاد و بدون درایت و تدبیر، دشمنی با آن فرد باشد.[5]
امام باقر(ع) در اینباره میفرماید: "شر الآباء من دعاه البرّ الی الافراط"؛[6] بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان از حد تجاوز کنند.
البته هرگز این امور نباید باعث شود که انسان توجیهی برای بد اخلاقیها و احیاناً رفتار متکبرانهاش پیدا کند، بلکه تا میتواند باید خوش برخورد باشد و خواستههای مردم را اجابت کند.
بنابر این، به طور کلی اعتدال به همراه رفتار حقطلبانه مورد تأئید است. و در آموزههای دینی تأکید شده است که برخورد با زیردستان (مانند همسر و فرزندان) باید مهربانانه باشد.[7]
امام سجاد(ع) در مورد برخورد با کوچکترها میفرماید: "اما حق کوچکتر، رحمت بر او در هنگام آموختن و گذشت از وی و پردهپوشی بر خطاهای او، مدارا کردن و کمک نمودن به او است".[8]
نتیجه اینکه، در برخوردهای اجتماعی و تعامل با دیگران، همواره باید اعتدال را رعایت نمود. و بدیهی است که همیشه تشخیص راه میانه و بدون افراط و تفریط، کار آسانی نیست و چه بسا برای یافتن آن، باید مصادیق آنرا با کارشناسان مطرح کرد و از نظرات آنان استفاده کرد.
[4]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ، ص 310 – 311، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق؛ «وَ لَا یَقْبَلُ الْبَاطِلَ مِنْ صَدِیقِهِ وَ لَا یَرُدُّ الْحَقَّ عَلَى عَدُوِّه».
[5]. نک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 16، ص 227 – 232.
[6]. یعقوبى، احمد بن أبى یعقوب، تاریخ الیعقوبى، ج 2، ص 320، بیروت، دار صادر، بىتا.
[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 4، ص 11، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ «أَرْضَاکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُکُمْ عَلَى عِیَالِهِ».
[8]. «وَ أَمَّا حَقُّ الصَّغِیرِ فَرَحْمَتُهُ وَ تَثْقِیفُهُ وَ تَعْلِیمُهُ وَ الْعَفْوُ عَنْهُ وَ السَّتْرُ عَلَیْهِ وَ الرِّفْقُ بِهِ وَ الْمَعُونَةُ لَهُ...». ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ص 270، قم، جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1404ق.

:
:
:
:
: