امام حسن عسكرى (ع) در روز جمعه هشتم ربيع الثانی[1] سال دويست و سى و دو به دنیا آمد.[2] در مورد نام مادر آن حضرت که ام ولد[3] نیز بوده گزارش های مختلفی وجود دارد. در برخی از مصادر، حدیث[4] یا حدیثه و در برخی دیگر نام آن بانو سوسن، یا سليل نقل شده است، ولى صحيح همان سليل است که از بانوان عارف و صالح به شمار مي‌رفت.[5]پیامبر گرامی اسلام (ص) در ضمن فرمایشی به امیرالمومنین (ع) از ولادت امام حسن عسکری (ع) خبر می‌دهد و می فرماید: خداوند تبارک و تعالى در صلب امام هادی نطفه‏اى قرار داد كه او را نزد خود حسن ناميد و او را همچون نورى در شهرها قرار داد، در زمين خليفه و مايه عزّت امّت جدّش نمود و هادى و راهنماى شيعيانش كرده نزد پروردگارش او را شفيع آنان نمود. خداوند او را مايه نقمت و عذاب مخالفين قرار داد و براى دوستانش و كسانى كه او را امام خود بدانند، حجّت و برهان گرداند.[6]



امام حسن عسکری (ع) در تورات
از امام حسن (ع) نقل شده است که یک نفر یهودی خدمت پیامبر اسلام (ص) آمد و گفت: از پنج موردی که در تورات آمده به من خبر بده، تا این که آن حضرت می فرماید: اول عبارت محمد رسول الله است که در زبان عبرانی "طاب" است سپس حضرت این آیه را تلاوت نمودند: يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ، بعد هم نام وصیّم علی بن ابي طالب به نام الیا است بعد از آن دو نوه ام حسن و حسین به نام های شبّر و شبیر و در مرحلۀ بعد مادرشان فاطمه سرور زنان عالم است که یهودی گفت: راست گفتی ای محمد. [7]
در روایتی طولانی، شخصی نصرانی خطاب به علی (ع) در برگشت از صفین نام آن حضرت و امام حسن و امام حسین و اوصاف سایر امام از نسل امام حسین و این که آخرینشان کسی است که حضرت عیسی به او اقتدا می کند را نقل می کند.[8]
در تورات کنونی نقل شده، حضرت ابراهیم (ع) به خدا گفت: کاش که اسماعیل در حضور تو زیست کند. خدا گفت: به تحقیق زوجه ات ساره برای تو پسری خواهد زایید، و او را اسحاق نام بنه، و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت، تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم، اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی به وجود آورم.[9]
روشن است که تعبیر به دوازده رئیس از نسل حضرت ابراهیم که نسل عظیم (سادات ذریۀ علی و فاطمه) از آنان جز بر دوازده امام معصوم شیعیان دلالت نمی کند که یازدهمینشان امام حسن عسکری است.

شمایل و خصوصیات ظاهری
امام حسن عسکری (ع) دارای شمایل و خصوصیات ویژه ای بودند چنان که احمد بن عبيد اللَّه می گوید: يک روز در مجلس عمومى پدرم پشت سر او ايستاده بودم كه دربانان او دويدند و گفتند ابن الرّضا بر در خانه است و او به صداى بلند گفت او را وارد كنيد. مردى گندمگون، گشاده چشم، خوش قامت، زيباروى، خوش تركيب، جوان، با جلال و هيبت وارد شد، چون چشم پدرم به او افتاد برخاست و چند گام به استقبال او رفت و به ياد ندارم كه به احدى از بنى هاشم و يا افسران و يا وليعهدها چنين كرده باشد.[10]


ویژگی ها
در کتب روایی ویژگی هایی را برای امام حسن عسکری نقل کرد ه اند که در این جا به چند مورد اشاره می شود:
1- گریه کردن اهل آسمان ها و زمین بر امام حسن عسکری (ع)
شیخ صدوق از امام علی بن موس الرضا (ع) نقل می کند: دنيا فتنه‏اى در جلو دارد كه آتش آن دامن خاص و عام را خواهد گرفت، و اين در موقعى است كه شيعيان ما فرزند سوم مرا از دست بدهند و اهل آسمان و زمين و مرد و زن دل سوخته و هر غم زده مصيبت رسيده‏اى به دلیل از دست دادن وى گريه كند.[11]
2- اختصاص داشتن ساعت یازده به امام حسن عسکری (ع).
ساعت يازدهم: پيش از زردى آفتاب است به اندک زمانى تا وقت زرد شدن آن، و اين ساعت منسوب است به امام حسن عسكرى (ع)‏.[12]
3- صحبت کردن امام به زبان های مختلف
ابو حمزه نصير خادم گفت: بارها شنيدم كه حضرت امام‏ حسن عسكرى (ع) با غلامان خود به زبان محلى آنها صحبت مي كرد، بعضى رومى و برخى ترک و بعضى از صقالبه بودند من از اين جريان در شگفت بودم با خود مي گفتم: اين شخص در مدينه متولد شده چگونه به اين زبان ها آشنا است اين جريان را به كسى نگفتم تا حضرت امام على النقى (ع) از دنيا رفت من اين جريان را در دل با خود هميشه مي گفتم روزى آن جناب روى به من نموده فرمود: خداوند پيشوا و امام را از بين ساير مردم ممتاز و برجسته مي نمايد و به او هر چيزى عنايت مى‏كند به همين جهت تمام زبان ها و نژادها و اتفاق ها را مي داند اگر غير از اين باشد فرقى بين امام و ساير مردم نخواهد بود.[13]

ازدواج
تنها همسر آن بزرگوار، حضرت نرجس خاتون (ع) مادر گرامي امام زمان (عج) شریف مي باشد. [14]شیخ طوسی در کتاب الغیبه از جماعتی، ایشان از ابی مفضّل شیبانی، او از محمّد بن بحر بن سهل شیبانی روایت کرده است که بشر بن سلیمان نخاس که از اولاد ابو ایّوب انصاری است، یکی از دوستان امام علی النّقی و امام حسن عسکری (ع) و همسایه ایشان در سامرا بود، نقل می کند که کافور خادم آن حضرت نزد من آمد و گفت: امام علی النقی (ع) تو را می طلبد، به خدمت آن حضرت رفتم و نشستم. به من فرمود که:شما مورد اعتماد اهل بیت هستید. به درستی که تو را به فضیلتی که احدی از شیعیان در مقام دوستی به آن سبقت نگرفته شرافت می بخشم و تو را از سرّی آگاه می کنم و به جهت خریدن کنیزی می فرستم.
آن حضرت نوشته ای در نهایت لطافت با خطّ رومی نوشت و مُهر شریف خود را بر آن زدند، و کیسه زردی بیرون آوردند که دویست و بیست دینار در آن بود. پس فرمود: این را بگیر، به بغداد برو و در فلان وقت در معبر فرات حاضر شو. زمانی که کشتی های اسیران به نزد تو می رسند و کنیزها را در کشتی ها می بینی، آن وقت خواهید دید که اکثر مشتری ها از نمایندگان بنی عباس و تعداد کمی از جوانان عرب هستند. وقتی که این را دیدی، مراقب عمر بن یزید نخاس باش، چون او کنیزی دارد که به مشتری ها نشان می دهد و دارای این صفات می باشد دو حریر پوشیده، از دیدن و دست مالیدن مشتری ها ابا می کند و از پس پرده نازکی صدای بلند رومی می شنوی، پس بدان که او چنین می گوید که: وای بر هتک آبروی من.
پس آن وقت یکی از مشتری ها می گوید، عفّت این کنیز رغبت مرا در خریدن وی زیاد کرد. این را به سیصد دینار به من بفروشید. پس آن کنیز می گوید: اگر تو در زیّ سلیمان بن داوود و حشمت و دبدبه او ظاهر شوی، مرا در تو رغبتی نمی باشد، پس از نابود کردن مال خود بترس. آن وقت نخاس می گوید که: حیله و چاره چیست و حال آن که ناچارم در فروختن تو؟ پس کنیز می گوید که: این تعجیل چیست و حال آن که من باید مشتری را اختیار نمایم که دلم به امانت و وفای وی اطمینان داشته باشد!
در این موقع نزد عمر بن یزید نخاس برو و بگو، در نزد من نوشته ای با خطّ و لغت رومیّ هست که یکی از اشراف نوشته و کرم و وفا و سخای خود را در آن وصف کرده، آن نوشته را به آن کنیز بده. در او تامّل نماید و اخلاق صاحب او را ببیند. اگر به او راضی شد، من وکیل هستم تا این کنیز را برای صاحب این نامه بخرم.
بُشر بن سلیمان می گوید: هر چه که مولای من فرموده بود عمل کردم. کنیز وقتی که به نوشتۀ آن حضرت نگاه کرد، گریه شدید کرد و به عمر بن یزید گفت: مرا به صاحب این نوشته بفروش، و سوگند یاد نمود که اگر او را به صاحب نوشته نفروشد خود را هلاک نماید. پس من در تعیین قیمت با عمر بن یزید گفت و گو می کردم تا رأی هر دو بر دویست و بیست دینار که مولای من به من داده بود قرار گرفت. پس ثمن را به او تسلیم نموده، جاریه را در حالتی که خندان و شادان بود خریدم و به حجره خود آوردم.
از بی قراری بسیار، نامه امام (ع) را از جیبش در آورده می بوسید و بر چشم و مژگان می گذاشته و بر رو و بدنش می مالید. گفتم که: از تو تعجب دارم زیرا نامه ای را می بوسی که صاحب آن را نمی شناسی!
گفت: ای کسی که معرفتت نسبت به مرتبه و مقام فرزندان انبیاء ضعیف است، دلت را از شبهه خالی گردان، من ملیکه دختر یشوعا، پسر قیصر رومم و مادرم از اولاد حواریّون است، نسبش به شمعون وصیّ حضرت عیسی می رسد. تو را از قصه عجیب خود خبر می دهم، به درستی که جد من قیصر اراده نمود که مرا به پسر برادرش تزویج نماید و من در حدّ سیزده سالگی بودم. پس در قصر خود سیصد نفر مرد، از قسّیس و رهبان و هفتصد نفر از اشراف، و چهار هزار نفر از امرا و نقبای لشکر و ملوک عشایر را جمع نمود و تختی که به انواع جواهرات مزین شده بود آماده کرد، سپس پسر برادرش را روی آن تخت نشانید و بت ها را دور آن جمع نمودند و علمای نصارا، با احترام تمام پیش وی ایستادند و اسفار انجیل را باز کردند، ناگاه بت­ها همه به پایین ریخته و پایه های تخت شکسته، پسر برادرش با تخت به زیر افتاد و غش نمود.
پس همه بزرگان متحیر شدند و گفتند که: ای پادشاه! ما را از ملاقات این نحس ها معاف دار که این گونه احوال دلالت بر زوال و اضمحلال مذهب مسیحی دارد. پس جدّ من از این احوال متغیّر شده گفت که: ستون ها را اقامه نمایید و بت ها را بالای تخت بگذارید و این بدبخت پسر برادرم را به نزد من آرید تا این دختر را به او تزویج کنم، تا نحوست ها از شما رفع شود. زمانی که مجلس را دوباره آرایش دادند، باز حادثه اولی روی داد و مردم پراکنده گردیدند و جدّ من قیصر با ناراحتی و اندوه برخاست و داخل حرم سرا شد.
و در شبی بعد از آن روز در عالم خواب دیدم که حضرت مسیح با جمعی از حواریّیون در قصر قیصر در جایی که تخت نصب نموده بودند، منبری از نور نصب نموده اند، در آن حال محمّد (ص) و وصی او و جمعی از اولاد بزرگوار وی، به قصر داخل شدند. پس مسیح پیش رفته با محمّد (ص) معانقه کرد.
محمد (ص) فرمود: یا روح الله! آمده ام به خواستگاری ملیکه دختر وصّی تو شمعون برای پسرم، و اشاره به امام حسن عسکری (ع) نمود. پس حضرت مسیح به شمعون نگاه کرد فرمود: تو صاحب عزّت و شرف شدی، و با ازدواج فرزندت با امام حسن عسکری (ع) موافقت کن. شمعون گفت که: موافقت کردم. پس همگی به بالای منبر آمدند، محمد (ص) خطبه ای خواندند و مرا به پسرش عقد نمود. محمّد (ص) و فرزندان او و حواریّون به اجرای عقد شاهد بودند.
پس وقتی که بیدار شدم ترسیدم و حکایت خواب را اظهار نکردم که مبادا پدر و برادرم مرا بکشند. این سرّ را مخفی می داشتم و افشا نمی کردم تا این­که محبت امام حسن عسکری (ع) در سینه من جاگرفت و مرا از طعام و شراب باز داشت. پس بدنم لاغر شد و به شدّت به مرض و رنجی مبتلا گردیدم و در شهرها طبیبی نماند مگر این­که پدرم احضار نمود و از مداوای من سؤال کرد و معالجه نشد.
وقتی که پدرم مأیوس شد، به من گفت که: ای نور دیده! آیا خواسته ای داری تا من آن را مهیّا سازم؟ گفتم که: درهای فرج بر روی من بسته شده، اگر اسرای مسلمانان را از زندان بیرون کنی امید هست که مسیح و مادرش مرا عافیت دهند. پس پدرم خواهش مرا به عمل آورد، من زیرکی نموده اظهار صحّت کردم و کمی غذا خوردم و آب آشامیدم. پدرم خوشحال شد و به اکرام اسرا مایل گردید.
چهارده شب بعد از خواب قبل، در عالم خواب دیدم که فاطمه زهرا (ع) با حضرت مریم (ع) و هزار نفر از حوریان بهشتی به زیارت من آمدند. حضرت مریم (ع) به من گفت: این مادر شوهرت است. پس من دامن او را گرفته می گریستم و از نیامدن امام حس عسکری (ع) به دیدنم شکایت می کردم. پس جناب فاطمه (ع) فرمود: امام حسن عسکری (ع) تو را زیارت نمی کند؛ زیرا که مشرک و در مذهب نصارا هستی و این خواهر من مریم است که از مسیحیت تبرّی می کند، اگر به رضای الهی و رضای مسیح و مریم و زیارت امام حسن عسکری (ع) میل داری پس بگو: اشهد ان لا اله الا الله و ان ابی محمدا رسول الله (ص)! پس وقتی که کلمه طیبه به زبان جاری نمودم، مرا به سینه خود چسبانید و فرمود که: حالا منتظر زیارت امام حسن عسکری (ع) باش. من او را به نزد تو می فرستم.
پس از خواب بیدار شدم در حالی که می گفتم: وا شوقاه الی لقیا ابی محمّد، بعد از آن به زیارت من آمد، پس به او گفتم که: چرا بر من جفا کردی ای حبیب من و حال آن که صفحه دلم را از محبّت خود پر کرده ای؟! و او را در شب آینده باز دیدم و گفتم که: چرا بر من جفا می کنی و حال آن که نفس خود را در محبّت تلف کردم؟! گفت: تأخیر آمدنم شرک تو بود، حالا که اسلام قبول کردی، در همه شب به زیارت شما می آیم. پس از آن وقت تا به حال زیارت مرا ترک نکرده است.
بشر می گوید که: من به او گفتم که: چه طور در میان اسرا افتادی؟ گفت: امام حسن عسکری (ع) به من خبر داد، در شبی از شب ها که جدّت قیصر در فلان روز برای جنگ با مسلمانان لشکر می فرستد، چهره و صورتت را تغییر بده و به ایشان ملحق شو و چند نفر کنیز با خود بردار. پس به فرموده او عمل نمودم ناگاه قراولان مسلمانان به ما برخوردند و ما را گرفتند و کسی نمی دانست که من دختر ملک رومم کسی که من را به غنیمت گرفت از نامم سؤال کرد، نامم را انکار نمودم و گفتم: نرجس. گفت: تعجب دارم تو رومیّه و زبانت عربی هست، گفتم: پدرم به تعلّم آداب حریص بود. زنی را که در زبان عربی مهارت داشت، دستور داد که هر صبح و شام به من عربی یاد دهد، تا این­که یاد گرفتم.
بشر می گوید: وقتی که او را به سامرا آوردم به خدمت امام علی النقّی (ع) مشرّف شدم. آن حضرت به او فرمود: چه طور دیدی عزّت اسلام و ذلّت نصرانیه را؟ عرض کرد که: یابن رسول الله! چگونه وصف کنم چیزی را که تو به آن از من داناتری؟ آن حضرت فرمود که: می­خواهم تو را اکرام نمایم، آیا ده هزار دینار به تو عطا نمایم یا به مژده، دلت را شاد سازم، نرجس عرض کرد که: مژده می خواهم.
آن حضرت فرمود که: تو را پسری متولد می شود که شرق و غرب عالم را می گیرد، و زمین را پر از عدل و قسط می کند چنان که پر از ظلم و جور گردیده است. نرجس عرض کرد: از کدام شوهر خواهد شد؟ فرمود: از کسی که محمّد (ص) تو را در فلان شب و فلان ماه و فلان سال به او خواستگاری نمود. آن حضرت از او پرسید: حضرت مسیح و وصّی او تو را به که تزویج نمود؟ نرجس گفت که: به پسرت امام حسن عسکری (ع).
حضرت فرمود: آیا می شناسی؟ گفت: از وقتی که به دست حضرت زهرا (س) به اسلام مشرّف شده ام، شبی نگذشته است که او به دیدن من نیامده باشد.
بشر می گوید که آن حضرت فرمود: یاکافور! خواهرم حکیمه را نزد من آر. پس حکیمه آمد، آن حضرت فرمود: این همان است که گفته بودم پس حکیمه با او معانقه نمود. آن حضرت به او فرمود: یا بنت رسول الله! نرجس را ببر و به او واجبات و مستحبات را یاد بده که این کنیز، همسر امام حسن عسکری و مادر قائم (ع) است.[15]

امامت
امام هادی فرزند خود امام حسن عسكرى را در حضور گروهى از اصحاب مورد اعتماد به منصب امامت تعيين نمود و نور و حكمت، سلاح و آن چه را از انبیاء به ارث برده بود به امام حسن عسکری تحویل داد.[16]
ابوبكر فهفكى می گويد: حضرت هادى (ع) به من نوشت ابو محمد فرزند من از نظر خلقت و آفرينش سالم­ترين افراد آل محمد، و حجتش از همه محكم­تر، و بزرگ­ترين فرزندان من بوده و او است جانشين من، و رشته امامت و احكام ما نزد او است، و تو آنچه از من مي پرسيدى از او بپرس كه هر چه بدان نيازمند باشى نزد او است.
شاهويه بن عبد اللَّه بن جلاب می گويد: حضرت ابو الحسن (ع) براى من نوشتند كه تو اراده نمودى از امام بعد از ابو جعفر پرسش كنى و از اين موضوع در اضطراب هستى، و ليكن مضطرب نباش خداوند مردم را پس از هدايت سرگردان نمي كند تا حقائق را براى آنان روشن كند و ترس و اضطراب را از آنها دفع نمايد، اينک امام شما بعد از من فرزندم ابو محمد است، و احتياج شما در نزد او است. [17]

سیره عملی
جوانمردی اهل بیت (ع) تا آن اندازه بود که علاوه بر پیروان خود، حتی به محرومان و نیازمندان مخالف خود نیز کمک می کردند. محمّد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) گفته است: زمانی به تهی دستی مبتلا شدم و زندگی برایم بسیار سخت شد. در این حال بودم که روزی پدرم گفت: نزد حضرت عسکری (ع) برویم؛ زیرا مردم او را به جوانمردی و کرم توصیف می کنند. محمّد می گوید به پدرم گفتم: او را می شناسی؟ گفت: نه! راه که می رفتیم، پدرم گفت: کاش حضرت عسکری (ع) پانصدر درهم برای من بدهد تا دویست درهم آن را صرف پوشاک و دویست درهم را صرف پرداخت بدهی ها و صد درهم دیگر را هم برای مخارج زندگی به مصرف برسانیم. من هم با خودم گفتم: کاش سیصد درهم نیز به من می دادند تا صد درهم را برای پوشاک و صد درهم را برای مخارج زندگی و با صد درهم دیگر مرکبی تهیه می کردم! وقتی به حضور امام عسکری (ع)، رسیدیم، از پدرم پرسیدند چرا تاکنون نزد ما نیامده ای؟ پدرم عرض کرد با این وضع خجالت می کشیدم خدمت برسم محمد می گوید: وقتی خواستیم مرخص شویم، همان مقدار پول که آروزیش را داشتیم، حضرت به ما دادند... به پدرم که «واقفی» بود و امامت حضرت عسکری (ع) را قبول نداشت گفتم آیا دلیلی روشن تر از این برای امامت حضرت عسکری (ع) می خواهی؟ علی بن ابراهیم گفت، این آیینی است که من به آن عادت کردم و مثل گذشته «واقفی» ماند، امّا امام (ع) با این حال، از بخشیدن مال به او خودداری نفرمود.[18]
گاه، برخی به طمع پول بیشتر نزد امامان معصوم به دروغ، اظهار فقر و نداری می کردند، اما با این حال، معصومان (ع) آن ها را محروم نمی کردند. اسماعیل بن محمد عباسی گفته: روزی بر سر راه حضرت عسکری (ع) نشستم. چون آن حضرت نزدیک شدند، از جای خود برخاستم و از فقر و تنگ دستی خود، به آن حضرت شکایت کردم و حتی قسم خوردم که مالی ندارم. امام (ع) فرمودند: چرا به خدا قسم دروغ می خوری، در حالی که خبر دارم دویست دینار در فلان جا ذخیره کرده ای؟ آن گاه امام (ع) فرمودند: البته این را نگفتم که از دادن پول به تو خودداری کنم و به غلام خود فرمودند: صد دینار پول از دارایی ما به این شخص بده! سپس به من فرمودند: ولی هنگامی که نیاز به آن دویست دینار پیدا کردی، خودت از آن محروم خواهی شد. وقتی سراغ آن دویست دینار رفتم، دیدم پیش از من، فرزندم آن پول ها را برداشته و خرج کرده است.[19]

سیرۀ اجتماعی
محمد بن حمزه سروری می گوید: توسط ابو هاشم جعفری - که با هم دوست بودیم - نامه ای به محضر امام عسکری (ع) نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: ; پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت که این درهم ها به تو ارث می رسد، پس خدا را سپاسگزاری کن و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.
بعد از چند روزی، پیکی از شهر حران آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه دقیقا همان روزی فوت کرده است که امام (ع) آن خبر را به من داد
به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام (ع) زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذر و اسراف کار بودم.[20]

فرزندان
با مطالعه روایات و تاریخ زندگانی امامان روشن می شود که امام حسن عسکری (ع) فقط یک فرزند داشته است که حضرت مهدی و امام بعد از ایشان می باشد.[21]
شیخ مفید می نویسد: امام پس از حضرت ابو محمد فرزندش حضرت امام زمان (ع) است كه نام و كنيه‏اش مساوى با نام و كنيه رسول خدا (ص) بوده پدرش حضرت ابو محمد به غير از او در باطن و ظاهر فرزندى نداشته ‏است.‏[22]

شهادت
امام حسن عسکری (ع) در روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260 كه 28 سال داشته، وفات كرده است.‏[23] بیشتر علماى شیعه بر اين اعتقاد هستند كه حضرت مسموم شده و همچنين پدرش و جدش و همه امامان ديگر به شهادت رسيده‏اند و در اين باره به آنچه از حضرت امام صادق (ع) روايت شده استدلال كرده‏اند که آن حضرت فرموده است: «به خدا سوگند هيچ كدام از ما نيست جز اين كه شهيد مى شود» و خدا به اين حقيقت داناتر است.[24] امام حسن عسکری (ع) بعد از شهادت در همان خانه‏اى كه در سر من رأى[25] پدرش در آن دفن شده بود دفن شده است.[26]



[1]. بنابر یکی از اقوال مرحوم کلینی ایشان در ماه رمضان به دنیا آمده است.كلينى‏، الكافي‏، ج 1، ص 503، ناشر، اسلاميه، تهران‏، چاپ دوم‏، 1362 ش‏.
[2]. طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى، مترجم، عطاردى، عزيز الله ‏، ص485، ناشر، اسلامية، تهران، چاپ اوّل، 1390 ق‏؛ شيخ مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص 313، ناشر، كنگره شيخ مفيد، قم،‏ چاپ اول، 1413 ق‏. ‏
[3]. دهخدا، لغت نامه، یعنی مادر فرزند، و آن کنیزی است که از مولای خود آبستن شود.
[4]. شيخ كلينى‏، كافي‏، ج 1، ص 503، ناشر، اسلاميه، تهران‏، چاپ دوم‏، 1362 ش‏.
[5]. عاملى، سيد محسن ، ‏أعيان الشيعة، ج‏2، ص40، ناشر، دار التعارف‏، بيروت، 1403 ق‏.
[6]. شيخ صدوق‏، عيون أخبار الرضا، ترجمه، غفارى ، مستفيد، ج‏1، ص 119، نشر صدوق،‏ تهران،‏ چاپ اول‏،1372 ش‏. (دَخَلْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص‏)، فقال لي: ... و أنّ اللّه تبارك و تعالى ركّب في صلبه [أي عليّ الهادي (ع)‏] نطفة، و سمّاها عنده الحسن، فجعله نورا في بلاده، وَ خَلِيفَةً فِي أَرْضِهِ وَ عِزّاً لِأُمَّةِ جَدِّهِ وَ هَادِياً لِشِيعَتِهِ وَ شَفِيعاً لَهُمْ عِنْدَ رَبِّهِ وَ نَقِمَةً عَلَى مَنْ خَالَفَهُ وَ حُجَّةً لِمَنْ وَالاهُ وَ بُرْهَاناً لِمَنِ اتَّخَذَهُ إِمَاما).
[7]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 13، ص 331 و 332 ، 11، مؤسسه الوفا، بیروت – لبنان، 1404 هـ ق.
[8]. مجلسی، محمد باقر، بحارالأنوار، ج 15، ص 236 - 239، ح 57.
[9]کتاب مقدس، عهد قدیم (تورات)، سفر پیدایش، باب 17 (عهد ختنه)، جملۀ 18 – 20، ص 17 (معروف به ترجمۀ قدیمی).
[10]. شيخ صدوق‏، كمال الدين و تمام النعمة، ج‏1، ص40‏، ناشر، اسلاميه‏، تهران،‏ چاپ دوم‏، 1395 ق.‏
[11]. صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص371، دار الكتب الإسلاميه، قم، 1395 هـ ق.
[12]. شيخ بهائى‏، مفتاح الفلاح في عمل اليوم و الليلة، ص 224، ناشر، دار الأضواء، بيروت،‏ چاپ، اول، 1405هـ.
[13]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏50، 268، ناشر، اسلاميه، تهران‏.
[14]. شيخ طوسى،‏ الغيبة للحجة، ص 393، ناشر، دار المعارف اسلامى،‏ قم، چاپ، اول،‏‏ 1411 ق‏.
[15]. شيخ طوسى،‏ الغيبة للحجة، ص 208، ناشر، دار المعارف اسلامى،‏ قم، چاپ، اول،‏‏ 1411 ق‏.
[16]. علامه مجلسى‏، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 50، ص 211، ناشر، اسلاميه، تهران.
[17]. شیخ مفید، ارشاد، ترجمه، رسولى محلاتى‏، سيد هاشم، ج‏2، ص 306، ناشر، اسلاميه، تهران،‏ چاپ دوم‏.
[18]. شيخ مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص 326، چاپ اول، كنگره شيخ مفيد، قم، 1413 ق‏. ‏
[19]. همان، ج‏2، ص 332.
[20]. محدث اربلى‏،كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج 2، ص 424، ناشر، بنى هاشمى، تبريز، چاپ، اول، 1381 ق‏.
[21]. انصارى زنجانى خوئينى‏، اسماعيل، الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء (ع)، ج‏ 7، 121، ناشر، دليل ما، قم‏، 1428 ق‏.
[22]. شيخ مفيد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص 339، ناشر، كنگره شيخ مفيد، قم،‏ چاپ اول، 1413 ق‏.
[23]. کلینی، اصول كافى، ترجمه، كمره‏اى،‏ محمد باقر، ج‏3، ص 481، انتشارات اسوه، قم، چاپ سوم، 1375 ش‏.
[24]. حجازى، سيد مهدى، حجازى، سيد على رضا و عيدى خسروشاهى، محمد،‏ درر الأخبار با ترجمه، ص381، ‏ناشر، دفتر مطاالعات تاريخ و معارف اسلامى‏، قم‏، چاپ اول،‏ 1419 ق‏.
[25]. سامرا
[26].کلینی، اصول كافى، ترجمه، كمره‏اى،‏ محمد باقر، ج‏3، ص 481، انتشارات اسوه، قم، چاپ سوم، 1375 ش‏.

طبقه بندی موضوعی

در خبرنامه سایت عضو شوید

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

پرسش های اتفاقی

  • نمازهای مستحبی شبانه‌روزی - از جمله نماز شب - چه ثواب‌هایی دارند؟
    2925 حدیث 1394/04/10
    در آموزه‌‌های دینی ما برای نوافل(نمازهای مستحبی) آثار و پاداش‌هایی گزارش شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود. جبران کاستی‌های نماز واجب غیر از افراد ویژه‌‌ای که در نماز تمام توجهشان به حضرت حق است، دیگران کم و بیش در نمازشان توجهی به غیر خدا دارند؛ ...
  • چگونه کنترل چشم از نگاه به حرام بر تمرکز فکر تأثیر می‌گذارد؟
    7076 نگاه،سخن، لمس 1392/07/06
    تأثیر گناهان در زندگی انسان، از امور مسلمی است که آیات قرآن و روایات دلالت بر آن دارد،[1] و یکی از گناهانی که تأثیر بد در روح و روان و فکر انسان گذاشته و حتی در زندگی آینده او تأثیر دارد، گناهانی است که ...
  • آیا حضرت مهدی(عج) دین جدید و کتابی غیر از قرآن می‌آورد؟
    10631 بعد از ظهور 1386/08/06
    چنانچه می دانیم دین از جانب خدای متعال به عنوان جامع ترین و کامل ترین دین آسمانی بر پیامبر اکرم نازل گردید که تا روز قیامت ثابت و تغییرناپذیر می باشد و همه ی اوصیای الهی و ائمه ی اطهار موظف به حفظ و گسترش آن در بین ...
  • نفس چیست؟ لطفاً توضیح دهید.
    29695 Islamic Philosophy 1391/04/04
    در تعریف نفس گفته اند: نفس جوهر روحانی است که به ذات خود زنده است و چون قرین و همنشین جسمی از اجسام گشت آن را مانند خود می نماید؛ مانند صورت آتش که جوهری سوزان است که اگر آن را در کنار جسمی از اجسام ...
  • شرائط واجب شدن نفقه همسرکدام اند؟
    10714 Laws and Jurisprudence 1386/03/26
    نفقه ی همسر با شرایطی بر شوهر واجب می شود:1. عقد دایم باشد.2.قابلیت برای امور زنا شویی داشته باشد.(همسری که در سنین کودکی است و قابلیت برای امور زنا شویی نداشته باشد نفقه اش واجب نیست.)3. زن در مواردی که اطاعت ...
  • قاعده «قبح عقاب بلا بیان» به چه معنا است؟
    1001 General Terms 1398/02/26
    قاعده «قبح عقاب بلا بیان»، قاعده‌ای عقلی و مبتنى بر پذیرش «حسن و قبح عقلى»می‌باشد و معنایش آن است که کیفر کردن کسى که اطلاع از دستور و تکلیفی نداشته و بیانى به وى نرسیده، زشت و ناپسند است؛ بنابراین، هرگاه در موردى، از سوى شارع، ...
  • آیا امام علی(ع) از روزگار شکوه می‌کند که او را هم‌سنگ معاویه قرار داده است؟
    9285 حدیث 1393/10/28
    در این زمینه روایاتی وجود دارد: الف. ابن ابی الحدید از امام علی(ع) نقل می‌کند: «در زمان رسول خدا(ص) جزئی از ایشان محسوب می‌شدم. مردم هم‌چنانکه در افق آسمان به ستارگان نگاه می‌کنند به من نگاه می‌کردند. سپس روزگار از من چشم پوشاند و مرا هم‌سنگ این و ...
  • عاقبت کار ساحرانی که به حضرت موسی(ع) ایمان آوردند، چه شد؟ آیا فرعون، تهدیدش در مورد آنان را عملی کرد؟!
    756 پیامبران و کتابهای آسمانی 1397/12/01
    آنچه در قرآن کریم آمده، آن است که فرعون، ساحران را تهدید به دارزدن و قطع اعضا کرده و ساحران نیز از این تهدید نهراسیده و بر ایمان خویش پایدار ماندند.[1] اما این‌که سرانجام آنها چه شد، در قرآن بدان اشاره نشده، و ...
  • ارتباط جنسی با محارم چه حکمی دارد؟
    177024 Laws and Jurisprudence 1388/02/21
    غریزه جنسی یکی از مهم‌ترین غرایز بشر و عامل بقای نسل آدمی و یکی از نعمت های بزرگ پروردگار است که به انسان بخشیده است. غریزه جنسی در دوران بلوغ و نوجوانی با گرایش به جنس مخالف، بروز می‌کند و به معنای میل فطری، روانی و بالاخره فیزیکی ...
  • معنای هروله چیست؟ و هروله در مجلس امام حسین(ع) چه حکمی دارد؟
    28725 مجالس و هیئات مذهبی 1391/05/04
    هروله حالتی است بین راه رفتن معمولی و دویدن.[1]فقها در مسائل مربوط به حج، می‌گویند: مستحبّ است مردان به هنگام رفتن از صفا به مروه، یا هنگام بازگشت، وقتى به محلّ مخصوصی -که امروزه با چراغ سبز مشخص شده- مى‌رسند «هَرْوَله» کنند و کمى ...

پربازدیدترین ها

  • سریع الاستجابة ترین دعا جهت رسیدن به حاجت کدام است؟
    902106 دستور العمل ها 1386/03/09
    اگرچه دعاهای زیادی از امامان معصوم (ع) نقل شده است که مورد اجابت واقع شده و سریع الاجابة هستند، که ذکر متن آنها در این جا مقدور نیست و فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود: 1. دعای توسل 2. دعای فرج 3. دعای اسم اعظم 4. ...
  • در چه صورت غسل جنابت بر زن واجب می شود؟
    565810 Laws and Jurisprudence 1386/09/04
    از دو راه جنابت حاصل می شود:1) نزدیکی و آمیزش جنسی، اگرچه منی بیرون نیاید.2) بیرون آمدن منی، (حتی بدون دخول) چه در خواب باشد یا بیداری، کم باشد یا زیاد، با شهوت ...
  • پیامبران اولوالعزم و کتاب‌های آنها کدام‌اند؟ چرا «اولوالعزم» نامیده شده‌اند و چرا زرتشت و داوود(ع) اولوالعزم نیستند؟
    491644 تفسیر 1387/02/31
    واژه اولوالعزم در آیه 35 سوره احقاف آمده است. عزم به معنای حکم و شریعت است و اولوالعزم یعنی پیامبرانی که دارای شریعت و دین مستقل و جدیدی بوده اند. در روایات برای پیامبران اولوالعزم شرایطی ذکر شده است: 1. داشتن دعوت جهان شمول
  • نماز جمعه به چه صورت خوانده می شود؟
    425300 Laws and Jurisprudence 1389/09/10
    نماز جمعه یکی از عباداتی است که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و به جماعت خوانده می شود. نماز جمعه دارای دو خطبه می باشد که با حمد و ...
  • حکم زنا با زن شوهردار چیست؟
    405255 Laws and Jurisprudence 1387/05/23
    زنا خصوصا با زن شوهر دار یکی از گناهان بسیار زشت و بزرگ به شمار می آید ولی بزرگی خداوند و وسعت مهربانی او به حدی است، که اگر گنهکاری که مرتکب چنین عمل زشت و شنیعی شده واقعا از کردۀ خود پشیمان باشد و تصمیم جدی ...
  • آیا ارتباط انسان با جن ممکن است؟
    374018 تفسیر 1386/02/01
    قرآن مجید وجود جن را تصدیق کرده است و ویژگی‏های زیر را برای او برمی شمارد: 1.جن موجودی است که از آتش آفریده شده، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[1] 2. دارای علم ، ادراک، تشخیص ...
  • تعداد فرزندان حضرت علی (ع)، و نام ایشان و نام مادران آنان چه بوده است؟
    360147 معصومین 1387/06/05
    شیخ مفید در کتاب ارشاد تعداد آنها را 27 تن از دختر و پسر دانسته و پس از آن گفته است: عده‏ای از علمای شیعه گویند که فاطمه پس از وفات پیامبر (ص) جنینی که پیامبر او را محسن نامیده بود سقط کرد. بنابر قول این عده، فرزندان آن حضرت ...
  • عقیقه و احکام و شرایط آن چیست؟
    344941 Practical 1391/02/11
    عقیقه عبارت است از: کشتن گوسفند یا هر حیوانی که صلاحیّت قربانی کردن داشته باشد، در روز هفتم ولادت فرزند، جهت حفظ فرزند از بلاها. پرداخت قیمت آن کفایت از عقیقه نمی‌کند. بهتر است عقیقه و فرزندی که برایش عقیقه می‌شود، از حیث جنسیت مساوی باشند، ولی ...
  • اصول و فروع دین را نام برده و مختصراً توضیح دهید؟
    325288 Laws and Jurisprudence 1387/09/23
    دسته بندی اصول دین و فروع دین به این شکلی که در میان ما متداول است از احادیث و روایات ائمه (ع) اخذ نشده است؛ بلکه دانشمندان علوم دینی معارف دینی را به این صورت دسته بندی کردند. تاریخ بحث ها در باره به نیمه دوم قرن اول هجری ...
  • آیا کاشت ناخن مانع غسل و وضو است؟
    315779 Laws and Jurisprudence 1387/12/04
    در غسل و وضو، باید آب به اعضای بدن برسد و ایجاد مانعی در بدن که رفع آن مشکل یا غیر ممکن است، جایز نیست، مگر در صورتی که ضرورتی آن را اقتضا کند و یا غرض عقلائی مشروعی در این امر وجود داشته باشد.در هر حال، اگر مانعی ...